امروز:
جمعه 5 خرداد 1396
بازدید :
1663
امام خميني(ره) در عرصه پژوهش و نگارش
حضرت امام خميني (ره) به مقتضاي توانايي هاي علمي و فكري، روحيه كنجكاو و ذهن پرجوشش كه به صفاي نفس آراسته بود اين توفيق را يافت كه دانسته هاي خويش را در سه عرصه به شيفتگان معارف ديني و تشنگان حقايق ناب تقديم كند: تدريس علومي چون فقه، اصول، حكمت و عرفان، مطرح نمودن مطالبي ارزنده و آموزنده به صورت بيانات شيوا و شيرين كه جامعه به خوبي قادر بود مضامين آنها را بفهمد و در زندگي خويش به كار بندد، امام در سخنراني هاي خود انديشه هاي اجتماعي، سياسي و عرفاني را به روشن ترين وجه بيان نمود، همچنين ايشان در مقام قلم و نگارش استعداد خارق العاده اي از خود نشان داد و در تحرير مطالب به زبان فارسي و عربي تبحر داشت و مسايل علمي و افكار و نظرات خويش را از همان دوران جواني قلمبند نمود.
امام با پيروي از دستور قرآني مبني بر: «و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمة» نخست خود را مهذب ساختند و سپس به مسايل علمي پرداختند و با شناخت كامل و معرفت نسبت به خدا و خود، عامل اجراي دستورات الهي شدند و آموخته هاي خود را به عمل درآوردند، كساني كه با امام و كتابهايشان از نزديك آشنا باشند مي دانند كه بين نوشتار، گفتار و كردار امام هماهنگي كامل وجود دارد و به همين دليل مقرب درگاه حق گرديد و مردم او را باور نمودند .
چون ايشان به باطن پرداخت و سفر نفس و كاوش در زواياي پنهان و آشكار روح و كشف سر خليفة اللهي و درك حقيقت وجودي و اتكاي صرف به مقام ذات حق را آغاز كرد به وادي حكمت، برهان و عرفان گام نهاد و در نهايت ميان ظاهر و باطن آشنايي پديد آورد و در اين راه دست به نگارش آثار عديده اي زد و شاگرداني محقق و اهل قلم تربيت نمود و همراه با اين حركت علمي، حقايق رباني و اخلاق معنوي را در قالب فهم عامه مردم بر آنان عرضه كرد و سلسله دروس اخلاق را در مدرسه فيضيه برپاداشت. امام در نگارش هم از نثر پخته، رسا و شيوا برخوردار بود و نيز در تحرير مطالب علمي به تمامي ابعاد مسئله مورد بحث توجه داشت به طوري كه چون نوشته ايشان به پايان مي رسيد هيچ نكته مبهم و تاريكي براي استفاده كننده از آن باقي نمي ماند، در حواشي كه بر ديگر آثار مي نوشتند نيز هم ابهامات آن اثر را بر طرف مي نمودند و هم موضوعاتي را كه مؤلف آن طرح نكرده بود يادآوري مي كردند.
امام هنوز به سن سي سالگي نرسيده بودند كه كتاب هاي نفيس و گرانقدري در قلمرو عرفان تأليف كرده بودند كه در برخي از آنها عميق ترين و پيچيده ترين موضوعات عرفاني را به نقد كشيده اند حجة الاسلام محمد حسن رحيميان مي گويد: چون از تعليقات بر فصوص و نيز مصباح الانس تنها يك نسخه وجود داشت به منظور بالا بردن ضريب اطمينان براي نگهداري آنها به پيشنهاد حاج احمد آقا مشغول استنساخ اين آثار شدم. ضمن اين كار و مراجعات مكرر به محضر امام در مورد آن، متوجه شدم به رغم گذشت نزديك به شصت سال از زمان تأليف مزبور و پويايي مداوم و متصاعد حضرتشان در تمام زمينه هاي علمي و معنوي همچنان به دريافت هاي علميشان در آن زمان پا برجا و استوار بودند به طوري كه گويي در همان اول خط به آخر خط، رسيده بودند در حالي كه معمولا افراد هنگامي كه در بسياري از علوم به نتيجه اي مي رسند اگر حول همان موضوع و در مسير همان مطلب به تحقيق خود ادامه دهند چه بسا نسبت به دريافت قبلي به تجديد نظر و اصلاح و حتي به خلاف آن برسند، نكته ديگر آن كه در دهها موردي كه در طي بازنويسي از محضرشان سؤال كردم گويي لحظه اي قبل قلمشان را از تحرير مطالب مورد نظر بر زمين نهاده اند و در همان لحظه بدون درنگ جواب مي دادند، كه اين نشانه حضور ذهن و عدم فراموشي مطالب پس از گذشت شصت سال بود به گونه اي كه گويي تمام مفاهيم از كف دست برايشان روشن تر بود.[1]
وي مي افزايد: حضرت امام با آن همه زحمت و تلاش در طي مدارج علمي در تمام زمينه ها و آن همه نوشته هاي ارزشمند و كم نظير هيچ گونه دلبستگي و تعلق خاطري به آثار نوشته شده خود نداشتند و در پرتو اين زهد علمي و وارستگي نه در هنگام به غارت رفتن گنجينه هاي نوشته هايشان به اندوه و ماتم نشستند و نه در زمان يافتن آنها به سرور و شادماني برخاستند و نه هيچ گاه تمايلي به چاپ و انتشار آثارشان داشتند و نه كمترين اقدام در اين راه نمودند آنچه هم چاپ و منتشر شده يا با اصرار و اقدام ديگران بوده يا چون بعضي از نوشته هاي ايشان به صورت مخطوط توسط شاگردانش از دير زمان نسخه برداري و تكثير محدود شده بود با همت برخي از آنان به زيور طبع آراسته شده است.[2]
در دوران تبعيد به نجف كه رژيم شاه براي تحقير علمي و كوچك جلوه دادن امام در حوزه نجف فعاليت زياد مي كرد اما هيچ اقدامي براي نشر آثار فقهي و اصولي خود كه سالها قبل در قم تأليف كرده بود انجام نداد آثاري كه مي توانست به شدت مرجعيت و موقعيت ايشان را در حوزه نجف تثبيت كند، هيچ وقت به آثار علمي خود نباليد و به رخ ديگران نكشيد در حالي كه هر انساني مايل است نوشته هايش زودتر انتشار يابد و ديگران از آنها استفاده كنند، گفتن و نوشتن اين گونه مسايل ساده است ولي عمل به آن بسيار طاقت فرساست و اين حالات عظمت دروني و پنهان مردان بزرگ را نمايان مي سازد.
از وصيت نامه امام كه در تاريخ 25 محرم الحرام سال 1398 ه.ق يعني اندكي پس از شهادت آية الله حاج آقا مصطفي نوشته اند بر مي آيد كه ايشان به دليل تأثير پذيري منابع اخلاقي بر روي مردم بر اين نوشته ها بيش از آثار ديگر تأكيد داشته و بر نشر آنها اصرار ورزيده اند :
«كتب خطي اين جانب را در صورت امكان طبع كنند و اگر كسي خواست طبع كند در اختيار او بگذارند به طوري كه ضايع نشود، خصوصا كتب اخلاقي را» .[3]
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، امام با در اختيار داشتن امكانات فراوان شخصا براي نشر آثار خود اقدامي نكرد و اين ويژگي خود از وارستگي ايشان حكايت دارد.

[1] . در سايه آفتاب، ص 66
[2] . همان، ص 68
[3] . وعده ديدار، ص 78؛ آينه پژوهش، شماره 58، ص 93
غلامرضا گلي زواره - تلخيص از كتاب فرازهاي فروزان، ص 467
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :