امروز:
جمعه 5 خرداد 1396
بازدید :
2289
امام خميني (ره) و هنر
شخصيت عظيم و افكار بلند حضرت امام از يك سو، گستردگي مباحث مربوط به هنر و شاخه هاي مختلف آن از سوي ديگر، و محدوديت صفحات خاص اين موضوع از سوي سوم، پرداختن به موضوع امام خميني و هنر را دشوار مي سازد.
اما از آنجا كه جامعيت شخصيت امام راحل و ديدگاههاي نو و مترقي حضرت او نسبت به مسايل گوناگون از جمله هنر، پرداختن به اين موضوع را ضروري مي سازد، هر چند گذرا به موضوع ياد شده مي پردازيم.
اميد است كه پرداختن به اين مقوله در يك مقاله ، فتح بابي باشد براي كاوش بيشتر و عميق تر، و گامي كوچك در راه اداي دين به ساحت والاي آن پيشواي جاويد.
گستره بحث دامنه مباحث و شاخه هاي مربوط به هنر ، بسي گسترده است. از نويسندگي، شعر، قصه، طنز، نقاشي، موسيقي، خطابه و سخنوري گرفته، تا وادي فيلم و سينما و تئاتر و برنامه هاي هنري راديو و تلويزيون و كاريكاتور، نمايشنامه ها و فيلمهاي عروسكي و كارتون كودكان و طراحي و گرافيك و خوشنويسي و آهنگ و آواز و .. . را شامل مي شود.
در مقوله هنر، زيباشناسي و زيباييآفريني از عناصر مهم به شمار مي رود. تخيل و ذهن خلاق هنرمند، به كمك احساس بالنده و قدرت تعبير و ظرافت انديشه و نكته شناسي و نكته سنجي و خيال انگيزي، جلوه هاي ماندگاري از هنر را پديد مي آورد.
آنكه روحي لطيف و دركي زيبا و زباني نافذ و بياني رسا دارد، در شاخه هاي مختلف هنر، بهتر مي تواند انديشه و احساس و پيامي را بر بال هنر بنشاند و در آفاق انديشه هاي بشري و در قلمرو دل و جان انسانها به پرواز آورد.
امام امت، با برخورداري از مايه هاي اصلي و عمده هنر، در حد بالايي اين عناصر را در وجود خويش فراهم آورده بود. نيروي خطابه و سخنوري امام امت، زيبايي قلم و قدرت نگارش و تعبيري او، توان تإثيرگذاري عميق بر دلهاي مخاطبين، قدرت انگيزش نسبت به جوانان، ذوق لطيف شعري، خط پخته و زيبا، مايه هاي طنز و كنايه و استعاره و صناعات ادبي در گفتار و نوشتار، زيبايي روح و رفتار، جمال ظاهر و باطن و حسن صورت و حسن سيرت و حسن سريرت ، همه و همه در امام امت جمع بود. هنر رفتاري و جاذبه فوق العاده او و هنر ايجاد تغيير در رفتار و ساختار فرد و جامعه نيز از او چهره اي به عنوان معمار حكومت اسلامي ساخته است. هم او بود كه هنر بسيج توده ها را عليه ستم در سطح جهان داشت و اين كم هنري نيست. خداي متعال، كه زيبايي آفرين پهنه خلقت است، هنرهاي متعددي را در وجود اين انسان پيامبرگون، مسيح وار، ابراهيم آسا، علي وش يكجا گرد آورده است.
در بحث از امام و هنر ، هم مي توان به جلوه هاي هنري كه در وجود و فكر و بيان و قلم و شعر و ادبيات و ذوقيات امام راحل نهفته است پرداخت، هم مي توان ديدگاههاي او را در باره هنرهاي مختلفي چون: قلم، شعر، موسيقي، فيلم و سينما، راديو و تلويزيون، هنرهاي نمايشي و تصويري و ... بررسي كرد. دو مقوله جدا از هم، و دو بررسي كه هر يك ميداني متفاوت از ديگري دارد.
هنر برتر
پيش از آنكه به مطالعه ديدگاههاي امام درباره مقوله هاي هنري بپردازيم، گفتني است كه هنر، مبتني بر زيبايي است، چه در مرحله درك و شناخت، چه در مرتبه خلاقيت و آفرينش هنري.
همچنان كه جمال و زيبايي تنها جمال صوري و ظاهري و حسي نيست و جمال برتري به نام جمال معنوي داريم، هنر نيز، غير از شاخه ها و مقوله هاي محسوس و مادي و قالبهاي عيني، نوع برتر هم دارد كه به همان زيباييهاي روح و زيباييهاي عمل و رفتار باز مي گردد. آراءستگي به اخلاق حسنه هنري است دشوار، ارزشمند و مهم. به فرموده حضرت امير(ع):
زينه البواطن اجمل من زينه الظواهر[1] آراءستگي درونها، زيباتر از آراءستگي ظاهرهاست.
و در سخن ديگري فرموده است:
حسن الصوره جمال ظاهر و حسن العمل جمال باطن[2] زيبايي چهره، جمال آشكار است، ولي زيبايي كار و عمل، جمال و زيبايي باطني است.
در سخنان ديگري از آن امام بزرگوار و معصوم(ع)، خصلتهايي همچون حلم و بردباري، وقار، طاعت، پرهيز از ننگ و زشتي، عمل به علم، خردمندي و ... به عنوان جمال براي يك فرد به شمار آمده است.[3] اينها نشان دهنده آن است كه زيبايي (و در نتيجه هنر مبتني و متكي بر زيبايي) به زيبايي حسي خلاصه نمي شود. جمال برين و هنر برتر هم وجود دارد.
امام خميني، با توجه به اين ديدگاه و عنايت به هنر برتر، جلوه هاي ايثار و شهادت طلبي و جهاد حماسه آفرينان دفاع مقدس را برترين هنري مي داند كه حتي قابل ترسيم و تجسيم و ثبت و ضبط نيستند. در پيام سالگرد انقلاب، مي فرمايد:
... گيرم كه قلمفرسايان هنرمند، بتوانند ميدانهاي شجاعت و دلاوري آنان و قدرت و جسارت فوق العاده آنها را در زير آتش مسلسلها و توپها و تانكها ترسيم نمايند و نقاشان و هنرپيشگان بتوانند پيروزيهاي هنرمندانه آنان را در آن شبهاي تار در مقابل موشكها و بمب افكنهاي دشمن غدار و عبور از پيچ و خمهاي سيمهاي خاردار و كوههاي سر به فلك كشيده و بيرون كشيدن دشمنان خدا از سنگرهاي بتوني و مجهز به جهازهاي پيشرفته را مجسم نمايند، لكن آن بعد الهي عرفاني و آن جلوه هاي معنوي رباني كه جانها را به سوي خود پرواز مي دهد و آن قلبهاي ذوب شده در تجليات الهي را با چه قلم و چه هنر و چه بياني مي توان ترسيم كرد؟[4] در اين سخن، هم برخي جلوه هاي ويژه مطرح شده كه فراتر از قلمرو هنر معمولي است و نمي توان به بيان هنري آنها پرداخت، هم كار شگفت و زيباي حماسه آفرينان را هنرمندانه بيان كرده است.
پيام به هنرمندان
در راستاي همان ديدگاه و ارج گذاري، پيامي كه امام امت در تجليل از هنرمندان متعهد دادند، آكنده از همين توجه و عنايت و ديد فرا حسي است. در اينجا متن كامل آن پيام آورده مي شود، تا هم تإكيدي بر مطالب يادشده باشد، هم زمينه اي براي مباحث بعدي و عنصر تعهد در كارهاي هنري كه از نظر امام، بسيار مهم و تعيين كننده است. جالب توجه است كه اين پيام را كه ترسيم كننده خطوط هنر مكتبي و متعهد است، امام امت در آستانه سالگرد هفته دفاع مقدس (30/6/67) در آخرين سال عمر پربركت خويش و پس از خاتمه جنگ تحميلي صادر كرده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
خون پاك صدها هنرمند فرزانه در جبهه هاي عشق و شهادت و شرف و عزت، سرمايه زوال ناپذير آن گونه هنري است كه بايد به تناسب عظمت و زيبايي انقلاب اسلامي، هميشه مشام جان زيباپسند طالبان جمال حق را معطر كند.
تنها هنري مورد قبول قرآن است كه صيقل دهنده اسلام ناب محمدي(ص)، اسلام ائمه هدي(ع)، اسلام فقراء دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه خوردگان تاريخ تلخ و شرم آور محروميتها باشد. هنري زيبا و پاك است كه كوبنده سرمايه داري مدرن و كمونيسم خون آشام و نابود كننده اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي درد و در يك كلمه اسلام آمريكايي باشد. هنر در مدرسه عشق، نشان دهنده نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعي، اقتصادي، سياسي، نظامي است. هنر در عرفان اسلامي ترسيم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسيم تلخكامي گرسنگان مغضوب قدرت و پول است. هنر در جايگاه واقعي خود، تصوير زالوصفتاني است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامي، فرهنگ عدالت و صفا لذت مي برند. تنها به هنري بايد پرداخت كه راه ستيز با جهانخوآراءن شرق و غرب و در رإس آنان آمريكا و شوروي را بياموزد.
هنرمندان ما تنها زماني مي توانند بي دغدغه كوله بار مسووليت و امانتشان را زمين بگذارند كه مطمئن باشند مردمشان بدون اتكاء به غير، تنها و تنها در چارچوب مكتبشان به حيات جاويدان رسيده اند و هنرمندان ما در جبهه هاي دفاع مقدسمان اين گونه بودند، تا به ملأ اعلا شتافتند و براي خدا و عزت و سعادت مردمشان جنگيدند و در راه پيروزي اسلام عزيز، تمام مدعيان هنر بي درد را رسوا نمودند. خدايشان در جوار رحمت خويش محشورشان گرداند.
روح الله الموسوي الخميني[5]
هنر در خدمت تعهد
از ديدگاه امام امت، هنري ستوده و ارجمند و قابل دفاع است كه از عنصر تعهد و جوهر پيام و بعد سازندگي و تربيت برخوردار باشد، هنري كه ارزشهاي مقدس را ترسيم كند، به انسانها ايده و اميد و اعتماد بدهد، و از فساد و هرزگي و بدآموزي و تحريك غرايز حيواني و شهواني دور و منزه باشد.
هنري كه وسيله اي در خدمت فساد و حكومت جور و برآوردن اهداف سياسي بيگانگان باشد و مايه غفلت و بي خبري و بي دردي و بي تحركي باشد، ناپسند است. اين تإكيد را در مورد همه شاخه هاي هنر، و مهمتر از همه در زمينه سينما و فيلم و راديو و تلويزيون بيشتر فرموده اند.
در پيام هفته دفاع مقدس، در دعوت از نويسندگان و هنرمندان و نقاشان به ثبت حماسه هاي رزمندگان، مي فرمايد:
امروز، همه از تصوير اين صحنه هاي معنوي انساني عاجزند و اينجانب كه به نويسندگان و گويندگان و تحليل گران و هنرمندان و نقاشان و همه و همه پيشنهاد مي كنم تا هميشه و بخصوص در اين هفته آنچه در توان دارند، در طبق اخلاص گذاشته و تقديم اين سلحشوران عظمت آفرين و ملت ايران و اسلام بزرگ نمايند، براي آن است كه به گوشه اي از وظيفه اسلامي، انساني، ملي، ميهني هرچند كوچك خود عمل نمايد، و الا خداوند شكور است كه نام اين عظمت آفرينان را در جهان، بلند و مقامشان را در ملكوت اعلا به نمايش مي گذارد.[6]
[1] . غررالحكم.
[2] . بحآراءلانوار، ج78، ص377.
[3] . در اين زمينه، ر.ك: هنر در قلمرو مكتب از نويسنده، فصل اول.
[4] . صحيفه نور، ج18، ص230.
[5] . همان، ج21، ص30.
[6] . همان، ج18، ص123.
@#@
همه انتقادهايي كه امام امت به شدت متوجه راديو و تلويزيون و فيلمها و سينماها و تئاترهاي پيش از انقلاب داشت، به لحاظ محتواي فاسد و غرض آلوده و آثار زيانبار اخلاقي و اجتماعي آنان بود. امام مي كوشيد تا اين هنرها از ابتذال به تعهد و از غفلت آفريني به بيدارگري تحول يابد و مكرر در مصاحبه هاي پيش از انقلاب، وقتي ديدگاه او را در باره سينما و هنر و ... مي پرسيدند، تإكيد داشت كه ما با هنر و سينما مخالف نيستيم، بلكه با فساد مخالفيم. اين دقيقا ترسيم كننده خط تعهد در هنري است كه امام از آن دم مي زد. امام (ره) در اين باره رهنمود مي دهد که:
... ساختن تئاتري كه مطابق با اخلاق انساني اسلامي باشد، زحمت دارد و سينما هم اگر بخواهد چنين باشد، نيازمند به صرف مدتها وقت است و هرگز در متن سينما و تئاتر، نوشته نشده است كه بايد مركز فساد باشند و هنر آنها هم عبارت بود از چيزهاي مبتذل، جز اين نبود كه افراد و جوانان ما را در دانشگاهها و خارج و داخل طوري تربيت كنند كه همه را منحرف سازد.[1] حتي در مورد شعر، اين زبان زيبا و نافذ هنري، هم از شاعران وابسته به دربار طاغوت و قلم بدستان مزدور انتقاد مي كند و هم اهل قلم را تشويق مي كند كه هنر خويش را در خدمت ايمان و آرمان مردم انقلابي به كار گيرند. مي فرمايد:
بدانيد كه بي انگيزه نبوده است كه رژيم سابق از شاعران و نويسندگان و سخنگويان و شايعه سازان و روزنامه نگآراءن وابسته براي تفرقه بين اين دو گروه (روحانيون و دانش آموزان و دانشجويان) استفاده مي كردند.[2] و مي فرمايد: همه شماها كه نويسنده هستيد و خصوصا شعرا كه لسان شعر بالاترين لسان است، بايد مردم را آگاه كنيد، نسلهاي فعلي را، نسلهاي آينده را ...[3]
عرصه هنر دفاع مقدس:
امام عزيز درباره اهميت هنر در دفاع مقدس اظهار داشتند:
لازم است ملت شريف ايران عموما و خصوصا دولتمردان و گويندگان و نويسندگان و شاعران و هنرمندان از اين قشر فداكار، هر يك به سهم خود قدرداني نمايند و مراحل مختلف پيروزي اين حماسه آفرينان را با گفتار و نوشتار و كردار خود در معرض نمايش بگذارند.[4] امام امت در نامه اي خطاب به آقاي محمدرضا حكيمي اظهار اميدواري مي كند كه طبقه جوان با هر وسيله اي كه بتوانند، با شعر، نثر، خطابه، كتاب و آنچه موجب آگاهي جامعه است، ملتها را بيدار كنند،. شعر از ديدگاه امام، وقتي كه نغز و حكمت آميز باشد، مورد تمجيد است. از اين رو در پاسخ به همسر حاج احمدآقا كه از امام امت شعر خواسته است، در نامه عارفانه اش خطاب به وي از جمله چنين آورده است:
شاعر اگر سعدي شيرازي است بافته هاي من و تو بازي است
در وصيتنامه سياسي الهي خويش نيز ضمن مهم دانستن اثرگذاري رسانه ها و مطبوعات و هنر، در جهت دهي به اين ابزار هنري و ترسيم آثار تخريبي هنرهاي وابسته و در خدمت فساد، مي نويسد: ... راديو تلويزيون و مطبوعات و سينماها و تئاترها، از ابزارهاي موثر تباهي و تخدير ملتها خصوصا نسل جوان بوده است. در اين صد سال اخير، بويژه در نيمه دوم آن، چه نقشه هاي بزرگي از اين ابزار، چه در تبليغ ضد اسلام و ضد روحانيت خدمتگزار و چه در تبليغ استعمارگران غرب و شرق كشيده شد ... فيلمهاي تلويزيون از فرآورده هاي غرب يا شرق بود كه طبقه جوان زن و مرد را از مسير عادي زندگي و كار و صنعت و توليد و دانش منحرف و به سوي بي خبري از خويش و شخصيت خود و يا بدبيني و بدگماني به همه چيز كشور خود، حتي فرهنگ و ادب و مآثر پرارزشي كه بسياري از آن با دست خيانتكار سودجويان به كتابخانه ها و موزه هاي غرب و شرق منتقل گرديده است.[5] پس تباهي و تخدير و بي خبري، ره آورد هنرهاي فاسد است، و جهت داشتن و تربيت و بيدارسازي، محصول هنرهاي متعهد است.
هنر پيش از انقلاب
شايد برخي جوان ترها به لحاظ فاصله زماني، دقيقا در جريان آنچه كه پيش از انقلاب اسلامي در كشور ما جاري و ساري بود و به نام هنر، ابتذال و فساد و گناه ترويج مي شد، نباشند. امام راحل، با توجه دقيق و شناخت عميق، در مصاحبه ها، پيامها و سخنراني هايش انگشت روي مفسده هاي هنر پيش از انقلاب گذاشته و آنها را به نقد مي كشد. اگر دستگاههاي راديو تلويزيون و مطبوعات و مجلات و سينماهاي آن دوره ستم شاهي را مراكز فسادپرور مي داند، بيراهه نيست. اينك به نمونه هايي از ديدگاههاي حضرت امام به مقوله هاي هنري آن دوره، اشاره مي نماييم. در زمينه فيلم و سينما امام (ره) مي فرمايد:
ما با سينماهايي كه برنامه هاي آنها فاسد كننده اخلاق جوانان ما و مخرب فرهنگ اسلامي ما باشد مخالفيم، اما با برنامه هايي كه تربيت كننده و به نفع رشد سالم اخلاقي و عالي جامعه باشد، موافق هستيم.[6] اين فسادهايي كه در ايران هست، اينها را جزء فرهنگ حساب مي كنند؟ سينماها جزء فرهنگ است؟ اينها از ثبات فرهنگ است؟ كدام سينماها؟ همين هايي كه همه جوانها و نيروي جوان ما را از بين برده است؟[7] شاه، تمام آثار تمدن را به صورت فاسد كننده در آورد.
سينما به صورت ترويج فساد شد. اخلاق جوانها را فاسد كرد.[8] سينماي ما مركز فحشاست. ما با سينما مخالف نيستيم، با مركز فحشا مخالفيم. ما با راديو مخالف نيستيم، ما با فحشا مخالفيم. ما با تلويزيون مخالف نيستيم، ما با آن چيزي كه در خدمت اجانب براي عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نيروي انساني ماست، با آن مخالف هستيم.[9] راديو و تلويزيون، اكثر اوقات جوانهاي ما را به گوش كردن اين طور چيزها وامي داشت. از طريق چشم، جوانهاي ما را فاسد مي كردند ...[10] ممكن است كه كسي در سينما، نمايشهايي كه مي دهد، نمايشهاي اخلاقي باشد، نمايشهاي آموزنده باشد، كه آن را هيچ كس منع نكرده، و اما سينمايي كه براي فساد اخلاق جوانهاي ماست، و اگر چند روز جوانهاي ما در اين سينماهايي كه در اين عصر متعارف بود و در زمان شاه متعارف است، اگر چند وقت يك جوان برود در آنجا، فاسد بيرون مي آيد، ديگر به درد نمي خورد و اينها مي خواهند همين بشود ... مي خواهند اين جوانها به طرق مختلفه يا بيكاره و بيعار باشند كه ديگر در مقابل اين استفاده جوهاي خارجي نتوانند كاري بكنند، يعني بي تفاوت باشند.[11] روشن است كه ديدگاه امام، بر نفي مطلق و كلي هنر و سينما نيست و جنبه اخلاقي و آموزنده سينماي متعهد را هم مي پذيرد.
اما نقد او متوجه وضعيتي است كه در سينماي پيش از انقلاب در كشورمان حاكم بود و نسل جوان را بي انگيزه، فاقد هويت، لاابالي و فاسد مي ساخت. باز هم از زبان امام، اين روايتگر صادق آن روزگار تاريك و شوم بشنويم:
اين سينماهايي كه الان جوانهاي ما را دارند به فساد مي كشند و به فحشا مي كشند، اينها مي گويند اين فرم نباشد، مي خواهند سينما باشد، سينماي آموزنده باشد، سينماي اخلاقي باشد، با فساد اسلام مخالف است، با فساد كشيدن جوانان، مسلمين را به فساد كشيدن مخالف است. [12]
سينماها كارشان از بين بردن روحيه مقاومت در نسل جوان كشور بوده است. امروزه اين امر مورد اقرارگردانندگان دستگاههاي تبليغاتي خود رژيم نيز هست. [13]
در رژيم سابق، تمام چيزها خصوصا فرهنگ و هنر، محتوايش عوض شده بود، يعني كسي كه نام سينما را مي شنيد، خيال مي كرد كه آنجا بايد مركز فساد و سوء اخلاق و مركز مخالفت با همه چيز باشد و يا كلمه تئاتر، در ذهن انسان چيز مبتذلي بود كه از آن بهره فساد برده مي شد.[14] اين نيز گوياي تغيير ماهيت و مسخ هويت هنر است، اگر در خدمت انسانهاي فاسد يا انديشه هاي خراب و حكومتهاي تباهي آفرين قرار گيرد.
موسيقي
هرچند فتواهاي جديد و ديدگاههاي نوين امام راحل در باره موسيقي و استفاده از آن در رسانه ها و صدا و سيما، چنان باز و تحول آفرين بود، كه عده اي برنتافتند و حتي به طعنه و طنز، مي گفتند كه امام، موسيقي را حلال كرده است، اما در عين حال، از ديد امام، نبايد موسيقي به عنوان يك اصل تلقي شود و مايه دل مشغولي مردم و جوانان گردد و به جاي كار و تلاش و جديت، به گوش دادن به موسيقي آن هم در حد اعتياد روي آورند و از عناصري پرتحرك و سازنده و جدي، به افرادي لاقيد و بي خيال، كه صرفا در پي لذت جويي هاي حيواني و خوش بودنهاي غافلانه و كيف كردنهاي مخدر و غفلت زا باشند.
در اين قسمت، بحث فقهي نمي كنيم و آراء و ديدگاههاي فقهي و فتواهاي امام مورد نظر نيست، بلكه زاويه ديد امام در مورد موسيقي پيش از انقلاب و پس از انقلاب و آنچه در رسانه هاي كشور استفاده مي شود مورد بررسي است. امام امت، به بعد تخديري موسيقي و اعتياد به آن اشاره مي كند و مي فرمايد:
از جمله چيزهايي كه باز، مغزهاي جوانها را مخدر مي كند و تخديري است، موسيقي است. موسيقي اسباب اين مي شود كه مغز انسان وقتي چند وقت به موسيقي گوش كرد، تبديل مي شود به يك مغزي غير آن كسي كه جدي باشد، از جديت انسان را بيرون مي كند و متوجه مي كند به جهات ديگر. [15]
يك جواني كه اكثر اوقاتش را صرف كند پاي موسيقي و اكثر اوقاتش را صرف كند در اينكه پاي موسيقي بنشيند و اينها، از مسايل زندگي و از مسايل جدي بكلي غافل مي شود، عادت مي كند همان طور كه به مواد مخدره عادت مي كند ... فكر انسان را موسيقي جوري مي كند كه ديگر نتواند در غير همان محيط موسيقي و مربوط به شهوات و مربوط به موسيقي نتواند اصلش فكرش را بكند. [16]
[1] . همان، ص162.
[2] . همان، ج17، ص36.
[3] . همان، ص192.
[4] . همان، ص33.
[5] . وصيتنامه امام خميني(ره)، «م» (صحيفه نور، ج21، ص194).
[6] . صحيفه نور، ج2، ص259.
[7] . همان، ج3، ص214.
[8] . همان، ج4، ص262.
[9] . همان، ص284 و ج5، ص6.
[10] . همان، ج12، ص104.
[11] . همان، ج4، ص85.
[12] . همان، ج3، ص82.
[13] . همان، ص52.
[14] . همان، ج18، ص161.
[15] . همان، ج8، ص197.
[16] . همان، ص198.
@#@
قضيه موسيقي يك مطلبي است كه خوب طبع جوان به آن توجه دارد. اگر يك مدتي اين عادت كرد كه موسيقي را باز كند و گوش كند، مغز اين از تفكر در امور جدي باز مي ماند، مي رود دنبال همين قضيه. [1]
يك مغزي كه دنبال اين رفت كه موسيقي گوش كند ... و عادت به اين كرد، اين مغز مريض مي شود، اين نمي تواند فكر اين بكند كه كشورش به چه حال دارد مي گذرد، چه مي گذرد در آن، ديگر دنبال اين نيست، مثل يك آدم هروئيني مي ماند. [2]
جالب است كه امام، روي جهات انساني و نيروهاي خلاق جوانان و بعد جديت و آراءده جوان تإكيد دارد و مهمترين زيان آن را غافل ساختن از هدفهاي برتر و بازداشتن از تفكر و انديشه مي داند.
(البته نظر امام درباره موسيقي حرام مبتني بر همان مطرب و لهوي بودن موسيقي است که فتواي ايشان در اين باره اين موسيقي حرام بودن آن است.
فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني
در بخشهاي پيشين، تحليل امام را نسبت به فسادآوري هنرهاي تصويري و صوتي پيش از انقلاب و تلويزيون و سينماي آن دوره ياد كرديم. امام امت، به اين رسانه هاي هنري به عنوان يك آموزشگاه مي نگريست و تإكيد داشت كه آموزنده و تربيت كننده باشد و اين در صورتي است كه صلاح و اصلاح گري در متن تفكر هنرمندان و ديدگاههاي برنامه سازان سينما و تلويزيون جريان داشته باشد. پس موضع امام، نفي مطلق نبود و اگر از نوعي هنر انتقاد مي كرد، جايگزين بهينه را هم معرفي مي نمود و ديدگاههاي ارشادي و اصلاحي خويش را باز مي گفت.
در اين قسمت با گوشه هايي از نظرات امام در اين زمينه آشنا مي شويم و رسالت هنر و هنرمندان و دستگاههاي هنري را از زبان امام مي شنويم:
بنگاههايي كه شب و روز، ملت در سراسر كشور با آنها تماس سمعي و بصري دارند، چه مطبوعات در مقالات و نوشتارهاي خود و چه صدا و سيما در برنامه ها و نمايشنامه ها و انعكاس هنرها و انتخاب فيلمها و هنرهاي آموزنده، بايد همت گمارند و بيشتر كار كنند و از گردانندگان و هنرمندان بخواهند تا در راه تربيت صحيح و تهذيب جامعه، وضعيت تمام قشرها را در نظر گرفته و راه و روش زندگي شرافتمندانه و آزادمنشانه را به هنرها ونمايشنامه ها به ملت بياموزند و از هنرهاي بدآموز ومبتذل جلوگيري كنند. [3]
شما يك سينماي اخلاقي، يك سينماي آموزنده بياوريد، اگر يك كسي با آن مخالفت كرد؟ با آن مراكز فساد، دولت اسلام مخالف است. [4]
بايد فيلمهايي كه در راديو تلويزيون نمايش داده مي شود، آموزنده باشد، فيلمهايي باشد ولو از خود ايران درست كنند، آموزنده باشد، يا فيلمهايي كه از خارج مي آيد، درست تفتيش بشود كه چنين نباشد، آنها ممكن است با شيطنت فيلمهايي را به ايران بفرستند كه بخواهند جامعه ما را فاسد كنند. [5]
در اين بيانها، امام امت ضمن آنكه بر مهذب و مربي و سالم و آموزنده بودن فيلمها تإكيد دارد، هوشيآراءنه به تإثير فيلمهاي غربي و شيطنت هاي هنري آنان اشاره مي كند. در جايي ديگر به فيلمهاي ايراني اشاره مي كند و ارتباط بهتر و متفاهم تر آنها را با فرهنگ جامعه خودمان يادآور مي شود:
من غالبا فيلمهايي كه خود ايرانيها درست مي كنند، به نظرم بهتر از ديگران است. مثلا فيلم گاو آموزنده بود ... فيلمهايي كه از خارج به ايران مي آيد، اكثرا استعماري است. لذا فيلمهاي خارجي استعماري را حذف كنيد، مگر صد در صد صحيح باشد. [6]
و اين است معناي هادي امت و ديدبان هشيار و مراتب بيدار مرزهاي فكري و فرهنگي! امام امت تإكيد دارد كه گاهي پيام اصلي سازندگان فيلمها، از چشم و گوش نظارت كنندگان و بينندگان ممكن است پنهان بماند. از اين رو مسوولان فرهنگي و مراكز تصميم گيرنده در مورد وارد كردن، خريدن و پخش فيلمها و سريالها بايد مراقبت هوشمندانه تري داشته باشند و كارشناسانه به مسإله بنگرند، نه به عنوان يك ناظر معمولي و ساده.شايسته است توجه دادن امام امت را در اين باره بنگريد:
كارشناسي مي خواهد اين فيلمها. اين فيلمها ممكن است يك نتايجي بدهد كه نتايج را اشخاص عادي نتوانند درست بفهمند. كارشناسها در آن فكر كنند، تإمل كنند، تا اينكه يك فيلم صحيحي باشد كه مناسب جمهوري اسلامي و با مصالح اسلام، با مصالح كشور خودتان باشد. [7]
توجه كنيد كه فيلمها يك فيلمهاي انحرافي نباشد ... [8]
فيلمهاي منحرف كننده از اخلاق متعالي انسان، ممنوع است. [9]
امام، با شناخت دقيق از بعد سمعي بصري اين رسانه ها و تإثير فراوانشان، مي فرمايد:
اين دستگاه، حساسترين دستگاهي است كه در مملكتمان بوده است، يعني از حيث اينكه در راديو تلويزيون هم چشم مي بيند، هم گوش مي شنود، آن هم در حد وسيع همه جايي، و راديو در خارج هم كه پخش مي شود. [10]
دستگاه راديو تلويزيون ... دستگاهي است كه حساسترين دستگاههاي تبليغاتي هر كشوري است كه هم از طريق بصر و هم از طريق سمع، از آن مردم استفاده مي كنند و آن طوري كه به راديو تلويزيون به تلويزيون توجه مي كنند مردم، به هيچ دستگاهي آن طور توجه نمي كنند. از دستگاه كوچكي كه براي بچه ها گذارده مي شود، تا آن برنامه هايي كه براي ديگران. اگر اين دستگاه اصلاح بشود و برنامه هاي آن برنامه هاي اصلاحي باشد، اميد است كه يك مملكت اصلاح بشود. [11]
حضرت امام، علاوه بر فراگيري اين رسانه نسبت به مخاطبين، و شمول نسبت به خارج از كشور در برنامه هاي برون مرزي، به تإثير شگرف آن، روي مخاطبان كودك و نوجوان اشاره مي كند. با عنايت به حساسيت گيرندگي كودكان نسبت به فيلم و كارتون و ... در تلويزيون، پخش فيلمها براي اين قشر از بينندگان اهميت فوق العاده اي دارد. امام بر اين مسإله چنين تإكيد مي فرمايد:
بچه هاي كوچولو كه مي نشينند و اين عروسكهايي كه آنجا چه مي شود مثلا تماشا مي كنند و فيلمها را تماشا مي كنند، اگر انحراف در اينها باشد، آنها را از همان بچگي منحرف مي كند. اين از مدرسه ها بالاتر است. اين مدرسه عمومي سرتاسري كشور است ... نقشي كه در اينجا مي بندد، در صورتي كه در اينجا و سيمايي كه در اينجا نشان داده مي شود، در همه كشور و در داخلي هر جا كه اين پوشش را دارد، مي رود. [12]
بچه ها علاقه دارند به نگاه كردن به اين عكسها، به اين فيلمها، آنها پايش مي نشينند و نگاه مي كنند، اگر فيلم يك فيلم آموزنده باشد، اين بچه ها تربيت مي شوند به تربيت صحيح. و اگر يك فيلمي باشد كه برخلاف باشد و انحراف كننده باشد، بچه ها تربيت مي شوند به تربيت انحرافي. بزرگها هم همين طور. [13]
هنر طاغوتي
بي شك، هنرمند در هر قالبي كه كار كند، روحيات و انديشه ها و باورهاي خود را در اثر هنري خويش مي ريزد و همانها را به مخاطبين القاء مي كند. از اين رو، عرصه هنر و فيلم و مطبوعات، از حساس ترين ميدان هايي است كه نمي توان خوش خيالانه در اختيار هر كس كه ظاهرالصلاح بود نهاد و به كساني كه با زرنگي و منافقانه خود را در خط اسلام و انقلاب جا مي زنند، سپرد.
امام راحل با توجه به اين گونه رسوبات فكري هنرمندان طاغوتي و ضد انقلاب و جريان آنها در آثار هنريشان، جامعه ما را به اين رخنه گاه خطير توجه مي دهد و از مسوولان هنري كشور مي خواهد تا در گزينش نيرو و سپردن مسووليت و بكارگيري عناصر هنري، به اين بعد هم توجه داشته باشند. در مورد اين گونه فيلمسازان مي فرمايد:
بايد كساني كه فيلم سازند، بايد معلوم بشود كه اينها چه كاره اند، چه جور بوده اند، وضع روحي شان، وضع زندگي شان، وضع معاشرت هايشان، قبلا چه جور بوده است؟ آيا تحول حاصل شده برايش؟ تحول روحي، يا اينكه باز همان ته مانده هاي سفره شاه هست در قلبهايشان؟ ... گاهي وقتها خوب، فيلم را بسياري متوجه نمي شوند چي است، لكن محتوايش روي هم رفته انسان يك وقت مي بيند كه يا طرف چپ است، يا طرف راست است، يا رو به فساد است، اين وضع بايد دقت شود. [14]
مگر نه اينكه در عصر طاغوت، اين عناصر هنري و سينماها و فيلمها، در استخدام فرهنگ شاهنشاهي بود؟ و مگر اغلب هنرمندان آن عصر، در تحكيم مباني همان رژيم هنرآفريني نمي كردند؟ چه نويسندگان، چه شاعران، چه آهنگ سازان و ... برچسب طاغوتي داشتند. تحول روحي و عوض كردن مسير، در تعداد كمي ايجاد شد. هنرمندان متعهد مسلماني بودند كه با ورودشان به عرصه هنر، اين خلا را پر كردند. و هرگز مباد كه باز هم اين عرصه ها، ميدان تاخت و تاز هنرمندان طاغوتي و چپ و راست و مبتذل نويسان گردد. امام امت باز هم به بعد آموزشي و متعهدانه اين هنرها اشاره دارد:
سينما يك جايي است كه براي آموزش است، براي پرورش است، راديو تلويزيون همه اينها تا وقتي كه رسيد اينجا به دست اينهايي كه مإمور بودند از طرف غير، كه وطن را به اين حالت درآورند، و مإموريت براي وطنشان داشتند،[15] اينها را منقلب كردند به يك چيزي كه بر خلاف بود. حالا از اين به بعد، بايد همه اينها يك دستگاه پرورش باشد، يك دستگاه آموزش باشد، راديو هم همين طور، تلويزيون هم همين طور، تئاتر هم همين طور. [16]
امام، با اين بيان به مإموريت شاه براي خدمت به فرهنگ اجنبي و سلطه بيگانگان و ترويج فرهنگ فاسد غرب دارد، به جلوه اي از اين هنر طاغوتي اشاره كرده است. در جاي ديگر، ضمن رد تهمت اينكه روحانيون با مظاهر تمدن مخالفند، در باره سينما مي گويد:
سينما يكي از مظاهر تمدن است كه بايد در خدمت اين مردم، در خدمت تربيت اين مردم باشد و شما مي دانيد كه جوانهاي ما را اينها به تباهي كشيده اند. [17]
[1] . همان، ص181.
[2] . همان، ج9، ص155.
[3] . همان، ج19، ص109.
[4] . همان، ج3، ص69.
[5] . همان، ج12، ص104.
[6] . همان، ص85.
[7] . همان، ج16، ص84.
[8] . همان، ج10، ص12.
[9] . همان، ج3، ص92.
[10] . همان، ج9، ص263.
[11] . همان، ج10، ص11.
[12] . همان، ج16، ص83.
[13] . همان، ج9، ص265.
[14] . همان، ج16، ص235.
[15] . اشاره اي ظريف به كتاب شاه با نام مإموريت براي وطنم .
[16] . صحيفه نور، ج5، ص250.
[17] . همان، ص6.
@#@
درباره سينما و هنر مطلوب گرچه از خلال بخشهاي گذشته و آنچه از ديدگاههاي امام نقل شد و همين طور نظر حضرت او در باره اينكه سينما، فيلم و هنر چگونه بايد باشد، روشن گشت اما چند سخن ديگر از امام امت ميآوريم، تا به صبغه آموزشي و بعد تربيتي هنر و رسانه هاي هنري و سريال، بيشتر تإكيد كرده باشيم.
امام مي فرمايد: راديو تلويزيون، يك دستگاه آموزشي است. سينما يك دستگاه آموزشي است. بايد دستگاهها را به طور مسالمت، به طور صحيح، به طور سليم اداره كرد. [1]
سينمايي كه بايد معلم اين جوانها باشد، مربي اين جوانها باشد، اصلاح كند اينها را، جوري درستش كردند كه به فساد مي كشاند آنها را ... مطبوعات، سينما، تلويزيون، راديو، مجله ها، همه اينها براي خدمت به يك كشور است. اينها بايد در خدمت باشند، نه اينكه ...[2]
فيلمي كه شما نشان بدهيد، اگر فيلم سازنده باشد، اين در سرتاسر كشور سازندگي دارد و اگر يك فيلم خداي نخواسته انحرافي باشد، در سرتاسر كشور نقش دارد. شما اين را مثل ساير رسانه هاي گروهي حساب نكنيد. [3]
امام و جلوه هاي ديگر هنر
آن گونه كه در آغاز نوشتار اشاره شد، خود امام امت، در زمينه هاي خاصي از ذوق هنري بالا برخوردار بود. خط زيبا و پخته امام، بيان ساده و روان و مردمي از يك سو و زبان پرشور و خطابه هاي حماسه آفرين و برانگيزنده وي از سوي ديگر، آثار جاويدان و عميق و زيباي علمي و ادبي، پيامها و نامه هاي ادبي و عرفاني وي، سروده هاي نغز و غزليات پربار و حافظانه امام بويژه در سالهاي آخر عمر شريف، هر كدام جاي تجزيه و تحليل و نمونه آوري براي هنر امام است.
پيامهايي كه امام راحل در مقاطع مختلف انقلاب و حوادث مربوط به جنگ و شهدا و .. . صادر مي كرد، هر يك نمونه بارز نثر ادبي و فصيح بود. بلاغات كلامش، جادوي سخنش و افسون قلمش، اوجها و عمقها داشت و نثرش زنده و جاندار، امروزي و جوان، گرم و خون ساز، روشن و روشنگر بود. همچون تيغ مي بريد، همچون بآراءن سيراب مي كرد، همچون خورشيد گرما مي بخشيد، همچون دريا ژرف و مواج بود، همچون آينه تصويرگر حقيقت بود، به حكمت لقمان مي مانست، در عمق و اصالت و دلنشيني. به ذوالفقار علي(ع) شبيه بود، در قاطعيت و دشمن شكني. به مواعظ پيامبر شباهت داشت، در الفت بخشي و تقواآموزي و دلنوازي.[4] بعد ادبي آثار مكتوب حضرت امام، از زاويه هاي گوناگون شايان توجه است، از نظر زيباييهاي لفظي، از جهت مضمون آفريني، از حيث جوان بودن نثر و به تعبير مقام معظم رهبري:
پيامهاي امام خميني كه از ساليان دراز تا امروز، دلهاي مبارزان را گرم و آتش مبارزه را روشن و مشتعل نگه مي داشت، سه ويژگي اساسي دارد:
1 برانگيزندگي خلق 2 هدايت و ترسيم خط انقلاب 3 ثبت دقيق تاريخ قيام و مبارزه مردم.
مشخصه بارز پيامهاي امام، تإثير قاطع آن در برانگختن مردم بود و هست. نه تنها در گذشته، كه امروز نيز كلام ساده و بي پيرايه اين مرشد و رهبر، جان شيفتگان حق و عدالت را مشتعل مي كند و در آن شور و هيجان مي آفريند. [5]
پيامهاي مكتوب امام، لبريز از صناعات ادبي است و نمونه هاي فراواني از جناس، سجع، تضاد، ايهام، لف و نشر، تشبيه و كنايه و استعاره، تلميح، مراعات النظير و .. . است كه بر غناي اين نوشته ها و جذابيت هنري آنها افزوده است.[6] سبك خاصي كه امام راحل در نگارش متنهاي حماسي و عرفاني و ادبي ابداع كرد، فصلي جديد براي بررسيهاي ادبي گشوده است و بر ادبيات و شعر معاصر هم تإثير خاص خود را نهاده است.
شعر امام امت نيز تحليل جداگانه اي مي طلبد، چه آن سروده هاي دوران جواني و مجموعه هاي شعري كه از امام مفقود شده و چه آنچه كه اغلب مربوط به سالهاي اخير بود و در ديوان امام گرد آمده است. قالبهاي مختلفي كه امام در آنها شعر سرود و نيز متنوع است و جلوه اي از هنر كلامي امام را نشان مي دهد.[7] پايان بخش اين مقاله را ابياتي از غزل دريا و سراب حضرت امام قرار مي دهيم، تا حسن ختامي براي اين بررسي شتابان و گذران باشد:
ما را رها كنيد در اين رنج بي حساب
با قلب پاره پاره و با سينه اي كباب
عمري گذشت در غم هجران روي دوست
مرغم درون آتش و ماهي برون آب
حاصل نشد نصيبم ازاين رنج و زندگي
پيري رسيد غرق بطالت پس از شباب
از درس و بحث مدرسه ام حاصلي نشد
كي مي توان رسيد به دريا از اين سراب
هرچه فرا گرفتم و هرچه ورق زدم
چيزي نبود، غير حجابي پس از حجاب ...[8]
به اميد آنكه هنر خوب زيستن را در مكتب امام عزيزمان بياموزيم و همچون او به زيبايي معنوي دل ببنديم و جمال هنر برتر را آينه ديدار حق بسازيم.
http://www.artqom.ir
[1] . همان، ص210.
[2] . همان، ج8، ص23.
[3] . همان، ج16، ص82.
[4] . مجموعه مقالات سمينار بررسي ادبيات انقلاب اسلامي، ص511.
[5] . مقدمه معظم له بر صحيفه نور، ج1، ص9.
[6] . در اين زمينه، مقاله تحليلي نويسنده پيرامون نثر ادبي امام خميني مراجعه كنيد، در مجموعه مقالات سمينار بررسي ادبيات انقلاب اسلامي ، ص511 تا 556.
[7] . ر.ك: ديوان امام ، مقدمه.
[8] . ديوان امام، ص48.
جواد محدثي - با اندکي تلخيص،سايت حوزه هنري استان قم،
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :