امروز:
سه شنبه 8 فروردين 1396
بازدید :
2095
افزايش سن ازدواج و مقابله با آن
ازدواج يکي از بهترين نياز هاي آدمي است که دين مقدس اسلام به آن اهميت فراواني داده است و آن را از بهترين سنت هاي ديني شمرده که مايه برکات بي شماري است. از نظر قرآن، ازدواج مايه آرامش روح و روان آدمي است، که اين خود از نشانه هاي رحمت و بزرگي خداوند است.[1] تشويق اسلام به ازدواج خصوصاً در سن جواني و کراهت اسلام از تجرّد و رهبانيت، در بسياري از سخنان معصومين آمده است. آثاري چون بزرگذاشت سنت پيامبر،[2] قرار گرفتن در ولايت و حمايت خداوند،[3] به خشم آوردن شيطان،[4] کامل شدن ايمان جوانان،[5] زياد شدن روزي،[6] و مانند آن از برکات ازدواج، در کلام معصومين شمرده شده است. همچنين تأخير در امر ازدواج در روايات مردود دانسته شده است. هيچ چيز نبايد باعث تأخير انسان در ازدواج شود، حتي اگر فقر باشد.[7] در روايتي مردان بدون همسر را سرزنش مي کند و تجرد را سبب شرور شدن مي داند[8] و در روايت ديگر به کساني که صاحب دخترند سفارش مي کند در ازدواج دخترانشان تعجيل کنند، که در اين جا متن کامل روايت را عرضه مي داريم:
امام رضا ـ عليه السلام ـ فرمود: «جبرئيل امين بر پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نازل شد و عرض کرد: اي محمد ـ صلي الله عليه و آله ـ پروردگارت به تو سلام مي رساند و مي فرمايد: دختران و زنان باکره مانند ميوه درختان هستند و همان طور که ميوه وقتي مي رسد، چاره اي جز چيدن ندارد، و الا تابش خورشيد و وزش باد آن را فاسد مي کند، دختران و زنان باکره هم (وقتي به سن بلوغ و ازدواج مي رسند)، چاره اي جز ازدواج ندارند، و الا از گرفتار شدن به فتنه و انحراف، در امان نيستند. پس رسول خدا مردم را جمع کرد و به منبر رفت و پيام پروردگار عزيز و بلند مرتبه را به آنان ابلاغ کرد.»[9]
بنابراين از نظر اسلام تاخير ازدواج امر نکوهيده اي است که مورد رضايت خدا نيست. اما آن چه امروز در جوامع اسلامي، خصوصا در جامعه ما، در عمل ديده مي شود، متأسفانه بر خلاف سفارشات اسلام است و آمارها از بالا رفتن سن ازدواج حکايت دارد. بنابر آماري که در روزنامه ها منتشر شده، پسران از 22 سالگي و دختران از 18 سالگي در سال 75 به ترتيب ميانگين سن ازدواج به 26 و 22 سالگي در سال 80 رسيده است.[10] در حالي که متاسفانه، اي روند رو به افزايش است.
اين افزايش بي سابقه سن ازدواج، مشکلات فراواني به دنبال خواهد داشت. گرچه در اين مجال بررسي آن فراهم نيست، ولي فهرست وار به برخي مشکلات ناشي از اين افزايش، مي توان اشاره کرد. مشکلاتي چون: افسردگي و از بين رفتن نشاط در جوانان، مبتلا شدن به وسواس زياد در انتخاب همسر، مشکل آفريني فرزندان بزرگ و ازدواج نکرده در خانه، افزايش اضطراب و نگراني خصوصاً در دختران، حالت بلاتکليفي، از دست رفتن طراوت و زيبايي، نااميدي و تصميم به عدم ازدواج به خاطر کاهش ميل به ازدواج، بي دقتي در انتخاب همسر خصوصاً در دختران، احتمال افزايش انحرافات، احساس سربار بودن در خانواده و ده ها مشکل از اين قبيل که جوانان ما را که گرانبهاترين ذخيره هاي کشورمان هستند، به چالش انداخته است.[11]
به همين دليل بر همه مسئولان؛ دست اندرکاران مسائل اجتماعي واجب و لازم است به اين مسئله به عنوان يک مشکل فوريتي نگاه کنند وتمام همت و تلاش خود را براي رفع آن مصروف نمايند؛ چنان که قرآن، در آيه اي تمام مسلمانان را به ياري جوانان براي تسهيل امر ازدواج دعوت کرده است.[12]
عوامل افزايش سن ازدواج
کارشناسان امور اجتماعي عوامل زيادي براي افزايش سن ازدواج عنوان کرده اند که ما در اين جا اين عوامل را در سه بخش عمده، مطرح مي کنيم:
الف) عوامل اجتماعي
زندگي اجتماعي گرچه يکي از ضروريات حيات انسان است، به طوري که بشر بدون اجتماع قادر به ادامه زندگي نيست. اما با اين حال، اگر در برنامه ريزي و سياست اداره جامعه، دقت کافي نشود، مشکلات زياد به وجود مي آيد. يکي از عوامل افزايش سن ازدواج به مسائل اجتماعي بر مي گردد که در ذيل به چهار عامل آن اشاره مي شود.
1ـ افزايش جرايم و آسيب هاي اجتماعي
بالا رفتن جرايم و آسيب هاي اجتماعي مانند: اعتياد، بي بند و باري، همسر آزاري، طلاق، روابط سرد همسران، دخالت اطرافيان و مانند آن نه تنها موجب از هم پاشيدگي خانواده ها شده است. بلکه باعث سلب اعتماد جوانان از ازدواج گرديده و سبب شده است که جوان امروز به ازدواج به عنوان عامل خوشبختي، نگاه نکند و سرنوشت خود را از کساني که در دام اين آسيب ها گرفتار شده اند، تشبيه کند.
2ـ تحصيلات دانشگاهي
طولاني بودن مدت تحصيلات دانشگاه و افزايش نسبت دختران به پسران (که طبق بعضي آمارها تنها 35/43 درصد کساني که در کنکور شرکت مي کنند، پسر هستند)[13]، سبب شد اولاً، اغلب پسران و دختران تا پايان تحصيلات و بعد هم تا به دست آوردن شغل، از ازدواج سرباز زنند؛ و ثانياً دختران به علت داشتن تحصيلات دانشگاهي حاضر به ازدواج با پسران پشت کنکور مانده نباشند و درصد بالايي از آنان بدون همسر بمانند، يا به ازدواج ناخواسته تن بدهند؛ چنان که امروز شاهد اين معضل هستيم.
3ـ عدم توازن جمعيت پسران و دختران آماده ازدواج در ايران
بنابر برخي آمارها، جمعيت دختران در شرف ازدواج، يک ميليون و ششصد هزار نفر بيش از پسران آماده ازدواج است و اين خود سبب مي شود پسران در ازدواج رقابت نکنند و در نتيجه عجله اي نداشته باشند.[14]
4ـ به هم خوردن توازن دختر و پسر در روستاها
طبق آمارها، به علت مهاجرت پسران به شهرها براي جستجوي کار، جمعيت دختران روستايي آماده ازدواج دو برابر گذشته است.
ب) عوامل اقتصادي
يکي از عمده ترين دلايل تأخير ازدواج از نظر جوانان، عوامل اقتصادي است. در يک گفتگوي ساده و خودماني با جوانان، خصوصاً پسران، مي توان به آساني فهميد که علت نداشتن تمايل به ازدواج در اکثر آن ها برخوردار نبودن از شغل، مسکن و تهيه لوازم و ضروريات زندگي و جشن ازدواج است. در اين بين خانواده هاي دختران هم مشکل تهيه جهيزيه را سد بزرگي براي ازدواج دخترانشان مي دانند، خصوصاً خانواده هايي که چند دختر با فاصله هاي سني کم، دارند.
بنابراين عدم توان اقتصادي کافي، انگيزه ازدواج جوانان را پايين مي آورد و اجازه نمي دهد آنان در سن پايين ازدواج کنند. اما گاهي داشتن شغل مانع ازدواج مي شود و آن در صورتي است که دختران شاغل شوند. بسياري از دختراني که شغلي براي خود دست و پا مي کنند و مشغول به کار مي شوند، رغبت خود را نسبت به ازدواج از دست مي دهند. دلايلي که باعث کاهش ميل آن ها به ازدواج مي شود عبارت است از:
1ـ دختران وقتي شاغل مي شوند، توان اقتصادي شان بالا مي رود و به استقلال اقتصادي مي رسند. از آنجايي که يکي از انگيزه هاي دختران براي ازدواج، نياز اقتصادي است و از مجرد ماندن خود احساس سربار خانواده بودن دارند، با رسيدن به استقلال اقتصادي اين انگيزه در آن ها از بين مي رود و در نتيجه بسياري از آنان رغبت چنداني به ازدواج ندارند. بنابر اين دختراني که به ازدواج به عنوان يک تکيه گاه اقتصادي خوبي برسند، دليلي براي ازدواج ندارند و تا مجبور نشوند، ازدواج نمي کنند. چنان که وجود اين عامل در زنان بيوه نيز بزرگترين مانع را براي تن دادن آن ها به ازدواج مجدد ايجاد مي کند.
2ـ داشتن شغل از اين جهت که هم منبع اقتصادي است و هم سرگرمي خوبي است که مي تواند در انسان نشاط و شادي به وجود آورد، جايگاه خاصي در بين دختران دارد. گاهي علاقه به شغل در دختران چنان زياد مي شود که به خاطر ترس از دست دادن آن، ازدواج نمي کنند و خواستگاران را به بهانه هاي مختلف رد مي کنند. بنابر اين شاغل شدن دختران يکي ديگر از انگيزه هاي ازدواج آنان که رها شدن از تنهايي و انس گرفتن به همسر است را ضعيف مي کند و جانشين مناسبي براي ازدواج، نزد آن ها محسوب مي شود.
3. دختري که شاغل است، معمولاً خواستگاران بيشتري نسبت به ساير دختران دارد. به همين خاطر از تأخير انداختن ازدواج واهمه اي ندارد، زيرا شانس خود را براي ازدواج، حتي اگر سن او هم افزايش پيدا کند، زياد مي بيند.
بنابراين شاغل شدن دختر (بر عکس شاغل شدن پسر که سبب زياد شدن انگيزه به ازدواج است) انگيزه او را نسبت به ازدواج کاهش مي دهد. اين عامل امروزه در کشورهاي غربي تأثير چشم گيري در کاهش رغبت دختران به ازدواج داشته و حتي بسياري از دختران و زنان غربي به خاطر همين عامل، تا آخر عمر مجرد مي مانند که خود مي تواند سبب به وجود آمدن بسياري از مشکلات اجتماعي و اخلاقي شود. در کشور ما نيز تأثير شغل دختران در تأخير ازدواج، گرچه مانند جوامع غربي نيست، ولي کما بيش ديده مي شود و خطر گسترده تر شدن آن وجود دارد.
ج) عوامل فرهنگي
گرچه کشور ما از فرهنگ غني و کامل اسلامي برخوردار است، ولي به دلايلي چون نفوذ فرهنگ بيگانه و مانند آن، اين فرهنگ کم رنگ شده و سفارش هاي اکيد اسلام به تعجيل در ازدواج و کراهت از تأخير آن، تا حدودي بين جوانان به فراموشي سپرده شده است. جوان ايراني که در گذشته مهم ترين برنامه او دراولين فرصت ازدواج و تشکيل زندگي بود، امروزه ديگر چنين عقيده اي ندارد و حتي برخي زمان ازدواج را مخصوص ميان سالي مي دانند، و اين احتمال وجود دارد که اين فرهنگ مخرّب، گستره و فراگير شود.
به هر حال عوامل فرهنگي را مي توان از سه جهت در تأخير ازدواج مؤثر دانست.
1ـ منسوخ شدن ارزش هاي معنوي
منسوخ شدن ارزش هاي معنوي و جايگزين شدن ارزش هاي مادي، سبب شده بسياري از جوانان به همه چيز، از جمله ازدواج، رنگ و لعاب مادي بدهند و به جاي اين که کسب فضايل انساني را هدف خود قرار دهند و ازدواج را عاملي براي نزديک تر شدن به خدا و کامل شدن ايمان بدانند، در جمع مال دنيا و نماياندن ظواهر فريبنده زندگي مادي، مسابقه مي گذارند. اين طرز تفکر همه چيز از جمله ازدواج را تحت تأثير قرار مي دهد. اما جواني که دغدغه اصلي اش حفظ و کامل شدن ايمانش است، چون ازدواج را ايجاد کننده نسيمي از ايمان مي داند، تمام امکانات خود را براي به دست آوردن آن بسيج مي کند.
2ـ آرمان گرا بودن جوانان
بعضي از جوانان امروزي، به علت خامي و نپختگي که هيچ تناسبي با زندگي پيچيده کنوني ندارد و نيز به علت عدم اعتماد به تجربه هاي والدين و قديمي دانستن آن ها، از واقعيت زندگي بي اطلاع مانده اند و در نتيجه نمي توانند. درباره موضوعي چون ازدواج، واقع گرا باشند، بلکه آرماني فکر مي کنند و در عالم خيال پرواز مي کنند اين طرز تفکر، يکي از دو پيامد منفي زير را دارد؛ يا ازدواج نمي کنند و منتظر همسري آرماني هستند و يا ازدواجشان مبتني بر احساسات است که نتيجه آن شکست و سرخورده شدن از ازدواج است.
براي مبارزه با معضل اجتماعي افزايش سن ازدواج، راه حل هاي زيادي وجود دارد که کمابيش از گذشته مطرح بوده و فراروي مسئولان و متصديان کشور قرار داشته است. به نظر مي رسد ديگر زمان دادن راه حل تمام شده و بايد در مسير عملي ساختن اين راه حل ها قدم برداشت. تنها راه رهايي از اين مشکل آن است که ملت و دولت دست به دست هم دهند و با برنامه ريزي هاي کلان فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي، براي رفع اين مشکل بزرگ تلاش کنند. شايد نقطه آغازين و در عين حال بسيار مهم حل مشکل اين باشد که ابتدا سعي کنيم تفکر و شناخت جوانان را عوض کنيم و آنان را از مادي گرايي و سطحي نگري، به معنويت و توجه به خدا و دين باوري، سوق دهيم. حال با توجه به عوامل افزايش سن ازدواج که در ابتداي مقاله بررسي شد، راهبردها و عوامل کاهش سن ازدواج را در همان غالب مطرح مي کنيم:
الف) راهبردهاي فرهنگي
همان طور که گفتيم، تغيير نگرش ها و شناخت هاي افراد، کمک زيادي به تغيير رفتار آنان مي کند، و هر تغييري بدون داشتن زيرساخت هاي فکري محکم، دوامي نخواهد داشت. وظيفه مهم که از کارهاي عمده در اين حوزه است، بر عهده متصديان امور فرهنگي مثل حوزه، دانشگاه، صدا و سيما، مطبوعات، هنر و مانند آن است که بايد در اين راستا برنامه ريزي جدي داشته باشند. کارهايي که مي توان در راستاي اين هدف انجام داد، از قرار زير است:
1ـ ارزش دانستن تأهل
اگر تاهل و همسر داشتن به عنوان ارزش، و تجرد و مجرد ماندن، ضد ارزش تلقي شود، همان طور که در روايات اهل بيت آمده،[15] کمک زيادي به تغيير نگرش افراد نسبت به سن ازدواج مي شود.
2ـ درجه بندي ملاک هاي انتخاب همسر
در فرهنگ ديني مهم ترين ملاک براي انتخاب همسر، ايمان و اخلاق است.[16]و ملاک هاي ديگر از اهميت کم تري برخوردار است. اين درحالي است که در جامعه کنوني ما ملاک هايي چون مدرک، ثروت، پست و مقام و به طور کلي مظاهر مادي بيشترين اهميت را دارد. به همين خاطر تمام تلاش جوانان اين است که از هر راهي، امتيازات فوق را به دست آورند و از اين طريق به مقبوليت اجتماعي کافي برسند، اما از آن جا که رسيدن به اين ملاک ها زمان زيادي مي طلبد، به ناچار از ازدواج در ابتداي جواني محروم مي شوند و به اين طريق سن ازدواج افزايش مي يابد. اگر مسئولين فرهنگي کشور، ارزش هاي واقعي را که ايمان و اخلاق در صدر آن است ترويج کنند، نه تنها سن ازدواج کاهش پيدا مي کند، بلکه بسياري از مشکلات ديگر نيز حل خواهد شد.
3ـ گسترش فرهنگ حجاب
در جامعه اي که فرهنگ حجاب حاکم باشد و رابطه با نامحرم طبق موازين شرعي باشد و از اختلاط هاي مضر و فساد انگيز بين پسر و دختر جلوگيري شود. زمينه اي براي ارضاء نامشروع جنسي يافت نمي شود و در نتيجه تمتعات جنسي منحصر به خانواده و ازدواج مي شود. همين امر باعث مي شود احساس نياز به ازدواج در جوانان افزايش يابد و آنان زودتر ازدواج کنند. اگر فرهنگ حجاب کم رنگ شود و پسران و دختران محدوديت زيادي در ارتباط با يکديگر نداشته باشند، انگيزه آنان براي ازدواج کاهش مي يابد و در نتيجه سن ازدواج بالا مي رود، هم چنان که يکي از علل فرار جوانان غرب از ازدواج همين موضوع است. زيرا ازدواج را مانع آزادي بي حد و حصر خود مي بينند.
4ـ گسترش فرهنگ قناعت و ساده زيستي
اگر در جامعه، ساده زيستي و استفاده از حداقل امکانات مادي ارزش شود و يا حداقل اين که ضد ارزش نباشد، سن ازدواج کاهش پيدا مي کند؛ اما اگر داشتن خانه و اتومبيل مدل بالا و امکانات مادي، ارزش شود و چشم و هم چشمي هاي زيان آور گسترش يابد، جوان امروزي ما ناچار است در پي تهيه آن وسايل باشد و تا آن را تهيه نکرده ازدواج نکند. در نتيجه از داشتن خانواده در سن جواني، محروم مي ماند.
5ـ ازدواج در خلال تحصيل
همان طور که گفتيم يکي از عوامل افزايش پيدا کردن سن ازدواج، تحصيل است. اگر طوري برنامه ريزي شود که دانشجويان قادر باشند در خلال تحصيل، ازدواج کنند، سن ازدواج در بين اين قشر که مهم ترين و حساس ترين بخش جامعه هستند، کاهش پيدا مي کند.
اين امر مشروط به اين است که خانواده ها اولا اهميت موضوع را درک کنند و متوجه اين موضوع باشند که چه خطرهاي بزرگي فرزندان دانشجوي آن ها را تهديد مي کند و چه مشکلاتي روحي و رواني زيادي در اثر تأخير ازدواج براي آنان به وجود مي آيد و ثانيا با برنامه ريزي دقيق و با هماهنگي و کمک دانشگاه و ديگر نهادهاي مربوطه، ترتيباتي بدهند که دانشجويان با حداقل امکانات بتوانند ازدواج کنند و درعين حال تحصيل خود را نيز ادامه دهند. جوان دانشجوي ما اگر امکان ازدواج داشته باشد، حتي به صورت ماندن در دوران عقد و نامزدي قبل از عروسي، هم از برکات مادي و معنوي ازدواج محروم نشده و هم با انگيزه بيشتري تحصيل را دنبال مي کند. دانشجو اگر احساس کند آينده روشني دارد و مي تواند مسئوليت زندگي را که با ازدواج بر عهده او گذاشته مي شود بر دوش بکشد، کم تر به دنبال فعاليت ها و برنامه هاي غير درسي و حتي ضددرسي مي رود و بلکه تمام سعي و همت خود را صرف بهتر کردن زندگي و بالا بردن سطح آن مي کند.
ب) راهبردهاي اقتصادي
همان طور که گفتيم عوامل اقتصادي از عمده ترين دلايلي است که جوانان براي تأخير ازدواج خود مطرح مي کنند. براي اين که اين عامل مهم را کاهش دهيم بايد در دو جهت برنامه ريزي کنيم: 1ـ هزينه ها را حتي الامکان کاهش بدهيم. 2ـ منابع اقتصادي و توليد ثروت را براي جوانان فراهم کنيم. بنابر اين راهبردهاي زير مي تواند ما را در عملي ساختن دو هدف فوق ياري دهد؛
1ـ کاستن از هزينه هاي اضافي
بسياري از هزينه هايي که در زندگي مي شود، اعم از هزينه هاي جشن عقد و عروسي، يا تهيه جهيزيه، مسکن و ساير لوازم زندگي، ضرورت زيادي ندارد و امکان حذف يا کاهش آن وجود دارد. اگر پسر و دختر و خانواده هايشان تصميم بگيرند تمام هزينه هاي غير ضروري را حذف کنند و به حداقل امکانات اکتفا کنند امکان ازدواج براي اکثر جوانان ما عملي مي شود اين که جوانان ما يا خانواده هايشان اين تصور و ايده را داشته باشند که در ابتداي زندگي بايد از همه يا اکثر امکانات مادي برخوردار باشند و در برگزاري مراسم عقد و عروسي، هزينه هاي سنگيني بر يکديگر تحميل کنند، نتيجه اي جز فرار جوانان از ازدواج نخواهد داشت.
2ـ همياري در هزينه هاي ازدواج
همان طور که خداوند همه مردم جامعه را به ياري جوانان براي ازدواج و تشکيل زندگي دعوت مي کند، همه افراد، خصوصاً افراد متمول، وظيفه دارند در اين امر خير شرکت کنند. همچنين اگر ترتيبي داده شود که افراد نزديک به خانواده پسر و دختر، به صورت يک رسم و عادت نيکو، قسمتي از هزينه هاي ازدواج را بر عهده بگيرند، کمک بزرگي به تحقق اين هدف مي شود. اين پيشنهاد گرچه ظاهر ساده اي دارد، ولي در عمل تأثير شگفت انگيزي در هموار ساختن مسير ازدواج جوانان دارد و چون اين مشکل عموميت دارد. و هر کسي خود رامحتاج کمک مي بيند، همه مردم در اين امر خير شرکت خواهند کرد.
3ـ پرداخت وام هاي قرض الحسنه براي ازدواج
قرض الحسنه که يکي از سنت هاي خوب و گره گشاي اسلامي است و در آيات فراواني از قرآن به آن تشويق و تأکيد شده،[17] تأثير فوق العاده اي در حل مشکلات اقتصادي جامعه دارد. اگر اين سنت حسنه که امروز در گوشه و کنار جامعه تحت عنوان «وام ازدواج» وجود دارد، گسترش يابد و به اين طريق وام هاي طولاني مدت و کم بهره به جوانان براي ازدواج و تهيه وسايل زندگي داده شود، چنان که از برنامه هاي مهم دولت جديد شمرده شده است، کمک زيادي به ازدواج جوانان و در نتيجه کاهش سن ازدواج، خواهد شد.
4ـ ايجاد شغل هاي پاره وقت در دوران تحصيل و مانند آن
امروز دغدغه اصلي جوانان و به ويژه دانش جويان، اشتغال است. متأسفانه آموزش و پرورش و آموزش عالي ما طوري برنامه ريزي نکرده که، همه فارغ التحصيلان خود را به ابزار و فنون شغلي مجهز کنند. همان طور که نيروي نظامي نتوانسته براي سربازان وظيفه که خيل عظيمي از جوانان کشورند، دراين زمينه کاري کند و حداقل هر يک از آنان را در مدت سربازي به فن يا صنعتي مجهز کند. البته کارهايي در تحقق اين هدف انجام شده، ولي اصلاً کافي نيست. في المثل اگر دانشجوي جوان ما، بتواند در خلال تحصيل شغل مناسبي داشته باشد، مي تواند بسياري از هزينه هاي زندگي خود را تأمين کند. لازمه اين کار اين است که آموزش هاي کارداني و کاربردي در طول تحصيل گسترش يابد و تعداد واحدهاي نظري کاهش پيدا کند.
5ـ تشويق به زندگي در کنار خانواده يکي از زوجين
در زمان هاي گذشته اکثر جوانان، ابتداي زندگي خود را در کنار والدينشان آغاز مي کردند و به مرور زمان سعي مي کردند با پس انداز و امثال آن، از پدر و مادر خود مستقل شوند، اگر بتوان اين فرهنگ را دوباره زنده کرد و جوانان و خانواده هايشان را به پذيرش اين امر تشويق کرد، کمک زيادي به حل مشکل ازدواج مي شود.
ج) راهبردهاي اجتماعي
از آن جا که اجتماع و جامعه، مجموعه اي متشکل از واحدهاي کوچک تر خانواده است، بهترين جايگاه کمک به ايجاد خانواده و فراهم ساختن ازدواج جوانان، خود جامعه است. از اين رو براي حل مشکل ازدواج جوانان و جلوگيري از افزايش سن ازدواج، چاره اي جز همکاري و همياري همه افراد و آحاد جامعه، وجود ندارد. راهبردهاي اجتماعي که مي توان در اين زمينه ارائه داد، از قرار زير است:
1ـ فراهم کردن شرايط ازدواج آسان
دولتمردان و متصديان اجتماع وظيفه دارند برنامه دقيقي براي حل اين مشکل ارائه دهند. همچنين با تشويق مردم، خصوصاً افراد متمول، جوانان را در اين امر ياري دهند، مسلماً اگر دولت و مسئولان امر، قدمي در اين راه بگذارند، همه مردم به کمک آن ها مي شتابند. زيرا اين يک مشکل همگاني است و همه افراد به گونه اي با آن درگير هستند.
2ـ گسترش مراکز مشاوره ازدواج
يکي از دلايلي که جوانان را از ازدواج دور کرده است، نداشتن اطلاعات صحيح از ازدواج و وجود بدبيني هاي بي مورد است. بسياري از جوانان نسبت به اصل ضرورت ازدواج بي اطلاعند و برخي هم از افکار ناصحيح و خرافي در اين مورد رنج مي برند. وجود مراکز مشاوره ازدواج، کمک شاياني به جوانان مي کند و دغدغه هاي بي مورد آنان را برطرف مي سازد.
3ـ کنترل مهاجرت روستاييان به شهرها
از بين تمام خسارت ها و ضررهايي که در مهاجرت روستاييان به شهر وجود دارد، مشکل افزايش سن ازدواج، جايگاه ويژه اي دارد. اگر بتوان با افزايش امکانات زندگي در روستاها و ايجاد اشتغال براي آنان، از مهاجرت آن ها جلوگيري کرد و آنان را به ماندن در روستا و توليد محصولات کشاورزي و دامي و امثال آن تشويق نمود، علاوه بر حل بسياري از مشکلات اجتماعي، از افزايش سن ازدواج نيز جلوگيري خواهد شد.
4ـ جلوگيري از بي بند و باري و ابتذال و فساد اخلاقي
يکي از راه هاي پيشرفت در جامعه ما اجراي قانون اساسي و جلوگيري از متخلفين و برهم زنندگان نظم و قانون است. اگر از فساد و ابتذال، خصوصاً در حوزه اخلاق و مسائل جنسي جلوگيري نشود و با افراد متخلف برخورد جدي صورت نگيرد و در مقابل تهاجم و شبيخون فرهنگي دشمن، سياست تسامح و تساهل اجرا شود، جامعه چنان دچار آشفتگي مي شود که اولين ضرر آن متوجه نهاد مقدس خانواده مي شود و جايگاه آن را تضعيف مي کند. امروز کم نيستند جوانان پاک و مؤمني که شريک زندگي مناسبي براي خود نمي يابند. تأثير مخرب گسترش فساد و فحشا و ابتذال و مخصوصاً مواد مخدر بر تزلزل کانون خانواده و بدبيني جوانان به ازدواج، بر کسي پوشيده نيست. اگر متصديان اجتماع براي مبارزه با مفاسد اخلاقي کمر همت ببندند و اين دام هاي خطرناک را از جلوي جوانان بردارند، برکات زيادي نصيب جامعه خواهند کرد که يکي از آن هموار شدن راه ازدواج جوانان است.
به اميد آن که با همت تمام نيروها، و ملت و دولت، به زودي شاهد آن باشيم که جوانان عزيزمان، اين سرمايه هاي بي نظير کشور، در امر ازدواج مشکلي نداشته باشند و با نشاط و انگيزه و اميد، آينده اي روشن و موفق براي خود و ديگران بنا کنند.

[1] . روم /.21.
[2] . بحار الانوار، ج10، ص 93.
[3] . محجة البيضاء، ج3، ص 54.
[4] . بحار الانوار، ج100، ص 221.
[5] . ميزان الحکمه، ج4، ص 1634.
[6] . بحار الانوار، ج100، ص 217.
[7] . نور الثقلين، ج3، ص 597.
[8] . کنز العمال، ج16، حديث 44448.
[9] . بحار الانوار، ج16، ص 223.
[10] . روزنامه جوان، تاريخ 28/7/81.
[11] . ر.ک: ايماني، محسن، مجله اصلاح و تربيت، شماره 63.
[12] . نور / 32.
[13] . روزنامه کيهان، تاريخ 17 تا 19/4/80.
[14] . روزنامه هاي 21 آبان 1382.
[15] . ر.ک: بحار الانوار، ج100، ص 218 تا 225.
[16] . پيامبر اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در روايتي فرمود: کسي که از دين و اخلاق خوبي برخوردار است، اگر به خواستگاري دختر شما آمد، به او همسر بدهيد، زيرا اگر چنين نکنيد، فتنه و فساد بزرگي در زمين ايجاد کرده ايد. (وسايل الشيعه، ج20، ص 86).
[17] . ر.ک: بقره / 245، مائده / 12، حديد/11 و 18، تغابن / 17، و مزمل / 20.
عباس رجبي- عوامل افزايش سن ازدواج و راهبردهاي کاهش آن، ص 41
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :