امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
1573
ويژگي هاي دوران جواني
ويژگي هاي دوران نوجواني و جواني
از آن جا که تربيت نوجوانان و جوانان از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، براي آن که بتوانيم بهتر به اين امر خطير بپردازيم بايد در ابتدا به خصوصيات اين دوران واقف گرديم. بعضي از خصوصيات اين دوران عبارتند از: خصوصيات عاطفي و خصوصيات اجتماعي که در ادامه به طور تفصيلي به بررسي هر يک مي پردازيم.
خصوصيات عاطفي
کودک با ورود به سن بلوغ و نوجواني، روح و روانش در کنار تغييرات زيستي و هورموني، دچار تلاطم گشته، روحيات و عواطف او ويژگي هاي تازه اي پيدا مي کند که بعضي از آن ويژگي ها عبارتند از:
1. حساسيت
نوجوان به دليل اين که در دوران بحران به سر مي برد، از حساسيت خاصي برخوردار است. در برابر هر برخورد ما با او، عکس العمل نشان مي دهد. گاهي در مقابل انتقادها، داد و فرياد مي کند. درها را به هم مي زند و يا اشياء را پرتاب مي کند.
2. سرگرداني
يکي ديگر از ويژگي هاي عاطفي اين دوران اين است که فرد دچار سرگرداني مي شود چون بين ارزش هاي حاکم در مدرسه، خانواده و اجتماع هماهنگي نمي يابد و مشاهده مي کند که هر يک از آنان، ارزش هاي متفاوتي ارائه مي دهند، بنابر اين در اين که کدام ارزش را بپذيرد، دچار سرگرداني مي شود.
3. هيجان هاي دروني
نوجوان گاه نسبت به بزرگسالان، بي اعتماد و بي اعتناست و گاه با اعتماد که اين نوسانات، از هيجانات دروني او سرچشمه مي گيرد.
4. تنوّع خصلت هاي رفتاري
اعمال نوجوان و جوان داراي پختگي نبوده و در حال تغيير و دگرگوني است و دائماً رنگ عوض مي کند. براي مثال گاهي زرنگ است و گاهي تنبلي مي کند.
5. عدم اطمينان به بزرگترها
او در مطرح نمودن مشکلات عاطفي و رفتاري خود، بنوعي نسبت به بزرگترها، احساس بي اعتمادي مي کند زيرا مي ترسد آنچه را او با آن ها در ميان مي گذارد، با ديگران مطرح کنند و رازش را بر ملا سازند.
6. احساس نگراني در برخورد با واقعيات
او در برخورد با مسائل مي کوشد از رويارويي با واقعيات بگريزد و اين به آن سبب است که دليل و منطق در او ضعيف است و عقل و برهان، در او تحت الشعاع ديگر خصوصيات (مانند غرور، احساسات و عواطف) وي مي باشد. البته اين ويژگي در پسرها بيشتر به چشم مي خورد.
7. احساس ناکامي و ناتواني
گاهي نوجوان احساس مي کند آنچه را که از او مي خواهند، نمي تواند انجام دهد.
اين ويژگي در دخترها بيشتر ديده مي شود زيرا آنان زودتر از پسرها به بلوغ عقلي مي رسند.
8. تلاش براي استقلال خود در زمينه هاي عاطفي
کودک در دوران دبستان، هر چه اولياء مدرسه بگويند مي پذيرد و آن ها را انجام مي دهد امّا در دوران راهنمايي و متوسطه از دستورات مدرسه، احساس کدورت و تنفّر مي کند و گاهي عملي خلاف مقررات انجام مي دهد؛ چون مي خواهد ثابت کند که به استقلال رسيده است.
9. علاقه به دوستي با همسالان
بشر در تمام مراحل زندگي خويش همواره نيازمند دوستي با ديگران است؛ نوجوانان و جوانان نيز در اين سنين، به گروه همسالان، علاقه بيشتري پيدا مي کنند، با آنان روابطي دوستانه و صميمانه برقرار مي سازند و دوست دارند بيشتر اوقاتشان را با آنان بگذرانند. گاه، اين علاقه و دوستي تا مرحله عشق ورزيدن پيش مي رود: آن ها به همسالان خود پناه مي برند، چون مشکلاتي مشابه دارند، با يکديگر انس مي گيرند و بلکه رفتارشان نيز در يکديگر تأثير مي گذارد.
بنابر اين انتخاب دوست در اين دوران، از اهميت زيادي برخوردار است. چه اين که سعادت و خوشبختي نيز در معاشرت و دوستي با مردم بزرگوار است. پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرموده است: «سعادتمند ترين مردم کسي است که با مردم بزرگوار معاشرت و دوستي نمايد».[1] لذا لازم است والدين در انتخاب دوست و حدود دوستي فرزندان خود را ياري نمايند.
توصيه اي که مي توان در اين باره به والدين نمود، اين است که نبايد احساسات فرد را در اين سنين، نسبت به دوستانش لکه دار کرد. گو اين که استفاده مثبت از دوستان او در حل مشکلات، کمک بسيار خوبي نيز مي تواند باشد. امام علي ـ عليه السلام ـ از چنين روشي براي نجات کودکي که مي خواست خودش را از پشت بام پرت کند، استفاده کرد و فرمود: برويد يکي از همسالان و همبازي هاي او را بياوريد تا بسوي او باز آيد و از پرت شدن نجات يابد.
10. عدم کنترل رفتار، هنگام خشم
حساسيت نوجوان و جوان نسبت به مسائل ناخوشايند روح و روانش، باعث خشمگين شدن وي مي شود. خشم او بگونه اي است که قادر به کنترل آن نمي باشد؛ بنابر اين اطرافيان بايد با آرامش خويش، از خشم او بکاهند تا او بتواند از اين بحران خارج شود و اين دوران را پشت سر گذارد.
11. علاقه به محيط مساعد براي رشد ذهني
نوجوان و جوان به دنبال محيطي مي گردد تا در آن محيط رشد ذهني يابد و خلاقيت خويش را نشان دهد و رفتارش مورد تأييد قرار گيرد.
12. حبّ ذات
تمام موجودات عالم هستي يک ويژگي مشترک، به نام حبّ ذات دارند؛ يعني خودشان را دوست دارند و اگر چيزي قصد آسيب رساندن به ذاتشان را نمايد، از خود عکس العمل نشان مي دهند و دفاع مي کنند. انسان نيز چنين است و از کودکي داري اين صفت است. توجّه به اين نکته در تربيت و ساختن و بازسازي کودکان و نوجوانان و جوانان بسيار مهم است؛ بنابراين، کتک زدن براي تربيت به هيچ وجه مؤثّر نيست و نيز لعن و نفرين به آنان، سودي نخواهد بخشيد. چون مخالف «حب ذات» است.
خلاصه کلام اين که اگر بخواهيم از ابزاري استفاده کنيم که در متربي مؤثّر باشد، بايد در «حبّ ذات» او تأثير بخشد. مثلاً تشويق و عاطفه با حبّ ذات همگون است ولي تنبيه و خشونت با حبّ ذات، ناهمگون. البته آنچه نبايد از نظر دور داشت اين است که حبّ ذات در بعد مادّي و معنوي براي افرادي که نارسايي روحي دارند، اثر منفي خواهد داشت. مانند ساديسم که فرد، حبّ به ذات خود دارد امّا به دليل همان حبّ ذات، ديگران را آزار مي دهد، هر چند در اين صورت هم برخورد با آنان نبايد مخالف با حبّ به ذات باشد.
خصوصيات اجتماعي
ويژگي هاي اجتماعي نيز مانند خصوصيات عاطفي در نوجوان و جوان رشد کرده و مراحل تازه اي را ايجاد مي نمايد که بعضي از آن ها عبارتند از:
1. مرحله الگو پذيري و تقليد
غريزه تقليد، يک غريزه نيرومند است که از آغاز دوره کودکي شروع مي شود و در سنين پنج تا شش سالگي به اوج خود مي رسد. کودک در اين سن علاوه بر تقليد خوردن، لباس پوشيدن و .... حالات رواني را نيز تقليد مي کند. براي مثال ترسو بودن يا شجاعت مادر (يا هر کسي که مورد تقليد اوست) در او اثر مي گذارد. به پدران و مادران بايد سفارش کرد که در برابر کودکان مواظب اعمال و حرکات خود باشند. يک آينه، تا هنگامي که کسي در مقابلش ايستاده است، تصوير را نشان مي دهد؛ امّا ذهن انسان قويتر از آينه است و با از بين رفتن فرد، باز هم تصوير او باقي است.
مربيان و والدين در اين امر تأثير بسزائي دارند. چرا که اين غريزه در دوران نوجواني نيز به فعاليت خود ادامه مي دهد و نوجوان علاوه بر مربيان و والدين خود، به حدّ زيادي به تقليد از همسالان خويش متمايل مي شود.
مرحله تقليد در نوجوان از سن دوازده سالگي آغاز مي شود. او از همکلاس هاي ويژه (از نظر درسي و اخلاقي مانند شلوغ کردن يا منظم بودن) تقليد مي کند. اين ويژگي بيشتر در پسران به چشم مي خورد.
آنچه که در اين مرحله بايد به آن توجّه نمود، انواع تقليد است که گاهي کورکورانه است و گاهي آگاهانه. در تقليد کورکورانه، مقلّد از هر عمل مضرّ يا غير مضرّ بطور ناآگاهانه پيروي مي کند؛ امّا در تقليد آگاهانه شخص مقلّد، نکات مثبت اعمال مقلّد را انتخاب نموده و از آن پيروي مي کند و اعمال ناشايست را تشخيص داده، کنار گذارده و تقليد نمي کند.
از اين رو والدين (و مربيان) بايد نوجوانان و جوانان را آگاه سازند که در مسائل زندگي کورکورانه تقليد ننمايند؛ زيرا چنين تقليدي باعث نابودي مي شود.[2]
2. افتخار به شخصيت
تشخّص طلبي يکي از تمايلات غريزي بشر است و در نسل جوان بسيار قوي و نيرومند است. نوجوان به نوع لباس، نوع آرايش مو و نوع واکنشهايش در برخورد ها افتخار مي کند و به اصطلاح در جمع همسالان خود «قيافه» مي گيرد. او به ابراز شخصيت و خود نمايي مي پردازد؛ او مي خواهد بفهماند که من هم بزرگ شده ام. در اين راستا، والدين با برخورد مناسب و هدايت او در انتخاب لباس هاي مناسب و نوع برخوردهايش ضمن احترام به شخصيت وي، مي توانند او را در مسير صحيح هدايت کنند.
3. ميل به آزادي
يکي از تمايلات و خصيصه هايي که در اين دوران شدّت مي يابد، ميل به آزادي بي حدّ و حصر و بي قيد و شرط است. مقررات اجتماعي را سد راه ارضاء تمايلات خويش به حساب مي آورد. از آن جا که آزادي هاي بي قيد و شرط موجب انحراف و بروز مشکلات خواهد شد، بايد با روش هاي صحيح و با صحبت هاي دوستانه کنترل شود.
4. مرحله اطاعت
اين مرحله از اوّل راهنمايي آغاز مي شود. اين صفت در اين سنين بيشتر در ميان دختران به چشم مي خورد. آنان بگونه اي مطيع مي شوند که ديگران تصوّر مي کنند خجالتي هستند. البتّه در اين مواقع بايد مراقب بودکه اين اطاعت در غياب ما چگونه است.

[1] . اَسعَدُ الناسِ مَن خالَطَ کِرامَ الناسِ؛ بحارالانوار، ج15، ص 51.
[2]. البته تقليد در مسائل فرعي ديني هم وجود دارد و لزومي ندارد که چنين تقليدي آگاهانه باشد زيرا در صورت آگاهي ديگر نمي توان تقليد کرد. به چنين تقليدي، تقليد کور کورانه نيز اطلاق نمي شود زيرا در ابتدا با استفاده از عقل و با مشورت با افراد آگاه و خبره، مجتهد داراي شرايط انتخاب مي شود.
مجيد اسماعيلي - با اندکي تلخيص از کتاب والدين و تربيت نسل جوان، ص 13 - 21
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :