1  2  
شرح دعای هفتم صحیفه سجادیه
یا من تحل به عقد المكاره، و یا من یفثا به حد الشدائد، و یا من یلتمس منه المخزج الی روح الفرج، ذلت لقدرتك الصعاب، و تسبیت بلطفك الاسباب و جری بقدرتك القضا، و مضت علی ارادتك الاشیا فهی بمشیتك دون قولك مؤ تمره و بارادتك دون نهیك منزجره.
انت المدعو للمهمات، و انت المغزع فی الملمات لا یندفع منها الا ما دفعت، و لا ینكفشف منها الا ما كشفت.
و قد نزل بی یا رب ما قد تكاذنی ثقله و الم بی ما قد یهظنی حمله، و بقدرتك اوردنه علی، و بسلطانك وجهته الی فلا مصدر لما اوردت و لا صارف لما وجهت، و لا فاتح لما اغلقت و لا مغلق لما فتحت، و لا میسر لما عسرت و لا ناصر لمن خذلت.
فصل علی محمد و آله و افتح لی یا رب الفرج بطولك و اكسر عنی سلطان الهم بحولك، و انلنی حسن النظر فیما شكوت و اذقنی حلاوه الصنع فیما سالت، و هب لی من لدنك رحمه و فرجا هنیئا، و اجعل لی من عندك مخرجا وحیا.
و لا تشغلنی بالاهتمام عن تعاهد فروضك و استعمال سنتك، فقد ضقت لما نزل بی یا رب ذرعا، و امتلات بحمل ما حدث علی هما و انت القادر علی كشف ما منیت به و دفع ما وقعت فیه. فافعل بی ذلك، و ان لم استوجبه منك یا ذالعرش العظیم.
فراز اول
یا من تحل به عقد المكاره، و یا من یفثا به حد الشدائد، و یا من یلتمس منه المخرج الی روح الفرج، ذلت لقدرتك الصعاب، و تسببت بلطفك الاسباب. ای كسی كه پیچیدگی ناگواری ها فقط به وسیله او حل می شود، ای كسی كه برندگی سختی ها را او می شكند و ای آن كه روی آوردن به سوی آسایش را از او تمنا می كنیم ! فقط به قدرت تو هر دشواری هموار است و تنها سبب ساز، لطف عام تو می باشد.
شرح:
عقده های روحی انسان آن چنان پیچیده است كه در روان شناسی جدید بعضی را غیر قابل حل و بعضی را بسیار مشكل تشخیص داده اند و توان علاج آن ها را در مرزی دانسته اند كه از عهده بسیار كمی از متخصصین بر می آید. پیچیدگی بسیاری از گرفتاری ها پیچش نظام روحی افراد است، ولی خدای متعال گره های كوری كه به دست هیچ كس باز نمی شود را به آسانی می گشاید و می داند كه چگونه باید بندگان مبتلا و گرفتار را به سامان برساند.
این جاست كه یاس و ناامیدی انسان زایل می شود، زیرا با كرم او همه چیز حل می گردد و كمترین نگرانی در كار نخواهد بود. زیرا كلید همه اسرار گره خورده عالم در ارتباط با تدبیر حكیمانه خداوند قرار دارد.
ای دل آر سیل فنا بنیاد هستی بر كند
چون ترا نوح است كشتیبان ز طوفان غم مخور
این دل غمدیده حالش به شود دل بد مكن
این سر شوریده باز آید به سامان غم مخور
پس، گذشته از آن كه گشایش هر در بسته ای به ید قدرت اوست، شكنندگی مصائب و حاد بودن آنان نیز در برابر قدرت و پشتیبانی او كند گردیده و از كنار زندگی بدون هیچ گونه اصطكاكی عبور خواهد كرد، و به همین دلیل حضرت فرموده كه فقط به وسیله تو خروج از وادی غم میسور است و هیچ چیز برای تو مشكل نیست.
عبارت آخر این فراز از دعا، جالب ترین قسمت آن است كه فرمود: تسببت بلطفك الاسباب ؛ یعنی نظام جبری علت و معلولی در سلطه ی قدرت تو ضرورت و جبر پیدا كرده و همه سبب ها و علت ها به تو باز می گردد؛ به دیگر بیان: خدای متعال خود سبب ساز است، یعنی علت و معلول و رابطه ای بین این دو جملگی در قبضه قدرت اوست و هیچ چیز یا كس دیگر بر آن حاكم نمی باشد. تنها اوست كه محكوم هیچ ضرورتی نخواهد بود، بلكه هم چنان كه قرآن كریم فرموده: و انا فوقهم قاهرون[1]
بدین سان است كه در قلب و خاطر بندگان صالح خدا یاس و نومیدی از بن و ریشه خشكیده و هیچ گاه بن بست در زندگی آنان معنی ندارد.
فراز دوم
و جری بقدرتك القضا و مضت علی ارادتك الاشیا، فهی بمشیتك دون قولك مؤ تمره و بارادتك دون نهیك منزجره انت المدعو للمهمات، و انت المفزع فی الملمات لا یندفع منها الا ما دفعت، و لا ینكشف منها الا ما كشفت. تنها به قدرت تو و حاكمیت تو همه چیز برقرار است و بر حسب اراده تو تمام موجودات در مجاری خود جاری هستند و در صورت اراده تو، جملگی آن ها بدون آن كه نهی شان كرده باشی از كار باز می ایستند! در مهمات زندگی و گرفتاری های درد آور آن فقط تو فریاد رس هستی ! فقط آنچه را كه تو سامان دهی و موانعی را كه تو بر طرف كنی رهایی از آن ها حاصل می شود.
شرح:
قضا در اصطلاح علم كلام، عبارت از حتمیت نظام موجود عالم است ؛ امری است كه باید باشد و تخلف ناپذیر است. به طوری كه با احكام و روابط و قواعد حتمیه آن به مبارزه و مقابله نمی توان پرداخت و هرگونه مبارزه ای با واقعیات آن محكوم به شكست است. پس، قضا به معنی حتمیت و قطعی بودن موجودات و جریان های گوناگون و روابط بین آن هاست كه امورات آن فقط به دست خداوند متعال است و هیچ كس دیگری را در این فعل و انفعالات تكوینی سهمی نیست.
اراده خدا نیز عبادت از مبدئیت موجودات است كه دارای نظام اصلح است و غیر اصلح بر حسب سایر موجودات را اداره نمی فرماید. پس وجوب و حتمیت موجودات عالم از جناب حق است كه با علم به نظام احسن آن ها، یكایك را در مجرای اصلی خود قرار داده است.
پس موجودات به محض وجوب مصلحت، در خارج یافت شوند؛ بدون آن كه هیچ حاجتی به قول داشته باشند و با نداشتن مصلحت لازم، متحقق نمی شوند، بدون این كه به نهی و بازدارندگی نیازی وجود داشته باشد.
اصول زندگی ما دارای آن چنان امتیازاتی است كه با نبودن هر یك از آن ها، جز پریشانی چیز دیگری نصیب نخواهد بود. پس در مهمات زندگی جز از او حاجتی نخواهیم داشت، برای استحكام همان اصول است كه آنكه دارای بینش و آگاهی بیشتری است جز به سوی خدای بزرگ كه منشا تمامی خرد و كلان هستی است حركت نمی كند. لذا اگر انسان این واقعیت را شناخت، در بر طرف شدن نابسامانی ها جز به مبدئیت متعالی به كس دیگری متوسل نمی گردد.
فراز سوم
و قد نزل بی یا رب ما قد تكاذنی ثقله و الم بی ما قد یهظنی حمله، و بقدرتك اوردته علی، و بسلطانك وجهته الی فلا مصدر لما اوردت و لا صارف لما وجهت، و لا فاتح لما اغلقت و لا مغلق لما فتحت، و لا میسر لما عسرت و لا ناصر لمن خذلت. خدایا، گرفتاری های وارد شده بر من، سخت مرا به زحمت انداخته و باری كه بر دوشم فرود آمده وامانده ام ساخته، و تو با تمام قدرت و تسلط خود آن ها را متوجه من ساخته ای. و هرگز آنچه را كه تو اراده فرمایی، كس را نرسد كه مانع آن باشد و هر در را كه تو بسته ای، هرگز بازكننده ای ندارد و آن دری را كه تو باز فرمایی بستن آن در توان كسی نیست و هر چه را تو آسان فرمایی، مشكل نباشد و هر فردی كه تو پریشان سازی یاری نخواهد داشت.
شرح:
شداید و گرفتاری ها و حوادث ناگوار گاهی چنان انسان را خسته و ناتوان می كنند كه تمام توان خود را از دست داده و تحمل كمترین فشار درونی و بیرونی را ندارد، و در مسیر زندگی خود جز تاریكی و یاس و ناامیدی چیزی نمی بیند و درهای نجات را بر خود بسته می انگارد.
پریشانی ایام نیز گاهی بدان جا می انجامد كه كسانی كه به خدا ایمان ندارند و یا توكل مناسبی در آنان نیست را به خودكشی و خاتمه دادن به زندگی می كشاند؛ یعنی آنان ترك زندگی را بر خود زندگی ترجیح می دهند؛ ولی آنان كه به خدای متعال یعنی قدرت حكیمانه برتر و نیروی لایزال غیر متناهی امیدوارند، هرگز شداید زندگانی بر آنان غالب نمی گردد. لذا به هر مقدار كه حوادث ناگوار آنان را احاطه كند، نه تنها امیدشان به یاس تبدیل نمی شود، بلكه قدرت فوق العاده ای از ایمان به دست می آورند كه آن را سپر حوادث قرار می دهند. همین نكته است كه سبب تقویت ضریب نیرو در افراد با ایمان می شود و لذا قرآن كریم فرموده: ... ان یكن منكم عشرون صابرون یغلبوا ماتین ...[2] نیروی بیست نفر انسان مؤ من متوكل، بیش از نیروی دویست نفر و غالب بر آنان خواهد بود، زیرا آنان در مكتب اهل بیت تربیت شده اند و معتقدند كه و لا صارف لما و جهت و لا مغلق لما فتحت[3] آنچه را او به سویی حركت دهد هرگز مانعی بر سر راهش نخواهد بود و آن در را كه او ببندد، هرگز كلیدی نخواهد داشت. و لا ناصر لمن خذلت[4] و آن كس را كه در حریم نصرت و یاری تو قرار نگیرد، هرگز یاوری نخواهد داشت. و لذا در آیه كریمه آمده است: ان ینصركم الله فلا غالب لكم و ان یخذلكم فمن ذالذی ینصركم من بعده.[5]
فراز چهارم
فصل علی محمد و آله و افتح لی یا رب باب الفرج بطولك و اكسر عنی سلطان الهم بحولك، و انلنی حسن النظر فیما شكوت و اذقنی حلاوه الصنع فیما سالت، و هب لی من لدنك رحمه و فرجا هنیئا، و اجعل لی من عندك مخرجا وحیا. خدایا، بر محمد و آلش درود فرست و به قدرت خود گشایش را نصیبم فرما. فراگیری پریشانی و غم را در هم شكن و به شكوه های من حسن نظر بفرما و شیرینی اجابت درخواست هایم را به من بچشان و از درگاه منیع خود رحمت و گشایش گوارایی نصیب فرموده و گشایش دشواری ها را بر من سریع و آسان بگردان.
شرح:
در فراز قبل، امام علیه السلام توجه گرفتاری و شدت نگرانی ها به خویش را بر شمرد و ضعف خود را نسبت به تحمل آنان بیان داشت. در این فراز، حضرت بر محمد و آلش درود فرستاده و از خدای متعال درخواست فرج و گشایش و رفع غم و هم از خویش را فرموده است.
[1] . اعراف، 127.
[2] . انفال، 65.
[3] . صحیفه سجادیه، دعای هفتم.
[4] . همان.
[5] . آل عمران، 160.
آيت الله حسن ممدوحي - شهود و شناخت، ص 321
1  2  
صفحه اصلی | درباره ما | ارتباط با ما

کلیه حقوق مادی و معنوی این سامانه متعلق به مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات میباشد
CopyRight © andisheqom.com 2001 - 2010