يکي از لوازم مهم متوقف نشدن در شبهه، وجود مراجع پاسخگويي علمي است
رئيس مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات حوزه علميه قم گفت: يکي از لوازم مهم متوقف نشدن در شبهه، وجود منابع پاسخگويي است، اگر مراجع پاسخگويي علمي و متقن به شبهات وجود نداشته باشد، نمي‌توان گفت از خطر توقف در شبهه رها مي‌شويم.
تاریخ انتشار : 1396/6/11
بازدید : 793
زمان انتشار : 11:27:00
منبع : مرکز مطالعات و پاسخ‌گويي به شبهات ـ حوزه علميه قم

اشاره:
حضرت آيت‌الله خامنه‌اي در ديدار با طلاب و اساتيد حوزه‌هاي علميه استان تهران وجود وسائل و ابزارهاي ارتباطاتي و رسانه‌اي فراگير به واسطه شکل‌گيري فضاي مجازي را يکي ديگر از ويژگي‌هاي دوران کنوني براي رساندن پيام حيات بخش اسلام برشمردند و گفتند: يکي ديگر از امتيازات اين دوران، کثرت سؤال‌ها و شبهه‌ها در ذهن‌ها است که همين زياد بودن سؤال‌ها، ذهن‌ها را براي يافتن پاسخ‌ها فعال و زمينه را براي عبور از مرزهاي علم فراهم خواهد کرد، ايشان تأکيد کردند: همانگونه که در سؤال‌ها و شبهه‌ها نبايد متوقف بمانيم، در يافتن پاسخ نيز بايد به دنبال پاسخ‌هاي منطقي و صحيح برويم.
از آنجايي که يکي از مراکز پاسخگويي به شبهات نسل جوان توسط حوزه علميه قم سال‌هاست که در اين رابطه فعاليت مي‌کند، بنابراين با حجت‌الاسلام والمسلمين حسن رضايي‌مهر رئيس مرکز مطالعات و پاسخگويي به شبهات حوزه علميه قم درباره برخي زواياي سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با طلاب و فضلاي حوزه علميه تهران گفت‌وگو کرديم که مشروح آن در ادامه مي‌آيد:
1.  همانطور که استحضار داريد  طلاب و فضلاي حوزه علميه تهران اخيرا با مقام معظم رهبري ديدار داشتند و معظم له در اين جمع مطالب مهمي را مورد تأکيد قرار دادند يکي از نکات مهم مطرح شده از سوي ايشان ضرورت توجه به علم و تحصيل آن توسط طلاب بود، در اين خصوص مشتاقيم توضيح جنابعالي را بشنويم.
-  ببينيد؛ حرکت‌هاي بزرگ نتيجه علم است. طلاب اگر مي‌خواهند تأثيرگذار باشند و حرکت‌هاي عظيم اسلامي و شيعي را به وجود آورند بايد مسلح به سلاح علم و البته تهذيب باشند. با يک نگاه اجمالي به حرکت‌ها و جنبش‌هاي بزرگ و کوچکي که در طول تاريخ واقع شده اند درمي يابيم که از يک منشأ علمي برخوردار بوده اند و اين حرکت ها از سوي انسان‌هايي که واجد بضاعت علمي نبوده اند محقق نشده است. بر اين اساس اگر بخواهيم ريز تر بحث کنيم و مسئله را در خصوص سلسله جليله روحانيت تطبيق دهيم بايد گفت اگر طلاب و روحانيت معظم به دنبال تبليغ و تثبيت و دفاع از دين هست که حتما هست بايد از لوازم اين رسالت که علم به دين و معارف ديني است، برخوردار باشد تا بتواند معارف دين را آنچنان که هست به مردم برساند و طبيعتا از رهگذر تبليغ عالمانه هست که مردم نيز با اطمينان و آرامش خاطر به سخنان و ارشادات مبلغ ديني گوش فرا داده و عمل مي کنند.  
2.  با توجه به اين که حرکت ها و انقلاب هاي بنيادين ناشي از نوعي علم ورزي بوده است و از طرفي خواص در طراحي و پيدايش آنها نقش اول را داشته و به عنوان بنيانگذار مطرح بوده اند، مي توان گفت بين خواص، علم و حرکت‌آفريني آنها، نسبت و رابطه‌اي وجود دارد؟
- قطعا همينطور است براي توضيح مطلب بايد ببينيم خواص اصلا به چه کساني اطلاق مي شوند. با يک نگاه جامعه شناختي خواص آن قطب مرجع و استنادي جامعه را مي گويند که عموم مردم به آنها استناد مي کنند يعني آن گروهي از جامعه که اهل تحقيق و تحليل و تجزيه مسايل و جريان سازي هستند و گروه هايي را به عنوان پيرو با خود همراه دارند. حال نکته مهم اين است آنچه خواص را به مرحله تشخص و تاثير گذاري رسانده است، علم است. قدرت تحليل است که آن هم ناشي از قوت علمي است. پس خواص بودن آنها از ناحيه علم آنهاست و بنابراين اقدامات آنها هم ناشي از علم خواهد بود در طول تاريخ ما مشاهده مي‌کنيم که منشأ هر حرکتي و انقلابي که واقع شده خواص و تحليل هاي علمي آنها بوده است. حتي خواص منفي که در تاريخ کم نبوده‌اند نيز منشأ حرکت آنها، نوعي تحليل علمي بوده است. بنابراين مي توان گفت مفهوم حرکت آفريني در خواص رابطه تنگاتنگي با علم و علم ورزي دارد.
3.  ما در معارف ديني به متوني برمي‌خوريم مبني بر اين که علم نور است. حال اين قضيه با حرکت‌هايي که خواص منفي انجام مي‌دهند چگونه قابل توجيه است؟
آري! علم نور است و نوريت علم و کاشفتيش از واقع ذاتي اوست اما همين علم اگر مقاصد تحصيل آن شيطاني باشد، مي‌شود حجاب؛ مي‌شود ظلمت. البته خود نور هيچ‌ وقت ظلمت نمي‌شود و چنين چيزي به لحاظ عقلي محال است پس اين ظلمت شدن و حجاب شدن ناشي از نيت انسان و عمل سوء اوست که مانع استفاده از نور علم مي شود يعني مشکل در ناحيه مقتضي نيست بلکه از ناحيه مانع هست. بنابراين نور يا حجاب بودن علم متوقف بر اين است که انسان با چه غرضي آن را تحصيل کند و از آن چگونه استفاده نمايد. مثلا شيطان علم به خداوندي خدا و صفات او داشت و علم او عين حقيقت بود و جهل و وهم نبود اما تصديق قلبي به اين علم نداشت و کبر او بيانگر عدم تصديق قلبي او بود و همين امر باعث شد که اين علم نتواند او را هدايت کند؛ بنابراين نورانيت علم در هر شرايطي برقرار است اما گاهي انسان به سبب تبليغات، تلقينات و تعليمات سوء نمي‌تواند از آن بهره برد چون اين ابزار کمال را در جهت غيرکمال به استخدام ‌گرفته است؛ درست مانند کسي که چراغي را در مسيري غير از مقصد حقيقي و اصلي استفاده کند و معلوم است چنين شخصي حتي با اينکه با نور همراه است اما به مقصد نمي‌رسد چون هر چند اين چراغ نورانيت و کاشفيت خود را در همين مسير انحرافي هم دارد اما چون انحراف مسير وجود دارد که آن هم ناشي از يک انتخاب نادرست است، اين حرکت يک حرکت غلط و باطل خواهد بود پس هر گاه علم در مسير خويش و با هدف کمال و تعالي و رسيدن به خدا تحصيل شود نور و کمال بوده و اگر با اهداف شيطاني همراه باشد، حجاب خواهد بود
بنابراين علم امر شريفي است و خصوصيت خواص هم ناشي از همين علم و تحليل هاي علمي است از اين‌رو حرکت‌هاي بزرگ در طول تاريخ را خواص به وجود آورده‌اند يعني صاحبان تحليل و فکر و انديشه و طراحي هاي بنيادين که همه اين‌ها لازمه‌اش علم است اما همين خواص دو دسته اند برخي پس از تحصيل علم دچار غرور و کبر شوند در نتيجه، آن علم هيچ سودي به حالشان نخواهد داشت و مي بينيم که خواص منفي هر چند از مراتبي از علم برخوردارند اما چون بر خلاف آن عمل مي کنند منشأ حرکت هاي باطل و فساد فراوان نيز مي شوند.
بنابراين اگر جامعه طلاب بخواهند همچون گذشتگان از علماء و حوزه هاي علميه منشأ اثرات بزرگ در جامعه باشند هم بايد در مسير تحصيل علم جديت داشته باشند و مسلح به سلاح علم شوند چراکه هيچ صاحب عقلي نسخه عمل خويش را از شخص جاهل نمي‌گيرد و هم لازم است مسير تبليغ دين و معارف ديني را اشتباه نروند.
4.  مقام معظم رهبري در فرازي از سخنانشان تمام دانستن انقلاب اسلامي را خيانت به انقلاب دانستند. چه لازمه اي بين تمام دانستن انقلاب و خيانت وجود دارد؟
- سوال بسيار دقيقي است. و در پاسخ بايد گفت يک جريان و يک انقلاب، زماني تمام مي‌شود که ارزش‌ها وآرمان‌هاي خود را از دست بدهد و از آنها فاصله بگيرد و به لطف الهي و توجه حضرت ولي‌عصر(عج) و رهبري مقام معظم رهبري، چنين آسيبي درباره انقلاب اسلامي ايران محقق نشده است بلکه اين حرکت عظيم اسلامي که ميراث ماندگار امام راحل است همچنان به پيش مي‌رود و اين انقلاب با آرمان‌ها و ارزش‌هاي خود در حال زندگي است. دليل آن هم اين است که هنجارهاي گذشته از بين رفته و هنجارهاي جديد اسلامي جايگزين آنها شده و همچنان حيات داشته و باقي است. البته اين مطلب بدين معنا نيست که ما به تمام مقصودمان در باب حکومت ديني رسيده‌ايم، بلکه تا رسيدن به درجه ايده‌ال فاصله داريم اما نکته مهم در اين ميان اين است که از آرمان‌ها و ارزش‌هاي انقلابي هم فاصله نگرفته‌ايم و نبايد بگيريم و بلکه به لطف الهي در حال پيشرفت هستيم و اين يعني زنده بودن انقلاب و باقي بودن آن. اگر ايران امروز را نسبت به ايران زمان طاغوت در نظر بگيريم، تعالي و رشد فراوان در حوزه‌هاي مختلف داخلي و خارجي را به وضوح خواهيم ديد و اين امر روشن است مگر براي کساني که چشم خود را بر آفتاب ببندند. ايران امروز، ايراني است که خبر اقتدار آن گوش جهان را پر کرده است و قدرت انقلابي آن، استکبار و استعمار را به ستوه درآورده است. ايران زمان طاغوت به عنوان يک مستعمره گوش به فرمان استعمار و استکبار بود اما ايران امروز يک ابرقدرت بين‌المللي است که چشم و گوش دنيا را متوجه قدرت و اقتدار خود کرده است؛ قدرت و اقتداري که مستضعفان جهان را شاد و اميدوار و دشمنان بشريت را به وحشت انداخته است. صدور انقلاب اسلامي به جهان جزيي از ماهيت و هويت انقلاب ماست که همچنان ادامه دارد و به لطف خدا خواهد داشت.
اما در خصوص تلازم بين تفکر تمام دانستن انقلاب و خيانت بايد گفت اگر امري آن چنان که هست گزارش نشود و يخصوصا هر گاه با علم و عمد باشد نوعي حيله و غدر است که به آن خيانت گفته مي شود بنابراين اگر کسي انقلاب اسلامي را با توجه به حيات و آثار جاريه آن و جريانش در داخل و خارج، امري تمام شده بداند، قطعا گزارش غير واقعي داده و اين يعني خيانت و البته خيانت مراتب دارد و از مراتب شديد آن تضعيف عقايد مردم نسبت به دين و حکومت ديني و نظام اسلامي است که امري نابخشودني است. بنابراين انقلاب اسلامي همچنان باقي و زنده است و به همين جهت لازم است همه انقلابي بودن را در لايه هاي مختلف نظام زنده نگه داريم همان طور که مقام معظم رهبري باره به اين تأکيد داشته اند.
5. مقام معظم رهبري در فرازي از بياناتشان در اين سخنراني به لزوم پاسخ‌گويي به شبهات اشاره داشتند، در اين خصوص اگر توضيحي لازم مي‌دانيد بفرمائيد.
- همان‌طور که معظم له فرمودند و حقيقتا همين‌طور هم هست ما نبايد و نمي‌توانيم در سؤالات و شبهات متوقف شويم چراکه منتهي به انحراف مي‌شود؛ اما يکي از لوازم مهم متوقف نشدن در شبهه، وجود منابع پاسخ‌گويي است اگر منابع و مراجع پاسخ‌گويي علمي و متقن به شبهات وجود نداشته و يا در دسترسي نباشد، نمي‌توان گفت از خطر توقف در شبهه رها مي‌شويم. پس پاسخ‌گويي به شبهات هم لازم است و هم نبايد در آن تأخير داشت چرا که شايد يک تأخير موجب گمراهي فرد و يا جامعه‌اي شود.
در واقع پاسخ به سؤالات و شبهات سيره معصومين عليهم السلام بوده است و آن بزرگواران هم در سيره علمي و هم در سيره عملي شان به اين امر اهتمام تام داشته اند سواي آن که اين مسئله از پشتوانه عقلي برخوردار است و تارک آن محکوم به حکم عقل و مشمول مذمت عقلاست. کسي که گرفتار شبهه شده است در واقع مضطر است و بايد به او رسيدگي کرد و او را از اضطرار در آورد درست مانند شخص تشنه اي که مضطر است و نياز شديد به آب دارد به گونه اي که اگر آب به او نرسد از تشنگي مي ميرد؛ در اين فرض حکم عقل وجوب رسيدگي است به اوست و اضطرار هم منحصر در آب نيست گاهي اضطرار به گوه اي است که از اضطرار به آب شديدتر و خطرناک تر است مثل همين گرفتار شدن در  دام شبهات اعتقادي که اگر به چنين شخصي رسيدگي نشود اصلا خداي نکرده ايمان خود را از دست مي دهد و به مراتب نسبت به از دست دادن جان سخت تر و خطرناک تر است. بنابراين بر همه کساني که مي توانند و صلاحيت دارند واجب عقلي و شرعي است به رفع و دفع شبهات بپردازند.
6. وجود مرکز پاسخ‌گويي متکثر را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
وجود مراکز و مراجع متعدد پاسخ‌گويي به سؤالات و شبهات في نفسه امري منفي نيست بلکه خوب است و نشان از اقتدار علمي و آمادگي در اين موضوع است اما دغدغه‌اي که هست، موازي کاري غيرضروري است که گاهي در اثر تکثر ممکن است به وجود بيايد، که بايد و مي شود که با مديريت لازم اين دغدغه رفع شود و اين امر البته پس از اعتقاد به ضرورت و اراده جمعي، نياز به کارشناسي هاي پيوسته و ارايه طرح‌هاي راهبردي در اين خصوص دارد که در نهايت مي‌تواند به تجميع هدفمند اين مراکز و با محوريت و ستاد بودن حوزه علميه به نتيجه برسد.
7. با توجه به اينکه بحث ضرورت انقلابي بودن، چندين‌ بار از سوي مقام معظم رهبري مطرح گرديده است و مباحثات و جلسات مکرري هم در اين خصوص و در باب مفهوم‌شناسي اين مطلب انجام شده است، از نظر جنابعالي، انقلابي بودن چه معنايي دارد و به چه چيزي محقق مي‌شود؟
به نظر اين جانب معنا و مفهوم انقلابي بودن را بايد از درون انقلاب و اهداف و سياست هاي آن بگيريم چون هر انقلابي معمولا برخاسته از يک سري آرمان ها، اهداف و سياست ها است و لذا انقلابي بودن يعني اعتقاد و التزام به آن ارزش ها و اقدام در مسير عملياتي شدن آنها تا رسيدن به هدف نهايي و در خصوص انقلاب اسلامي هم، انقلابي بودن به معني اعتقاد به حقانيت انقلاب اسلامي، التزام به آرمان‌ها و ارزش‌هاي آن و انقياد نسبت به رهبري نظام و عمل بر اساس فرمان‌هاي معظم‌له است.
8. با تشکر از وقتي که در اختيار ما قرار داديد.

ارسال نظر