محاسن سيره نبوي وحدت بخش جامعه اسلامي
سيره پيامبر (ص) مولفه هاي زيبايي براي وحدت در جامعه مسلمين دارد ؛ مدارا ومديريتي که حضرت در جامعه اسلامي براي انسجام و وحدت انجام داد بي مانند بود؛ جامعه اسلامي وانديشمندان براي ايجاد انسجام وهمدلي در ميان امت اسلامي بايد به آن بخش از سيره که مولفه هايي برجسته درباره وحدت دارد مراجعه وآنهارا برجسته تر نمايند؛
بازدید : 670
منبع : اميرعلي حسنلو/ مرکز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات حوزه ,

مقدمه:
سيره پيامبر (ص) مولفه هاي زيبايي براي وحدت در جامعه مسلمين دارد؛ مدارا ومديريتي که حضرت در جامعه اسلامي براي انسجام و وحدت انجام داد بي مانند بود؛ جامعه اسلامي و انديشمندان براي ايجاد انسجام وهمدلي در ميان امت اسلامي بايد به آن بخش از سيره که مولفه هايي برجسته درباره وحدت دارد مراجعه وآنها را برجسته تر نمايند؛
از جمله مولفه هاي وحدت بخش در سيره نبوي مولفه هاي سيره فردي است؛ درسيره فردي حضرت نکاتي است بسيار درس آموز از جمله سيره بهداشتي حضرت که نمودي از زيبايي هاي اسلام در اين مولفه وجود دارد که براي نشر اسلام واقعي بسيار کارآمد است؛ بويژه که جريان تکفير با چهره اي آلوده در صدد بسط خشونت بنام اسلام و پيامبر(ص) است که براي خاموش نمودن اين موج اسلام هراسي بازتبيين جزئيات سيره و زيبايي هاي آن بسيار موثر است؛
از اين رو امروز بر دانشمندان و پژوهشگران ضرورت دارد براي زدودن غبارهايي که دشمنان اسلام بر چهره اسلام پراکنده اند و چهره اي مخدوش و وارونه از اسلام به نمايش گذاشته اند تلاش نمايند؛ اختصاص دادن بخش عمده اي از کتاب هاي تاريخي و فصولي از آن به محاسن زندگي پيامبررحمت(ص) و ناگفته هايي از اين زيبايي ها، وظيفه و رسالتي است بر عهده علماي فريقين و دانشمندان آگاه تا ضمن بيدار نمودن مسلمانان، خشونت گرايي وخون ريزي را از چهره تابناک دين مبين و حضرت خاتم النبيين(ص) محو نمايند.
پيامبر مهرباني ومهرورزي و رحمت تلاش نمود و علاقه داشت، اسلام با زيبايي ذاتي که دارد شناسانده شود از اينرو به همه جزئيات آن عمل کرد و سيره ي نوراني از خود برجاي نهاد که در منابع روايي، فقهي و تاريخي و... توسط اهل سنت و شيعه جمع آوري گرديده است؛ امروز ضروري ترين کار تبيين و بازتبيين اين آثار است.
دراين مقاله گوشه ي ناچيزي از آن ارائه مي گردد تا الگويي باشد براي پژوهشگران و صاحبان قلم هاي فاخر که در اين عرصه وارد شوند و اين محاسن را به جوامع انساني بشناسانند؛ از طرفي چهره واژگوني که گروه داعش و ديگر سلفي ها با دسيسه هاي صهيونيسم از اسلام به نمايش گذاشته اند آشکار گردد وحقايق براي همه روشن شود که اسلام دين مهرورزي و منطق وعقلانيت است .
بهداشت فردي پيامبر (ص)
بهداشت به معناي نيکو داشتن، نگهداري تندرستي و حفظ صحت است[1]. و در اصطلاح به مجموعه فعاليت ها و اقداماتي که براي بهبود و ارتقاي تندرستي و توانايي يک فرد يا جامعه انجام مي شود، بهداشت مي گويند؛ که شامل همه دانش ها و روش هايي است که به حفظ سلامت فرد و جامعه کمک کند.
اهميت پاکيزگي در اسلام:
با نگاه به وضع  بهداشت در زندگي عربِ عصر جاهلي و مقايسه آن با پس از بعثت مي توان دريافت که تاکيدهاي قرآن و ديدگاه و سيره نبوي در تغيير فرهنگِ زندگي اثرگذاري عميق و چشمگير داشته است. عرب قبل از اسلام، از نظر بهداشت و کيفيت تغذيه و خوراک که از نمادهاي تمدني است، وضع اسف‌باري داشت. خوردن خون و گوشت درندگان و خزندگان، و حيوانات وحشي و حتي گوشت انسان نيز در بين آنان رواج داشت. آنان در اشعار خود به هجو قبايل با خوراکي‌هاي پست، پرداخته و نمايي از فرهنگ تغذيه عرب را به تصوير کشيده‌اند. اين گزاره‌هاي ادبي بيان‌گر وضع معيشتي عرب و فقدان هرگونه بهداشت و توجه به اين مسائل، قبل از اسلام است. آنان از خوردن گوشت سگ نيز ابايي نداشتند؛ عرب با اين خوراکي ها که فاقد بهداشت بود، تنها به فکر تأمين خوراک به حسب ضرورت بود. برخي از آثار ادبي سروده‌هايي دارند که حاکي از اين مسئله است که برخي از قبايل عرب از خوردن گوشت سگ چاق خود پرهيز نداشند همه اين­ها علاوه بر فقدان بهداشت در امر تغذيه و پست بودن خوراک آنان، بيان گر درنده‌ خويي و نهايت قساوت و گمراهي برخي از قبايل عرب قبل از اسلام است.
دين اسلام، آداب و رسوم آنان و فرهنگ‌شان را دگرگون و تعالي بخشيد؛ اميرمؤمنان(ع) وضع فرهنگي و معيشتي عرب را قبل و بعد از اسلام مقايسه و تأثير نبوت و کتاب آسماني را در تمام ابعاد زندگي عرب تبيين نموده و مي فرمايد: «عرب قبل از اسلام در پست‌ترين معيشت و زندگي قرار داشت و فاقد معرفت و تشخيص بود؛ بهترين غذاي آنان خرما بود که به آساني تحصيل نمي‌شد، فاقد زراعت و کشاورزي بودند، به ويژه در مکه شرايط سخت‌تري نسبت به يثرب حاکم بود؛ و آغاز دعوت پيامبر اکرم(ص) در مکه و دعوتش از مکيان بود که با مقاومت سرسخت قريش و قبايل ديگر مواجه گرديد.» احمد امين مصري که خود عرب است، درباره‌ وضعيت معيشتي اعراب قبل از اسلام چنين مي‌نويسد: «... گوشت را با يک مختصر طبخي ساده مي‌خوردند ... و نيز سوسمار و موش صحرايي و پشم شتر را هنگام تنگ‌دستي مي‌خوردند ... و هنگام اضطرار، آب و عصاره موادي را که در شکم حيوانات است مي‌خوردند. از خوردن هيچ جانوري هر چه باشد، خودداري نمي‌کردند». اما پس از ابلاغ آئين اسلام به تدريج فرهنگ قرآني و فرامين الهي و نوع رفتار پيامبر هنجارها و آداب و رسوم را دگرگون کرد. وضع عمومي معيشت نيز مشمول اين دگرگوني بود.
در سيره آن بزرگوار نکاتي بسيار دقيق و موشکافانه درباره توجه به بهداشت فردي و اهتمام به آراستگي و پاکيزگي ظاهري و دوري از پليدي ديده مي شود که همه اينها اصولي است زيبا که بشريت به آن محتاج است ؛ به اختصار در اين مقاله به برخي از ابعاد  پرداخته مي شود:
1- توجه به بهداشت در تغذيه:
امروز 95 در صد از بيماريهاي جامعه مربوط به امور تغذيه است؛ آگاهي از اصول تغذيه وروشهاي درست تغذيه واقتدا به سيره نبوي در اين مسئله مي تواند در پيشگيري از گسترش بيماريها جلوگيري نمايد؛ در باب حفظ الصحه ومراقبت از سلامتي در روايات صحيح نبوي مطالب بسيار مفيدي وجود دارد که نيازمند تبيين روشمند وعلمي است؛
 بر اساس نص قرآن پيامبر اکرم (ص) در رفتار از امور شخصي و فردي تا آداب و امور اجتماعي سرآمد و اسوه است.[2] از جمله اين امور توجه به بهداشت بود که ابتدا خودشان عمل مي‌نمودند و پس از آن نزديکان و خانواده را دستور و سفارش مي‌کردند. در مرحله بعدي مردم و عموم مسلمانان را به رعايت بهداشت و عمل به دستورات اسلام سفارش مي‌کردند. پيامبر اکرم به اهميت بهداشت و نظافت در اسلام به حدي تاکيد داشت که گاهي علت توقف وحي از طرف خداوند را کوتاهي مسلمانان در رعايت بهداشت و پاکيزگي مي دانست. از اين رويکرد الهي به امر بهداشت بر مي آيد که ممکن است آلوده بودن محيط زندگي و جامه و بدن سبب نزول بلا و گرفتاري و بسته شدن درهاي رحمت براي يک امت باشد و انواع بيماري ها در جامعه شيوع يابد و مرگ و مير و قحطي فراگير شود. از اين روي بهداشت اجتماعي در اسلام و سيره نبوي و ديگر پيشوايان بسيار نمايان و برجسته شده و با سرنوشت انسان پيوند خورده است. بر اين اساس انواع غسل ها در اسلام و سيره نبوي وجود دارد که براي آنها پاداش و وعده هاي معنوي و ظاهري در نظر گرفته شده است که مسلمانان بدين وسيله تشويق به حفظ بهداشت و پاکيزگي فردي و اجتماعي شده اند.
 روش پيامبراکرم(ص) از آغاز رسالت در تمام امور از ترتيب عقلاني بسيار منظم و نتيجه بخش برخوردار بوده؛ به نحوي که سيره اش در تمام امور ضابطه مند و قابل الگو برداري است؛
وقتي حکيمان ديگر ملل درباره ديدگاه اسلام از مسلمانان درباره طب پرسيدند؛ جواب شنيدند که پيامبر ما فرموده است: معده مرکز تمام بيماري هاست؛ آن حکيم گفت سخني عميق و ژرف است که تمام طب در آن گنجانده شده است؛ يا وقتي پزشکي مسيحي در مدينه به پيامبر (ص) از عدم مراجعه مردم شکوه کرد؛ حضرت فرمود مسلمان تا گرسنه نشود غذا نخورد و اگر اين نسخه را رعايت کرد هرگز بيمار نخواهد شد؛ همه اينها نمونه است از اينکه دين اسلام و پيامبرش براي انسانيت سعادتي را تضمين مي کند که اساس آن بهداشت وعلم الصحه مي باشد.
پيامبراکرم (ص) در هنگام خوردن، اين دستورات خاص بهداشتي را، رعايت مي‌کرد:
1. قبل از هر چيز با گرسنگي کامل بر سر سفره حاضر مي‌شد و قبل از سير شدن دست مي‌کشيد و پرخوري نمي‌کرد. اصحاب خود را نيز به اين روش دعوت و از پرخوري وآروغ زدن بر سر سفره و در جمع نهي مي کرد.[3] اولين آسيب پرخوري و مصرف بي رويه غذا، استهلاک دستگاه گوارش و کاهش عمر آن هاست. بيماري ها وقتي در بدن، زمينه رشد پيدا مي کنند که نظام دفاعي بدن نتواند در مقابل ويروس ها و ميکروب ها مقاومت نمايد. علت کاهش توان دفاعي، پيري سلول هاي بدن و استهلاک آن­ها است که حاصل فرايند کار و تلاش فراوان بدن جهت هضم و جذب غذاها و دفع سموم و اضافات آنهاست.
2. پيامبر براي اجراي دستورات بهداشتي براي آنها تضمين و پشتوانه عملي و پايبندي در نظر مي گرفت. علاوه براينکه در وهله اول، خود پايبندي پايدار و مداوم نشان مي داد؛ براي آنها پاداش اخروي و مستمر که نشانگر نتيجه باطن اعمال و رفتارهاي بهداشتي بود مقرر مي کرد. آن حضرت پس از  شستن کامل دست و صورت و انجام وضوء و مسواک بر سر سفره مي نشست و مي فرمود، هرکس علاقه مند است در خانه اش، برکت باشد با وضوء بر سر سفره بنشيند. اين شيوه فرهنگ سازي با اصول بهداشتي تنها در مکتب او صورت گرفته که در جوامع اسلامي نمايي از دين محسوب مي گردد.
3. نمک و سرکه دو مواد غذايي افزودني هستند که خاصيت ضد انگلي و ويروسي دارند؛ نمک در جذب اکسيژن براي سلول ها از ريه ها و تقويت گلبول ها براي مبارزه با ميکروب ها و مواد خارجي موثر است. پيشرفت علوم تجربي اين خواص را براي اين دو اثبات کرده است؛ چهارده قرن پيش در جامعه عربستان و جوامع ديگر درباره خواص موادي چون نمک و سرکه و ... کسي فکر و انديشه اي نداشت. اگرچه استفاده از آنها در غذا رواج داشته اما پيش از غذا چشيدن نمک و سرکه روش معمول نبوده؛ اما پيامبر اکرم(ص) با نمک آغاز به خوردن مي‌نمود و به ديگران سفارش مي‌کرد و آن­را به عنوان عمل استحبابي (داراي پاداش) مطرح مي کرد. بدين روش فرهنگِ بي توجهي به بهداشت و پاکيزگي در عربستان را به تدريج تغيير داد و بهداشت و اهتمام به سلامتي را همگاني فرمود.
4. بر سر سفره طولاني مي‌نشست، و به آن اهميت مي‌داد و غذا را بسيار مي‌جويد.
 5. از ظرف مقابل خودش غذا مي‌خورد. ظاهراً ظرف شخصي داشت و هنگام خوردن به صورت ديگران، خيره نمي‌شد و از مقابل کسي غذا بر نمي‌داشت مگر سبزي، نمک و ... .
6. در غذا نمي‌ دميد. شايد دميدن در غذا عمل غير بهداشتي تلقي شود؛ از آن جهت که ميکروب و يا ذرات معلق در هوا که آلوده هستند، با دميدن روي غذا نشسته و آن را آلوده مي کنند.
7. پرهيز از خوردن غذاي داغ؛ به جهت آسيب رساني به بافت هاي مخاط دهان و دندان ها کاملا امر بهداشتي است، که در سلامتي دهان و دندان موثر است. از اين روي پيامبر توصيه فراوان مي کرد که از خوردن غذاي داغ پرهيز کنيد. هرگز غذاي داغ نمي‌خورد و آن­را منع مي‌کرد و براي سلامتي زيان بار مي دانست.
8. آب را يکباره به سر نمي‌کشيد، بلکه با مکث و سه بار مي نوشيد و آرام مي‌خورد و با غذاي چرب آب کمتر مي‌خورد. دوست داشت در ظرف هاي تميز و بهداشتي بلورين که از شام برايش مي آوردند، آب بخورد که آن­ها را تميز ترين ظروف مي دانست. [4]گاهي نيز با دستهاي مبارکشان و يا ظروفي که از چوب مي ساختند، آب مي نوشيد.
9. لقمه‌ها را بسيار کوچک بر مي‌داشت.
10. نان خورده و ريزه‌هاي بر سر سفره را جمع مي‌کرد و مي‌خورد.
11. وجود نمک يا سرکه و سبزي بر سر سفره جهت بهداشتي دارد؛ چون نمک و سرکه هر دو ضد عفوني کننده هستند و قبل از شروع غذا استفاده از يکي از آنها مستحب شمرده شده است؛ پيامبر (ص) اغلب نمک و سرکه و سبزي بر سر سفره‌اش بود[5]. امروزه با استفاده از علوم تجربي اثبات شده که سبزي ها حاوي فيبرها هستند که مهمترين عامل پيشگيري از سرطان مي باشند.
2- توجه به بهداشت بدن و لباس:
پيامبر اکرم در جامعه اي به پيامبري برانگيخته شد که از نظر تمدني و بهداشتي داراي وجه برجسته اي نبوده و به آن توجه نمي شد. بر اين اساس به اصلاح امور زندگي و بهبود معيشت آنان نيز توجه نمود و خداوند نيز در اين راستا از وي پشتيباني کرد. لذا علاوه بر سيره پسنديده، در امور زندگي خصوصاً بهداشت دستوراتي از آن حضرت خطاب به امتش رسيده است که به برخي از اين توصيه ها اشاره مي شود:
1. شستن لباس: در ميان عرب و محيط عربستان توجه به بهداشت و پاکيزگي کم بود، به ويژه اينکه بعضي با لباس هاي کثيف در انظار حاضر مي شدند. پيامبر رحمت(ص) با تلاش فروان و با بيان احکام و نصايح ويژه و با لطافت و نرمش خاصي که مورد ستايش قرآن است تمام رفتارهاي ناپسند را از زندگي عرب محو کرد يا با نوعي کنش، ناپسندي آنها را براي آنان بيان کرد؛ تا به تدريج به سوي زندگي پاکيزه رغبت داشته باشند. درباره رعايت پاکيزگي سعي کرد بدون تنش، عيوب آنها را ياد آوري و نظافت را به عنوان عبادت و همراه پاداش اخروي و آسايش زندگي مطرح کند و در غالب احکام ديني به آن ها تبيين کرد و آنان را به شستشو و بهداشت ترغيب نمود و بارها فرمود: لباس‌هاي خود را بشوييد و از ژوليدگي و کثافات دوري کنيد.
2. پرهيز ازآلودگي و ژوليدگي: خداوند چروک و ناپاک بودن لباس و ژوليدگي را دشمن مي‌دارد[6] ؛ در سايه اين رهنمودها براي آراستگي که پيامبر(ص) براي مردم و تازه مسلمانان بيان مي فرمود، به تدريج سبک زندگي آنان را به سوي تعالي و تولد يک تمدن تغيير مي داد.
3. سفارش به نزديکان: اصلاح هر فرهنگ و بناي روشي نو، نيازمند بستر مناسب براي تجربه نمودن است. پيرامون نزديک؛ در امر فرهنگ سازي مي تواند در صورت موفقيت، براي ديگران الگو و سرمشق باشد؛ از اين روي پيامبر هر دستوري را از خويشان و نزديکان شروع مي کرد از دعوت[7] تا اعلام حجاب و نماز و... همه از خويشان و نزديکان آغاز شده است. در امر بهداشت اجتماعي و فرهنگ سازي بهداشتي، علاوه بر اينکه خود پايبندي استوار داشت، به أنس، خادم خود، توصيه مي‌کند: «به پاکيزگي لباس و نظافت شخصي زياد اهميت بده و به بهداشت خود مراقب باش تا خداوند عمرت را زياد کند...».
پيامبر اکرم با اين نگرش و روش، اسلام را به مسلمانان معرفي و بناي اسلام را با بهداشت و پاکيزگي آغاز کرد و ريشه ژوليدگي و خمودي را از جامعه خود مي‌زدايد و جايي بي مبالاتي و ژوليدگي که ظاهراً در بين برخي از صحابه وجود داشت باقي نمي‌گذارد و آن را با اساس ايمان بيگانه دانسته و پاکي را با ايمان پيوند مي‌دهد.
4. پاکيزگي نماد مسلماني: مردم يثرب به دليل نداشتن فرهنگ مستقل، مجاورت و داشتن زندگي مشترک با يهود در برخي از مظاهر فرهنگي از سبک زندگي يهود پيروي و تاثير پذير بودند؛ از اين روي آن حضرت رفتار قوم يهود را که با هيئت و لباس مندرس و کريه در جامعه حاضر شده و به نظافت اهميت نمي‌دادند، نادرست شمرد و مسلمانان را به رعايت دستورات شرع مقدس و متمايز شدن با يهود دستور داده و فرهنگ اسلام را فرهنگي اصيل و برگرفته از توحيد نشان مي‌دهد و ناهنجارهاي غير بهداشتي که يهود گرفتار آن شده بودند را از  علل و اسباب مفاسد و پيامدهاي اخلاقي و اجتماعي آن مي داند و به مسلمانان در اين باره هشدار مي‌دهد.
5. اهتمام به آرايش مو و لباس: وقتي پيامبر اکرم(ص) خودش را پيرايش مي‌کرد و آينه نداشت، به ظرف آب زلال مي‌نگريست. هر روز به اين سبک و با نگاه بر کاسه آب، خود را مي آراست و موهاي خود را تميز کرده و شانه مي زد. وقتي مؤمن دوست خود و برادر ديني اش را با لباس ژوليده و مندرس و غير نظيف ببيند، افسرده و دلگير و نگران مي‌شود. پيامبر اکرم(ص) به حدي به مؤمنين و خوشحالي و نشاط ايشان اهميت مي‌داد که دوست نداشت آن ها با ديدن ظاهري غير آراسته از دوستان خود رنجيده خاطر شوند. اين فرهنگ اسلام است که داراي چنين پيشوايي است. اما معاندان اسلام از اين پيامبر چهره اي دگرگونه و خشن به جهان معرفي مي کنند که ناشي از کم کاري دانشمندان اسلامي است که کتابهاي سيره خود را اختصاص به امور نظامي و دفاعي پيامبر دادند و اين زيبايي ها را برجسته و آن گونه که شايسته است، مطرح نکردند.
شايد مهمترين چيزي که پيامبر درباره‌ لباس و پوشش به آن توجه داشته، بهداشت لباس بوده که گمان مي‌رود بدان جهت باشد که خداوند در اولين فرامين آسمانيش اين مساله را آغازين راه ديانت اسلام قرار داد.[8] پاکيزگي لباس و ظاهر و اينکه بهداشت و طهارت در اسلام قبل از همه فرائض، فرض شده و در کتب فقهي سرآمد مباحث است، اين رويکردها و رويکردهاي خاص ديگر که در رهنمودهاي نبوي وجود دارد، بيانگر نکات زيبا در توجه پيامبر(ص) به بهداشت و نظافت پوشش مي‌باشد.
6. پوشيدن لباس پاکيزه و تميز: لباس تميز را عامل سلامتي و عمر طولاني معرفي کرد و فرمود: لباس پاکيزه بپوشيد تا زندگي خوب و عمر طولاني داشته باشيد از آن رو که انتخاب رنگ مناسب براي لباس در سلامتي روحي و جسمي تأثير دارد و اين تأثير از نظر علمي نيز ثابت شده (عشرت ساطعي، 1383، ص32ـ33.) تأثير لباس تميز در سلامتي پوست و شادابي روح، عاملي است که سلامتي و حيات سلول‌ها را بالا مي‌برد. (ابي داود،1410ق، ج2، ص267) نتيجه‌ اين فرايند استمرار حيات تمام اعضاي بدن است که به عبارت ديگر عمر طولاني مي باشد. حکمت کلام نوراني پيامبر(ص) را مي‌توان چنين دريافت که پوشش نو و پاکيزه تأثير مستقيم در استمرار حيات انسان دارد.
قطعا سيره پيامبري بزرگ که منشا تحول در فرهنگ جهان و باني تمدني بزرگ بوده است شئون بسياري را شامل مي گردد که لازم است در تبيين به تمام آن به جد اقدام نمود؛ لذا پرداخت بيش از اندازه به يک وجه و مغفول ماندن وجوه ديگر مي تواند چهره اي کريه از يک رخ زيبا به نمايش بگذارد.
 پي‌نوشت‌ها:
[1] . (بهشتي،فرهنگ صبا، 1367،19)
[2] . (احزاب، 21)
[3] . (شيخ حرالعاملي، الوسائل، ج2، ص81)
[4] . (کليني، الکافي، ص77)
[5] . (عبدالله بن بهرام دارمي،سنن دارمي ، ج2، ص102ـ95)
[6] . (ابن عساکر، التاريخ الدمشق، ج36، 124)
[7] . (شعراء، 214)
[8] . (مدثر، 4)

موارد مرتبط
ارسال نظر