امروز:
يکشنبه 3 ارديبهشت 1396
بازدید :
1345
انتخاب شغل
انتخاب شغل موضوع مهمي است، چرا كه از يك سو بخش عمده اي از اوقات زندگي هر شخصي صرف كار و كسب درآمد براي تأمين معاش خود و خانواده اش مي شود و شغلي را كه انتخاب مي كند نقش مهمي در شكل دهي به شخصيت، نگرش به زندگي، روابط اجتماعي و... از خود برجا مي گذارد و از ديگر سو در تعاليم ارزشمند و آموزه هاي اسلام، نكات زيبا و نغزي در خصوص فلسفه كار كردن، آداب و احكام آن و همچنين ملاكها و معيارهاي انتخاب شغل بيان شده است.
تلاش در جهت كسب روزي حلال و خود را به سختي انداختن جهت اين امر جهاد است و از نگاه اسلام، جهاد در راه خدا از بهترين نوع عبادات معرفي شده است. اسلام، شغل را در خدمت انسان و براي رسيدن به اهداف متعالي آفرينش او قرار داده تا بدان وسيله به منزلت حقيقي خود دست يابد و اين نگرشي كاملاً والا و متمايز از نگاه امروزي دنياي مادي به اين مسأله است كه در عمل اين انسانها هستند كه همه عمر و سرمايه وجودي خود را وقف كار و شغل خود نموده اند. آنهم نه در جهت اهداف انساني بلكه صرفاً در مسير انگيزه هاي زياده خواهي، تفاخر، اميال و خواهش هاي كم ارزش نفساني و... .
چند نمونه از مهم ترين معيارهاي انتخاب شغل در تعاليم دين؛
1. مستلزم فعل حرام نباشد و انسان را در معرض گناه قرار ندهد: اگر در اين خصوص به كلام فقها و مراجع معظم تقليد مراجعه كنيد مي بينيد كه معامله و كسب و كارهايي مانند خريد و فروش عين نجس، مال غصبي، چيزهايي كه منافع معمولي آن حرام است مانند آلات موسيقي، فيلم ها و نوارهايي كه استفاده آنها جايز نباشد و... حرام و باطل معرفي شده اند. بعضي از مشاغل هم هستند كه انسان را در معرض گناه قرار مي دهند مانند مواردي كه شخص را ناگزير از ارتباط بيش از اندازه با نامحرم مي كند كه اين معيار مهم حتماً بايد از جانب زن و مرد در انتخاب شغل مورد توجه قرار گيرد. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: «هر كس كه از چيزهاي شبهه ناك دوري گيرد دين و آبروي خود را از ارتكاب به محرمات بركنار داشته و هر كه در چيزهاي شبهه ناك افتد در حرام افتد مانند چوپاني كه اطراف قرق (چراگاه) گوسفند چراند. بيم مي رود كه در قرق افتد.»[1]
توجه به رضايت خدا و تقيد به شريعت الهي به طور قطع پشتوانه اي از ياري و نصرت خداوند متعال را در زندگي به دنبال خواهد داشت و شما هم حتماً در اين مسأله با ما موافق هستيد كه اين موضوع اهميت فراواني در نگرش و نوع انتخاب شغل دارد.
2. دربردارندة مصالح اجتماع و سود رساني به افراد جامعه باشد؛ در اسلام تمام كارهايي كه براي جامعه و افراد مفيد باشد مورد تأييد و تمجيد قرار گرفته اند: مشاغلي مانند طبابت، زراعت، تعليم و تزكيه افراد اجتماع، بنايي و معماري، خياطي، مرزداري و ساخت و تهيه سلاح براي حكومت الهي، تجارت، دامداري و... كه هر كدام به نوعي در برطرف ساختن نيازهاي جامعه و تقويت اجتماع مسلمين نقش مهمي دارند و در مقابل كسب درآمد از طريق كارهاي كاذب مانند رباخواري، احتكار، كم فروشي و تمامي مشاغلي كه بر ضرر مسلمانان و به نفع دشمنان وكفار باشد ممنوع و حرام است.[2]
پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله ـ فرمود: «روز قيامت ندا داده مي شود كه كجايند ياران افراد ستمكار و كساني كه براي آنها دواتي آماده كردند يا قلمي كشيدند، آنان را با همان ستمكاران محشور كنيد.»[3]
پس معلوم مي شود كارهايي كه رنگ و بوي علمي و فرهنگي داشته و با قلم و كاغذ در ارتباطند اما در راستاي اهداف دشمنان اسلام و به انگيزة خدشه و هجمه در انديشه و روح و روان پيكرة جامعه اسلامي هستند نيز ممنوع و حرام مي باشند كه با اندكي تفكر و دقت مي توانيد مصاديق متعددي از آن را ـ متأسفانه ـ در جامعه خودمان بيابيد.
3. توجه به تفاوتهاي فردي: هر شخصي از توانمنديها، علايق و نگرشهايي كه به نوعي ممتاز از ديگران و منحصر به اوست برخوردار مي باشد كه در نظر داشتن اين نكته و سعي در انتخاب شغلي كه مطابق با ويژگي هاي فردي او باشد، تأثير به سزايي در موفقيت، رضايت شغلي، تعهد سازماني و وجدان كاري او از خود برجا خواهد گذاشت. زن و مرد، باسواد و بي سواد، پير و جوان، شهري و روستايي و... هر كدام استعداد و ويژگي مخصوص به خود را دارند كه نبايد نسبت به آن بي توجه و غافل باشند. هر چند كه هميشه نمي توان اين مطابقت را به طور كامل ايجاد كرد و در بعضي موارد و موقعيت ها، انسان به جهت عواملي خارج از اراده و ميل باطني خود و صرفاً براي تأمين ضروريات زندگي، مجبور به پذيرش شغل و عملي مي شود كه چاره اي از آن نيست اما سخن اينجاست كه سمت و سوي تلاش و فعاليت انسان بايد در جهت به عهده گرفتن شغلي باشد كه مطابقت و همراهي بيشتري با توانايي و علايق شخصي و نگرش او داشته باشد.[4]
حضرت علي ـ عليه السلام ـ در كلام گهربار خود خطاب به مالك اشتر به ويژگي ها و صفات لازم براي هر كدام از مشاغل در جامعه اشاره مي فرمايند. دربارة ويژگي هاي لازم براي قاضيان، عاملان حكومت، كارگزاران، نويسندگان، بازرگانان و صنعت گران به تفصيل بحث مي كنند. مثلاً در مورد بازرگانان به صفاتي چون نيروي جسماني، آشتي طلبي. مدارا، وسعت نظر، خوش معامله و سخاوتمند بودن و در مورد كارمندان و كارگزاران دولتي به خصالي مانند تجربه، امانت، تقوي، سابقه درخشان و... اشاره مي كنند همچنين در ارتباط با ساير مشاغل خصوصياتي را در ارتباط با صاحبان آنها ذكر مي كنند كه در صورت تمايل تفصيل آن را در كلام جامع و نغز مولاي متقيان در نهج البلاغه جستجو كنيد.[5]
4. هدفمند و توأم با برنامه: شغل و فعاليت اقتصادي شخص نبايد به گونه اي باشد كه تمام يا بخش عمدة شبانه روز او را به خود اختصاص دهد. امام علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: اوقات شبانه روز را به سه قسم بايد تقسيم كرد؛ بخشي از وقت را بايد براي كار اختصاص داد و از بقيه آن براي امور ضروري ديگري مثل عبادت، بهره مندي از لذات حلال زندگي، ديد و بازديد با ارحام و دوستان خوب بايد استفاده كرد.[6]
ضمن آنكه انتخاب شغل بايد هدفمند و با نگاه ارزشي و نگرشي الهي همراه باشد تا در بردارندة همه نيازهاي آدمي اعم از نيازمندي هاي اقتصادي، روحي و رواني و معنوي باشد.[7] همان گونه كه در ابتداي بحث نيز به اين موضوع اشاره شد.
5. موجب حفظ آبرو و شأنيت اجتماعي شخص باشد: حفظ آبرو از ديدگاه اسلام اهميت فراواني دارد، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ مي فرمايند: «آبرويتان را به وسيله اموالتان حفظ كنيد.»[8] و در بيان ديگري مي فرمايند: «به عوض چيزي كه انسان آبروي خويش را بدان محفوظ دارد براي او صدقه اي نويسند.»[9]
در انتخاب شغل نيز اين معنا بايد مورد توجه باشد كه بعضي از كارها ممكن است به آبرو و حيثيت اجتماعي فرد لطمه وارد سازد كه در افراد و موقعيت هاي اجتماعي مختلف متفاوت مي باشد. تحقيقات روان شناسان نشان مي دهد كه كارهايي كه افراد، آن را دون شأن خود مي دانند، احساس يكنواختي، نارضايتي شغلي، اندوه رواني و حتي بيماري جسمي براي افراد ايجاد مي كند.[10]

[1] . نهج الفصاحه، نشر فرهنگ اسلامي، حديث 1414، ترجمه زا مرتضي فريد تنكابني.
[2] . روان شناسي اجتماعي، جمعي از مؤلفان، انتشارات سمت، سال 82، ص 492.
[3] . وسائل الشيعه، ج 12، ص 30، كتابفروشي اسلاميه، تهران: 1403 هـ .
[4] . روان شناسي در كار، محمود ساعتچي، ص 74، مركز آموزش مديريت دولتي، تهران، 1369.
[5] . نهج البلاغه، نامه 53، ترجمه محمد دشتي (ره)، نشر مؤسسه فرهنگي تحقيقاتي اميرالمؤمنين، 82.
[6] . بحارالانوار، ج 75، ص 40، داراحياء التراث العربي، 1395 ق.
[7] . اقتصاد در مكتب اسلام، سيد موسي صدر، ص 106، نشر بي تا.
[8] . نهج الفصاحه، ترجمه مرتضي فريد تنكابني، نشر فرهنگ اسلامي، ص 3.
[9] . همان مدرك.
[10] . روان شناسي اجتماعي، جمعي از مؤلفان، نشر سمت، سال 82، ص 485.
نويد جانباز - مرکز مطالعات و پژوهش هاي فرهنگي حوزه علميه
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :