علت مصونيت امام سجاد عليه السلام در واقعه عاشورا
امام علي بن حسين -عليه السلام- ملقب به سجاد و زين العابدين امام چهارم شيعيان است. مادرش شهربانو يا شاه زنان دختر يزدگرد سوم ،کسراي ايران، و پدر گراميش حضرت سيد الشهداء است او تنها بازمانده از فرزندان امام حسين ـ
بازدید : 798
منبع : مرکز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات ـ حوزه علميه قم ,

امام علي بن حسين -عليه السلام- ملقب به سجاد و زين العابدين امام چهارم شيعيان است. مادرش شهربانو يا شاه زنان دختر يزدگرد سوم ،کسراي ايران، و پدر گراميش حضرت سيد الشهداء است او تنها بازمانده از فرزندان امام حسين ـ عليه السلام ـ بود که همراه اسراي اهل بيت به کوفه و شام برده شد و پس از حدود يک ماه اسيري به دستور يزيد -براي جلب افکار عمومي- محترمانه به مدينه روانه گرديد.[1] پس از آن در مدينه، فضا مناسب هيچ کار سياسي يا تحرک اجتماعي سالم نبود بنابر اين در سنگر دعا نشست و به عنوان سيد ساجدين و زينت عابدين به مبارزه فرهنگي و نشر معارف بلند ديني در قالب دعا و مناجات پرداخت تا ضمن حفظ جامعه اسلامي، دوستان و شيعيان خود، به سوي اهداف مقدس  خويشحرکت کند.
 اکنون صحيفه سجاديه به عنوان قرآن صاعد و زبور آل محمّد ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ كه مشتمل بر 57 دعاست ثمره فعاليت هاي 35 ساله حضرت در دوران امامت مي باشد. آن حضرت سال 95 ه.ق. در مدينه در سن 57 سالگي با زهرکين مسموم و شهيد شد.[2]
در کربلا اگر چه به کسي رحم نمي کردند و از کودک شش ماهه مانند علي اصغر تا پير مرد صحابي پيامبر مانند حبيب بن مظاهر را بي درنگ به شهادت مي رساندند و حتي شخص امام حسين ـ عليه السلام ـ را نيز با وضع بسيار فجيعي به شهادت رساندند اما اين که نتوانستند امام سجاد ـ عليه السلام ـ را به شهادت برسانند به شرايط عصر عاشورا مربوط است. در حقيقت چند بار قصد کشتن ايشان را داشتند ولي اين اتفاق نيفتاد.[3]
امام سجاد –عليه السلام- در کربلا به شدت بيمار شد به طوري که توانايي حمل اسلحه و جنگ نداشت بنابر اين نتوانست پيشاپيش پدر بزرگوارش به جهاد رفته و به شهادت برسد. بنابر اين تا قبل از شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ دشمن بر خيمه ها مسلط نشده بود و دست پليدش به امام نرسيد تا حضرت را به شهادت برساند..
پس از شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ سپاهيان براي غارت اموال فرزندان پيامبر به سوي خيمه ها شتافتند به طوري که چادر از سر زن ها مي ربودند، دختران پيامبر از خيام حرم بيرون آمدند و صدا به گريه بلند نمودند.[4] سيد بن طاووس روايت مي کند که به خدا قسم زينب از گريه خود هر دوست و دشمني را به گريه افکند.[5] آن گاه اهل حرم را به اسارت گرفتند و امام سجاد ـ عليه السلام ـ در حالي که بيماري، او را ضعيف و رنجور کرده بود در ميان اسيران بود.[6]
حميد بن مسلم[7] نقل مي كند، ما به اتفاق شمر بن ذي الجوشن از کنار خيمه ها عبور مي کرديم تا به علي بن الحسين رسيديم، ديديم که از شدت بيماري در بستر افتاده است. همراه شمر گروهي نظاميان بودند. گفتند آيا اين بيمار را بکشيم؟
من گفتم: سبحان الله چگونه مردم بي رحميد شما، آيا اين ناتوان را مي خواهيد بکشيد. همين بيماري اي که دارد کافي است و او را خواهد کشت پس زيرانداز آن حضرت را کشيدند و بردند و آن حضرت را به رو افکندند.[8]
شيخ عباس قمي از روضة الصفا نقل مي کند که شمر تصميم گرفت امام سجاد را که در بستر بيماري افتاده بود به قتل برساند. در اين هنگام عمر سعد دو دست شمر را گرفت و گفت از خداي متعال شرم نداري که بر قتل اين پسر اقدام مي نمايي؟ شمر گفت:
فرمان عبيد الله بن زياد صادر شده که همه فرزندان حسين را بکشم. عمر سعد در منع کردن شمر سعي زياد کرد و شمر را از آن عمل زشت بازداشت. شمر پس از آن دستور داد تا خيمه هاي اهل بيت را آتش زدند.[9]
بنابر اين با توجه به وقايعي که در روز عاشورا پس از شهادت امام حسين ـ عليه السلام ـ اتفاق افتاد؛ بيماري و زنده ماندن امام سجاد ـ عليه السلام ـ در کربلا حکمتي الهي بود تا حجت خدا در روي زمين باقي مانده و هرگاه دشمنان تصميم به قتل آن حضرت مي گرفتند به تصور اين که بيماري آن حضرت را خواهد کشت يا کشتن بيماري که جنگ نکرده ناپسند بود، دست از کشتن او برداشتند البته اگر چه از قتل حضرت چشم پوشيدند ولي از هيچ گونه آسيب رساندن و آزار دادن دريغ نکردند. سوار کردن اسرا بر مرکب هاي برهنه و غل و زنجير آزار دهنده در آن هواي گرم و سوزان و ضرب و شتم زنان و کودکان در مقابل چشم او آن چنان حضرت را آزار مي داد که به عمه اش حضرت زينب فرمود سينه ام تنگ شده به حالتي که نزديک است جان از تن خارج شود حضرت زينب با پريشاني و نگراني مي پرسد اين چه حالتي است که در تو مي بينيم؟ بنابر اين وقتي خداوند بخواهد حجت خود را براي اهل زمين نگه دارد، چنان که عيسي، موسي و ابراهيم را از آسيب طاغوتهاي زمان نگه داشت، امام سجاد-عليه السلام- را نيز نگه مي دارد و لو در نبرد سخت بين حق و باطل واقع شود.J}
پي نوشت ها:
[1] . قمي، شيخ عباس، منتهي آلامال، اعلام التقي، قم، 1382، ج2، ص17ـ19 جعفريان، رسول، حيات فکري و سياسي امامان شيعه، انصاريان، قم، 1384، ج8، ص255.
[2] . حيات فکري و سياسي امامان شيعه، همان.
[3] . نقل شده که وقتي اسرا را به کوفه نزد عبيد الله بن زياد بردند تصميم به قتل حضرت گرفت از برخي خواست علائم بلوغ را جستجو کنند و پس از تاييد بلوغ حکم به قتل حضرت کرد ولي پس از دفاع شجاعانه حضرت زينب و پاسخ مناسب امام سجاد از قتل منصرف شد. نک: حيات فکري و سياسي امامان شيعه، ص 256.
[4] . ابن طاووس، لهوف، ترجمه عقيقي بخشايشي، قم، نويد اسلام، 1385، ص 159.
[5] . همان، ص 163.
[6] . همان، ص 175.
[7] . حميد بن مسلم از لشکر دشمن بود و همان شخصي است که مأموريت يافت به همراه خولي سر مقدس امام حسين ـ عليه السلام ـ را به کوفه نزد عبيد الله بن زياد ببرد. نک: منتهي الآمال، همان، ص 604.
[8] . منتهي الآمال، همان، ص 601.
[9] . همان.

موارد مرتبط
ارسال نظر