امروز:
چهار شنبه 3 خرداد 1396
بازدید :
1382
مهارت هاي اجتماعي كلامي
مهارت هاي مذاکره
توانايي مذاکره ماهرانه به هنگام برقراري رابطه يکي از ارزشمندترين دارايي هاي شما است. موضوعيست که درباره انواع روابط و در موقعيت هاي مختلف صدق مي کند. ما در تمام اوقات درحال مذاکره هستيم. وقتي دو نفر درباره تماشاي يک فيلم سينمايي اختلاف نظر پيدا مي کنند، وقتي هر کس مي خواهد برنامه تلويزيوني شبکه متفاوتي را تماشا کند و يا اگر صحبت بر سر اين است که چه کسي آشپزخانه را مرتب نکرد، بلافاصله پاي مذاکره به ميان کشيده مي شود.
مذاکره به ندرت ايستاست و به همين دليل مذاکره کنندگان هميشه بايد بدانند که چگونه درباره تغيير و تحول مذاکره کنند. مهارت در مذاکره به اشخاص امکان مي دهد که روابط خود را بدون ناراحتي تغيير دهند. مذاکره اگر ماهرانه انجام شود، به همه کمک مي کند تا به خواسته هاي خود برسند.
چند نکته براي همکلامي
سعي کنيد از زاويه ديد طرف مقابل به موضوع نگاه کنيد.
به ايجاد اعتماد و اطمينان ميان خود و طرف ديگر توجه داشته باشيد و احساس و خواسته هاي خود را با طرف مقابل در ميان بگذاريد.
تماستان را حفظ کنيد.
به اين موضوع توجه کنيد که نيازها و خواسته هاي اشخاص با هم متفاوت است.
به نقطه نظر هاي طرف مقابل توجه کنيد. حرف هايش را جدي بگيريد. با او به گرمي بر خورد کنيد.
از سرزنش کردن طرف مقابل خودداري نماييد.
چهار انگاره در رابطه
1. براي همه به اندازه کافي و فراوان وجود دارد. در هر رابطه اي همه اشخاص سودي عايدشان مي شود؛ و در بلند مدّت، اين برداشت و اين نگرش از وفور و فراواني است که توليد شادي و رضايت مي کند. بر مبناي همين تفکر است که کار کردن با ديگران و در رابطه با آن ها مي تواند به اتفاق افتادن حوادث منجر شود. اگر به راهنمايي فکر کنيم که همه سود مي برند، راه حلهاي بيشتر و بهتري براي مسائل خود پيدا مي کنيم. خلاق تر مي شويم و به رضايت خاطر بيشتري مي رسيم.
2. من برنده مي شوم: تو بازنده مي شوي. اين نه تنها منصفانه نيست بلکه در بلند مدت به زيان شما تمام مي شود. وقتي شما برنده باشيد و ديگران بازنده، آن ها از شما فاصله مي گيرند.
3. تو برنده مي شوي، من بازنده مي شوم. اين نگرش توليد خشم و رنجش مي کند و بنابر اين به سود کسي تمام نمي شود.
4. بازنده، بازنده. اين يک انگاره به کلي مخرب است و نمي تواند به رابطه اي پايا تبديل گردد.
امکان به نتيجه نرسيدن
در تمامي مذاکرات اين امکان وجود دارد که به جايي نرسيد و از هم فاصله بگيريد. موضوع از اين قرار است که اگر نتوانيد کاري کنيد که رابطه شما با ديگران به سود همه شما تمام شود. رابطه به انتهاي خود مي رسد.
تدارک براي مذاکره ماهرانه
گام اول: از خواسته هاي همه مطلع شويد. روابط ميان اشخاص در قالب نظام ها قابل توضيح است. معناي اين نگرش اين است که اگر تنها به آن چه خودتان مي خواهيد فکر کنيد، نيمي از صحنه را تار مي بينيد. بايد به نگرش هاي خود و نيز به نگرش هاي ديگران توجه کنيد. اگر به شدت پايند خواسته هاي خود باقي بمانيد، کار مذاکره به دشواري مي کشد.
گام دوم: به خواسته ها و زمينه هاي مشترک توجه کنيد. ببينيد که در چه زمينه هايي خواسته هاي شما و ديگران مشترک و يکسان است.
گام سوم: زمينه هاي مذاکره را وسيع تر کنيد. تا حدي که امکان دارد زمينه مذاکره را وسيع تر کنيد. به اين موضوع توجه کنيد که در يک زمينه خاص مي توانيد درباره موضوعات مختلف مذاکره نماييد.
گام چهارم: دنبال فرصت هاي مطلوب بگرديد: مطالب و مباحث مشترک و مهم براي هر دو طرف را شناسايي کنيد. به ندرت اتفاق مي افتد که موضوع و مبحثي براي همه اهميت يکسان داشته باشد.
پنج راه کار براي به کار گرفتن مهارت ها
1. مشخص کنيد. از منظور و مقصود طرف مقابل خود آگاه شويد و مشخص کنيد که دقيقاً چه مي خواهيد. «آيا از من ناراحتي يا اتفاق ديگري افتاده است؟» نقطه نظرهاي تان را به روشني بيان کنيد. «از اين که به من تلفن نکردي خشمگين هستم.» کلي گويي نکنيد و نگوييد «من از تو ناراحتم.
2. به گفته طرف مقابل توجه کنيد. به جاي اين که با توجه به سخنان طرف مقابل واکنش فوري نشان دهيد، ببينيد در صحبت هاي او چه نکات مثبتي وجود دارد. اين گونه بهتر مي توانيد مذاکره کنيد.
3. سرزنش نکنيد. به نقطه نظرهاي مختلف توجه کنيد. لزوماً يک راه درست و يک راه اشتباه نيست. سرزنش نکنيد. به مسئوليت هاي مشترک بينديشيد. ممکن است بيش از حد خوشبينانه به نظر برسد. در مواقعي ممکن است کسي اشتباه کند.
4. مراقب خشم باشيد. خشم به سادگي روي هم انباشت مي شود و رنجش بروز مي کند. خشم چرخه اي معيوب ايجاد مي کند، به طوري که خشمگين شدن يک طرف، طرف ديگر را خشمگين مي کند و خشمگين شدن اين يکي به شدت خشم اولي مي افزايد.
5. توهين نکنيد. حرف هاي توهين آميز مذاکره را مخدوش مي کند. به عنوان نمونه به عبارات زير توجه کنيد: «نمي توانم با آدم بي منطقي مثل تو صحبت کنم» «تو بسيار خودخواه و خودبين و خودرأي هستي.»
چند قاعده براي جنگ منصفانه
1. به موضوع مطرح و موجود توجه کنيد.
2. تعميم مبالغه آميز ندهيد. «تو هميشه....»، «تو هرگز»
3. ناسزا نگوييد. «احمق هستي...» «بي رحم هستي....» «رفتارت کودکانه است.»
4. خونسردي خود را حفظ کنيد. قبل از اين که به جمله يا جمله اي جواب بدهيد، تا عدد 10 بشماريد. به جايي برويد که بتوانيد آرام بگيريد. پرخاش نکنيد.
5. سهم خود را در مسئله ببينيد. با جملات با فاعل من شروع کنيد. از به کار بردن تو يا شما اجتناب کنيد.
6. روي زخم اشخاص نمک نپاشيد. به خشم و رنجش آن ها دامن نزنيد.
7. تهديد هاي جسماني و کلامي را کنار بگذاريد. با تهديد کردن مسئله اي فيصله پيدا نمي کند.
وقتي ديگران از شما نظر خواهي مي کنند
اغلب اشخاص درباره روابطشان با ديگران مشورت مي کنند و ناراحتي هاي خود را با آن ها در ميان مي گذارند. در ادامه براي راهنمايي کساني که براي صحبت هاي ديگران درباره روابط شان گوش مي دهند نکاتي ارائه کرده ايم.
جانبداري نکنيد. جانبداري از يکي از طرفين توليد رنجش و دلخوري مي کند. وظيفه شما اين است که به کسي که مشکلش را با شما در ميان مي گذارد کمک کنيد. راه حل هاي خود را تحميل نکنيد. تحميل راه حل به ندرت کارساز است.
گفتگو با ديگران درباره روابطي که دارند
گوش بدهيد.
سؤال کنيد.
موضوع مورد نظر را روشن کنيد.
داوري نکنيد. اما نشان بدهيد که متوجه موضوع هستيد.
توجه داشته باشيد که تنها مي توانيد خودتان را تغيير بدهيد.
از احساس کسي که با او حرف مي زنيد مطلع شويد.
از احساس طرف ديگر مطلع شويد.
به اين فکر کنيد که مي خواهيد کمک کنيد، جانبداري نکنيد.
براي آن ها کمک کنيد تا براي حل مشکل موجود از منابع خود استفاده کنند.
فرايند حل مسئله را تقويت کنيد.
نصيحت نکنيد.
باورهاي اشتباه درباره روابط
دو باور شايع و اشتباه مانع از آن مي شوند که برخوردي سازنده با رابطه داشته باشيد.
«رابطه اي که براي حفظ آن بايد تلاش کرد، نداشتنش بهتر است.»
اگر بگوييد «من نبايد روي اين رابطه تلاش کنم.» شرايطي فراهم مي آوريد که حل کردن مسئله با دشواري رو به رو مي گردد. بعضي ها بر اين باورند که اگر روي رابطه اي کار کنيد لطف و خودجوشي آن را از بين مي بريد. اين برداشت درستي نيست.
«تو بايد بداني من چه احساسي دارم.»
اين برداشت فرض را بر اين مي گذارد که اگر دو نفر در ارتباط نزديک با هم هستند، بايد خود به خود از احساسات يکديگر آگاه باشند. انگار نوعي تله پاتي ميان آن ها وجود دارد. اما اين طور نيست. امکان ذهن خواني وجود ندارد. هر اندازه که با اشخاص نزديک باشيد. نمي توانيد ذهن آن ها را بخوانيد. مگر آن که آن ها اطلاعاتي را در اين خصوص در اختيار شما بگذارند.
راهنماي سلامت روان- ترجمه مهدي قراچه داغي، ص211
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :