1  2    3  
قم در نگاه روایات
در فضلیت شهر قـم و اهل آن, روایات بـی شماری وجـود دارد. علامه بزرگوار شهید قاضـی نـورالله شـوشتـری در ایـن زمینه مـی گـویـد:
«اخباری كه درفضلیت قم و اهل قـم از رسول خدا(ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) روایت شـده, فراوان است.»(1) از ایـن رو به ذكر گزیده ای از آنها می پردازیم:
1ـ روی علی بـن محمد العسكری عن ابیه عن جده عن امیرالمـومنیـن (ع) قـال: قـال رسـول الله (ص): ((لمـا اسـری بـی الـی السمـاء الرابعه, نظرت الی قبه مـن لولولها اربعه اركان و اربعه ابـواب كاءنها مـن استبرق اءخضر. قلت: یا جبـرئیل, ما هذه القبه التـی لـم ارفی السماء الرابعه احسـن منها؟ فقال: یا حبیبی محمد, هذه صـوره مـدینه یقـال لها قـم, یجتمع فیها عبـادالله المـومنـون.
ینتظرون محمـدا و شفاعته للقیامه و الحساب. یجـری علیهم الغم و الهم و الاحزان و المكاره...))(2) پیامبر(ص) فرمـود: هنگامـی كه به آسمان چهارم(3) برده شدم, به گنبدی از لولـو كه چهار ركـن و چهار در داشت و گویا از حریر سبز بود, نگریستم. گفتـم: جبرئیل, ایـن گنبـدی كه بهتر از آن را در آسمان چهارم نـدیـده ام, چیست؟ جبرئیل گفت: محبـوبـم محمـد, ایـن صـورت شهری است كه بـدان قـم گـویند.در آن بندگان مـومـن خـدا جمع مـی شـوند و منتظر محمـد و شفاعتـش در روز قیامت و حسابرسـی هستند. بر آنان غم و انـدوه و نـاراحتیها و نـاخشنـودیها وارد نمـی شـود...
سرزمین نجیبان
2ـ عن حماد الناب قال: كنا عند ابـی عبـدالله (ع) و نحـن جماعه اذ دخل علیه عمران بـن عبدالله القمـی فساءله و بره و بشه فلما اءن قام, قلت لابـی عبـدالله (ع) مـن هذاالذی بررت به هذا البر؟ فقال: ((مـن اهل البیت النجباء ـ یعنی اهل قم ـ ما ارادهم جبار مـن الجبابره الا قصمه الله)) (6).
شخصی به نام حماد ناب گفت: به همـراه جماعتـی در حضـور امام صـادق (ع) بـودیـم كه عمـران بـن عبدالله قمـی وارد شد. امام از او احـوالپرسـی كرد و خـوشحالـش نمـود. وقتی او برخاست و رفت به ابی عبدالله (ع) (7) عرض كردم:این چه كسـی بـود كه با او ایـن گـونه خـوشرفتاری كردیـد؟ امام فرمود: او از جمله خاندان نجیبان ـ یعنی اهل قـم ـ است. هیچگاه هیچ گردنكشی از طاغیان نسبت به آنان سـوء قصد نمی كند مگر اینكه خداوند او را در هم می شكند.
به فرض آنكه روایت فـوق از امام صادق(ع) صادر شده باشـد, مسلما منظور ایشان ایـن نبـوده كه هیچ حاكـم و ظالـم و گردنكشـی گرچه برای مدتـی كـوتاه بر قـم مسلط نشـده و حكمرانـی نكرده است.(8)
شایـد مقصـود امام ایـن بوده كه به اصطلاح مقتضـی بـرای نابـودی جبارانی كه نسبت به قـم سوء قصد داشته ولی موانعی چـون گناه كه از سوی عده ای از اهالی قـم صادر شده, باعث گردیده كه حكام ظالم بـر آنجا تسلط پیـدا كننـد. و اصـولا با تـوجه به آنكه خـداونـد سـرنـوشت هیچ ملتـی را تغییـر نمـی دهـد مگـر اینكه خـود آنــان بخـواهند.(9) می تـوان استنباط كرد كه علت اصلی سلطه بیگانگان و ستمگران بر مردم قـم و نیز بـر ایران و دیگـر كشـورهای اسلامـی, چیزی جز كردار ناشایست آن یاجمعی از آنان و به فرامـوشـی سپردن دستـورات الهی نبـوده است. خـداونـد در ایـن باره فرمـوده است:
«... ان الله لا یغیر ما بقـوم حتی یغیروا ما بانفسهم...))(10) یعنی خداوند سرنوشت هیچ ملتی را دگرگـون نمی كند مگر اینكه آنان آنچه را كه در خـودشـان هست, تغییـر دهنـد.
ـ حجت بلاد
3ـ عن ابـی عبدالله (ع) قال: ((ان الله احتج بالكـوفه علی سائر البلاد و بالمـومنیـن من اهلها علی غیرهـم مـن اهل البلاد و احتج ببلـده قـم علـی سائر البلاد و باءهلها علـی جمیع اهل المشـرق و المغرب مـن الجـن و الانس و لـم یدع الله قـم و اهله مستضعفا بل وفقهم و ایدهـم... و سیاءتـی زمان تكـون بلده قـم واهلها و حجه علی الخلائق و ذلك فی زمان غیبه قائمنا(ع) الی ظهوره و لـولا ذلك لساخت الارض باهلها. و ان الملائكه لتـدفع البلایا عن قـم و اهله, و ما قصده جبار بسـوء الا قصمه قاصـم الجباریـن عنهم بـداهیه او مصیبه او عدو. و ینسی الله الجباریـن فی دولتهم ذكر قـم و اهله كما نسـوا ذكرالله.))(11)
امام صادق (ع) فرمـود: خداوند به شهر كـوفه بر دیگر شهرها احتجاج كرده و به مـومنان آن منطقه بـرغیر آنان از ساكنان شهرها.
و خداوند به شهر قـم بر سایر شهرها به واسطه اهالی آن بر تمامی سـاكنـان مشـرق و مغرب از جـن و انـس احتجـاج كرده است.
خـداونـد اهل آن را مستضعف (در دیـن) نمـی گذارد بلكه تـوفیقشان می دهد و تاءییدشان می كند... زمانـی مـیآید كه شهر و اهل قـم بر دیگـر مـردم حجت انـد و آن در زمان غیبت قائم ماست تـا ظهور او. اگر چنین نباشد, زمیـن ساكنان خـود را فرو مـی برد. مسلما ملائكه دشواریها را از قـم و ساكنانش دفع می كنند. هیچگاه گردنكشی نسبت به قمیان سـوء قصد نمـی كند مگر آنكه درهـم شكننده جباران او را نابـود و به مصیبت یا درد سر یا دشمنی مشغولـش می نماید. خداوند قـم را از یاد سركشان در زمان حكومتشان می برد همانگونه كه آنان یاد خدا را به فراموشی سپردند.
ـ معدن علم و فضل, قائم مقام حجت
4ـ عن الصـادق (ع) انه ذكـركـوفه و قـال:
«ستخلو كوفه مـن المومنین و یاءزر عنها العلم كما تاءزر الحیه فـی حجـرها, ثـم یظهر العلـم ببلـده یقال لها قـم و یصیر معدنا للعلـم و الفضل حتـی لا یبقـی فـی الارض مستضعف فـی الـدیـن حتـی المخـدرات فـی الحجال, و ذلك عنـد قرب ظهور قائمنا, فیجعل الله قـم و اهله قائمیـن مقام الحجه و لولا ذلك لساخت الارض باءهلها و لم یبق فی الارض حجه فیقیض العلـم منه الی سائر البلاد فی المشرق و المغرب, فیتـم حجه الله علی الخلق حتـی لا یبقـی احد علی الارض لم یبلغ الیه الدیـن و العلم, ثـم یظهر القائم (ع) و یسیر سببا لنقمه الله و سخطه علی العباد; لان الله لا ینتقـم مـن العباد الا بعد انكار هـم حجه.» (12)
زمانی امام صادق(ع) شهر كـوفه را یاد كرد و فرمود: در آینده كـوفه از مـومنان خالـی می شـود و علـم و دانـش بـدان پشت می كند همچنانكه مار در لانه خـویـش پشت مـی كند.
آنگاه علـم در شهری به نام قـم ظاهـر وآنجـا معدن علـم و فضلیت می شـود به طوری كه دیگر به روی زمیـن كسی كه به امور دینی آگاه نباشد, پیدا نمـی شـود. در آن زمان حتـی زنان پرده نشیـن هـم از مسایل دینـی آگاهـی دارنـد. و ایـن هنگام نزدیك شـدن ظهور قائم ماست. در آن هنگام خداوند قـم و ساكنانش را قائم مقام حجت قرار می دهد. واگر چنین نباشد, زمیـن ساكنان خود را فرو می برد و دیگر بر روی آن حجتـی باقـی نخـواهد ماند. در آن عصر علـم از قـم به دیگر نقاط جهان در شرق و غرب جاری مـی شـود.(13) لذا حجت خدا بر مـردم تمام مـی گردد به گـونه ای كه دیگـر كسـی یافت نمـی شـود كه دستـورهای دینـی و علـم الهی بـدو نرسیده باشد. آنگاه قائم (ع) ظهور می كند و وسیله انتقام و خشـم خـداوند بر بنـدگان مـی گردد; چـون خـداونـد از مردم انتقام نمـی گیرد مگر بعد از آنكه حجت را انكـار كننـد.
ـ استـراحتگـاه مـومنـان, مـاوای فـاطمیـان
5ـ عن محمـد بـن جعفـر عن ابیه الصـادق(ع) قـال:
«اذا اصابتكم بلیه و عناء فعلیكم بقم, فانه ماءوای الفاطمییـن و مستراح المومنیـن. و سیاءتی زمان ینفر اولیاءنا و محبونا عنا و یبعدون عنا و ذلك مصلحه و لهم لیكلا یعرفوا بـولایتنا و یحقنوا بذلك دماوهم و اموالهم و ما اراد احد بقـم و اهله سوءا الا اذله الله و ابعده مـن رحمته.»(14)
امام صادق(ع) فرمود: هرگاه بلا و ذلتـی به شما رسید, به قـم برویـد. چـون آنجا پناهگاه فرزنـدان فاطمه و استراحتگاه مـومنان است. زمانـی فرا مـی رسد كه اولیا و دوستدارانمان ازما می گریزند و دور مـی شـوند تا به دوستـی با ما شناخته نشـوند و خـون و داراییشان محفوظ بماند. ایـن به نفعشان است. كسـی نسبت به قـم و ساكنانـش سـوء قصد نمـی كند, مگر اینكه خـداونـد او را خـوار و از رحمت خـویـش دور مـی نمـاید. بخـش عمـده ایـن روایت مربـوط به دوران خفقان آلـودی است كه بر فـرزنـدان فاطمه(ع) وشیعیان علـی (ع) در زمان خلفا و پـادشاهان ستمگر غیر شیعی خصوصا سفاكان اموی و عباسی پیـش از انقلاب اسلامی گذشت.
ـ محل باز شدن در بهشت
6ـ عن صفـوان بـن یحیـی بیاع السابری قال: كنت یـوما عنـد ابـی الحسـن(ع) فجری ذكر قـم و اهله و میلهم الـی المهدی(ع) فتـرحـم علیهم و قال ((رضی الله عنهم)).
ثـم قال: ((ان للجنه ثمانیه ابواب و واحد منها لاهل قم وهم خیار شیعتنـا مـن بیـن سـائر البلاد. خمـرالله تعالـی و لایتنـا فـــی طینتهم.))(15)
صفـوان یحیی ـ فروشنده پارچه های شاپـوری ـ گوید: روزی نزد امام كـاظم (ع) (یا امام رضـا(ع)) بـودم كه نام قـم و ساكنانـش و تمایل آنان به حضرت مهدی (ع) به میان آمد. در پی آن امام رحمتشان فرستاد و فرمود: خداوند از آنان خشنود باشد. سپـس افزود: بهشت دارای هشت در است و یكـی از آنها از آن قمیان است. اهل قـم بهتریـن شیعیان ما از میان دیگر شهرها هستند. خـداونـد دوستـی ما را در سـرنـوشتشان آمیخته است. آنچه در تـوضیح روایت بالا باید گفت, ایـن است كه شیعیان قـم در مجموع نسبت به شیعیان سایر نقاط بهتراند.
محمد اصغري نژاد
1  2    3  
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010