امروز:
دوشنبه 29 آبان 1396
بازدید :
1975
رمز موفقيت امام خميني (ره) در انظار ياران
آنچه فراروي داريد پاسخ كتبي ياران و شاگردان حضرت امام رحمه الله عليه است به سه پرسش از محضر آنان:
1- رمز موفقيت امام در چه بود؟
2- حساسيت امام روي چه مسائلي بود؟
3- چه خاطره آموزنده از امام داريد؟
مجلّه حوزه به مناسبت سالگرد رحلت حضرت امام، پرسشهاي فوق را براي بيشتر ياران و شاگردان آن مرحوم ارسال داشت كه در اين شماره پاسخ بزرگواراني كه تا كنون به دست ما رسيده است تقديم مي گردد.
- آيه الله زنجاني
حوزه: به نظر حضرت عالي رمز موفقيت حضرت امام رحمه الله عليه چه بود؟
تشكر صميمانه خود را از احياي ذكر امام راحل رضوان الله تعالي عليه كه موجب احياء و نشر فضائل انسانيّت و تقوي و مكارم اخلاق مي باشد ابراز مي دارم به راستي: الرجل العظيم بعد موته ينبوع نور يندفّق منه النور.
مرد بزرگ پس از مرگ بسان چشمه نوري است كه پيوسته از آن نور در تابش و ريزش است. فوائد و بركات احياء مآثر و آثار اين نخبه هاي تاريخ را مكرر كتباً و شفاهاً متذكر شده ام. هست قرآن حالهاي انبياءماهيان بحر يا كه كبريا
و خواندن قرآن و تأكيد در تلاوت آن جز از اين نيست.
چون تو در قرآن حق بگريختي با روان انبياء آميختي
پس ذكر سر گذشت اعاظم و تدبّر در ماجراي زندگي آنان يك نحو اختلاط و آميزش با ارواح عاليه آنان است وه ! چه اختلاط و آميزش مباركي !
و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم.
مسلماً مراد از موفقيّت موفقيت در رسالت خاص خودشان يعني در برانداختن طاغوت و طاغوتيان و الاّ موفقيت در فقاهت و رشته تخصصي ديگر در اشخاص ديگر هم موجود است و اختصاصي به اين بزرگوار ندارد. هر چند به دست رمز موفقيت در آن موارد هم مهم و قابل استفاده شايان است ولي آن را در غير شخص ايشان مي توان پيدا نمود و هم آنرا الگو قرار داد. پس مورد سؤال از خاصه آن راحل عظيم است كه متفرّد به آن بودند؛ يعني قيام لله و نهراسيدن از كوههاي موانع كه هر يك از آنها انصافاً مرد افكن بودند و هم ، لا يخافون في الله لومه لائم. و اينكه به تنهائي امّت بودن: ان ابراهيم كان امه قانتاً لله.
داده بودش صنع حق جمعيتي كه همي زد يك تنه بر امتي بر سر آن چنان محكم پي است گوئيا شرغي و غربي با وي است آري زيتونه لا شرقيه و لا غربيه و از حدود اقطار خارج بودن خاصه آن بزرگوار بود.
به عقيده اين جانب آن بزرگوار نموداري از اعاظم انبياء و مرسلين بود نمونه از اولوالعزم من الرسل. مرادم نه معناي اصطلاحي كلمه است بلكه مصداق كامل از معناي لغوي آن ؛ زيرا:
قوم بر وي سركه ها مي ريختند ليك دريا هم فزون مي ريخت قند غم كه از دريا بر آن راهي بودپيش او جيحونها زانو زند!
اين را به رأي العين ديدم آنچه كه در طي قرون هم صنفها مهال مي شمردند باذن الله و و الاتكال عليه ممكن ساخت. هيچ يادم نمي رود (و شايد در مذاكرات و مصاحبه ها گفته باشم.) در اوايل انقلاب يكي از آشنايان كه با رژيم منحوس كارد و پنير بود و خدمات شاياني را در معرّفي كارگزاران و افشاگري آنان انجام داده بود روزي كه به مشهد مشرف بود و سخن از انقلاب رفت مي گفت: برانداختن رژيم مهال است ؛ چون امريكا پشت سرش ايستاده است.
اين مقاله شخصي بود كه به مناسبت خصومت و عداوت شديدش با دستگاه منفور هرگز احتمال نمي رفت كه سخن از راه عاطفه بزند و در مقام طرفداري از آن ممكن را محال بداند؛ بلكه در آن مورد و موقع ديد عقل متعارف جز از اين نبود. مولاي متقيان صلوت الله و سلامه عليه هم اخبار را با اين خاصه ذكر فرمود:
و لكن الله سبحان جعل رسله اولي قوه في عزائمهم و ضعفه في ماتري الا عين من حالاتهم.
ليكن خداوند سبحان فرستادگان خود را در اراده شان نيرومند گرداند و در آنچه ديده ها از ظاهر آنان مي بيند خوار نماياند. آنگاه مدح مي فرمايد:
و لقد دخل موسي بن عمران و معه اخوه هارون عليهماالسلام علي فرعون و عليهما مدارع الصوف و بايديهما العصي فشر طاله انه اسلم بقاء ملكه و دوام عزّه موسي بن عمران و برادرش هارون عليهاالسلام بر فرعون در آمدند جامه هاي پشمي بر تن و چوب دستي ها در دست و با او پيمان نهادند به جاودانگي سلطنت و دام و ارجمندي و عزّت اگر مسلماني پذيرد و راه طغيان پيش نگيرد. ملاحظه مي شود كه خاصه موسي بن عمران عليه السلام را در عين عظمت معنوي اتكاء اتكال به قدرت لا يزالي مي فرمايد كه دو برادر پشمينه پوش با يك عصا به ظاهر فاقد همه گونه قدرت امّا با اتكاء به نيروي لا يزالي بدون هراس از تشكيلات فرعون به او قول مي دهند كه در صورت تبعيت از فرمان آنان كه فرمان الهي است سلطنتش پايدار خواهد ماند.
اين چه نيروي غيبي است كه با دست خالي فرعون را تهديد مي كند و هم تشويق: اگر يك عبدي بود بر اساس مبنائي مي گفت: اين هم مظهري از وجوداست يك حقيقت است به دو صورت موسي و فرعون كردند آشتي.
راحل بزرگوار قدس سره العزيز فرمود:
بگويم كه از گوشت گرفته بيرونت كنند!
خلاصه آن خاصه موجب امتياز و ايمني از مشاركت در آن (علي حد تعبير الرضي ره) همانا نمونه و نمودار بودن از خاصه انبياء بود و گرنه تقدم در فقاهت واجتهاد به ماهو موجب امتياز نمي توانست باشد.
هستند از مستعدين در فقه و فقاهت واجتهاد كه براي جلوس رضاخان به اريكه سلطنت در محجلس موسسان تبريك مفصل گفته اند.
فيا غفلتا عما يراديهم و من نام لم ينم عنه و كان هو قدس سره اخا الحرب يقظانا.
لازم ديدم كه خاصه مهم ديگر را كه مسلماامام راحل رضوان الله تعالي عليه از مشاركت ايمن بوده و فضيلت منحصر به فرد آن را حل عظيم الشان است گوشزد نمايم و باز به بوقل رضي رضزان اللفه عليه (كثيرا مااذا كرالا خوان) است. همانا در تحت نفوذ و تاثير بودن در برابراطرافيان و خواص بود زيرا در طول زندگي آنچه كه مشهود بوده و يكي از نقاط ضعف و بلكه سقوط ازاوج عظمت بوده متاثر بودن اكثر هم طرازهاي امام راحل قدس سره بوده كه دراين باره قضاياي تاسف بار دارم كخه داعي بر گفتن آنها نيست واز طرفي براي نماياندن فضيلت وامتياز آن بزرگوار راهي جز آن موجود نيست چون: (به ضد نور دانستي تو نور). داستانهائي از شهيد صديق آيه الله مطهري رضوان الله تعالي عليه و بي تفاوتي مراجع گذشته نسبت به ماجراهاي آن شهيد قدس سره و همچنين نسبت به خودم دارم كه ظاهرا سرش اولي است.
تاسيسا لقوله سبحانه: (لا يستوي منكو من الفق من قبل الفتح و قاتل اولئك اعظم درجه من الذين انفقوا من بعد و قاتلوا وكلا وعدالله الحسني! واللفه بما تعملون خبير).
فريفتن در اصل حيازت درجات مساوي هستند وانما يمتازون بعضها ثم انه سبحانه وعد كلا منهم الحسني سبحانه لايخلف الميعاد.
حوزه: حضرت امام رحمه الله عليه چه مسائلي حساسيت بيشتري نشان مي دادند؟
آن بزرگوار فقط علاقه مند به دين واقامه شعائر و دفاع از حريم اسلامش بود كه غمخوار بود. بد نيست اين جريان را متذكر شوم:
هنوز چند روزي از ورود حضرت امام به ايران نگذشته بود كه يكي از رفقاي اهل علم زنجاني ساكن تهران كه مكرر در آن چند روز با هيات علميه تهران شرفياب شده وامام به مناسبت همشهري بودن مشاراليه از حالات اين جانب سئوال واستفسار فرموده بودند به اين جانب تلفن كرد و ضمنا گفت چرا نمي آييد و چرا در مشهد معطل هستيد. چند بارامام از شما پرسيده است.
پس از سئوال و جوابهايي من پرسيدم خبر تازه چيست؟ گفت: همه هيات علميه تهران به مصاحبت يكي از خطبا مشرف بوديم.اماامر فرمودند كه: سكوت را ممتد شكسته به منبر رود. وي هم به منبر رفت واظهار داشت: ما حاصله:
اين انقلاب ثمره مجاهدات شخصي نيست همه علماء در آن ذي سهم هستند.
من در همان مذاكره تلفني گفتم: جناب رفيق شفيق ! به قول تبريزيها نماز قضاء دارد اما جواب را قضايي نيست ! بنابراين در همين موقف اندك تامل نموده و پانتز باز كنيد تا جواب را در ضمن بيتي از حافظ به سمع شريف برسانم و سپس ادامه بدهيد.
گفت: پرانتز بازاست.
اين بيت را خواندم:
هزار نقد به بازار كائنات آرند
يكي به سكه صاحب عيار ما نرسد
انصافا بي انصافي شده است. غيرازايشان اول به حسابها رسيدگي مي كردند چنانچه ادني لطمه اي به آن وارد نمي شداعلاميه مي دادند آن هم شايداز كثرت اعتراض من حولهم پس اصاله الجهد محفوظ نبود اما صاحب عيار ما خود را به آب و آتش مي زند و آماده هرگونه پيش آمد بود.
آري صحابه هم مي جنگيدند مولي هم مي جنگيد.اما مولي از زبان سيده نساء:
كلمااو قدوانارا للحرب اطفاهاالله.... فلا ينكفي حتي يطا صماخها باخصمه و يخمدلهبها بسيفه مكدودا في ذات الله مجتهدا في امرالله قريبا من رسول الله (ص ) سيدا في اولياءالله مشمرا ناطحا مجدا كادحا وانتم في بلهنيه من الشعين وادعون فاكهون آمنون ( اعيان الشيعه ج 2.300 چاپ قديم).
- آيه الله اميني
حوزه: به نظر حضرت عالي رمز موفقيت حضرت امام چه بود؟
امام خميني قدس سره الشريف يك شخصيت استثنايي و ممتاز بود و ويژگيهايي داشت كه در كمتر كسي جمع مي شود. رمز موفقيت او را بايد در مجموعه آن صفات جستجو كرد. مانند: آرامش نفس قاطعيت شجاعت اخلاص استقامت بي اعتنائي به جاه و مقام بي توجهي به امور مادي و دينوي تقوي تسلط بر نفس بينش سياسي بينش اجتماعي تدبير آينده نگري تيزهوشي ذكاوت ساده زيستي آگاهي به زمان هيبت و وقار خوب سخن گفتن خوب نوشتن فقاهت و مرجعيت قيافه زيبا و جالب ولي به نظر من مهمترين رمز موفقيت حضرت امام در دو چيز بود كه منشا و ريشه همه فضائل و كمالات او محسوب مي شد.@#@
1- ايمان قوي.
2- عقل و هوش عالي.
اماايمان: ايمان حضرت امام از مرحله مفاهيم و تصورات ديني فراتر رفته بود و به مرتبه حضور و شهود و يقين رسيده بود و چنين ايماني بود كه موجب توكل و آراكش اخلاص عمل به وظيفه قاطعيت شجاعت تسلط بر نفس بي اعتنائي به جاه و مقام وامور دنيوي استقامت و پايداري هدفداري و بي باكي حضرت امام مي شد.
به نظر من وقار و هيبت ويژه حضرت امام نيز دراثر همين ايمان كامل بود. حتي تشخيص وظيفه را نيز معلول همين ايمان و قول مي دانم.
چون به مرحله يقين رسيده بود وظيفه اش را به خوبي نشان مي داد و با قاطعيت هدف را تعقيب مي كرد واز هيچ نيرويي نمي هراسيد و به وعده هاي الهي اطمنيان و آرامش نداشت. سخنانش ازايمان و يقين بر مي خاست لذا در دلها مي نشست و دراعماق نفوس نفوذ مي كرد و به آنها آرامش واميد مي داد.
اما عقل و هوش عالي: از مهمترين عوامل پيروزي امام عقل و فراست و تيزهوشي فوق العاده او بود. دراثر همين تيزهوشي بود كه هدف را به خوبي تشخيص مي داد و راههاي وصول به هدف و موانع و مشكلات و راه حلها را كاملامي شناخت و قاطعانه هدف را تعقيب مي نمود.
كساني كه با حضرت امام آشنا بودند و در تصميم گيرهياي او دقت داشتند به خوبي مي دانند كه بزرگترين رمز پيروزي او همين دو صفت يعني اميان كامل و عقل و درايت كافي بود. براي اين موضوع شواهد فراواني را مي توان نام برد كه دراثر كمي فرصت از ذكر آنها خودداري مي شود.
حوزه: حضرت امام روي چه مسائلي حساسيت بيشتري نشان مي دادند.
حضرت امام نسبت به سه موضوع بسيار حساسيت داشت:
1. حفظ حراست ازاصل نظام اسلامي و صيانت از كليه نهادهايي كه در تشكل اصل نظام دخالت دارند. مانند: هيات دولت مجلس شوراي اسلامي شزراي نگهبان قوه قضائيه مجلس خبرگان رهبري نيروهاي نظامي و انتظامي. چون حضرت امام به ضرورت بقاءنظام اسلامي عنايت داشت هرگاه كه يكي از نهادهاي ذر ربط را در معرض تضعيف و تهديد مي ديد شديدا از آن دفاع مي كرد. به حفظ استقلال و عظمت نظام اسلامي كاملا عنايت داشت و براي دفاع از آن از هيچ عملي پروا نداشت وازايثار نفوس و اموال مضايقه نمي كرد.
2. حضور مردم در صحنه.
3. وحدت اقشار مردم
حضرت امام كاملا به اين دو موضوع عنايت داشت واين دو موضوع را از مهمترين عومال پيروزي مي دانست و به همين جهت همواره در تحكيم اين دوامر كوشش داشت و آنها را بزرگترين عامل بقاء واستحكام نظام مي دانست. هميشه در سخنرانيهايش به اين دو موضوع توصيه مي كرد و هرگاه كه يكي از آنها را در معرض خطر مي ديد شديدااز آن دفاع مي نمود. براي اثبات اين موضوع دهها شاهد مي توان ذكر كرد.
حوزه: چنانچه خاطره آموزنده اي از حضرت امام رحمه الله عليه به ياد داريد بيان كنيد.
من خاطرات فراواني از حضرت امام دارم چه در دوران قبل از شورع مبارزات چه در زمان مبارزات و چه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي كه همه آنها آموزنده و مفيد مي باشد لكن ذكر همه آنها دراين جا امكان پذير نيست و به همين جهت به يكي از آنهااشاره مي كنم: يكي از ويژگيهاي اخلاقي حضرت امام اين بود كه همواره مراقب نفس خود بود و در كنترل نفس و جلوگيري ازاهواء و تمايلات حيواني و تهيه اخلاص جديت و كوشش داشت. دراين رابطه شواهد زيادي به ياد دارم كه به يكي از آنان اشاره مي نمايم:
بعداز رحلت آيه الله بروجردي براي رسيدن به مقام مرجعيت حركتهاي مختلفي در سطح حوزه و در خارج آن شروع شد كه كاملا محسوس بود.
تنها كسي كه دراين رابطه حركتي ازاو ديده نمي شد حضرت امام قدس سره الشريف بود.
نه تنها خودش دراين راه قدمي برنمي داشت بلكه به شاگردان و علاقمندانش نيز اجازه چنين فعاليتهايي را نمي داد. بنده و گروهي از شاگردانش ازاين رفتار شديدا نارحت بوديم. به صورتهاي مختلف كارهايي را پيشنهاد مي كرديم. ولي مورد قبول واقع نمي شد.از جمله آنها تاسيس جلسه استفتاء بود. خوانندگان مي دانند كه وجود يك جلسه استفتاء از علائم مرجعيت بوده و هست. همه كساني كه در مظان مرجعيت بودند. جلسه استفتاء داشتند ولي حضرت امام از تاسيس چنين جلسه اي شديداامتناع مي نمودند.
بنده كه شديدابه ايشان علاقه داشتم دلم مي خواست جلسه استفتائي براي ايشان كنم ولي مي دانستم كه مخالفت خواهند كرد. تصميم گرفتم موضوع را به صورت ديگري مطرح سازم شايد مورد قبول واقع شود.
يك روز به طور خصوصي خدمتشان رسيدم و گفتم: شما مي دانيد كه در بين شاگردان آيه الله بروجردي تعدادي افراد فاضل و ممتاز هستند كه حاضر نيستند بعدازايشان در درسهاي ديگر شركت كنند. در صورتي كه اگر مدتي به بحث و تحقيقات فقهي اشتغال داشته باشند آينده درخشاني خواهند داشت وازاساطين حوزه خواهند شد.
آيا شما حاضر نيستيد به اينها كمك نمائيد؟
فرمود: حاضرم چه كنم ؟
گفتم: آنان را دعوت مي كنيم كخ هر هفته چند جلسه خدمت شما باشند.
شما هم مسائل فقهي دشواري را كه در طول جلسات درس با آنها مواجه مي شويد در ضحور آقايان مطرح مي سازيد تا مورد بحث قرار بگيرد. بدين وسيله هم آنها پرورش مي يابند و تكميل مي شوند و هم مشااز نظر آنها استفاده مي نمائيد.امام كه در طول صحبت من به زمين نگاه مي كرد سربرداشت و گفت:
(آقاي اميني من از شماانتظار داشتم كه به من بگويي: پير شده اي و مرگ تو نزديك شده به فكر آخرت خود باش و بقيه عمرت را به غفلت و بطاعت صرف نكن اما تو در عوض به من پيشنهاد جلسه استفتاء مي دهي ! آخر من كه مرجع تقليد نيستم كه جلسه استفتاء داشته باشم)!
من از پيشنهاد خودم پيشمان شدم و عذر خواستم. و دهها نمونه ديگر ازاين قبل به ياد دارم كه مجال براي عرضه آنها نيست.
- آيه الله بني فضل
حوزه: به نظر حضرت عالي رمز موفقيت حضرت امام رضوان الله تعالي عليه چه بود؟
با عرض سلام و ابراز ارادات از حسن ظن متصديان محترم مجله حوزه به اين جانب كه چند سئوال مطرح نموده و با پاسخ به آنها در پيمودن راه امام راحل قدس سره الشرف ياري نموده اند تشكر مي كنم. البته امثال بنده عاجزتراز آن هستم كه درباره فضائل اخلاقي و معنويات حضرت امام سخن بگوئيم يا چيزي بنويسيم چرا كه حضرت امام تالي تلو حضرات معصومين عليهم آلاف التحيه والصلوه والسلام بود.
از باب خالي نبودن عريضه عرض مي شود.
رمز موفقيت حضرت امام عمدتا در دو چيز بود:
1.اعتقاد راسخ به مبدا و يقين به معاد و عقبات عالم آخرت و سئوال و جواب قبر و محشر. خود را بنده خدا و در محضر رب مي دانست.
2. تصميم جدي و قاطع و همت بلند. هرآنچه را كه وطيفه و تكليف شرعي تشخيص مي داد اقدام جدي مي كرد و لو اين كه دنيا و من فيها. با ايشان مخالفت مي كرد از تصميم خود منصرف نمي شد. به لومه الائمين ذره اي اعتنا نمي كرد. حتي در دوران نهضت مقدسش از سال 41 تا 57 مدتي تك و تنهااعلاميه عليه طاغوتهاي زمان مي داد. در رسيدن به اهداف مقدس هرگز ياس را به خود راه نداد و هميشه دست اندركاران را در پيشرفت و رسيدن به هدف توصيه مي كرد كه مايوس نباشند.
- حوزه: حضرت امام روي چه مسائلي بيشتر حساسيت داشت ؟
آنچه كه اكنون به نظر مي رسد حضرت امام در مساله آمريكا و سلطه آن بر كشورهاي اسلامي بيشتر حساسيت داشت و فرمود: دشمن اصلي ماامريكاست و آن را شيطان بزرگ خواند.ارتباط ايران باامريكا را ارتباط ميش با گرگ تعبير كرد.
جاي بسيار خوشوقتي است كه موضع رهبرانقلاب اسلامي حضرت آيه الله خامنه اي مدظله در خصومت باامريكا همان موضع قاطع امام است.
البته همه مستضعفين جهان بخصوص امن مظلوم و ستمديده و شهيد و مفقود و جانباز واسير داده ايران (نه آنان كه باارز آزاد وانحاه تقلب و خيانت سرمايه هاي نامشورع را چند ده برابر كرده و نسبت به وضع زندگي كمرشكن و طاقت فرساي افراد كم درآمد و شرمنده اهل و عيال بي اعتنا هستند)از ولي امر مسلمين انتظار همان موضع راداشتند. ما فرزندان انقلابي حضرت امام رحمه الله عليه در حوزه علميه قم از رهبر محبوب انقلابمان خواهانيم: مقرر و تاكيد فرمايند همه دست اندركاران نظام جمهوري اسلامي در سخنرانيها و در مصاحبه ها مواضع خصمانه خودشان را باامريكا صريح و بدون لفافه اعلام فرمايندچرا كه موجب دلگرمي امت جزب اللفه و ياس دشمنان خواهد بود. واز جمله مسائلي كه حضرت امام رحمه الله عليه از روزاول نهضت مقدسش حساسيت داشت مساله اسرائيل و خطر آن بر مسلمين بود. آن بزرگوار در غالب اعلاميه هاو سخنرانيهايش خطر آن را گوشزد مي نمود و هميشه سعي مي كرد تا سران كشورها عربي عليه اسرائيل حركت كنند و آخرين جمعه ماه رمضان را روز جهاني قدس اعلام و به راهپيمايي در آن روز دستور صادر فرمود تا در هر سال اقلا يك بار قيام عمومي عليه اسرائيل انجام بگيرد.
عمده حساسيت آن حضرت در حمايت و دفاع ازاسلام بودازاين روي دراعدام سلمان رشدي ملعون اصرار مي ورزيد. حب و بغضش بااشخاص در محوراسلام بود.
- حوزه: اگر خاطره اي آموزنده براي طلاب از حضرت امام به ياد داريد يا شنيده ايد بيان كنيد.
به نظر بنده خاطره هاي آموزنده امام را بايدازاصحاب ملازم با آن حضرت سراغ گرفت امااز باب اين كه سئوال شما بي پاسخ نماند يكي دو خاطره عرض مي كنم:
1. بنده حدود 8 سال در درس خارج فقه واصول ايشان حاضر شدم.@#@ هميشه سر ساعت معين در جلسه تدريس حاضر مي شد. حتي آن ايام كه در مسجد سلماسي قم تدريس مي فرمود بعضي از شاگردان پيش از درس حضرت امام در جلسه درس ديگري حاضر مي شدند ازاين روي گاهي چند دقيقه بعد از شروع درس امام وارد جلسه مي شدند. امام ناراحت مي شد و گاهي تذكراتي مي داد.
معروف است: خود حضرت امام در دوران طلبگي منظم و به موقع در جلسات درس اساتيدش حاضر مي شده است. مرحوم آيه الله شاه آبادي (استاد اخلاق امام) در رابطه با نظم و حضور امام در جلسات درس گفته بود: (روح الله واقعا روح الله است. نشد يك روز ببينم كه ايشان بعد از بسم الله در درس حاضر باشد. هميشه پيش از آن كه بسم الله درس را بگويم حاضر بوده است).
پس لازم است طلاب محترم سعي كنند سر وقت در جلسات درس و بحث حاضر باشند.
2. خاطره ديگري كه دارم. راجع به تواضع ايشان است حتي در برخورد با شاگردان و كساني كه از نظر موقعيت علمي و اجتماعي بسيار پايين بودند. حدود 8 سال قبل فصل تابستان در آذربايجان بودم. حضرت امام راجع به يك مطلب مهمي كه مربوط به آذربايجان بود بنده را به حضورشان احضار فرمودند: پيش از شروع مطلب خطاب به بنده فرمودند: ازاين كه به شما زحمت دادم اين جا آمديد عذر مي خواهم.
اين فرمايش آن قدر در وجود بنده اثر گذاشت كه گريه ام گرفت. در دلم گفتم: خداوندا! اين چه برخورد و تواضعي است از اين انسان با عظمت الهي الحق وارث پيامبراست. در تواضعش اين بس كه احدي نتوانست بر او در سلام سبقت بگيرد. افسوس كه از دست ما رفت و ما را يتيم گذاشت.
كان لاهل العلم خير والد
و بعده امست يتامي ولده
خداوند در جانش و درجات شهدائش را متعالي و ارواح مقدسه آنان را از ما خشنود و به همه ما توفيق بندگي مرحمت فرمايد به حق محمد و آله الطاهرين.
- آيه الله يزدي
حوزه: به نظر حضرت عالي رمز موفقيت حضرت امام چه بود؟
موفقيت حضرت امام رضوان الله تعالي عليه در مبارزه و پيروزي و بنيانگذاري جمهوري اسلامي و رهبري جنگ تحميلي و ... در عوامل گوناگوني بوده است. اما يك رمز اصلي كه در تمام مراحل مي توان آن را عامل اصلي موفقيت دانست:
اخلاص در عمل كار براي خدا و حمايت از دين و خدا و بندگان خدا بود.
طبعا خداوند هم همه جا ايشان را از الطاف جليه و خفيه بهره مند نموده و توفيق عنايت فرمود.
تكيه بر مردم رعايت اصول شرع انور توجه به همه اقشار جامعه. شناخت شرائط زمان در سطح جهان اطلاع از دگرگونيهاي جهاني به طور مستمر به كارگرفتن همه نيورهاي مفيد و صالح سعه صدور و بلند نظري و ... هم از رموز موفقيت حضرت امام رضوان الله تعالي عليه بود.
- حوزه: به نظر حضرت عالي حضرت امام روي چه مسائلي حساسيت بيشتري نشان مي دادند.
حضرت امام رضوان الله عليه روي حفظ وحدت و همكاري همه نيروها پيش گيري از هره نوع تفرقه و تشتت رسيدگي به محرومان و مستضعفان كار دقيق و مداوم مسئوولان ساده زيستي و دوري از تشريفات دولتمردان بخصوص روحانيان بيشتر حساسيت داشتند و مكرر تذكر مي دادند.
- حوزه: اگر خاطره اي آموزنده براي طلاب از حضرت امام به ياد داريد يا شنيده ايد بيان كنيد.
از حضرت ايشان خاطرات فراواني دارم كه به مناسبت حوزه و طلاب يكي دو تااز آنها را نقل مي كنم:
قبل از پيروزي انقلاب قرار شد امام از يكي از دوستانشان كه از سفر عتبات آمده بود ديدن كند. بنده و يكي از آقايان در خدمت ايشان بوديم. در كوچه هاي محل دراثر باران و گل فراوان رفت وآمد مشكل بود.از درشكه پياده شديم. فرزندان روحاني بزرگوار راهنمايي كردند. از در مسجدي وارد شديم واز در ديگر آن كه راه را نزديك مي كرد خارج شديم. ديدارانجام شد. پس از مراجعت وقتي خواستيم براي تسهيل در راه از همان دره فرعي برگرديم فرمودند: مسجد را نباد طريق قرار داد.
از اين روي از همان كوچه اي كه نسبتا صعب اعبور بود به راه ادامه دادند.
منظورم از نقل اين داستان اين بود كه: امام از ارتكاب مكروه هم اجتناب مي كرند امام بدون جهت «امام» نمي شود؛ مراقبت نفس لازم است.
2. بعد از پيروزي انقلاب اوج قدرت امام و گذشت چندين ساله از رهبري و تثبيت حكومت يك روستايي با واسطه از من خواسته بود كه از امام بخواهيم: يكي از لباسهايي را كه در آن نماز خوانده اند به او بدهند.
طبيعي بود كه طرح مساله براي من كمي سنگين بود. تا در فرصتي پس از انجام كارهاي مربوط در آن شرفيابي مطلب را عرض كردم.
امام احساس كردند با سنگيني مطرح مي كنم با تبسم شيريني فرمودند: اين كه مطلبي نيست.
همان وقت به كسي دستور دادند: برويد آن عبا را بياوريد. با اظهار محبت به آن روستايي ناشناخته. مامور رساندن امانت شدم. وقتي از محضرشان خارج شدم بيشتر آقايان بخصوص محافظين طمع كردند! وقتي جريان را گفتيم همگان با تعجب اظهار خرسندي كردند. نتيجه اين كه: امام در اوج قدرت به ساده ترين افراد و خواسته آنان توجه عميق و خاصي مي فرمودند و بندگان خدا را دوست مي داشتند. قدرت نبايد موجب غرور شود.ازاين كه فرصت نوشتن چيزي مناسب مجله را نداشتم معذرت مي خواهم.
- آيه الله آذري قمي
حوزه: به نظر حضرت عالي رمز موفقيت حضرت امام رحمه الله عليه چه بود؟
به نظر حقير همه چيز را باور كرده بود:از خداي متعال تا بهشت و جهنم قدرت خداوند واسلام و مسلمين بويژه مردم شيعه ايران. بر اين اساس. به چيزي كه نمي انديشيد خودش بود. عزت و آبروي خود را براي پيشبرداسلام مصرف مي كرد نه اسلام را براي خود و مقام. در عين حال معتقد بود كه: تلاش و سعي نه به دنيا مي رسد و نه به عقبي. معتقد بود: همه چيز در سايه اسلام و عمل به آن دست مي آيد و هيچ چيز و هيچ كس را بر خدا ترجيح نمي داد.
حوزه: حساسيت امام روي چه مسائلي بود؟
ولايت مطلقه فقيه انجام تكليف شرعي و وحدت همه اقشار مسؤولين با هم و با ملت.
- حوزه: چنانچه خاطره آموزنده اي از حضرت امام رحمه الله عليه به ياد داريد يا شنيده ايد بيان كنيد.
خاطره اي كه براي من بسيار جالب و آموزنده بوده و هست اين است كه: در سالهاي 33 و 34 آقاي فلسفي واعظ شهير به پشتيباني مرحوم آيه الله العظمي بروجردي مبارزه با بهائيت را آغاز كرد و رژيم پهلوي بر حسب ظاهر پشتيباني مي كرد ناگهان با چرخش صدوهشتاد درجه اي شاه روبه رو شديم. شاه مرجعيت شيعه و علماي بزرگ تهران را تحقير كرد.اين مطلب بر فضلاي حوزه گران آمد و بك حالت حيرت و سرگرداني دست داد. چگونه بايداين تحقير جبران شود و راه آن چيست ؟ به معظم له پناه برديم. من و زچند نفر ديگر خدمت ايشان شرفياب شديم و مساله را مطرح نموديم. (قطعاايشان از ما بيشتر ناراحت بود).
فرمودند:اگر آقاي بروجردي اجازه بدهد يك روزه تمام ايران را عليه شاه مي شورانيم !
خوشحالي و شادماني كه براي ماازاين اعتماد به نفس و روحانيت و مرجعيت شيعه و مردم مسلمان ايران حاصل شد فراموش نشدني است.
ما به ايشان چنين اعتمادي داشتيم.
آن روز نجات ايران واسلام به دست مبارك ايشان قابل پيش بيني بود كه بعدا در سال 43 اين اعتماد به مردم واحساس قدرت الهي توسط معظم له در سخنراني مسجداعظم ابراز گرديد كه:
(تمام بيابانهاي قم را مي توانيم از مردم غيرتمند عشاير لرستان و جاهاي ديگر پر كنيم).
رحمت الله عليه و جزاه الله عن الاسلام والمسلمين خيرالجزاء. آمين يا رب العالمين.
- آيه الله مظاهري
حوزه: به نظر حضرت عالي رمز موفقيت حضرت امام رضوان الله تعالي عليه چه بود؟
با تشكر وامتنان از دست اندركاران مجله حوزه و آرزوي توفيق براي آنان.
اكنون در آستانه سومين سالگردارتحال جانگداز سيدالفقهاء و المجتهدين زعيم المله والدين استادنا الاعظم حضرت امام خميني افاض الله علينا من بركات تربته الشريف قرار گرفته ايم. امامي عظيم الشان و والا مقام كه درك جوانب مختلف علمي و عملي او به سهولت ممكن نيست. در هر حال از باب اداي وظيفه شاگردي جملاتي هر چند كوتاه تحرير مي نمايم. در پاسخ اين سئوال مهم و قابل توجه و تعمق كه رمز موفقيت حضرتش در چه بود و چه چيزي باعث شد تاامام راحل امت اسلام اين گونه سرافراز و قدرتمند گردد؟ بايد گفت: سر توفيق آن بزرگمرد را در سه چيز بايد جستجو كرد سه اصلي كه پايه هاي اساسي موفقيت چشمگير ايشان بود.اين سه پايه عبارتند از:
1. علم 2. عمل 3. عقل.
مقام شامخ آن امام عزيز براهل فن و محققين حاضر امت اسلامي پوشيده نيست. حضرتش در فقه اصول عرفان فلسفه واخلاق مجتهدي بي نظير محقق و متفكري بي بديل بود.
مقام علمي ايشان با تركيب عمل و عقل معظم له باعث شده تا با دست مبارك وي اسلام اصيل مجد و عظمت دوباره يابد و پس از سالهاي دراز غربت اسلام و مذهب از گوشه مساجد و منابر به ميدان عمل و وجامه كشيده شود و قرآن مظلوم در كنار طاقچه ها طاق ايمن اجتماعي اسلامي گردد.ازاين روي در بيانان مهم خود خطاب به حوزه هاي علميه به اين نكته اساسي كه فقه سنتي و جواهري اسلام فلسفه عملي حكومت است تصريح فرموده اند.
در ميدان عمل و تقوا امام بزرگورا استاد بي بديل اخلاق در عصر خويش بود. نمونه يك انسان متخلق به اخلاق الهي و مهذب را در وجود او بايد جستجو كرد.
او عارفي بود كه عرفان ناب را به سياست اسلامي آميخته بود لذا دراين ميدان بزم و رزم به جهاد في سبيل الله پرداخت.@#@ همين مقام علمي ازو باعث شد تا به دنياي بسيار بي اهتمام گردد و حتي در زمان يكه بر اريكه قدرت مطلق اسلام تكيه زده بود از كمترين منافع دنيا بهره برد و زند و ساده زيستي را به ديگران مخصوصا مسئوولين نظام توصيه كند.
همچنين پايه ديگري موفقيت ايشان را بايد در عقل و تدبير بي نظير حضرتش جستجو نمود چرا كه انديشه او در تركيب با علم و عملش ازاين مردالهي سياستمداري بي بديل و عالي مقام به وجود آورداز را در قلوب آزادگان عالم جاي داد واو را بسيار دورانديش نمود و حقااسلام و نظام جمهوري اسلامي استمرار و بقاي خود را در طوفانهاي سهمگين داخلي و خارجي وامدار تدبير انديشه والاي سياسي اوست. همانگونه كه وجود و حصول خوددراين رعصه را نيز مديون عقل كامل ايشان است.
حوزه: حضرت امام روي چه مسائلي حساسيت بيشتر نشان مي دادند؟
در پاسخ به اين سئوال بايد گفت: امام عزيز مهمترين نقطه حساسيت خودرا براسلام متمركز فرموده بود. در همان سالهاي خونين 42 نيز به ضرس قاطع و فرياد آشكار فرمودند:
بپاخيزيد و اسلام را حفظ كنيد ولو بلغ ما بلغ.
از همين جا بود كه مدام نسبت به محرومان و مستضعفان توصيه و تاكيد مي فرمود و آنان را صاحبان اصلي نظام وانقلاب اسلامي به شمار مي آورد ازاين روي مسوولان و دست اندركاران كشور را به ساده زيستي و عدم فاصله با مردم وامت بيدار دستور مي داد و به همين علت بود كه نسبت به مسائل جاري حوزه هاي علميه و دانشگاهها بسيار حساس بود و در سخنان گهربار و پيامهاي مهم خود نسبت به اين دو مركز علمي و فرهنگي توصيه هاي گوناگون مي فرمود واقشاراين دو كانون را از نيرنگهاي دنيا طلبان و سياست بازان و فاسقان آگاه مي نمود.
- حوزه: اگر خاطره اي آموزنده از حضرت امام به ياد داريد يا شنيده ايد بيان كنيد.
واما در باب ذكر خاطره اي ازامام امت لازم است خاطره اي را كه براي جميع امت اسلامي مفيد مي شمارم متذكر گردم:
در جلسه اي خصوصي پس از ردو بدل شدن صحبتهائا مختلف به اين جانب فرمودند:
من معتقد كه: اين انقلاب را ازابتداء تا كنون دست قدرت الهي كه فوق تمام ايدي است بدين جا آورده است و همان يدالله اين انقلاب عظيم را حفظ مي فرمايد.
البته واضح است حفظ اين نظام به حفظ وحدت امت اسلامي است كه امام بزرگوار نيز بدان توصيه مي فرمود.
خاطره اي نيز براي طلاب محترم بايد متذكر گردم. حضرت امام هميشه به ما طلاب مي فرمود:
مواظب باشيد كه اسلام از ناحيه شما ضربه نخورد.
و اين نشان مي دهد كه امام عزيز تا چه اندازه به افعال و كردار و انديشه هاي حوزويان و روحانيان محترم توجه مي فرمود و حساسيت نشان مي داد.
البته تمام دوران تدريس ايشان در حوزه علميه قم سرشاراز خاطرات گرانبهاست كه دراين جا مجال پرداختن به آنها نيست. فقط اشاره مي كنم به نظم بي نظيرايشان درامور درسي وامور روزمره زندگي ! مساله تحقيق و موشكافي عميق حضرتش در مسائل علمي و... .
از همين فرصت استفاده كرده و به طلاب عزيز تاكيد مي كنم كه تحقيق و تدقيق و تامل در مسائل علمي را كه همان شيوه سلف صالح و فقهاء عظام و حضرت امام عليهم الرحمه و الرضوان است رها نكند و به نكات دقيق فقهي و علمي بيش از بيش اهتمام ورزند تا به ياري خداوند آرمان و هدف والاي امام فقيد قدس الله نفسه القدوسي كه همان جريان كامل فقه در جامعه اسلامي است برآورده گردد. ان شاءالله.
مجله حوزه، ش49
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :