امروز:
پنج شنبه 30 شهريور 1396
بازدید :
1404
امام خميني(ره) و بيداري اسلامي
سخنراني دكتر ولايتي به مناسبت سالگرد رحلت امام خميني (ره)
اشاره
در ايام سالگرد رحلت امام خميني (ره) طي مراسمي كه در مؤسسّه تنظيم و نشر آثار امام خميني به مناسبت گراميداشت اين ايام برگزار شد، آقاي دكتر ولايتي سخنراني مبسوطي درباره نهضت بيداري اسلامي و جايگاه امام خميني در اين نهضت بيان كردند كه مشروح آن با ويرايش جزئي در پي به نظر خوانندگان گرامي مي‌رسد.
بسم الله الرحمن الرحيم الحمدلله رب العالمين و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين.
توفيقي است كه در خدمت شما عزيزان، ياران و مخلصان امام و راه امام، هستم و اين توفيقي است براي شما و هركس كه در جهت ترويج افكار امام (رضوان الله تعالي عليه) كار بكند وهركس در اين راه كار بكند در حقيقت در جهت خدمت به اسلام كار كرده است بنده هم سالگرد رحلت امام را گرامي مي‌دارم و براي علوّ درجات ايشان از درگـاه خداوند متعال درخواست اجابت دعا و مغفرت دارم. بنده فكر كردم در رابطه با امام و نقشي كه ايشان در طي اين نهضت و در طول عمر خودشان داشتند در بخشي كه مربوط مي‌شود به بيداري اسلامي عرايضي داشته باشم. بيداري اسلامي در جهان اسلام يك سابقه دويست ساله دارد. به اين معنا كه مسلمانها از يك زماني به خود آمدند و از آن حالت ركود و رخوت و با يك تعبير انحطاطي كه به آنها تحميل شده بود، خارج مي‌شدند. و لذا يك نهضتي در جهان اسلام بوجود آمد كه ما اسم آن نهضت را مي‌گذاريم نهضت بيداري اسلام. يك عامل محرك براي اينكه اين نهضت به وجود بيايد تهاجم بيگانگان به كشورهاي اسلامي و ايجاد سلطه در اين كشورها بود. اين هجوم و حضور بيگانگان در كشورهاي اسلامي تقريباً همزمان بود. شما مي‌بينيد كه نه سال بعد از انقلاب كبير فرانسه (در سال 1798 ميلادي) ناپلئون به مصر حمله مي‌كند و مصر را اشغال مي‌كند. در سال 1803 با فاصله چند سال روسها به ايران حمله مي‌كنند.
در همين سالها حضور جدي‌تر و ملموس انگليسي‌ها را در شبه قاره هند مي‌بينيم. شبه قاره هند هم در حقيقت قلمرو اسلامي بود. از همين سالها حركتهايي عليه سلطه بيگانه شروع مي‌شود، بنابراين از آغاز قرن نوزدهم تا حالا كه آغاز قرن بيست‌و‌يكم است. حدود دويست سال بيداري اسلامي سابقه دارد. از آن زماني كه مسلمانها به رهبري راهبران فكري خود به حركت درآمدند تاكنون اين حركت بيداري و تلاش در جهت هدايت افكار مردم توسط اشخاص برجسته‌اي كه در جاي جاي كشورهاي اسلامي بودند ادامه پيدا كرد. كاري كه بيدارگران اسلامي در كشورهاي مختلف انجام دادند ابعاد مختلف داشته است. هركدام به سليقه خودشان راه حلي براي جبران عقب‌ماندگي و خلاصي از استعمار و سلطه بيگانه پيشنهاد كردند و به نوعي كارهاي اينها مكمل هم بوده است. ارتباطاتي كه در جهان اسلام بين پيشروان و رهبران بيداري اسلام وجود داشت خود به صورت خودجوش يك انسجامي را بين اين مناديان اسلامي ايجاد كرد: اين ديد رهبران فكري جهان اسلام در طول تاريخ اسلام بوده است. در بيداري اسلامي هم همينطور بوده است. شما مي‌بينيد كه ارتباطي كه بين پيشروان نهضت بيداري اسلامي وجود دارد يك ارتباط بسيار نزديك است و هركدام كاري را كه انجام داده‌اند مكمل كار ديگري بوده است. از معروفترين چهره‌هايي كه در حركت بيداري اسلامي نقش داشته‌اند سيد جمال الدين اسدآبادي است. سيد جمال‌الدين اسدآبادي كارش و عملش در حقيقت يك الگوي تمام‌نماي ديد يك رهبر اسلامي است كه به كل جهان اسلام به عنوان وطن واحد نگاه مي‌كند. اصلاً مطالعه سفرهاي متعدد، حركتهاي گوناگون، اقدامات فرهنگي و اجتماعي كه سيدجمال‌الدين اسدآبادي كرده همه حكايت از اين ديد جامع و فراگير دارد. سيد جمال با همه كساني كه اميد به آنها داشت كه ممكن است كاري انجام بدهند در ارتباط بود، با پادشاهان، با علماء، با مردم عادي. حالا ممكن است اين ايراد را به او بگيرند كه چرا به دربار مثلاً خليفه عثماني رفته، يا با ناصرالدين شاه تماس برقرار كرده است. خوب ببينيد كه از تماسهايي كه او داشته چه مي‌خواسته است. چيزي كه مي‌خواسته عزت و وحدت و همبستگي مسلمانها بوده است.
اين نهضت بيداري اسلامي را شما مي‌بينيد كه در همه جا حالت تكاملي خود را طي كرده و هركس در هر كجا قيامي كرده، پرچمي بدست گرفته، پرچمي برافراشته، ضمن اينكه براي مقصد خاص بوده. يك مقصد عمومي را هم دنبال كرده است. شما مي‌بينيد كه در ماجراي نهضت تنباكو، كاري كه مرحوم ميرزاي شيرازي كرد يك هدف خاص داشت، يك هدف عام. هدف خاصش اين بود كه بالاخره اين امتياز انحصاري كه به انگليس داده شده و بواسطه آن وضعيت اقتصادي مسلمانها در ايران دچار مشكل شده آنها را از اين وضعيت نجات بدهد. اين هدف اختصاصي ايشان بود اما هدف عمومي‌تر ايشان اين بود كه يك الگويي مقاومت ارائه دهد. نتيجه عمومي كاري كه مرحوم ميرزا در تحريم تنباكو كرد اين بود كه براي اولين بار سلطه جهنمي انگليس را شكست. ما مي‌توانيم بگوييم كه پايه‌گذار نهضت مقاومت منفي در كل جهان بخصوص در جهان سوم مرحوم ميرزاي شيرازي بود كه خيلي جلوتر از گاندي اين ابتكار را كرد كه انگليسها توانسته بودند كه يك قراردادي را به مردم ايران تحميل كنند و معاش عده زيادي را مختل كنند و از كسبه، از زائرين، از تجار، بنكدارها و همه كساني كه از كار تنباكو و توتون ارتزاق مي‌كردند، از كشاورز تا آنهايي كه مصرف كننده بودند. همه اينها براساس قرارداد رژي بدست انگليس افتاده بود. مرحوم ميرزا ديدند قشون‌كشي كه نمي‌توانند بكنند و مقابل انگليس بايستند. يكي دوبارهم اين امتحان شده بود، در همان زمان محمدشاه و ناصرالدين شاه و ايران در مقابل انگليس‌ها عقب نشسته بود. به دليل اين كه به صورت كاملاً قابل پيش‌بيني و قابل انتظار حريف ارتش امپراطوري نمي‌شدند. اما حريف خودشان مي‌شدند كه قليان نكشند، چپق نكشند. مرحوم ميرزا فرمودند «اليوم استعمال توتون و تنباكو به اي نحو كان در حكم مبارزه با امام زمان (عج) است» اين تقريباً متن فتواي معروف ميرزاست. از آن وقت ديگر كسي چپق نكشيد. قليان نكشيد و توتون و تنباكو روي دست انگليسي‌ها ماند.
اين يك مبارزه‌اي بود به شكل جديد كه دماغ امپراطوري را در ايران به خاك ماليد. امپراطوري كه در سراسر دنيا آنچنان اقتدار داشت. كه فرانسوي‌ها را شكست داده بودند، ايالات متحده را به نفع خودشان مصادره كرده بودند و فرانسوي‌ها را ازآنجا بيرون كرده بودند، در جنوب افريقا آلماني‌ها را شكست داده بودند، در يك نبرد دريايي هلندي‌ها را شكست داده بودند و بالاخره قدرت درجه اول دنياي آن روز بودند، با فتواي مرحوم ميرزا در تحميل انحصار بين‌المللي شكست خورد. اين يكي از نقاط اوج بيداري اسلامي بود.
مقاصد جامع بيداري اسلامي آن دو جنبه دارد:
1. دفع شر اجانب و كفار از بلاد مسلمين
2. بازگرداندن عزت مسلمانها
اين دو هدف عمده همواره توسط مناديان بيداري اسلامي دنبال شده است ـ بعد از مرحوم ميرزا جريان مشروطه را داريم. در مشروطه همين دو هدف قابل رؤيت است. اجانب بر دربار قاجار حاكم بودند. روس و انگليس تعارف نداشتند. مسلمانها هم توسط استعمار داخلي و هم استبداد داخلي تحت فشار بودند پس هم بايد دفع شر اجانب وعوامل داخلي آنها مي‌شد و هم عزت مسلمانها به آنها بازگردانده مي‌شد. با پيشگامي علماي ايران نهضت عدالتخواهي كه بعداً اسمش را نهضت مشروطه خواهي گذاشتند شكل گرفت و مشروطه برپا شد. اما دعواي بين سلطه‌گران و سلطه‌ستيزان ادامه پيدا كرد و مشروطه را منحرف كردند و نهايتاً در لباس ديگري مستبد ديگري به نـام رضاخان را آوردند. ظاهر حكومت مشروطه بود اما در واقع بازگشت ديكتاتوري و سلطه استعمار بود. بعد از آغاز جنگ دوم جهاني و رفتن رضاخان، فرصت ديگري كه پيش آمد جريان ملي شدن صنعت نفت است كه باز هم همان بيداري اسلامي، دفع شر اجانب، بازگرداندن عزت مسلمين و احياء حقوق مسلمين مطرح است. باز مي‌بينيد كه برخورد دو طرف در 28 مرداد به نفع طرف مقابل تمام شد. يعني در جريان ملي شدن صنعت نفت همان طور كه در تحريم تنباكو بود علما و مردم آزاديخواه پيروز شدند ولي دو مرتبه آن كساني كه قبلاً سلطه و استعمار و استبداد را بر مردم تحميل كرده بودند به يك شكل جديدي بازگشتند. از 28 مرداد تا انقلاب اسلامي 25 سال طول كشيد. امام به عنوان يك كسي كه در دوران كودكي، مشروطه و كنش و واكنشهاي مشروطه را ديده بودند، در دوران جواني عصر رضاخان و مبارزات مدرس را ديده بودند، در ميانسالگي كنش و واكنشهاي ملي شدن نفت و بعد هم كودتاي 28 مرداد را ديده بودند، كوله‌بار بسيار ارزشمند و سنگيني از تجربيات تلخ و شيرين مبارزات ملت ايران و تلاش مناديان بيداري اسلامي را با خودشان داشتند، با استفاده از يك چنين تجربيات بسيار گرانسنگ ايشان كار نهضت انقلاب اسلامي را با هوشمندي دو مرتبه از سر گرفتند و يك معماري جديدي را ايجاد كردند و يك بناي نويي را پي افكندند كه اين بناي نو همين انقلاب اسلامي و حكومت اسلامي و ولايت فقيه است كه حاصل تجارب بسيار طولاني، پرفراز و نشيب و خونين در كنش و واكنش بين مسلمانان و استعمارگران خارجي و مستبدين داخلي در طي دويست سال بوده است.@#@ انقلاب اسلامي با معماري امام و پشتوانه چهارده قرن تاريخ اسلام و بخصوص دويست سال نهضتهاي به هم بافته شده بيداري اسلامي بوجود آمد. تك تك كساني كه تلاش كردند در بازگرداندن عزت مسلمين و دفع شر اجانب و سلطه اجانب، اينها كارشان در حقيقت بخشي از اين سرمايه عظيمي بود كه امام به عنوان پشتوانه با خودش داشت. تجربه مشروطه، تجربه سلطه رضاخان، تجربه ملي شدن نفت، تجربه كودتاي 28 مرداد، تفرقه‌هايي كه بين مردم ايجاد كرده بودند و نهضتهاي مختلف كه به شكست كشانده شده بود، همه اينها همان كوله‌بار سنگين تجربه امام بود. ايشان با آسيب‌شناسي اين تحولات تاريخي و انقلابي بخوبي آشنا بودند و مي‌دانستند كه آفتهاي خارجي و آفتهاي داخلي‌اش چيست. و لذا براي هركدام از اينها تمهيدي انديشيدند. كار جامعي كه ايشان انجام دادند ـ در حقيقت بخش مهمي از آن ـ حاوي پيش گيري هايي بود از آنچه در گذشته موجب شد كه نهضتهاي ايراني و اسلامي دچار شكست بشود.
تجربه به ايشان مي‌گفت كه بايد مردم در صحنه باشند. تجربه تاريخي دويست ساله در ايران و كشورهاي ديگر مي‌گفت كه حتماً بايد مردم در صحنه باشند و مردم در چارچوب اسلام نقش داشته باشند. اگر هركاري بشود كه مردم از صحنه خارج شوند نهضت از پشتوانه‌هاي خودش خالي خواهد شد. پس قدرت نهضت با حضور مردم و هدايت نهضت با حضور علماي راستين اسلام در صحنه است. يك چنين تلفيق و يك چنين تركيب و يك چنين كيمياگري كه امام كردند به مس وجود ملت در حقيقت يك اكسيري را زدند كه طلاي انقلاب بوجود آمد. مادامي كه اين دو مطلب پابرجاهست (حضور مردم در صحنه و هدايت عالمان راستين اسلام) نهضت آسيب نمي‌بيند چه از سلطه‌گران بيگانه و چه از عوامل پيدا و پنهان داخلي آنها. رمز موفقيت امام و بقاي انقلاب هم همين بود. امام نشان دادند كه مسلمانها و اسلام آن ظرفيت را دارند كه در هر زماني سرپاي خود بايستند و هر شرايطي كه در دنيا باشد و بر دنيا حاكم باشد مسلمانها مي‌توانند متناسب با آن شرايط وضعيت خود را طوري تنطيم كنند و خود را تطـبيـق بـدهنـد كـه از عـهـده مشكلات خاص آن عصر برآيند و به عنوان يك امت زنده در دنيا مطرح باشند. كاري كه امام كردند غير از اين آثاري كه ما در داخل كشور مي‌بينيم ـ آثار بسيار زياد ـ بركات فراوان در جهان اسلام دارد. اين را دوست و دشمن مي‌گويند.
بازگشت دين به صحنه اجتماعي يكي از آثار كار امام بود و شما مي‌بينيد حتي در كليسا هم همينطور شد، در جهان مسيحيت هم همينطور شده است. بنده اين را هم در امريكاي لاتين ديدم هم در اروپاي كاتوليك. بعضي از پيش‌كسوتان حركتهاي سياسي مسيحي در اروپا و امريكاي لاتين اين را اقرار مي‌كردند كه كاري كه امام كرد باعث شد حتي كليسا به صحنه اجتماع برگردد. مسيحيت دو مرتبه خودش را در صحنه اجتماع تعريف بكند و از آن انزواي صومعه‌ها بيرون بيايد. در حالي كه همه كساني كه در طول اين يكي دو قرن كار كرده‌اند ـ از اگوست كنت و ماكس وبر و ماركس و ديگران تلاششان اين بود كه دين را از صحنه اجتماع جدا كنند و پايه‌گذاران سكولاريسم چپ و راست در حقيقت اميدشان و جهت‌گيري‌شان اين بود كه مردم را به سمتي ببرند كه دين كاملاً از جامعه متنزع بشود.
كاري كه امام كرد در حقيقت پايه‌هاي بسياري از اين تئوريها را سست كرد و دين دوباره برگشت. شما مي‌بينيد كه همين نو محافظه‌كاران امريكايي كه الان قدرت را در دست دارند تكيه‌گاهشان يك شكل افراطي از مذهب مسيحي است. البته اين به مفهوم صحت تفكر آنها نيست، بلكه نتيجه‌اي كه از آن استنتاج مي‌شود بازگشت دين به عرصه اجتماع و سياست است. و كار ديگر اينكه جهان اسلام را به خودش آورد و از آن زمان تا به حال يك غليان و جوشش پايان‌ناپذير و رو به تزايدي در كل جهان اسلام هست. در ايران هم براي اولين بار يك نهضت پايدار 25 ساله شكل گرفت كه همچنان به پيش مي‌رود و همچنان پرچمدار مبارزه عليه سلطه بيگانگان و استبداد داخلي در كل جهان اسلام است و هيچ كس نمي‌تواند ادعا بكند كه امروز قوت و قدرت نهضت اسلامي در ايران كمتر از بيست سال پيش است. البته هر روز عرصه‌هاي جديدتر رو در روي انقلاب هست و مسايل رو در روي ما متناسب با پيچيده‌ترشدن وضعيت دنيا گسترده‌تر و پيچيده‌تر مي‌شود. رمز بقاي انقلاب اسلامي همان رمز ايجاد انقلاب اسلامي است. يعني آن دو عامل اصلي كه اشاره گرديد.
بي‌ترديد اگر ما منحني بيداري اسلامي را در طي اين دويست سال رسم بكنيم، امام قله اين منحني است. هيچ كس را ما ‌‌‌‌بدون تعارف سراغ نداريم در هيچ كجاي جهان اسلام كه به يك چنين مرتبه‌اي رسيده باشد. اين را همه اقرار مي‌كنند. ان‌شاءالله خداوند درجات امام را كه عالي است، متعالي بفرمايد و دعاي آن بزرگوار را بدرقه راه رهروان نهضت انقلاب اسلامي قرار دهد.
علي اكبر ولايتي - مجله حضور، ش45
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :