امروز:
پنج شنبه 10 فروردين 1396
بازدید :
1602
رمز و راز رهبري امام (ره)
گاهي عظمت‏ يك موضوع مانع از بررسي تحليلي آن مي‏شود و ابعاد مختلف مطلب آنگونه كه بايد و شايد مورد بررسي قرار نمي گيرد. رهبري حضرت امام و شخصيت والاي آن بزرگ از اين گروه موضوعات است، بطوريكه تاكنون، حتي درصدي از حق مطلب ادا نشده و ناگفته‏ها و نانوشته‏ها در اين زمينه بسيار است. ازجمله مطالبي كه تاكنون مورد توجه واقع نگرديده، پاسخ به اين سوال است كه چرا مردم امام را به رهبري برگزيدند و فرد يا گروه ديگري را به اين سمت انتخاب ننمودند. به عبارت ديگر، امام داراي چه ويژگيهايي بود كه مردم او را بر همه مراجع، شخصيتها، گروهها و سازمانهاي سياسي و مذهبي موجود ترجيح دادند و از آنان پيروي نكردند؟ در اين مقاله سعي بر اين است كه در حد توان به پاسخ سوال فوق پرداخته و ويژگيهاي رهبري حضرت امام را مورد بررسي قرار دهيم.
براي پاسخ به سوال فوق بايد به بررسي شخصيت همه جانبه و تكامل يافته امام پرداخت و ويژگيهاي گوناگون و گاه به ظاهر متضاد ايشان را مورد بررسي قرار داد.
ويژگيهاي مختلفي كه به ندرت در يك فرد جمع مي‏شود و از او شخصيتي مي‏سازد كه در تاريخ بعد از صدر اسلام كم نظير و يا بي نظير است. گرچه درك تمام وجوه شخصيتي حضرت امام در حد توان نگارنده نمي‏باشد، اما سعي بر آن است كه با استعانت از آن روح بزرگ بعضي از ويژگيهاي ايشان شرح داده شود.
اولين ويژگي مهم كه بايد مورد توجه قرار گيرد روحاني بودن امام است. روحانيت در جامعه ما از جايگاه خاصي برخوردار است و مردم با علم و تجربه دريافته‏اند كه اين قشر هميشه حامي مظلومين و مخالف ظالمين بوده است. مردم ما به خوبي آگاهند كه نهضتي در ايران به وقوع نپيوسته مگر اينكه روحانيت رهبري آن را برعهده داشته و يا اينكه بطور موثر در آن دخيل بوده است. اين خصوصيات باعث مي‏شود كه مردم به اين قشر اطمينان داشته و آنان را تكيه گاه خود بدانند. بنابراين اولين عاملي كه زمينه را براي رهبري حضرت امام فراهم كرد روحاني بودن او بود.
ويژگي دوم امام مرجعيت است. مرجع در بينش شيعه جانشين امام معصوم است و حكم او مانند امام و پيامبر براي امت تلقي مي‏شود. مردم مسلمان ايران حركات اجتماعي و سياسي خود را در چارچوب تكليف شرعي انجام مي‏دهند و از اين طريق دنياي خود را با آخرت پيوند مي‏زنند. آنها حاضر نيستند آخرت و قيامت‏خود را در اختيار فردي سياسي و غير مذهبي قرار دهند، زيرا بخوبي مي‏دانند كه در چارچوب ولايت فقيه و اجتهاد است كه موضوع جنبه شرعي پيدا كرده و تكليف به درستي انجام مي‏شود.
ويژگي سوم امام فيلسوف بودن اوست. امام از اساتيد بزرگ فلسفه در حوزه علميه قم بود و آن را تدريس و ترويج مي‏كرد. اين اقدام امام در شرايطي صورت مي‏گرفت كه بعضي ديگر از فقها نه تنها با فلسفه مخالف بودند بلكه مدرسين آن را تكفير مي‏كردند. بينش فلسفي امام و تبحر در آن باعث پيچيدگي هرچه بيشتر ذهن امام شده و ايشان را از ساده‏انديشي‏ها مصون مي داشت. برخورد صحيح امام با مسايل بغرنج‏سياسي در طول مبارزه و عدم ارتكاب اشتباهات فاحش از جانب ايشان از اين ويژگي امام نشات مي‏گرفت.
از ويژگيهاي ديگر امام كه بايد آن را مهمترين عامل موفقيت او به حساب آورد، خلوص است. امام بنده عابد و زاهد خدا بود و سالهاي طولاني در خلوت عبادتگاه خود را خالص كرده بود. او تجسم عيني تسليم در مقابل خدا بود و به همين جهت‏ بزرگترين اتفاقات كوچكترين تاثيري براي او نداشت. امام موحدي بود كه با اتصال به خداوند متعال ديگر قدرتها را خرد مي‏ديد و از اين بابت هيچ نگراني به خود راه نمي‏داد. امام اول كسي بود كه به توصيه معروف خود (پيش از آنكه مردم به شما روي آورند خود را بسازيد) عمل كرده و خود را آنچنان ساخته بود كه اقبال ميليون‏ها انسان يا ادبار آنها در نظرش تفاوتي نداشت. در عين حال آنچنان به اين بندگان خدا ارزش قائل بود كه حتي يكبار در طول عمرش به آنان دروغ نگفت و با آنان سياسي كاري نكرد و سرتاسر عمر پربركت و زندگي شريفش را در جهت رشد و نجات آنان صرف نمود. همين خلوص امام و درك عميق آن از جانب مردم باعث‏شده بود كه مردم در مواقع حساس نداي امام را لبيك گفته و به ياري او بشتابند؛ و كوچكترين شبهه‏اي در ذهن خود نسبت‏به عملكرد او نداشته باشند. مردم به كرات ديده بودند كه امام براي نجات اسلام و مصلحت مسلمين حاضر به معامله با آبروي خود است و در اين راه ابايي از نابودي حيثيت‏ خود كه به مراتب مهمتر از نابودي جسم مادي است ندارد. خلوص امام در جميع جهات عامل كمك‏ها و راهنماييهاي خداوند متعال در مقاطع حساس بود و اين امر باعث مي‏گرديد كه با الهامات دريافتي، صحيح ترين تصميمات سياسي را در حساسترين مقاطع اتخاذ نمايد.
پنجمين خصوصيت امام كه لازمه رهبري و مديريت در هر سطحي مي‏باشد نظم و انضباط در امور است. حضرت امام در رعايت نظم و انجام منظم برنامه‏ها به گونه‏اي عمل مي‏كردند كه نزديكان از طريق انجام هر برنامه توسط ايشان زمان را تشخيص مي‏دادند. آنان مي‏دانستند كه امام هر كاري را در چه ساعتي انجام مي‏دهند و از اين طريق وقت را مشخص مي‏كردند. رعايت نظم هم در كارهاي سياسي و اجتماعي و هم در مسايل عبادي و حتي ورزشي امام وجود داشت. اقامه منظم نماز شب و پياده روي روزانه براي مدت پنجاه سال بدون هيچگونه تغيير شاهد اين مدعاست. امام در يكي از سخنرانيها عبارت نظم ما در بي نظمي است را مورد انتقاد قرار داده و گفتند نظم و انضباط از مهمترين اموري است كه بايد مورد توجه مسلمين قرار گيرد.
ويژگي مهم ديگر امام، دشمن شناسي است. در هدايت‏يك نهضت، شناخت دوستان و دشمنان و درجه بندي آنها از امور بسيار مهم است. گاه، حب و بغض‏ها و يا ساده لوحيها باعث مي‏شود جاي اين دو با يكديگر عوض شده و ضربه‏اي مهلك بر نهضت وارد شود. به طور مثال در جريان نهضت اسلامي ايران خيلي از افراد، شوروي را بدليل كمونيست‏بودن بزرگترين دشمن انقلاب مي‏دانستند و امريكا را بدليل عدم مخالفت علني با دين، دوست مي‏پنداشتند. در صورتي كه امام از همان آغاز نهضت دشمن اصلي انقلاب و حامي شماره يك رژيم ستم شاهي را شناخت و آن را مورد حمله قرار داد تا بالاخره حاكميت امريكا را از ايران برچيد. نمونه ديگر در اين زمينه شناخت منافقين است. اعضاء اين گروه در سال 1350 در نجف اشرف به حضور امام رسيدند و بدنبال دريافت تائيديه از امام بودند. اين موضوع در شرايطي بود كه اكثر مبارزين مسلمان و حتي روحانيون انقلابي آنان را تائيد مي‏كردند و از امام نيز مي خواستند كه منافقين را تائيد نمايد. اما امام عليرغم اين سفارشات هرگز آنان را تائيد نكرد و از همان ابتدا شناخت دقيق نسبت‏به ماهيت آنها پيدا نمود.
هفتمين ويژگي امام صبر انقلابي است. امام درحاليكه انقلابي ترين فرد زمان خود بود، صبورترين افراد نيز به حساب مي‏آمد و اين دو ويژگي به ظاهر متضاد در شخصيت‏بزرگي چون امام به حد كمال وجود داشت. امام در زمان مرجعيت آيت الله العظمي بروجردي علي رغم اينكه از بعضي عملكردها راضي نبودند و رفتار بعضي از نزديكان ايشان را تاييد نمي‏كردند، اما سالها مهر سكوت بر لب زدند و هيچ مطلبي بر زبان نياوردند، زيرا اين اقدام را حركتي در جهت تضعيف مرجعيت مي‏دانستند. نمونه ديگر از صبر انقلابي امام در مورد برخورد با بني صدر بود. امام شناخت دقيقي نسبت‏به بني صدر داشتند و مي‏دانستند كه او لياقت رياست جمهوري كشوري اسلامي و انقلابي را ندارد، اما بدليل مصلحت نظام با صبر و تحمل بسيار با او رفتار كردند تا مردم شناخت دقيقتري نسبت‏به او پيدا كنند. در صورتيكه اگر چنين فرصتي به مردم داده نمي شد تا بني صدر را بطور كامل بشناسند، ممكن بود گروهي به طرفداري از او برخيزند و درحاليكه كشور دچار جنگي خانمانسوز بود گرفتار يك درگيري داخلي نيز بشود. در همان زمان تعدادي از افراد انقلابي كه واجد صبر انقلابي لازم نبودند و به همين دليل پيچيدگي برخورد امام با بني صدر را درك نمي‏كردند، اظهار داشتند كه امام از خط خود خارج شده است. آنان نمي‏دانستند كه در جريان يك انقلاب همان‏اندازه كه افكار انقلابي ضروري و مهم است، صبر و حلم و تحمل نيز ضروري است و اگر اين دو خصوصيت همراه يكديگر نباشد، نهضت‏با شكست مواجه خواهد شد.
ويژگي مهم ديگر امام، مردم شناسي و مردم باوري است. امام با شناخت دقيق از روحيات، خواسته‏ها و فرهنگ مردم خود، با آنها رابطه‏اي بسيار مستحكم و صميمانه ايجاد كرده بود. اين رابطه به گونه‏اي بود كه تك تك آحاد ملت او را همچون پدري مهربان و دلسوز مي‏پنداشتند و مي‏دانستند كه امام چيزي جز صلاح و مصلحت آنها را نمي‏خواهد. رابطه صميمانه امام با مردم را مي‏توان در مراسم ميليوني تشييع جنازه او و با حضور دايمي مردم بر سر مزار شريف و حرم مطهرش به خصوص بعد از هشت‏سال جنگ و ده سال حكومت كه طبيعتا همراه با مشكلات فراوان هست مشاهده نمود. امام خود را خدمتگزار مردم مي‏دانست و به نظر و راي مردم با ديده احترام مي‏نگريست. جمله معروف "ميزان راي ملت است" بيانگر توجه خاصي است كه ايشان به نظر مردم داشت.
امام در پاسخ سوال يكي از مسئولين در مورد پيشرفت امور فرموده بود: تا جايي پيش برويد كه بتوانيد مردم را قانع كنيد و اگر تشخيص داديد كه كاري براي مردم قابل توجيه نيست از انجام آن خودداري كنيد.@#@
ديگر خصوصيتي كه مي‏توان براي امام ذكر نمود عشق به مستضعفين و تنفر از سرمايه داران و مرفهين بي درد است. امام با شناخت كامل از تاريخ صدر اسلام و پيروان صديق پيامبر اكرم (ص)، بخوبي مي‏دانست كه تنها مستضعفين به نداي انقلاب اسلامي لبيك گفته و جان خود را در طبق اخلاص مي‏گذارند. او بخوبي دريافته بود كه مرفهين بي درد نه تنها به دنبال ايجاد تغيير در جامعه نيستند بلكه با تمام وجود با هر حركت‏حق گرايانه و عدالت طلبانه‏اي كه بخواهد بنيانهاي رژيم طاغوت را سست و پايه‏هاي حكومت عدل اسلامي را مستحكم نمايد مخالفت مي‏كنند. امام معتقد بود كه وابستگي مادي آنان به‏اندازه‏اي است كه حتي حاضر به برداشتن يك گام در جهت‏حق نيستند و منافع خود را به هر موضوع ديگري بويژه اسلام و انقلاب ترجيح مي دهند.
امام با توجه به اين تحليل نظر خود را در مورد سرمايه داران چنين بيان مي‏دارد: من يك موي كوخ نشينان را به تمامي كاخ نشينان نخواهم داد. ايشان در جايي ديگر نيز تحليل خود را از عملكرد مستضعفين و سرمايه داران چنين بيان نمودند: برويد خانواده شهدا را ببينيد اكثر آنها از اقشار مستضعف هستند زيرا اين گروه آماده فداكاري براي اسلام هستند و چنين خصوصيتي در سرمايه داران بي درد وجود ندارد.ويژگي ديگر امام اعتقاد راسخ به هدف است. واقعيت اين است كه در جريان يك نهضت‏بدليل صعوبت راه و مشكلات فراوان بعضا تحمل مبارزين و مجاهدين كاهش يافته و مقاومت آنها در مواجهه با مشكلات متزلزل مي‏شود؛ وجود چنين شرايطي گاه بقدري سخت و سنگين است كه اصل هدف مبارزه را زير سوال مي‏برد. اين مسئله در مورد تمام نهضتها و طبعا در مورد انقلاب اسلامي ايران نيز وجود داشته است.
هدف امام از ابتداي نهضت‏سقوط رژيم سلطنتي و برقراري حكومت اسلامي بود و با تمام وجود اعتقاد داشت كه چنين كاري شدني است. اين هدف بقدري عظيم بود كه تعداد زيادي از مردم و حتي مبارزين بزرگ نسبت‏به تحقق آن دچار شك و شبهه بودند. آنان اعتقاد داشتند كه رژيم شاه تا بن دندان مسلح بوده و از جانب تمامي قدرتهاي جهاني حمايت مي‏شود. بنابراين امكان سقوط رژيم وجود ندارد و بايد مبارزه را با هدفي ديگر دنبال نمود. در اين زمينه آيت الله خامنه‏اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در يك سخنراني بيان داشت كه حتي آيت الله طالقاني كه از مبارزين قديمي و از بزرگان دين و سياست‏بود، سقوط شاه را عملي نمي دانست و معتقد بود چنين واقعه‏اي رخ نخواهد داد. اما حضرت امام در تمام طول مبارزه و علي رغم مشكلات بسيار حتي يكبار هم در مورد تحقق اين هدف ترديد به خود راه نداده و با صراحت اعلام مي‏داشت كه شاه بايد برود. امام در اين راه تحت تاثير هيچكدام از نظريات ديگر قرار نگرفت و با جديت تمام هدف را دنبال نمود تا در نهايت‏به آن دست‏يافت.
در اينجا مناسب است‏به ذكر خاطره‏اي از شهيد بزرگوار آيت الله مطهري بپردازيم. اين خاطره مي‏تواند تبيين كننده اعتقاد امام به هدف خود و همچنين اعتقاد ايشان به مردم باشد.
استاد شهيد مرتضي مطهري در زمان اقامت‏حضرت امام در پاريس به ديدار ايشان رفت. پس از بازگشت فرصتي دست داد تا به خدمت ايشان برسم. وقتي از حال امام استفسار كردم شهيد مطهري با لبخند گفت‏حال ايشان خوب است و گوش به حرف هيچكس نمي‏دهند. سپس ايشان ادامه دادند من (مطهري) سرگذشت تمامي رهبران بزرگ دنيا اعم از مذهبي، ملي، ماركسيست و... را مطالعه كرده‏ام، اما هيچكدام از آنها را به‏اندازه امام معتقد به مردم نديدم. امام معتقد است كه اگر تاكنون در ايران كاري انجام نگرفته تقصير ما آخوندها است، زيرا هر زمان كه ما به صحنه آمديم مردم هم آمده‏اند و تا زماني كه ما در صحنه مبارزه هستيم مردم نيز مبارزه را ادامه خواهند داد. سپس شهيد استاد مطهري اضافه نمود كه امام مي‏فرمايد به من نگوييد كه رژيم ساقط شدني نيست و شوراي سلطنت را بپذير، من اعتقاد دارم كه نهضت قطعا به پيروزي مي‏رسد ولي زمان آن را نمي دانم. براي من (امام) در جريان نهضت اتفاقاتي رخ داده است كه دست‏خدا را در آن ديده‏ام و در پيروزي آن هيچ شك ندارم.
ديگر خصوصيت امام انتخاب بهترين استراتژي جهت مبارزه است. در دوران قبل از انقلاب جو غالب، مبارزه مسلحانه با رژيم را تجويز مي‏نمود. اين استراتژي به عنوان نتيجه بررسي و جمعبندي مبارزات گذشته و ماهيت استبدادي رژيم عنوان مي‏گرديد و به عنوان دستاوردي علمي به تمام مبارزين ارائه مي‏شد. طرفداران استراتژي مبارزه مسلحانه در انتقاد از استراتژي امام به اين نكته اشاره مي‏كردند كه رژيم مسلح است و مستبد و تحمل هيچگونه حركت اعتراضي مسالمت آميز را ندارد و با كليه حركات مسالمت آميز مردمي برخورد قهرآميز دارد، بنابراين طبيعي است كه با چنين رژيمي و با چنان ماهيتي برخورد مسالمت آميز و غير مسلحانه بي نتيجه خواهد بود.در مقابل اين ديدگاه، استراتژي امام آگاهي دادن به توده‏هاي مسلمان و خيزش عمومي و يكپارچه بود. امام بخوبي مي دانست كه اگر آگاهيهاي اسلامي و سياسي مردم بالا برود آنان خود كار را تمام خواهند كرد. ايشان با انتخاب اين روش و عليرغم انتقادهاي تمامي انقلابيون آن زمان مبارزه را ادامه داد تا پيروزي را براي ملت ايران به ارمغان آورد. استراتژي گل در مقابل گلوله كه از ابتكارات ناب حضرت امام بود، بهيچوجه نمي‏توانست در ذهن سازمانهايي كه شناختي از اسلام، مردم و فرهنگ ايران نداشتند شكل بگيرد.عده‏اي از طرفداران تز مبارزه مسلحانه با پافشاري بر عقايد خود، پيروزي انقلاب را نتيجه افتادن اسلحه به دست مردم مي دانستند. اين نظر نيز مطابق واقع نمي باشد، زيرا زماني كه اسلحه به دست مردم افتاد رژيم سلطنتي شكسته بود. از آن گذشته دسترسي مردم به اسلحه و مردمي شدن مبارزه مسلحانه كه عمدتا بدليل پيوستن نيروهاي مسلح به انقلاب اسلامي بود در چارچوب استراتژي امام قابل تبيين است نه در قالب استراتژي مبارزه مسلحانه بريده از مردم. خلاصه اينكه حضرت امام با انتخاب بهترين استراتژي جهت دستيابي به هدف روشهاي ديگر مبارزه را عليرغم تهاجمي بودن آنها نفي كرد و ثابت نمود كه استراتژي انتخابيش بهترين روش مبارزات در ايران اسلامي است.
ويژگي ديگر امام كه نقش بسيار موثري در پيشبرد انقلاب و تبعيت مردم داشت، اعتقاد به نقش زن در فعاليتهاي سياسي و اجتماعي بود. در اين مورد مي‏توان به اين نكته اشاره كرد كه امام تنها مرجع جهان تشيع بود كه اجازه ورود جدي زنان را به صحنه مبارزه صادر كرد و آنان را از عزلت‏خانه به ميدان سياست و انقلاب كشاند و از اين طريق بخش مهمي از جامعه اسلامي را در ارتباط با انقلاب فعال نمود. افكار امام موجب احساس استقلال سياسي و فرهنگي در زنان گرديد. ورود زنان به صحنه مبارزه مردان را به نحو موثرتري به صحنه مبارزه كشاند. اعتقاد حضرت امام به نقش سياسي و اجتماعي زن عامل يك تحول اساسي در ذهنيت زن مسلمان ايراني گرديد و به او تفهيم نمود كه مسلمان بودن با فعاليت اجتماعي تناقضي ندارد. اين‏انديشه باعث گرديد تا زن مسلمان با پشت‏سر گذاشتن تفكرات غربي وارد صحنه‏هاي سياسي، اجتماعي، فرهنگي و علمي شده و با انتخاب پوشش اسلامي در اين صحنه‏ها پيامي تازه براي تمامي زنان مسلمان جهان به ارمغان آورد.توجه حضرت امام به نقش زن در جامعه در زمان ارسال پيام براي گورباچف رئيس جمهور شوروي سابق بخوبي تجلي دارد. ايشان تاكيد داشتند كه حتما يكي از بانوان مسلمان هيات حامل پيام را همراهي كند تا از اين طريق پيامي ديگر براي جهانيان ارسال نمائيم.
ويژگي ديگر امام سرعت انتقال مطالب و مفاهيم است كه در هدايت نهضت و اداره امور كشور اهميتي خاص دارد. رهبر نهضت در صورتي كه نتواند مسائل را به سرعت درك نمايد و مشكلات را با تيزبيني خاص خود دريافت كند نهضت و يا حكومت را با معضل مواجه خواهد كرد. اين موضوع بويژه در كشورهاي جهان سوم از اهميت‏بيشتري برخوردار است زيرا در اين كشورها نقش فرد در اداره امور كشور بسيار بيشتر از كشورهاي غربي است و در آنجا سيستم بيش از فرد در پيشرفت امور موثر است. در مورد اين ويژگي شايد بتوان ادعا نمود كه امام يك شخصيت منحصر به فرد بود و از كوچكترين خبر و يا گزارش بيشترين دريافتها را در حداقل زمان كسب مي‏نمود كه اين امر در سهولت كار مجريان سهم بسزايي داشت. در اين مورد نيز مناسب است‏خاطره‏اي از جناب آقاي مهندس ميرحسين موسوي نخست وزير انقلابي ايران ذكر نمايم تا مساله بيشتر روشن شود. ايشان اظهار مي‏داشت كه در دوران مسئوليتم جلسات بسياري با امام داشتم و درسهاي فراواني از ايشان آموختم. در اين جلسات به فوق‏العاده بودن امام پي بردم اما مساله‏اي كه تا آخر براي من حل نشد اين بود كه امام عليرغم اينكه در انجام كار اجرايي به طور مستقيم دخالت ندارند چگونه كار اجرايي و مشكلات آن را بخوبي درك مي‏كند و با كوچكترين توضيحي مطلب را بصورت كامل دريافت مي‏نمود.
مهندس موسوي معتقد بود كه اگر اين ويژگي امام را يك معجزه بدانيم سخن به گزافه نگفته‏ايم.
مجموعه اين ويژگيها به همراه خصوصيات ديگري از قبيل سيادت كه ريشه عميق در اعتقادات مردم ما دارد شرايطي را بوجود آورد تا مردم از ميان تمامي مراجع، شخصيتهاي مبارز روحاني، روشنفكران مذهبي، شخصيتها و گروههاي ملي گرا، شخصيتها و گروههاي اسلامي ملي، سازمانها و گروههاي چريكي تنها و تنها امام را به رهبري برگزينند و جان و دل به نداي روح بخشش بسپارند و در پي او بزرگترين انقلاب قرن حاضر را به منصه ظهور برسانند.
دكتر سيد محمد صدر- imam-khomeini.com
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :