امروز:
پنج شنبه 30 دي 1395
بازدید :
2366
رضايت از زندگي؛ چگونه؟
مقدمه
زندگي مي تواند شيرين و رضايت بخش باشد. نا اميدي و نارضايتي زيبنده شما نيست. چه بسا زندگي هايي که ديده ايد و به خوشبختي آنان حسرت خورده ايد. برخورداري از يک زندگي آرام، شيرين و رضايت بخش، آرزوي انسان است؛ که البته گاهي به يک رؤيا و يا افسانه مي ماند. اما شما هم مي توانيد زندگي شيرين و رضايت بخشي داشته باشيد، به شرط آن که «روش» آن را بدانيد. زندگي کردن همانند هر کار ديگري، نيازمند «مهارت» است. علت بسياري از ناکامي هاي زندگي را بايد در فقدان مهارت هاي زندگي جستجو کرد. بخش مهم و قابل توجهي از مهارت هاي زندگي را «مهارت هاي شناختي» تشکيل مي دهند. بسياري از موفقيت ها و شکست هاي زندگي به طرز فکر ما بر مي گردد. مطمئن باشيد که اگر طرز فکر شما اصلاح شود، زندگي شما تغيير خواهد کرد و آنگاه طعم شيرين يک زندگي همراه با آرامش را خواهيد چشيد.
در لابه لاي کلمات ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ آموزه هاي فراواني درباره بهتر زندگي کردن وجود دارد که نظير آن را در جاي ديگر نمي توان يافت. آموزه هاي اهل بيت ـ عليهم السلام ـ به جهت الهي بودنش به انسان اطمينان و آرامش خاصي مي بخشد.
رضايت از زندگي
شادي و آرامش يا افسردگي و اضطراب ناشي از احساسي است که شما در زندگي داريد. احساس رضايت موجب نشاط و آرامش مي شود و احساس نارضايتي موجب تنش و فشار رواني. آيا تاکنون فکر کرده ايد که منشأ احساسات شما چيست؟ منشأ احساسات شما افکار و انديشه هاي شما است. اين اصل را فراموش نکنيد که ما «آن گونه که مي انديشيم، زندگي مي کنيم» براي خوشايند کردن و لذت بخش نمودن زندگي کافي است که نگاه و نگرش خود را اصلاح کنيد. دشمن زندگي شما افکاري است که در سر داريد، حادثه ها حتي اگر سهمگين و تلخ باشند، منشأ احساسات شما نيستند، تلقي و ارزيابي شماست که احساسات خوب يا بد را توليد مي کنند بنابر اين براي رسيدن به آرامش و کاهش فشارهاي رواني بايد ببينيد افکار ما تا چه اندازه «منطقي و صحيح» هستند؟
تفکر واقع گرايانه داشته باشيد:
به اين نکته توجه داشته باشيد که شناخت منطقي آن است که با واقعيت ها مطابق باشد. هم تفکرات خيالي و رؤيايي نادرست هستند و هم تفکرات تلخي که مطابق واقع نيستند. نمي گوييم اگر در شرايط دشوار قرار داريد، خيال کنيد که بهترين وضعيت را داريد بلکه مي گوييم واقعيت شرايطي را که در آن قرار داريد بشناسيد. بدانيد حوادث و پديده هاي تلخ زندگي آن قدر مشکل نيستند که قابل تحمل نباشند، در کنار همين مشکلات و با پذيرفتن آن ها مي توانيد زندگي راحتي داشته باشيد.
امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: کسي که دنيا را بشناسد، از حوادث و بلاهاي آن اندوهگين نمي شود.[1]
انتظارات خود را با واقعيت ها هماهنگ کنيد:
فايده تفکر واقع گرا اين است که «انتظارات» شما را واقع گرايانه خواهد ساخت. شما چه انتظاري از دنيا داريد؟ آيا مي دانيد يکي از عوامل فشارهاي رواني، ناهماهنگي ميان انتظارات و واقعيت هاست. شما ممکن است انتظاري از دنيا داشته باشيد ولي حوادث، زندگي را به گونه ديگري رقم زنند. آنچه شما خواسته ايد، رخ نداده و آنچه رخ داده خواسته شما نبوده است. اين تضاد موجب فشار رواني مي گردد. اما اگر انتظارتان را از دنيا مطابق با واقعيت هاي دنيا تنظيم کنيد، دچار تضاد نخواهيد شد. پس در قدم اول، اگر انتظار غير واقعي از دنيا داريد آن را اصلاح کنيد، تا آرام و راحت زندگي کنيد.
در ادامه به پاره اي از واقعيت هاي دنيا اشاره خواهيم کرد. واقعيت هاي دنيا را بشناسيد تا انتظارتان از دنيا واقع گرايانه باشد. دقت کنيد:
دنيا محل آسايش مطلق نيست!
دنيا محل آسودگي بدون اندوه نيست. مطمئن باشيد راحتي شما در اين است که دنيا را محل آسودگي مطلق ندانيد. آن جا که سراسر راحتي و آسودگي است، بهشت است. خداوند متعال مي فرمايد: من راحتي را در بهشت قرار دادم و مردم آن را در دنيا طلب مي کنند و به همين جهت آن را نمي يابند.[2]
طلب کردن و نيافتن موجب احساس ناکامي در شما مي شود و احساس ناکامي موجب فشار رواني مي گردد. شما از آن جهت غمگين و افسرده مي شويد که آنچه را طلب کرده ايد، به دست نياورده ايد. ممکن است شما خيلي چيزها نداشته باشيد ولي موجب رنج و عذاب شما هم نگردد؛ چون آن ها را نمي خواسته ايد. وقتي دچار فشار رواني مي گرديد که آن چه را مي خواستيد، به دست نياورده باشيد. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ روزي به مردم گفتند: هر کس چيزي را طلب کند که آفريده نشده، خود را به زحمت انداخته و چيزي به دست نمي آورد! مردم پرسيدند: اي رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آن چيست که خلق نشده است؟! حضرت فرمود: آسايش مطلق در دنيا.[3] پس بهتر است انتظارتان از دنيا را اصلاح کنيد. دنيا جاي تلاش و امتحان است نه جاي پاداش و آسايش. هميشه به ياد داشته باشيد که «اگر بدانيم دنيا جاي آسايش نيست، راحت زندگي مي کنيم».
مهارت هاي خود را در سر بلندي از امتحانات دنيا نشان دهيد!
ما به دنيا نيامده ايم تا آن گونه که مي خواهيم زندگي کنيم، بلکه به دنيا آمده ايم تا هنر و مهارت خود را در هماهنگ شدن با کش و قوس هاي دنيا نشان دهيم. اين جا کارگاه امتحان است. سئوالات امتحان و مواد آزمون به دلخواه ما تعيين نمي شوند، بلکه ما بايد به امتحانات پاسخ مثبت دهيم تا شيريني کارنامه و موفقيت را بچشيم.
بدانيد که امتحان، مزاحم شما نيست بلکه رشد دهنده شما است. پس بهتر است به جاي اين که امتحان را به دلخواه خودتان تغيير دهيد، پاسخ مناسب به امتحانات بدهيد. امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: هرگاه آنچه را خواستي نشد، اهميت نده که در چه حالي هستي،[4] آنچه را شد بخواه،[5] و از آن چه هست دلگير مباش.[6] اگر چنين شود، هم توان مقابله با سختي ها را پيدا خواهيد کرد و هم در آرامش زندگي خواهيد کرد.
معناي زندگي را دريابيد!
شناخت هستي و معناي زندگي يکي از عوامل مؤثر در رضايت از زندگي است. نويسنده آمريکايي کتاب روان شناسي شادي آن گونه که خود نقل مي کند، وقتي در بيست و دو سالگي همه آن چه را جامعه براي خوشبخت شدن به امثال او ديکته مي کند، به دست مي آورد، احساس پوچي و تيره روزي مي کند و هيچ دليلي براي ادامه زندگي نمي يابد. او دچار بحران هويت مي شود و زندگي برايش بي معنا مي گردد و حتي تصميم به خودکشي مي گيرد! سؤال اين است که اگر رفاه و آسودگي کامل، ستون فقرات خوشبختي است، پس چرا انسان با داشتن همه آن ها احساس پوچي مي کند؟ يکي از عوامل تنش و فشار رواني، «بي معنا بودن زندگي» است، نه مرفه نبودن آن. علت احساس ناکامي در مال و ثروت نيست بلکه ناکامي در معنايابي است. اگر زندگي براي انسان بي معنا گردد، همه چيز تيره و تار خواهد شد. مال و رفاه کم ارزش تر از آن است که معناي زندگي ما باشند. معناي زندگي را دريابيد تا احساس ارزش و آرامش کنيد. آلپوت مي گويد: که امروزه در اروپا روان شناسان و روان پزشکان، آشکارا از فرويد که ناکامي جنسي را علت ناراحتي هاي رواني مي داند. روي برگردانده و به «هستي درماني» روي آورده اند که مکتب معنا درماني يکي از آن ها است.[7]
به اين پرسش پاسخ دهيد که: «من از کجا آمده ام؟ چرا آمده ام؟ و به کجا خواهم رفت؟»
معناي زندگي يعني آن چيزي که به خاطر آن زندگي کرده و رفتار مي کنيد. پس «خدا» معناي زندگي انسان است. آيا مي دانستيد اين که مي گويند همه کارهايتان را براي خدا انجام دهيد براي معنادار کردن زندگي است؟ آيا مي دانيد اين که مي گويند انسان «از خدا» است و «به سوي خدا» باز مي گردد، بيانگر معناي زندگي است؟ خدا عالي ترين معناي زندگي است که با رسيدن به آن هرگز احساس پوچي نخواهيم کرد و به همين جهت است که قرآن کريم مي فرمايد: آگاه باشيد که تنها ياد خدا آرامش دلهاست.
آرزويتان را کنترل کنيد:
آرزو، همانند مواد مخدري است که در آغاز انسان را مست و سرخوش مي کند و در پايان سيه روز و بدبخت. از يک سو تاريخ زندگي ما در اين دنيا محدود است و گنجايش اين دنيا براي خواسته ها و آرزوهاي ما محدود. و از سوي ديگر امال و آرزوهاي ما نامحدود و رو به گسترش. اين همان چيزي است که از آن به عنوان آرزوهاي دور و دراز ياد مي شود. وقتي دامنه آرزوها فراتر از ظرفيت عمر شما و گنجايش دنيا باشد، بسياري از آن ها برآورده نمي شوند؛ چون «امکان آن وجود ندارد» و اين يکي از عوامل مهم در افزايش فشارهاي رواني شما است. امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: کسي که آرزو کند چيزي را که ناممکن است، انتظاري بي پايان خواهد داشت[8] و خواسته خود را ضايع کرده است.[9] آرزو مثل سراب است که هر کس به او نگاه کند، مي فريبد و هر که را به آن اميد بندد، نا اميد مي سازد.[10] بدون شک کسي که در پي سراب روان شود، زحمت او طولاني مي گردد تشنگي اش افزون مي شود.[11] کسي که بر آروزهاي خود تکيه مي کند قرباني خواسته هاي خود خواهد شد.[12] و نتيجه اي جز آه و افسوس در پي نخواهد داشت.[13] کسي که آرزوهايش زياد شود، رضايت او از زندگي کاهش مي يابد.[14] چنين کساني بايد بدانند که به آرزوي خود نخواهند رسيد و بيش از عمر خود زندگي نخواهند کرد.[15] پس براي اين که زندگي بهتري داشته باشيد، آرزوهاي خود را محدود و معقول سازيد.
به دنيا دل نبديد تا راحت زندگي کنيد:
يکي از راه هاي آرامش اين است که زندگي تان را به چيزي پايدار و تغيير ناپذير پيوند زنيد. دلبستگي يعني پيوند زدن. شما به چه چيزي دلبستگي داريد؟ پيش از آن که به چيزي دلبسته شويد، ببينيد پايدار يا ناپايدار؟ به ياد داشته باشيد «آنچه را نپايد دلبستگي نشايد». يکي از واقعيت هاي دنيا، ناپايداري آن است. دنيا به شدت متغير و دگرگون شونده است. از اين رو دلبستگي به آن عامل تنش هاي فراوان خواهد شد. کسي که به دنيا دل ببندد، نگران فرداي خود، و اندوهگين امروز خود و در حسرت ديروز خود خواهد بود. رسول خدا مي فرمايد: دلبستگي به دنيا، اندوه و حزن را مي افزايد.[16] من سه چيز را براي کسي که به دنيا دلبسته است، تضمين مي کنم: فقري که بي نيازي ندارد، گرفتاري که آسودگي ندارد و اندوهي که پايان ندارد.[17]
ما به خيال رسيدن به آسايش، دلبسته دنيا مي شويم اما برعکس، نتيجه اي جز افزايش غم و اندوه نصيب ما نمي شود. پس براي آرام زيستن، دلبستگي تان را به دنيا کاهش دهيد.
رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: دلبسته نبودن به دنيا، مايه آسودگي قلب و بدن انسان است.[18]
از آنچه داريد لذت ببريد:
اگر آنچه را داريد ناديده بگيريد و خوشبختي را در آن چيزي ببينيد که نداريد، هيچ گاه به رضايت نخواهيد رسيد؛ چون شما به آنچه داريد نمي انديشيد، بلکه به آن چه نداريد مي انديشيد. ممکن است از خيلي چيزها محروم باشيد اما بدون شک، چيزهاي بسياري داريد که مي توانيد با توجه کردن به آن ها، لذت ببريد و خوشبختي را احساس کنيد. مشکل اينجا است که شما آنچه را داريد نمي بينيد. يکي از علل چنين حالتي داشتن آرزوهاي دور و دراز است که پيش از اين درباره آن سخن گفتيم. امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: آرزوهاي طولاني، نشاط نعمت هايي را که داريد از ميان مي برد و آن ها را نزد شما کوچک مي سازد و شما را به کم سپاسي وا مي دارد.[19]
علت ديگر مقايسه کردن زندگي خود با زندگي کساني است که در وضعيت بهتري قرار دارند. اگر زندگي خود را با زندگي بهتر ديگران مقايسه کنيد، آنچه را داريد نمي بينيد و آنچه را نداريد بزرگ مي شماريد. آن کوچک سازي و اين بزرگ نمايي همانند لبه هاي قيچي اند که براي تکه تکه کردن زندگي شما به حرکت در مي آيند. به همين جهت امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: کسي که به آنچه در دست فرزندان دنيا است بنگرد، اندوه او طولاني مي گردد و خشمش آرام نمي گيرد و نعمت هاي خدادادي را ناچيز مي شمرد و در نتيجه ناسپاس مي شود.[20] به همين جهت خداوند متعال راه کاري را نشان داده و فرموده: به آن چه ما به گروه هايي از آنان داديم، چشم مدوز و غمگين مباش.[21]وقتي اين آيه نازل شد، رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ به مردم فرمود: اگر چنين نکنيد از شدت حسرت بر دنيا، نفس شما به شماره مي افتد.[22] به جهت تأثير ويران گري که مقايسه کردن دارد، امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: به آن چه خداوند براي شما قرار داده قانع باشيد و به آنچه نزد ديگران است نگاه نکنيد و آنچه را ممکن نيست به دست آوريد آرزو نکنيد زيرا کسي که قانع شود، سير شود و آن که قانع نگردد، سير نشود.[23] طبيعي است که چنين حالتي بر شدت فشار رواني مي افزايد. پس راه راحت زيستن اين است که به زندگي هاي پايين تر نگاه کنيد. اين کار شما را از لذت آنچه داريد، بهره مند مي سازد. به همين جهت رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: نگاه کنيد به کسي که پايين تر از شما است و به آن که بالاتر از شما است نگاه نکنيد که اين کار براي آن که نعمت هاي خدا را ناچيز نشمريد، بهتر است.[24]
بياييد آنچه را داريم بشناسيم و از آن لذت ببريم.
زندگي را راحت بگيريد تا راحت زندگي کنيد.
بخش زيادي از سخت بودن زندگي مربوط به سخت گيري ما است. زندگي آن قدر که مي پنداريد، سخت و دشوار نيست. هميشه واقعيت، تحمل پذير است؛ اين ما هستيم که نسبت به سختي هاي آن اغراق مي کنيم و درجه دشواري آن را بالاتر مي بريم. وقتي زندگي دنيا را بيش از حد مهم دانستيم، زندگي را هم سخت مي گيريم. و اين بر ميزان فشار رواني ما مي افزايد. به همين جهت امام کاظم ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: دنيا را ناچيز بشماريد و زندگي را راحت بگيريد بدون شک هيچ مردمي آن را راحت نگرفتند مگر آن که خداوند زندگي را برايشان گوارا ساخت.[25] پس با زندگي خود مدارا کنيد. و آن را راحت بگيريد تا آسوده زندگي کنيد.
تلاش کنيد، نگران نباشيد:
رزق و روزي يکي از نگراني ها و دغدغه هاي زندگي است. اين نگراني تا در حد معمول باشد، مشکلي در زندگي شما به وجود نمي آورد. براي رسيدن به روزي تلاش کنيد ومطمئن باشيد که خداوند روزي شما را خواهد رساند. فراموش نکنيد که نه خدا جاي تلاش را مي گيرد و نه تلاش جاي خدا را، از شما حرکت، از خدا برکت؛ اين قانون روزي است. اين مقدار از نگراني و انديشناک بودن، زيان رواني نخواهد داشت. مشکل از آنجا آغاز مي شود که در عين کار کردن، پيوسته و به صورت فزاينده، نگران و مضطرب فردا باشيد. اين نگراني افراطي، فشار رواني فراواني را بر شما وارد مي سازد و آينده اي تيره و تار در برابر چشمان شما مجسم مي سازد. و شما را يا به نااميدي مي کشاند و يا به حرص. اين در حالي است که روزي انسان تعيين و تضمين شده است. خداوند متعال بر اساس اصل مصلحت، اندازه روزي انسان تلاش گر را معين ساخته و رسيدن آن را تضمين کرده است. به خدا اطمينان کنيد. اندازه اي که خداوند مقدر مي کند، چيزي جز صلاح شما نيست. اگر به اين واقعيت باور داشته باشيد، احساس راحتي مي کنيد و از زندگي خود لذت بيشتري مي بريد. به همين جهت امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد؛ کسي که مطمئن باشد. آنچه خدا برايش مقدر کرده فوت نمي شود، دلش آسوده مي گردد.[26]به قول امام صادق ـ عليه السلام ـ اگر خداوند تبارک و تعالي روزي را به عهده گرفته است، پس اندوه تو براي چيست؟[27]
نکته ديگر اين که اگر شما اندوه روزي تمام عمر را امروز بر خود وارد سازيد، بدون شک وضعيت شکننده اي را براي خود پديد آورده و روي آسايش و آرامش را نخواهيد ديد. امام علي ـ عليه السلام ـ در تبيين علت اين امر و نادرست بودن اندوه فردا را داشتن، مي فرمايد: اندوه سال خود را بر اندوه امروز خود اضافه نکن. آنچه در هر روز قرار دارد، براي تو کافي است. بنابر اين اگر آن سال از عمر تو باشد، خداوند عزوجل در هر فردايي آنچه را براي تو تقسيم شده مي فرستد و اگر از عمر تو نباشد، تو را چه کار با اندوه و غصه آنچه مال تو نيست؟![28]
حريص نباش، آسوده باش:
خداوند متعال روزي را بر اساس «مصلحت» انسان تنظيم کرده است. اما بشر بسياري از گرفتاري هاي خود را به کم بودن روزي نسبت مي دهد. او تصور مي کند افزايش مال يعني افزايش خوشبختي! بر همين اساس تلاش فزاينده و پايان ناپذيري را براي دارايي بيشتر آغاز مي کند. اينجا است که پديده «حريص بودن» شکل مي گيرد. بدانيد که حرص و طمع نه تنها بر خوشبختي نمي افزايد، بلکه سطح رضايت از زندگي را مي کاهد. زيرا تلاش و انتظار شخص حريص افزايش مي يابد ولي دريافتي او تغيير نمي کند و همين امر فشار رواني را افزايش مي دهد. به همين جهت امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: انسان حريص روي آرامش را نخواهد ديد.[29]بنابر اين به خدا اعتماد کنيد و حريص نباشيد تا آسوده زندگي کنيد.
بخيل نباش، آسوده باش:
اگر مال محور خوشبختي شود، حريص مي شويم تا بيشتر جمع کنيم و بخيل مي شويم تا کمتر مصرف کنيم. امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: در شگفتم از حال بخيل که مي شتابد به سوي فقري که از آن فرار مي کند! و از دست مي دهد بي نيازي اي که در طلب آن بود. پس در دنيا مثل فقرا زندگي مي کند و در آخرت همچون توانگران حساب پس مي دهد![30] ترس از فقر انسان را به بخل مي کشد و در بخل انسان هم چون فقرا زندگي مي کند، از يک سو اضطراب و ترس از آينده دارد، از سوي ديگر بايد کم مصرف کند، از سوي سوم اندوه حفظ مال دارد و از سوي چهارم در اجتماع نيز جايگاه مورد قبولي ندارد. بخيل در اين چهار ديواري اسير و زنداني است. از اين رو رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: انسان بخيل، کم آسايش ترين مردم است.[31]
خزانه دار ديگران نباشيم!
يکي از چيزهايي که ممکن است شما را ناراحت و افسرده سازد، نداشتن اموال ذخيره شده است. وجود پشتوانه مالي در حد معقول آن، اشتباه نيست. ولي اگر ذخيره قابل انتظارتان را نداريد و يا حتي هيچ ذخيره اي نداريد، نگران نباشيد. به اين واقعيت باور داشته باشيد، که فقط آنچه را مصرف مي کنيد، مال شما است نه آنچه را ذخيره مي کنيد! امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: اي فرزند آدم! هر آنچه را بيش از مصرف خودت به دست آورده باشي، در حقيقت خزانه دار آن براي ديگري هستي.[32]
اين چه آسايشي است که بايد مالي را جمع کرد و مصرف نکرد. آيا اين آسايش آور است يا زجرآور؟ نه تنها نبايد از فراوان نبودن مال ناراحت بود، بلکه بايد خرسند باشيم که زحمت جمع کردن نگهداري کردن مال ديگران را بر عهده نگرفته ايم.
و اکنون به آن چه هست بسنده کنيد:
اکنون به خوبي مي توان حکمت قناعت را فهميد. اگر روزي تقسيم شده و تضمين شده است و اگر حريص بودن بر آن نمي افزايد و اگر فقط آنچه را مصرف مي کنيم روزي ما بوده است، پس بهتر است به آنچه خداوند مي فرستد بسنده کنيم و راضي باشيم. اين يعني قناعت کردن. کليد رضايت از زندگي در قناعت است. اگر به آنچه تعيين شده، راضي باشيد، آرامش خواهيد يافت. رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي فرمايد: آگاه باشيد براي هر کس روزي اي هست که به ناچار به او خواهد رسيد. پس اگر کسي به آن راضي باشد، مايه برکت او شده و زندگي اش را توسعه مي دهد و کسي که به آن راضي نباشد، مايه برکت او نخواهد شد و موجب توسعه زندگي اش نخواهد گشت.[33] صفاي زندگي شما در قناعت است. اگر از زندگي رنج مي بريد، ببينيد آيا فردي قانع هستيد يا نه؟ لقمان حکيم اين گونه به فرزندش درس زندگي مي دهد: به آنچه خدا قسمت تو کرد قانع باش تا زندگي ات با صفا شود.[34] امام علي ـ عليه السلام ـ نيز مي فرمايد: از ميان مردم، انسان آسوده کسي است که قانع باشد.[35] اين جمله حضرت را هيچ گاه فراموش نکنيد که قناعت لذت زندگي است.[36]
لذت معاشرت را فراموش نکنيد:
کساني که ارتباط هاي سالم و سازنده اي با ديگران دارند، از نشاط، شادابي و آرامش بيشتري برخوردارند. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: براي هر چيزي چيز ديگري هست که موجب آسايش آن مي شود و انسان مؤمن با برادر مؤمن خود احساس آرامش مي کند، همان گونه که پرنده با همانند خود احساس آسودگي مي کند.[37]
آنچه معاشرت با ديگران را لذت بخش مي سازد، «انس و همدمي» است. انس و الفت، زندگي شما را از خشکي و شکنندگي خارج مي سازد و به آن گرما و لطافت خاصي مي بخشد. امام صادق ـ عليه السلام ـ «مونس موافق» را يکي از عوامل لذت بخش زندگي و موجب آسايش رواني مي داند. وقتي از ايشان پرسيدند: مونس موافق کيست؟ فرمود: همسر شايسته، فرزند صالح و همنشين صالح.[38]
بخش بزرگي از آرامش زندگي شما در اين است که با خانواده خودتان و دوستانتان و با فاميل خودتان رابطه خوبي داشته باشيد. خداوند ميان همسران مودت و رحمت قرار داده است.[39] و لذا همسر مايه آرامش است. فرزندان شما گل هاي خوشبويي هستند که مي توانيد از با آنها بودن احساس فرح بخشي پيدا کنيد. ارتباط با فاميل يا صله رحم نيز نقش مؤثري در بهداشت رواني شما خواهد داشت و به همين جهت مورد تأکيد زياد دين قرار گرفته است. بنابر اين مسأله ارتباط با ديگران و معاشرت سالم را دست کم نگيريد. نگوييد مشکل دارم و نمي توانم. اتفاقاً يکي از راه حل هاي مشکل شما همين است. با ديگران باشيد و از در کنار آنان بودن لذت ببريد تا آسايش و آرامش را تجربه کنيد.
لذت با خدا بودن را از دست ندهيد:
آيا به اين فکر کرده ايد که وطن شما کجا است؟ شما از ديار خاک نيستيد و در اين خاکستان غريب و تنها هستيد. گاهي چنان بي قرار مي شويد که هيچ چيز حتي ثروت و فرزند و فاميل دل شما را ارضاء نمي کند و باز هم بهانه مي گيرد؛ بهانه کسي را مي گيرد. «من ملک بودم و فردوس برين جايم بود» اين دل تا به اصل خودش وصل نشود، آرام نمي گيرد. خدا، وطن شما و مهم ترين و اساسي ترين نياز شما است. اگر خدا نباشد، زندگي سرد و آزار دهنده خواهد بود. خداوند متعال در تبيين همين حقيقت مي فرمايد؛ هر کس از ياد من روي گرداند، تحقيقاً زندگي سختي خواهد داشت.[40] آگاه باشيد که دلها با ياد خدا آرام مي گيرد.[41]
اينجاست که فلسفه راز و نياز، دعا و مناجات مشخص مي شود خدا بهترين مونس، همدم و همراز انسان است. به قول امام علي ـ عليه السلام ـ ياد خدا مايه جلاي سينه ها و آرامش دلها است.[42] روح جدا افتاده شما، نياز به ارتباط، با منبع خود دارد. بدون اين ارتباط پژمرده و افسرده مي گردد و نماز بهترين جلوه اين ارتباط است نماز بخوانيد و ارتباط خودتان را با خدا گرم تر و صميمي تر کنيد.
خداوندا! کيست که حلاوت محبت تو را چشيد و ديگري را به جاي تو برگزيد و کيست که با تو انس گرفت و روي از تو برگرفت.[43]

[1] . غرر الحکم، ح8935، شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج20، ص 271، ح 137.
[2] . عوالي اللالي، ج4، ص 61، ح11.
[3] . جامع الاخبار، ص517، ح1464.
[4] . غرر الحکم، ح4060.
[5] . همان، ح 4058.
[6] . نهج البلاغه، حکمت 69.
[7] . انسان در جستجو معنا، ص 4.
[8] . عيون الحکم و المواعظ، ص349.
[9] . غرر الحکم، ح8694.
[10] . همان، ح1896.
[11] . همان، ح 9064.
[12] . همان، ح8293.
[13] . نهج البلاغه، نامه 31.
[14] . ر.ک: غرر الحکم، ح4912.
[15] . عيون الحکم و المواعظ، ص 424.
[16] . الخصال، ج1، ص 73.
[17] . بحار الانوار، ج73، ص 81.
[18] . تحف العقول، ص 263.
[19] . غررالحکم، ح4585.
[20] . بحار الانوار، ج75، ص 368.
[21] . ر.ک: قرآن کريم، سوه حجر، آيه 88.
[22] . بحار الانوار، ج71، ص 348.
[23] . کافي، ج8، ص 243.
[24] . صحيح مسلم، ج4، ص 275.
[25] . اعلام الدين، ص 280.
[26] . تحف العقول، ص 14.
[27] . امالي صدوق، ص 56.
[28] . من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 386.
[29] . غرر الحکم، ح 10561.
[30] . نهج البلاغه، حکمت 126.
[31] . من لا يحضره الفقيه، ج4، ص 395.
[32] . نهج البلاغه، کلمات قصار 192.
[33] . اعلام الدين، ص 342.
[34]. قصص الانباء، ص 195، ح 244.
[35] . غرر الحکم، ح624.
[36] . تاريخ يعقوبي، ج2، ص 321.
[37] . اختصاص، ص 30.
[38] . الخصال، ص 284.
[39] . ر.ک: سوره روم/ 21.
[40] . سوره طه / 124.
[41] . سوره رعد / 28.
[42] . غرر الحکم، ح 5165.
[43] . بحار الانوار، ج94، ص 148.
عباس پسنديده - رضايت از زندگي، ص 1 - 19
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :