امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
1645
امام خميني؛ تجلي تمام ابعاد اسلام
اشاره:
پروفسور «حامد الگار» نويسنده و محقق مسلمان انگليسي است كه در حال حاضر در آمريكا به تحقيق و تدريس اشتغال دارد. وي تحصيلات خود را تا پايان مراحل عالي در دانشگاه كمبريج در رشته زبانهاي عربي، فارسي و مطالعات اسلامي ادامه داده و پايان نامه وي درباره «نقش سياسي علما در دوره قاجار» در سال 1950ميلادي به رشته تحرير درآمده است. پروفسور حامد الگار در سال 1959 ميلادي به ايران مسافرت كرده و از آن پس آن طور كه خود مي گويد: «با ايران و ايراني در تماس بوده و هستم و دلبستگي عميقي به اين كشور به عنوان يك سرزمين غني اسلامي دارم و اقلا ده دوازده بار به ايران سفر كرده ام» ايشان آثار متعددي درباره نقش علما و روحانيون در قرن بيستم و در دوره حكومت پهلوي، تاريخ تصوف، عرفان، زندگي افراد روحاني، انقلاب اسلامي ايران و زندگي حضرت امام خميني دارند و كتابهايي را به زبانهاي عربي، تركي و انگليسي ترجمه كرده اند. پروفسور «حامد الگار» در جريان برگزاري كنگره بين المللي امام خميني و احياي انديشه ديني در شمار مدعوين و سخنرانان بودند و در اين مدت در ميزگردها و مصاحبه هايي چند با رسانه ها شركت داشتند. مصاحبه حضور را با ايشان در پي مي خوانيم:
مجله حضور: بد نيست در ابتدا درباره پايان نامه خودتان كه در واقع مقدمه تحقيق وسيع در موضوع اسلام و علماي اسلام است مطالبي بيان بفرماييد.
پروفسور حامد الگار: موضوع پايان نامه دكتراي من درباره تاريخ روحانيت در ايران است. البته اين كتاب بعدا به فارسي ترجمه شد و كار نسبتا كهنه اي است. و حالا با معلوماتي كه در طول تقريبا 30 سال گذشته و با در دسترس قرار گرفتن اسناد و كتابهاي جديد جمع كرده ام اين اثر ناچيز بنده احتياج به يك تجديد نظر كلي دارد.
حضور: علاوه بر آن پايان نامه، جنابعالي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي مطالبي درباره نقش علما و شخص حضرت امام خميني نوشته و منتشر كرده ايد. بفرماييد مهمترين آنها و چهارچوب و طرح آن آثار چه بوده است؟
حامد الگار: من يك تفسيري از نقش دين و بخصوص رهبري حضرت امام كرده بودم. البته غيب گويي نبود ولي تفسير صحيحي بود. من در سال 1970 ميلادي در كنفرانسي كه در دانشگاه كاليفرنيا در لوس آنجلس برگزار شد و مربوط به مسايل ايران بود، درباره نقش روحانيت در دوره پهلوي با تاكيد روي نهضت 15 خرداد 42 و رهبري حضرت امام ارائه كردم و به خوبي به ياد دارم كه بعضي از ايران شناسان برجسته آمريكايي كه در كنفرانس حاضر بودند همه بشدت تز مرا رد كردند و گفتند كه ديگر روحانيت در ايران نقشي نخواهد داشت و آيت الله خميني - به تعبير خودشان - بكلي از ياد ايرانيان رفته است و كسي گوشش بدهكار حرفهاي روحانيون نيست؛ كه بعد شد آنچه شد و ديدند كه تفسير بنده درست بود.
حضور: شما كداميك از آثار امام خميني را بيشتر مطالعه كرده ايد؟
حامد الگار: عرض شود از حضرت امام، حكومت اسلامي يا ولايت فقيه، شرح چهل حديث، مصباح الهدايه، اسرار الصلاة، شرح دعاي سحر، تفسير سوره حمد، توضيح المسايل، استفتائات، المكاسب المحرمه و تحريرالوسيله را مطالعه كرده ام.
حضور: حضرت امام كه يك شخصيت جامع الاطراف هستند در طول عمر پربركت خودشان آثار متعددي در زمينه هاي مختلف بوجود آورده اند كه تقسيم بندي آنها دشوار است ولي مي توان اين آثار را به دو دسته كلي تقسيم كرد. اول آن آثاري كه محدود به زمان خاصي نبوده مانند مصباح الهدايه يا در زمان طولاني مورد بحث بوده مانند كشف الاسرار و دوم آثاري كه با نوسانات تاريخي و در زمينه قيام و انقلاب ايشان باصطلاح شان نزول داشته مانند پيامها، سخنرانيها كه هر چند اساس و جوهره پيام پايدار است لكن مخصوص موقعيت خاصي است. ظاهرا اين گونه آثار به مناسبت آن تمايل به تازگي خبر كه در سطح جهان مطرح است بخصوص در جريان انقلاب و پس از پيروزي در رسانه هاي جهان بيشتر منعكس شده است - صرف نظر از قلب و تحريفها - اين آثار بيشتر جنبه سياسي - اجتماعي و بيروني دارند. شما بفرماييد كدام از اين دو دسته آثار در غرب بيشتر مورد اقبال نويسندگان و متفكرين بوده است؟
حامد الگار: بايد عرض كنم آثار امام به طور كلي، متاسفانه مجهول مانده است. آثار عمده ايشان آن طور كه بايد و شايد به زبانهاي غربي ترجمه نشده. تنها چيزهايي كه ما داريم جزوه هاي كوچكي است كه در ايران چاپ شده و بعضي از آنها قابل استفاده است. من خود بعضي از آثار امام را به انگليسي ترجمه كرده ام. ولي غربيها به طور كلي با آثار امام آشنايي كافي ندارند. حتي در مورد مسلمانها نيز همين را مي شود گفت. اصولا مسلمانهاي ساكن غرب به طور كلي متاسفانه اهل مطالعه نيستند، كتاب نمي خوانند. بيشتر عادت يا حتي اعتياد پيدا كرده اند به تماشاي تلويزيون. خلاصه آنچه مسلم است اين است كه اين ابعاد مختلف حضرت امام كه ذكر فرموديد به حد كافي شناخته نشده است. اكثر مسلمانها، درست مانند غربيها ايشان را بيشتر يك رهبر سياسي مي دانند. در صورتي كه اين يك مطلب بديهي است و يكي از ابعاد شخصيت ايشان است. بايد براي معرفي آثار ايشان و ابعاد ديگر ايشان كوشش بيشتري صورت گيرد.
حضور: بعضا مي بينيم كه آثار عرفاني حضرت امام مانند كتاب مصباح الهدايه، در ميان اهل انديشه و تحقيق كشورهاي غربي مورد اقبال بيشتري است.
حامد الگار: بله، ولي خوب انگشت شمارند. شايد در سراسر آمريكا ده نفر هم قابليت درك مطالب مصباح الهدايه را نداشته باشند. البته هستند كساني كه با عرفان اسلامي تااندازه اي آشنايي دارند ولي همان طور كه عرض كردم تعدادشان فوق العاده كم است. بالاخره شما خودتان قبول داريد كه مطالعه مصباح الهدايه مستلزم مقدمات عرفاني است. خواننده اگر با اصطلاحات عرفاني آشنايي نداشته باشد محال است از آن كتاب استفاده درستي بكند.
حضور: با اين حساب و با توجه به اشاره اي كه به قدرت تلويزيون در غرب كرديد و اينكه ساير رسانه هاي جمعي نيز در خدمت نيروهاي استكباري است معرفي آثار امام و شخصيت امام كه در واقع معرفي اسلام ناب محمدي است دشوار مي نمايد.
حامد الگار: واقع اين است كه نمي شود حضرت امام را از طريق رسانه ها معرفي كرد. من معتقد هستم هيچ چيز جاي مطالعه كتاب را نمي تواند بگيرد. بعضي از آقايان معتقد هستند كه از طريق اينترنت و نظاير آن مي شود كار كرد و استفاده كرد، البته تا حدي مي شود. ولي اينترنت جاي مطالعه كتاب را نمي گيرد. در ايران اسلامي كساني كه از آثار عرفاني امام بتوانند فيض ببرند زيادند ولي در سطح جهان آنچه به نظر بنده بايد در معرفي آن كوشش كرد پيام كلي امام به توده هاي مسلمان است كه بايد در برابر استثمار و استعمار آمريكايي و غربي مخصوصا در برابر صهيونيسم ايستادگي كنند و ترس و واهمه اي به خود راه ندهند. به نظر من اين، لب پيام حضرت امام به مسلمانان امروز جهان است.
حضور: البته همين است كه مي فرماييد و محور آن نيز همانگونه كه از پيامهاي حضرت امام و وصيت نامه ايشان استنباط مي شود وحدت و جهاد است. لكن پيام امام خميني علاوه بر مسلمين خطاب به مومنين و محرومين و مستضعفين جهان نيز هست. فكر مي كنم به خاطر همين جهاني بودن پيام حضرت امام و آثار و نتايج آن كه قطعا عليه منافع استكباري است اسباب اين همه بررسي و تحليل غرب درباره انقلاب ايران و شخص حضرت امام شده است. البته سنت بررسي و تحليل عميق مسايل روند جاري انديشه غربي است لكن به نظر مي رسد در اينجاانگيزه بيشتري وجود دارد. به نظر شما اين بررسي ها و تحليلهاي غربي كه حتما بسياري از آنها را ديده و مطالعه كرده ايد تا چه حد موفق بوده و مطابق با واقعيت است؟
حامد الگار: تحليلهاي بي غرض فكر نمي كنم زياد باشد. آنها از تحليل شخصيت امام و روند انقلاب اسلامي عاجز مانده اند. براي اينكه هر معياري بكار مي برند برخاسته از تجربيات جامعه غربي است. بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران تلاش مي كنند تا يك مطالعه جدي درباره بقيه كشورهاي اسلامي بشود تا مبادا چنين انقلابي در آن كشورها نيز رخ دهد و به پيروزي برسد، مخصوصا درباره تركيه، مصر و الجزاير. نسبت به كشورهايي كه نهضت اسلامي در آن رشد پيدا مي كند حساسيت زيادي دارند و تحقيقات زيادي بعمل مي آورند. ولي من مي توانم به شما اطمينان بدهم كه اين تحليلها در نهايت امر درست از آب در نخواهد آمد.
حضور: در واقع اين تحليلها با هدف نهايي ضربه زدن به انقلاب اسلامي انجام مي شود.
حامد الگار: بله، براي ضربه زدن است. يعني من تا به حال تحليل عملي بي طرفانه درباره انقلاب ايران نديده ام. جوامع اسلامي نوعا با جوامع غربي تفاوت دارد. البته اين موضوع ناگفته نماند كه اگر اشتباه نكنم در خود ايران نيز آن تحليلي كه از انقلاب اسلامي و از ميراث امام بايد بشود تا به حال انجام نگرفته است. يعني من تقريبا تمام كتابهايي كه به آنها دسترسي دارم - آنهايي كه در ايران تهيه شده - و من مي خوانم، مي بينم علي رغم نكات مثبت حق مطلب ادا نشده است.
حضور: به نظر مي رسد يكي از عوامل اشكال در تحليلهاي غرب - صرف نظر از غرض ورزيها - نوع رهبري است كه نظام اسلامي به جهان معرفي مي كند، يعني ولايت فقيه.@#@ اين بحث از مباحث عمده كنگره بود و از بعضي شركت كنندگان خارجي شنيدم كه آن را در شمار ضروري ترين بحثها مي دانند. به طور فشرده بفرماييد جنابعالي چه تفاوتي ميان رهبري ولي فقيه و رهبري سياسي نظامهاي امروز غرب مي بينيد؟
حامد الگار: مي دانيد كه اين سوال پاسخ خيلي مفصلي مي خواهد. لكن لب مطلب از اين قرار است كه رهبري و حاكميت در غرب مخصوصا بعد از پايان قرون وسطي هيچ جنبه معنوي نداشته است و با معنوي بودن سياست يا قدرت سياسي داشتن كليسا مخالفت جدي شده. البته بد نيست كه مخالفت شده. اگر ما به كارنامه كليساي مسيحي در طي قرون وسطي نگاه كنيم كاملا طبيعي مي نمايد كه غرب طرفدار تز جدايي دين از سياست شده باشد. ولي اين تز به هيچ وجه با اسلام سازگار نيست. براي اينكه پيامبر اسلام - صلوات الله و سلامه عليه - نه تنها يك مبلغ رسالت الهي بودند بلكه بر اساس همان وحي، حكومت عادلانه تاسيس كردند. دولت در اسلام فرعي نيست، جز اصول است.
حضور: كنگره بين المللي امام خميني و احياي تفكر ديني كه جنابعالي نيز جز شركت كنندگان و سخنرانان آن بوديد در واقع معرفي انديشه امام خميني و آشنايي با گوشه هايي از درياي وجودي ايشان است. حضرت آيت الله خامنه اي ولي امر مسلمين در بيانات اخيرشان فرمودند امام خميني گنج بي پاياني است كه امروز ناشناخته مانده و در معرفي ايشان از تبيين هنري بايد استفاده بيشتري بشود به نظر شما چگونه مي توان اين رهنمود را بكار بست؟
حامد الگار: من تمام سخنان ايشان را نخوانده ام ولي اينكه فرمودند امام خميني گنجي باقي گذاشتند كاملا درست است؛ گنجي كه به هيچ وجه حتي در داخل ايران به حد كافي شناخته نشده چه رسد به خارج. اما براي استفاده از هنر براي معرفي امام، ببينيد، بعضي از ابعاد وجودي حضرت امام براي غيرمسلمان اصلا قابل درك نيست. همان طور كه اگر كسي بخواهد از آثار عرفاني امام بهره ببرد بايد حداقل معلومات مقدماتي را در اين زمينه داشته باشد، كسي كه بخواهد با شخصيت امام به طور كلي آشنا شود بايد اسلام را درك كرده باشد. چرا امام را دوست داريم؟ چرا براي ايشان احترام قايل هستيم؟ چرا سالگرد رحلت ايشان را عزيز مي داريم؟ براي اينكه شخصيت ايشان، نقش تاريخي ايشان، منحصر به ايران نبوده، منحصر به يك مقطع زماني نبوده، بلكه امام تجلي تمام ابعاد اسلام است. از اين نظر براي ما مهم هستند. بنابراين كسي كه بخواهد امام را منهاي اسلام بشناسد و درك كند البته ناكام خواهد ماند. به همين دليل نيز تحليل گران غربي آنچه درباره امام و انقلاب نوشته اند و نظريه ارائه كرده اند كارشان پيش نرفته و نخواهد رفت. در معرفي امام بايد به اين مسايل توجه داشت.
حضور: به هر حال ما از شما متشكريم
حامد الگار: متشكرم.
حامد الگار- مجله حضور، ش20
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :