امروز:
پنج شنبه 5 مرداد 1396
بازدید :
784
به مناسبت سالروز فاجعه تخریب بقیع

قبرستان بقيع دو بار به دست اشرار سعودي و وهّابي، مورد حمله قرار گرفته است.
تخريب اوّل: مسعود بن عبدالعزيز (1163 - 1229 هـ . ق) امير نجد در سال 1218 هـ . ق 1802 م، با لشكرياني وحشي و درنده خوي به مكه هجوم برد او و همراهانش به پيروي از مسلك وهّابيّت، دست به تخريب و ويراني گنبدها و آثار ديني قبله مسلمانان زدند. بسياري از گنبدها و مساجد و آثار مذهبي مكه از جمله گنبد زادگاه پيامبر (ص)، خانه علي (ع) و گنبد مقبره حضرت خديجه را ويران كردند. آن جماعت نادان و وحشي در حال تخريب بناها و قبور طبل مي نواختند و رجز مي خواندند و به صاحبان قبور و گنبدها دشنام مي دادند!!! و چون قدرت سعودي ها در مكه تثبيت شد در سال 1220 هـ . ق/ 1805 م به مدينه منوره حمله كردند، اين حمله را حمله اول وهّابيان به مدينه و بقيع مي دانند.[1]
تخريب دوّم: عبدالعزيز بن عبدالرحمان آل سعود(1293 - 1337 هـ . ق) كه در كويت پناهنده بود در سال (1309 هـ . ق) در نجد قيام نمود و دوباره حكومت اشرار تبار سعودي را برقرار كرد و شهر رياض را تصرف نمود. و در سال 1330 هـ . ق اَحْساء و قطيف دو مركز شيعه نشين و نفت خيز را به زير سيطره خود در آورد و سپس به حجاز لشكر كشيد و حسين بن علي شريف مكه را شكست داد و دولت هاشمي را ساقط كرد و مكه را فتح و پايتخت خويش اعلام كرد (1343/اكتبر 1924) آن گاه سه امارت حجاز و نجد و اَحساء را كشور واحدي به عنوان (المملكة العربيه السعوديه) ناميد و حاكميت سياه خود را بر سرتاسر آن گسترش داد.
نيروهاي سعودي پس از  فتح مكه و ويراني بسياري از آثار و ابنيه ديني آنجا، قصد مدينه را كردند و ماهها مدينه را در محاصره خود نگه داشتند. در مدت محاصره، اوضاع مدينه به كلّي به هم خورد و رعب و وحشت و قحطي و بيماري و... بر مردم بيچاره مستولي گشت.
مردم مدينه گروه گروه از شهر مي گريختند و به شهرها و قصبه هاي اطراف مي رفتند و بسياري نيز در اثر عوامل فوق هلاك شدند تا بالاخره در تاريخ (5 جمادي الاوّل 1344) (5) مقاومت مظلومانه مردم مدينه، شكسته شد و نيروهاي سعودي در ميان كشتار و ارعاب مردم، مغرورانه و بي ادبانه وارد شهر شدند. تا اين كه روز هشتم شوّال 1344 سپاهيان وهّابي به دستور امير سعودي عبدالعزيز بن عبدالرحمن، چنگ و دندان نشان دادند و جنگ افزار خود را آماده كرده و به سوي بقيع حركت كردند. وهابيون بدانديش ابتدا تمام اموال و اشياء نفيس و ذخيره هاي موجود در بقيع را غارت نموده و در بين قبيله آل سعود و شيوخ تقسيم كردند.[2]
روز هشتم شوّال تلخ ترين روز شيعيان بلكه مسلمين در قرن چهاردهم هجري بود، چرا كه در چنين روزي علاوه بر تخريب قبور هزاران نفر از ياران پيامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) و علماي بزرگ ديني مدفون در بقيع، مرقد و بارگاه مجلل و باشكوه چهار امام معصوم (ع) به صورت وحشيانه به دست وهابيون بياباني و سعودي هاي بي فرهنگ و گستاخ ويران گرديد. اين حادثه داغ ابدي بر دل پيروان و عاشقان اهل بيت: نهاد. بدين علت شيعيان جهان روز هشتم شوّال را روز عزا اعلام نمودند.[3]
علت تخريب قبرستان بقيع به دست وهابيان را بايد در عقائد وهابيت جستجو كرد.
اساس آئين وهابيت را دو چيز تشكيل مي دهد:
1- هدم و نابودي آثار رسالت و اصالتهاي باقي مانده از دوران پيامبر (ص) و صحابه و تابعان به گونه اي كه چيزي ملموس از آن زمان باقي نماند و همه اين كارها را در پوشش «توحيد» و مبارزه با «شرك» انجام مي دهند. از اين جهت كليه قبور متعلق به صحابه و عترت پيامبر و تابعان و علما و شخصيت هاي اسلامي را نابود كرده و با خاك يكسان مي كنند. و اگر از مسلمانان جهان نمي ترسيدند، قبر پيامبر را نيز ويران كرده و به صورت مصلي در مي آوردند.
به خاطر اين عقيده نامعقول، قبور ائمه چهارگانه شيعه و عموّي پيامبر (ص) و قبر عبداللّه پدر آن حضرت و قبور كليه صحابه در بقيع ويران گرديد، و به صورت تل خاكي در آمد.
2- پايين آوردن مقام و موقعيت شخصيتهاي الهي از پيامبران و اولياء در حال حيات و ممات به عنوان اين كه آنان تنها بازگو كنندگان دستورات الهي بودند و رسالت آنها در اين قسمت با مرگ آنان پايان يافته و تفاوت چنداني با امت خود ندارند.
اين در اصل دو پي آمد بسيار ناگوار داشت:
الف: آئين اسلام به صورت يك آئين خشك معرفي شد كه هر نوع حركت و تحولي، رنگ شرك و دوگانه پرستي به خود گرفت، به گونه اي كه احترام آموزگاران الهي به صورت برگزاري يادواره نيز شرك اعلام گرديد. گوئي بايد ارتباط بشر با گلهاي سرسبد آفرينش قطع شود، و از اسلام جز كتاب و احاديث (كذائي) چيزي باقي نماند.
ب: ايجاد تفرقه در ميان مسلمين، به گونه اي كه جهان تسنن دچار تفرقه شد و جنگهاي خونين به راه افتاد، بيشتر دانشمندان به جاي دفاع از حملات مسيحيان و ماديها، صرف دفاع از شبهات محمد بن عبدالوهاب شد و انديشمندان بزرگ مصر و عراق و شام و لبنان در اين سه قرن پاسي از وقت خود را صرف نقد اين مسلك نمودند.
اساس آئين وهابيت همان دو اصل است و ديگر عقائد آنان روي اين دو اصل استوار است مانند:
1- تحريم ساختن سقف و سايبان روي قبور.
2- تحريم خواندن نماز در مشاهد مشرفه.
3- تحريم مسافرت به قصد زيارت پيامبر اسلام و ديگر اولياء و نيكان.
4- تحريم توسل به اولياء الهي پس از مرگ.
5- تحريم درخواست شفاعت از شافعان واقعي.
7- تحريم برگزاري يادواره پيامبران و اولياء الهي.
8- تحريم سوگند به غير خدا.
9- تحريم نذر بر اولياء الهي.
گوئي از ديدگاه وهابيها اسلام حكمي جز تحريم، و دعوتي جز مبارزه با فطرت انسان نداشته و ندارد.

معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. پرسش ها و پاسخ ها، استاد جعفر سبحاني.
2. آئين وهابيت، استاد جعفر سبحاني.
3. وهابيان، علي اصغر فقيهي.

پي نوشت ها:
[1]. الهاجري، يوسف، بقيع، ترجمه: محمدرضايي، فصل دوم.
[2]. دايرة المعارف تشيع، ج3، ص385 - بقيع 119.
[3]. صحتي سردرودي، قلي زاده، محمد، مصطفي، سيماي مدينه، سازمان تبليغات اسلامي، ص 142.

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات ـ حوزه علمیه قم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :