علت حرمت روزه عيد فطر
اين مطلب به قلمرو فلسفه احكام يا علل ‌الشرايع مربوط مي‌گردد كه قلمرويي است دور از دسترس عقل آدمي، مگر مقداري كه توسط وحي (قرآن) يا مفسّران وحي (سنّت معصومين ـ عليهم السّلام ـ ) به ما ابلاغ گرديده است.
بازدید : 1587
منبع : مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات ـ حوزه علميه قم ,

اين مطلب به قلمرو فلسفه احكام يا علل ‌الشرايع مربوط مي‌گردد كه قلمرويي است دور از دسترس عقل آدمي، مگر مقداري كه توسط وحي (قرآن) يا مفسّران وحي (سنّت معصومين ـ عليهم السّلام ـ ) به ما ابلاغ گرديده است.
اما در مورد حکمت تحريم روزه در دو عيد فطر و قربان نکات ذيل به ذهن مي رسد:
الف) حفظ تعادل در جامعه اسلامي
اسلام آييني است كه به تعبير قرآن «امّت»[1] وسط و دين اعتدال است. يكي از مصاديق اين اعتدال برقراري نوعي موازنه ميان دنيا و آخرت مي‌باشد. نه مانند ملحدين كاملاً آخرت‌گرايي را نفي مي‌كند و نه مانند مسيحيت دنيا را به يكباره كنار مي‌گذارد. بلکه صراط مستقيم الهي، در اين مورد، راه رفتن در خط اعتدال ميان دنيا و آخرت مي‌باشد. خداوند از زبان قوم بني‌اسرائيل خطاب به قارون مي‌فرمايد: بهره‌ات از دنيا را فراموش نكن، اما در عين حال احسان و نيكويي را نيز مراعات نما.[2]
اگر اين ويژگي دين اسلام را در كنار آن خصوصيت انسانها قرار دهيم كه همواره تمايل به افراط و تفريط و خروج از حدّ اعتدال دارند، مي‌توان ربط ميان اين سخن و فلسف? تحريم روزه در اين دو عيد را درك نمود. روز عيد بايد روز خوردن و آشاميدن باشد و مقدس مآبي نبايستي چنان بر آدمها مسلط گردد كه عيد بودن عيد را نيز فراموش كنند. به ديگر سخن، عظمت و بزرگي اين دو عيد به اندازه‌اي است كه عيد بودن آنها به هيچ عنوان نبايد تحت‌الشعاع مسائل ديگر قرار گيرد. روزه گرفتن در اين دو روز بدون شك اين دو عيد بزرگ را كم‌رنگ مي‌سازد. و شارع چون به اين كم‌رنگ شدن راضي نيست دستور به تحريم داده است. در حديثي از امام صادق (عليه السلام) به همين مضمون اشاره  ايشان مي‌فرمايد: در روز عيد فطر و عيد اضحي روزه نبايد گرفت؛ چون رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود كه اين روزها روزهاي خوردن و آشاميدن و شادي كردن است.[3]
ممكن است اين شبهه مطرح گردد كه اگر فلسف? روزه نگرفتن رعايت اعتدال و گرايش نيافتن افراطي به سوي زهد منفي است، چرا در اعياد ديگر اين فلسفه رعايت نشده و روزه تحريم نگرديده است؟!
در پاسخ مي‌توان گفت که روزهاي عيد فطر و عيد قربان (به خلاف اعياد ديگر) در اصل اعيادي عبادي با حالت سابقه عبادي هستند. مثلاًُ عيد فطر دنبال ماه مبارك رمضان، و عيد قربان دنبال ايام حج مي‌باشد. حالت سابقه هر دو عيد، عبادت است، آن هم عبادت همراه با زهد و گريز از دنيا. در ماه رمضان يك ماه تمرين زهد و دنياگريزي انجام مي شود و در ايام حج نيز اين زهد در قالب مناسک خاص عبادي انجام مي گيرد؛ بنابراين مناسب است كه جهت رعايت اعتدال، يك روز هم زهد كنار گذاشته شود.
ب) افزايش روحيه تعبد
وقتي انسان يک ماه را به دستور خداوند از خوردن و آشاميدن از اذان صبح تا اذان مغرب پرهيز کرده و دستورات مختلف روزه را رعايت کرده است حالا در پايان ماه رمضان به دستور همان کسي که تا امروز مي گفت نخور و ننوش بايد بخورد و بياشامد تا تعبد و اطاعت بي چون و چراي عبد از معبود جايگاه پيدا کند و ارزيابي شود که از بين انسانها، چه کساني متعبد به دستورات فرمانده هستند و چون چرا نمي کنند.
ج) تعظيم عيد وحدتزا
عيد فطر و عيد قربان دو عيد بزرگ تمام مسلمين در سرتاسر جهان است؛ و باعث ايجاد وحدت کلمه مسلمانان جهان، تجديد حيات امت اسلامي، اعلان عمومي دين و تعظيم شعائر دين مي‌باشد. عظمت و بزرگي اين دو عيد به اندازه‌اي است كه عيد بودن آنها نبايد تحت‌الشعاع هيچ مسأله اي قرار گيرد. روزه گرفتن در اين دو روز بدون شك اين دو عيد بزرگ را كم‌رنگ مي‌سازد؛ چون اگر روز عيد فطر هم روزه گرفته مي شد فرقي با سي روز قبل نداشت و اهميت آن چندان روشن نمي شد؛ خداوند چون به اين كم‌رنگ شدن راضي نيست دستور به حرمت روزه در اين دو عيد بزرگ داده است.
د) روز جوايز و هدايا
در روايتي آمده است که پيامبر اکرم (صلي الله عليه وآله) روز عيد فطر را «يوم الجوائز» يعني روز جوايز ناميده است.[4] در بعضي تعابير آمده است كه اين دو روز و نيز ايام ديگري كه روزه در آنها حرام است، مانند ايام تشريق و نيز در نفي روزه در سفر، هديه‌ها و يا صدقات خداوند است بر بندگانش، و سزاوار نيست كه صدقه و هديه را ردّ نماييم.[5] رد احسان شخص کريم خلاف ادب و ناپسند شمرده مي شود. از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است: مردى محضر رسول خدا(صلي الله عليه وآله) مشرّف شد و عرض کرد :اى رسول خدا! آيا در سفر، روزه ماه رمضان را بگيرم؟ پيامبر فرمود: خير. آن مرد گفت: اي رسول خدا! گرفتن روزه در سفر بر من آسان و سهل است؟ حضرت فرمود: «خداي عزّ و جل بر مريض‌ها و مسافران در ماه رمضان صدقه داده و آن اين است که به ايشان اجازه افطار داده است. آيا يکى از شما دوست دارد وقتى به کسى صدقه‌اى مي‌دهد آن شخص صدقه را ردّ کرده و قبول ننمايد؟».
هـ) سازگاري آداب و اعمال خاص اين روز با ممنوعيت روزه
آداب خاص اين مهماني ويژه خدا که بعد از مهماني ماه رمضان قرار دارد مثلاً مي گويد قبل از جمع شدن در فضاي آزاد و صحراي باز براي اقامه نماز عيد فطر[6]، از نعمت خرماي من تناول کنيد[7] و اگر ديگري هم مهمان شما بود به او هم اطعام کنيد[8] و نماز عيد را در زير آفتاب بخوانيد[9]، به ضميمه فحواي آنچه در مورد روزه روز عرفه گفته شده مبني بر اينکه اگر روزه باعث ضعف و بيحالي براي خواندن دعاهاى عرفه مي شود بهتر است روز عرفه را روزه نگيرد[10]، اين را مي رساند که روزه نبودن در عيد فطر حکمي مطابق با فطرت و معقول است.
و) روز مسرت و شادابي
 در اين كه هر سال چند روز عيد همه مسلمين باشد منافع بسياري وجود دارد؛ از جمله مسرت دل هاي مردم،[11] كه اين غالباً با صله ارحام و ضيافت آنان و اطعام مستمندان و... همراه است، و اين امور با صيام كمتر سازگار است.
در پايان باز هم تأكيد مي‌كنيم كه اينها فقط احتمالاتي است که به ذهن مي رسد و فهم فلسف? واقعي احكام وقتي محقق مي شود که از زبان معصومين بيان شده باشد.
پي نوشت ها:
[1] بقره: 143.
[2] قصص: 77.
[3] نوري طبرسي، حاج ميرزا حسين، مستدرك الوسايل، قم، مؤسسه آل‌ البيت لاحياء التراث، چاپ اول، 407 هـ . ق، ج 7، ص 551.
[4] قَالَ النَّبِيُّ ص‏ إِذَا كَانَ أَوَّلُ يَوْمٍ مِنْ شَوَّالٍ نَادَى مُنَادٍ أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ اغْدُوا إِلَى جَوَائِزِكُمْ ثُمَّ قَالَ يَا جَابِرُ جَوَائِزُ اللَّهِ لَيْسَتْ كَجَوَائِزِ هَؤُلَاءِ الْمُلُوكِ ثُمَّ قَالَ هُوَ يَوْمُ الْجَوَائِز (ابن طاووس، إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 282).
[5] شيخ صدوق، علل الشرايع،‌ ج 2، ص 239.
[6] خواندن نماز عيد در زير سقف كراهت دارد(امام خمينى، توضيح المسائل، مسأله 1444، ص 324‌).
[7] افطار كردن با خرما، قبل از نماز عيد فطر مستحب است(امام خمينى، توضيح المسائل، مسأله 1439، ص: 323‌).
[8] قَالَ‏ كُلْ تَمَرَاتٍ يَوْمَ الْفِطْرِ فَإِنْ حَضَرَكَ قَوْمٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَأَطْعِمْهُمْ مِثْلَ ذَلِك‏ (ابن طاووس،إقبال الأعمال (ط - القديمة)، ج‏1، ص: 281).
[9] مستحب است نماز عيد فطر و قربان را بعد از بلند شدن آفتاب بخوانند (امام خمينى، توضيح المسائل، مسأله 1433و مسأله 1434، ص 323‌).
[10] تحرير الوسيلة - ترجمه، ج‌1، ص: 555.
[11] ر.ك: ترجمه الميزان، ج6، ص339.

موارد مرتبط
ارسال نظر