امروز:
دوشنبه 1 خرداد 1396
بازدید :
1191
امام خميني(ره) و جنبشهاي اسلامي معاصر
اگر قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، اغلب جنبشهاي اسلامي در مواجهه با مظاهر زندگي عصر جديد و تمدن خيره كننده غرب، موضع انفعالي داشته و در مورد كارآمدي تعاليم ديني در مديريت معقول و شايسته جوامع اسلامي در شك و ترديد به سر مي‏بردند، تحول همه جانبه انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام - رحمه الله - اين باور وثيق را در اذهان نيروهاي مسلمان جاي داد كه اسلام به عنوان يك مكتب آسماني مي‏تواند مهمترين تحولات جهاني را رقم زده و براي پرسشهاي عصر جديد و مديريت جوامع، نسخه شفابخشي را ارايه نمايد. همين يك نكته، مهمترين تاثير افكار سياسي - ديني حضرت امام - رحمه الله - بود كه از يك سو جنبشهاي موجود را در بعد نظري بر مبناي وثيق ديني استوار مي‏ساخت و از سوي ديگر، باورهاي ديني را به عنوان عامل بالنده و تحرك آفرين در سرنوشت جوامع انساني مطرح مي‏نمود. حضرت آية‏ا... خامنه‏اي در اين زمينه مي‏گويند:
آثار و بركات انقلاب اسلامي بر حركتهاي رهايي بخش و نهضتهاي جهاني اسلام را مي‏توان از موج اسلام خواهي و گسترش مبارزات انقلابي عليه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خاورميانه تا شمال آفريقا و از آسياي مركزي تا قلب اروپا، مشاهده نمود... . احياي هويت اسلامي در ميان مسلمانان، بيداري ملتها و ايجاد نشاط و اميد در نيروهاي مبارز و انقلابي جهان، از ثمرات مسلم و انكارناپذير انقلاب اسلامي ايران است. [1]
جهاني بودن نهضت امام خميني - رحمه الله -
هر چند انقلاب اسلامي ايران به رهبري حضرت امام - رحمه الله - يك رخداد سياسي بود كه در درون جامعه ايران صورت گرفت ؛ اما ويژگي عام و جهاني آن كه برخاسته از عنصر مذهب و خصلت ديني آن بود، موجب مي‏شد كه اين تحول تاريخي در مرزهاي جغرافيايي ايران اسلامي محدود نمانده و تا اقصي نقاط جهان اسلام و بلكه جوامع بشري تاثيرات عميق و جدي از خود به جاي گذارد. بدين ترتيب، «رويدادهاي ايران، مهمترين رويدادهاي جهان اسلام طي تاريخ اخير است. اين رويدادها به هيچ وجه يك سري وقايع مجرد و محدود به شرايط ايران نيست.» [2]
بنابراين، انقلاب اسلامي ايران كه تبلور انديشه سياسي رهبري اين نهضت ديني است، با توجه به خصلت ديني و مكتبي خود به همان سان كه در بعد نظري خود را در محدوده جغرافيايي خاص محصور ننموده و اهداف و آرمان سياسي - اجتماعي فرا مرزي و جهان وطني را طرح و پي‏ريزي نموده است ؛ در حوزه عملي نيز استراتژي و سياستگزاري عملي و عيني خويش را به گونه‏اي سامان داده است كه دقيقا اهداف جهاني و انساني انقلاب را كه برخاسته از عقايد ديني مسؤوليت مكتبي يك انقلاب ديني و اسلامي است، مورد توجه قرار داده است. اين نكته در انديشه سياسي حضرت امام در تبيين ماهيت انقلاب اسلامي از اهميت‏خاص برخوردار مي‏باشد. در فرازي از سخنان بنيانگذار نهضت اسلامي ايران مي‏خوانيم:
«ما كه نهضت كرديم براي اسلام نهضت كرديم. جمهوري، جمهوري اسلامي است. نهضت‏براي اسلام نمي‏تواند محصور باشد در يك كشور و نمي‏تواند محصور باشد ؛ حتي در كشورهاي اسلامي. نهضت‏براي اسلام همان دنباله نهضت انبياست. نهضت انبيا براي يك محل نبوده است. پيغمبر اكرم(ص) اهل عربستان است ؛ لكن دعوتش مال عربستان نبوده، محصور نبوده به عربستان، دعوتش مال همه عالم است.» [3]
و در همين راستا، تاثيرگذاري انقلاب اسلامي و انديشه‏هاي ديني و جهاني حضرت امام بر نهضتهاي اسلامي و خيزشهاي رهايي بخش، به دليل رابطه عميق ماهوي و ذاتي آن، آشكار و هويدا خواهد شد. «نهضت مقدس ايران، نهضت اسلامي است و از اين جهت، بديهي است كه همه مسلمين جهان تحت تاثير آن قرار مي‏گيرند.» [4]
مهمترين شاخصهاي جهاني بودن انقلاب اسلامي
در يك برآورد كلي، مي‏توان مهمترين شاخصهاي جهاني بودن انقلاب اسلامي كه به نوبه خود بازتاب انديشه جهاني رهبر انقلاب اسلامي و بنيانگذار آن نيز مي‏باشد، در محورهاي زير طرح و مورد وارسي قرار داد:
1- تاكيد بر اصول ثابت دعوت، نفي سبيل و حفظ دارالاسلام ؛
2- حمايت از مستضعفين و مظلومان عالم ؛
3- استكبار ستيزي و ظلم زدايي ؛
4- تاكيد بر «امت اسلامي‏».
1- اصل دعوت و صدور انقلاب
اصل دعوت و صدور انقلاب، يكي از اصول اساسي سياست‏خارجي جمهوري اسلامي است كه حضرت امام - رحمه الله - آن را تا سطح اهداف غير قابل تسامح نهضت ديني ايران ارتقا داده و به عنوان رسالت و وظيفه كارگزاران نظام اسلامي معرفي نموده‏اند:
«مسؤولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت (ع) است... مسايل اقتصادي و مادي اگر لحظه‏اي مسؤولين را از وظيفه‏اي كه بر عهده دارند، منصرف كند، خطر بزرگ و خيانت‏سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهوري اسلامي تمامي سعي و توان خود را در اداره هرچه بهتر مردم بنمايد ؛ ولي اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است، منصرف كند.» [5]
حضرت امام خميني - رحمه الله - در جاي ديگر، اصل صدور انقلاب را از ملزومات و تبعات ماهيت ديني و اسلامي آن عنوان نموده و استمرار و دوام آن را مورد تاكيد قرار مي‏دهند:
«ما انقلابمان را به تمام جهان صادر مي‏كنيم، چرا كه انقلاب ما اسلامي است و تا بانگ لااله الا الله و محمد رسول الله (ص) بر تمام جهان طنين نيفكند، مبارزه هست و تا مبارزه در هر كجاي جهان عليه مستكبرين هست، ما هستيم.» [6]
صدور انقلاب كه در منظومه انديشه سياسي حضرت امام به عنوان يكي از اصول سياست‏خارجي جمهوري اسلامي عنوان مي‏گردد، با آنچه بيگانگان و دشمنان انقلاب اسلامي از آن با عنوان كشور گشايي و دخالت در امور و سرنوشت‏ساير ممالك اسلامي ياد و تبليغ نموده‏اند، تفاوت جدي و آشكاري دارد؛ زيرا صدور انقلاب در انديشه سياسي حضرت امام نه به مفهوم دخالت در امور ديگران، كه به معناي ترويج و اشاعه تفكر ظلم ستيزي و استكبار زدايي در ميان ملل مستضعف و اسلامي است.
«اينكه مي‏گويم بايد انقلاب ما به همه جا صادر بشود، اين معناي غلط را از آن برداشت نكنند كه ما مي‏خواهيم كشور گشايي كنيم. ما همه كشورهاي مسلمين را از خودمان مي‏دانيم. همه كشورها بايد در محل خودشان باشند. ما مي‏خواهيم اين چيزي كه در ايران واقع شد و خودشان از ابرقدرتها فاصله گرفتند و دست آنها را از مخازن خودشان كوتاه كردند، اين در همه ملتها و در همه دولتها بشود. آرزوي ما اين است. معناي صدور انقلاب ما اين است كه همه ملتها بيدار بشوند و همه دولتها بيدار شوند و خودشان را از اين گرفتاري كه دارند و از اين تحت‏سلطه بودني كه هستند و از اينكه همه مخازن آنها دارد به باد مي‏رود و خودشان به نحو فقر زندگي مي‏كنند، نجات بدهد.» [7]
بدين ترتيب، اصل دعوت و صدور انقلاب كه يكي از مفروضات اساسي انديشه سياسي حضرت امام در روابط خارجي با ديگر كشورهاي اسلامي است، ارتباط عميقي را ميان انقلاب اسلامي ايران و نهضتهاي اسلامي به وجود مي‏آورد. ارتباطي كه در فرايند آن، بنيانگذار نهضت ديني ايران تلاش دارد تا تجربيات عيني و مبارزاتي خويش را همراه با تفكر و باورهاي انقلابي و ديني خويش، به پيشگامان جنبشهاي اسلامي و رهايي‏بخش انتقال داده و زمينه‏هاي رشد و شكوفايي آنان را فراهم سازد.
2- حمايت از مستضعفين و مظلومان عالم
حمايت از مستضعفين و ملل تحت‏ستم، از ديگر پيش فرضهاي سياست‏خارجي حكومت اسلامي در انديشه سياسي حضرت امام محسوب مي‏گردد. داعيه حمايت از مستضعفين پديده‏اي است كه انقلاب اسلامي و انديشه‏هاي رهبري آن را فراتر از مرزهاي جغرافيايي ايران اسلامي امتداد داده و آن را چونان حلقه‏اي با تمامي جنبشهاي اسلامي بلكه كليه خيزش‏هاي رهايي بخش مرتبط مي‏سازد. «ما طرفدار مظلوم هستيم ؛ هركسي در هر قطبي كه مظلوم باشد، ما طرفدار آنها هستيم. و فلسطيني‏ها مظلوم هستند و اسرائيلي‏ها به آنها ظلم كرده‏اند، از اين جهت ما طرفدار آنها هستيم.» [8]
تلاش براي تشكيل جبهه واحد مستضعفين يكي از محورهاي اساسي انديشه سياسي حضرت امام - رحمه الله - بود كه اثرات خاصي روي ملل محروم و جنبشهاي رهايي بخش از خود به جاي گذاشت.
«مستضعفين جهان، چه آنها كه زير سلطه آمريكا و چه آنها كه زير سلطه ساير قدرتمندان هستند، اگر بيدار نشوند و دستشان را به هم ندهند و قيام نكنند؛ سلطه‏هاي شيطاني رفع نخواهد شد. و همه بايد كوشش كنيم كه وحدت بين مستضعفان در هر مسلك و مذهبي كه باشند، تحقق پيدا كند... ما عازم هستيم كه تمام سلطه‏ها را نابود سازيم و شما هم كوشش كنيد كه ملتها را با حق همراه كنيد...» [9]
بدين ترتيب مي‏توان گفت ؛ استراتژي وحدت در انديشه سياسي امام خميني - رحمه الله - كه به عنوان يك استراتژي كارآمد و ضروري براي هر گونه مبارزه و رفع ظلم شناخته شده است، مرزهاي وطني و مذهبي را در نورديده و به عنوان يك ضرورت، ميان كليه جوامع تحت‏سلطه مطرح مي‏گردد. هر چند انديشه وحدت اسلامي از ديرباز در راس برنامه‏هاي اسلامي و آزادي خواهي مصلحان بزرگ اسلامي و پيشگامان نهضتهاي اسلامي قرار داشته است ؛ اما حضرت امام - رحمه الله - با اهتمام و تاكيد بر اين عنصر اساسي، نه تنها استراتژي وحدت را ميان ملل اسلامي دنبال نمود كه آن را در حوزه وسيعتر؛ يعني ملل مستضعف و تحت‏ستم، مورد تاكيد قرار داد.
[1] . روزنامه جمهوري اسلامي،19/11/1371.
[2] . حامد الگار، انقلاب اسلامي در ايران، ترجمه مرتضي اسعدي و حسن چيذري، انتشارات قلم. تهران، 1360، ص 145.
[3] . صحيفه نور، ج‏10، ص 115.
[4] . صحيفه نور، ج 4، ص 114.
[5] . صحيفه نور، ج 20، ص 118.
[6] . صحيفه نور، ج 11، ص‏266.
[7] . صحيفه نور، ج‏13، ص‏127.
[8] . صحيفه نور، ج 4، ص‏3.
[9] . صحيفه نور، ج‏17،ص‏249.
@#@
3- استكبار ستيزي و ظلم زدايي
مبارزه با ظلم و نفي استكبار، از اصول اساسي انديشه مبارزاتي حضرت امام - رحمه الله - بوده و همواره مورد تاكيد قرار گرفته است. ظلم زدايي و مبارزه با استكبار به عنوان يك مسؤوليت ديني - سياسي، جدي‏ترين آثار را در قيام ملل مستضعف عليه نظام ظالمانه حاكم بر جهان از خود به جاي گذاشته است.
انديشه ظلم ستيزي حضرت امام - رحمه الله - كه برخاسته از تفكر ديني و باور ناب مذهبي ايشان بود، از يك سو با طرح پديده ظلم ستيزي به عنوان تكليف ديني، موجب مي‏شد كه اين تفكر با غيرت ديني امت اسلامي گره خورده و براي هميشه به عنوان يكي از الزامات و تكاليف ديني نقش آفرين گردد و از سوي ديگر، روحيه مبارزه با ظلم و قدرتهاي استكباري را در عمق جان توده‏هاي تحت‏ستم كاشته و بدين سان، زمينه خيزش و جنبشهاي رهايي بخش و ضد استعماري را بيش از بيش فراهم مي‏ساخت. مواجهه و رويارويي جدي و همه جانبه حضرت امام در برابر دنياي استكبار و بويژه ابرقدرت آمريكا، در ابعاد نظري و عملي، تاثيرات خاص و عميقي را در جهان و بويژه جنبشهاي اسلامي از خود به جاي گذاشت. اگر تا قبل از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي ايران، رويارويي با دنياي استكباري و ايستادگي در برابر غرب و آمريكا، تنها يك آرمان و ذهنيت دور از واقعيت تلقي مي‏شد؛ با شكل‏گيري انقلاب اسلامي و پيروزي همه جانبه آن، جهان مستضعف به مبارزات ضد استعماري و رهايي بخش شان اميدوار گرديدند و نهضتهاي اسلامي در عرصه جهاني جان تازه‏اي يافت.
برنامه ظلم ستيزي حضرت امام - رحمه الله - به عنوان تكليف ديني و الهي، پيوند عميق و همه جانبه‏اي را ميان انديشه‏هاي سياسي - ديني آن حضرت و نهضتهاي اسلامي در سراسر جهان برقرار مي‏سازد. همين پيوند ناگسستني، براساس تكليف شرعي و ديني، ميان تمامي نهضتها و جنبشهاي ديني برقرار بوده و زمينه‏هاي باروري و شكوفايي هرچه بيشتر اين خيزشها را از طريق اتحاد و همسويي نظري و عملي فراهم مي‏آورد. امام خميني - رحمه الله - اين نكته را چنين بازگو مي‏نمايند: «براي من، مكان مطرح نيست ؛ آنچه مطرح است، مبارزه بر ضد ظلم است. هر جا بهتر اين مبارزه صورت بگيرد، آنجا خواهم بود.» [1]
بنابراين، ظلم ستيزي و مبارزه با استكبار زماني كه صبغه ديني و مكتبي به خود مي‏گيرد، از قوي‏ترين انگيزه‏ها نيز برخوردار مي‏گردد. نگرش سياسي حضرت امام به تكاليف اجتماعي دين، موجب شد، تا دين و تعاليم ديني در عرصه‏هاي اجتماع حضور يافته و نقش چشمگير خود را در انگيزش، تحريص و بسيج توده‏هاي مردم عليه نظام ظالمانه حاكم بر جوامع مستضعف بيش از پيش ايفا نمايد. اگر در انديشه سياسي حضرت امام - رحمه الله -، مبارزه با ظلم و استكبار به عنوان يك تكليف ديني مطرح مي‏گردد، طبيعي است كه اين امر در تقويت و دلگرمي نهضتهاي اسلامي نقش بارزي ايفا خواهد كرد:
«خداي تبارك و تعالي ما را مكلف كرده كه با اين طور اشخاص، با اين طور ظلم، با اينهايي كه اساس اسلام را دارند متزلزل مي‏كنند و همه مصالح مسلمين را دارند به باد مي‏دهند، ما مكلفيم كه با اينها معارضه و مبارزه بكنيم. اگر يك وقتي هم دستمان برسد، دست‏به تفنگ مي‏كنيم و معارضه مي‏كنيم. خودمان تفنگ به دوشمان مي‏كنيم و معارضه مي‏كنيم.» [2]
تاكيد بر امت اسلامي
انديشه شكل‏گيري و تحقق امت واحده اسلامي بر بنيان اعتقادي و ايدئولوژي اسلامي، از ديرباز مورد اهتمام و تاكيد مصلحان ديني و پيشگامان نهضت اسلامي قرار داشته است. استراتژي وحدت حول محوريت امت واحده اسلامي، در انديشه سياسي، ديني حضرت امام - رحمه الله - از جايگاه بلندي برخوردار مي‏باشد. رابطه عميق و همه جانبه اعتقادي و ديني ميان نهضتهاي اسلامي، موجب شد كه حضرت امام - رحمه الله - از طريق ترويج و اشاعه تز امت واحده اسلامي، انقلاب اسلامي ايران را با نهضتهاي اسلامي جهان پيوندي استوار و ناگسستني بخشيده و تحقق اين ايده را كارسازترين استراتژي در مبارزه با جهان خواران و نيل به پيروزي عنوان نمايند. حضرت امام - رحمه الله - در اين زمينه مي‏گويند:
«ما براي دفاع از اسلام و ممالك اسلامي و استقلال ممالك اسلامي، در هر حال مهيا هستيم. برنامه ما كه برنامه اسلام است ؛ وحدت كلمه مسلمين است ؛ اتحاد ممالك اسلامي است، برادري با جميع فرق مسلمين است در تمام نقاط عالم، هم پيماني با تمام دول اسلامي است در سراسر جهان... .» [3]
دقيقا همين نگرش در نهضت ديني ايران و بنيانگذار آن است كه نهضت اسلامي را خصلتي فرا مرزي و فراگير بخشيده و مبارزات رهايي بخش را در اقصي نقاط جوامع اسلامي و بلكه جوامع بشري هدايت مي‏كند: «ما براي اينكه وحدت امت اسلام را تامين كنيم، براي اينكه وطن اسلام را از تصرف و نفوذ استعمارگران و دولتهاي دست نشانده آنها خارج و آزاد كنيم ؛ راهي نداريم جز اينكه تشكيل حكومت‏بدهيم... .» [4]
ثمرات ارزشمند و عميق اين تفكر در ايجاد همسويي ميان جبهه نهضت جهاني اسلام است كه كارسازترين استراتژي در مبارزه ضد استعماري ملل مسلمان و مستضعف محسوب مي‏گردد:
«امروز مسلمانان در همه جاي آسيا تا قلب آفريقا، در تمام خاورميانه و در اروپا و آمريكا همه احساس مي‏كنند كه جزء يك جامعه جهاني بزرگ هستند ؛ يعني جزو امت اسلامي. اين را امام - رحمه الله - در دنيا به وجود آورد. احساس شعور نسبت‏به امت اسلامي، بزرگترين حربه در دفاع از اسلام در برابر استكبار است.» [5]
با توجه به اصول و مباني سياست ديني حضرت امام در قبال امت اسلامي و جوامع بشري، مي‏توان رابطه عميق و همه جانبه انقلاب اسلامي و نهضتهاي ديني در سراسر جهان را به خوبي كشف و مطالعه نمود. در همين راستا، تاثيرات ژرف و گسترده انديشه‏هاي سياسي آن حضرت بر نهضتهاي اسلامي را مي‏توان شناسايي كرد. عمق اين تاثير را زماني مي‏توان دريافت كه در اعتراضات و گفته‏هاي بيگانگان و مخالفين انقلاب اسلامي را مورد غور و وارسي قرار دهيم. رابين رايت، يكي از متفكرين غربي در اين زمينه اظهار مي‏دارد كه: «سيزده سال پس از آنكه اولين حكومت مذهبي مدرن جهان با انقلاب ايران پايه گذاري شد، اسلام بار ديگر به عنوان يك اسلوب سياسي قدرتمند مطرح شده است.» [6] و بدين سان، مي‏توان گفت نهضتهاي اسلامي پس از سالها تجربه ناكام و ناموفق كه با ركود و سكون همراه گشته و نسبت‏به توانمندي مديريت معقول جامعه به وسيله تعاليم ديني نوعي تلقي منفي و ناباورانه را در ميان جوامع موجب گرديده بود؛ با ظهور احياگرايانه پيشگام نهضت ديني ايران، حضرت امام خميني - رحمه الله - از تحرك و پويايي جديدي برخوردار گرديد.
اگر اثرات ژرف و همه جانبه امام‏خميني - رحمه الله - بر نهضتهاي اسلامي را در يك نگاه گذرا و كلي بررسي نماييم، خواهيم ديد كه نهضت اسلامي در كليه جوامع ديني، در دو بعد نظري و عملي تاثيرپذيري جدي از انقلاب اسلامي ايران داشته است. هر چند برشمردن و تبيين تمامي دستاوردهاي جهاني انقلاب اسلامي ايران، خود بحث جداگانه‏اي را مي‏طلبد؛ [7] اما در پايان اين نوشتار صرفا مهمترين تاثير امام خميني - رحمه الله - بر نهضتهاي اسلامي در دو بعد نظري و عملي طرح و مورد جمع بندي قرار مي‏گيرد.
تاثير نظري امام خميني بر نهضتهاي اسلامي
به لحاظ نظري، انديشه‏هاي سياسي - ديني حضرت امام - رحمه الله - تاثيرات عميق و همه جانبه‏اي را بر نهضتهاي اسلامي از خود به جاي گذاشت. رويكرد مثبت نسبت‏به مديريت معقول تعاليم ديني در حوزه‏هاي مختلف حيات جمعي انسان، اميد به آينده روشن و موفق و مهمتر از همه، اعتماد به هويت ديني و اسلامي جوامع مسلمان، از بارزترين تاثيرات حضرت امام در بخش نظري محسوب مي‏گردد. پيوند عميق و همه جانبه‏اي كه امام - رحمه الله - بين انقلاب اسلامي ايران و نهضتهاي ديني در سراسر عالم برقرار مي‏نمايند، از يك سو نهضت ديني مردم ايران را به عنوان نقطه اتكا و منبع حمايتي براي اين نهضتها قرار داد و از سوي ديگر، بنيان قدرتمند ايدئولوژي انقلاب، نهضتهاي اسلامي را نيز از مباني فكري و ايدئولوژي پويا و بالنده‏اي برخوردار نمود.
پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني و تفسيري كه او از اسلام ارايه كرد، دو انقلاب در سطح دنياي اسلام ايجاد كرد؛ انقلاب در داخل اسلام و گرايشات فقهي اسلام، به طوري كه لزوم حركت و جنبش را در اين عصر مورد تاكيد قرار مي‏داد... و انقلاب دوم، آن بود كه در سطح دنياي خارج از دين اسلام، فقهي را به وجود آورد و تاكيد بر اين موضوع داشت كه اسلام مي‏تواند تغيير ايجاد كند و مي‏تواند به حاكميت‏برسد و دولت تاسيس كند؛ بر خلاف فكري كه از دوره نهضت اروپا عليه اسلام بود، برخلاف دوره انتشار افكار ماركسيستي كه اعتقاد داشت دين ملتها را ضعيف مي‏كند و افيون ملتها است. به همين دليل، انقلاب امام به مثابه تغيير بزرگي است كه در دهه هشتم قرن بيستم در دنيا و در سطح حركتهاي اسلامي و شخصيتها رفته رفته بوجود آمد. [8]
موضع حمايتي امام از نهضتهاي اسلامي
بنيانگذار جمهوري اسلامي به دور از سازشهاي سياسي و تعارفات رايج ديپلماسي معاصر، با اعتقاد راسخ به مسؤوليت ديني خويش در قبال امت اسلامي، همواره بر موضع حمايتي خود از نهضتهاي اسلامي پاي فشرده و تا آخرين مرحله، پشتيباني همه جانبه و بي‏دريغ خويش را از اين جنبشها اعلام داشته‏اند.
[1] . آيين انقلاب اسلامي، ص 390.
[2] . صحيفه نور، ج‏3، ص 184.
[3] . صحيفه نور، ج 1، ص 84.
[4] . ولايت فقيه يا حكومت اسلامي، ص 42.
[5] . حضرت آية‏ا... خامنه‏اي، روزنامه جمهوري اسلامي،19/ /11 / 1371.
[6] . مجله سياست‏خارجي، سال هفتم، بهار 1372، ص‏13.
[7] . استاد عميد زنجاني بيش از ده مورد را به عنوان نمونه هايي از تاثير و دستاوردهاي جهاني انقلاب اسلامي ايران برمي‏شمارد. ر. ك به: عميد زنجاني، انقلاب اسلامي و ريشه‏هاي آن، نشر طوبي، تهران،1376،ص 351.
[8] . طلال عتريسي در گفتگو با مجله حضور، شماره 11، خرداد 1374، ص 21.
@#@
«ما از تمام نهضتهاي آزادي بخش در سراسر جهان كه در راه خدا، حق و حقيقت و آزادي مبارزه مي‏كنند، پشتيباني مي‏كنيم. ما بار ديگر پشتيباني بي دريغ خود را از برادران مسلمان و مظلوم افغاني اعلام مي‏داريم و اشغال اشغال گران را شديدا محكوم مي‏نماييم.» [1]
حمايت و پشتيباني از جنبشهاي رهايي بخش و اسلامي كه بر باورهاي سياسي، ديني حضرت امام - رحمه الله - استوار بوده، موضع حمايتي و ظلم زدايي او را نه تنها در محدوده نهضتهاي اسلامي محدود ننموده كه فراتر از آن، تمامي جنبشهاي رهايي بخش و ضد استعماري را مورد توجه قرار داده است: «ما از تمام كشورهاي زير سلطه براي به دست آوردن آزادي و استقلال، كاملا پشتيباني مي‏نماييم و به آنان صريحا مي‏گوييم كه حق گرفتني است.» [2]
بنابراين، تاثيري كه حضرت امام - رحمه الله - در بعد نظري بر جنبشهاي اسلامي از خود به جا گذاشت، علاوه بر اينكه پاسخ منطقي و مناسبي براي چالش نهضتهاي اسلامي با غرب ارايه نمود، قوي‏ترين احساس هويت ديني و باور راسخ بر كارامد بودن تعاليم ديني و ايدئولوژي اسلامي را نيز از خود به يادگار گذاشت. بنابراين،«تاثير قابل توجه انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني، آن است كه اسلام و مسلمانان به عنوان نيروي سياسي و مذهبي جدي تلقي شدند و در نتيجه، مسلمين و تفكر آنها موضعي بسيار قوي‏تر از سابق در محاسبات و ارزيابيهاي سياسي ابرقدرتها پيدا كرد. براي اثبات اين مدعا، مي‏توان به آثاري كه تحت عناوين ؛ «قدرت جهان اسلام‏» «حضور اسلام در صحنه‏» در تجديد حيات اسلام نوشته شده است، استناد كرد.» [3]
تاثير عملي امام خميني بر نهضتهاي اسلامي
اثرات عميق انديشه‏هاي والاي رهبر ديني نهضت اسلامي ايران بر نهضتهاي اسلامي، تنها در بعد نظري و فكري محصور نگرديده؛ بلكه در بعد عملي نيز روند حركت نهضتهاي اسلامي را تحت تاثير داشته است. اين امر در انديشه سياسي حضرت امام نيز از جايگاه بلندي برخوردار بوده است. اگر حضرت امام - رحمه الله - صدور انقلاب را به مثابه يك اصل اساسي عنوان نموده و آن را در قالب انتقال تجربيات انقلاب اسلامي ايران تعريف مي‏كنند، [4] اين امر به مفهوم تاثيرگذاري عيني و عملي انديشه‏هاي سياسي و انقلابي ايشان بر نهضتهاي اسلامي است. از سوي ديگر، اغلب جنبشهاي اسلامي و كشورهاي مسلمان، در روند مبارزات ضد استعماري شان، از تجربيات و دستاوردهاي عيني انقلاب اسلامي ايران بهره برده‏اند كه خود، جنبه هايي از تاثيرپذيري عملي اين جنبشها از امام خميني را به نمايش مي‏گذارد.
بدين لحاظ بايد گفت اتكا و اعتماد جنبشهاي اسلامي بر توده‏هاي مردم به عنوان مهمترين استراتژي موفق و پيروزمند و تكيه بر نيروي معنوي ايمان مردم به دور از سازشهاي سياسي، از مهمترين آثار و دستاوردهاي نهضت ديني حضرت امام بود كه مسير مبارزاتي جنبشهاي اسلامي را روندي جديد بخشيده و به آينده موفق اميدوار ساخت. «نتيجه‏گيري ديگري از انقلاب اسلامي، اين است كه يك نهضت اسلامي نه تنها به خودي خود با مخالفت كليه ابرقدرتها و عمال محلي آنها روبرو مي‏گردد؛ بلكه چنين نهضتي براي اينكه اصيل باشد و شانس موفقيت داشته باشد، بايد سازش‏ناپذير بماند.» [5] همچنين سيره عملي و موفق حضرت امام، تامين منافع عموم مردم مسلمان و گره زدن نهضت اسلامي با توده‏هاي مردم را به عنوان يك استراتژي موفق در مسير مبارزات ضد استعماري بازگو نمود.
«اين انقلاب، نتيجه ديگري نيز در بردارد. و آن، اين است كه نهضت اسلامي چنانچه با منافع و خواستهاي مردمي به نحو صميمي تلفيق يابد و يا در سطح ايدئولوژي محض محصور نگردد و چنانچه سازش‏ناپذير بوده و هر گونه مشاركت در نظام موجود را رد كند، قادر خواهد بود بر كليه رقباي غير مذهبي سبقت جويد.» [6]
و بالاخره اينكه، اسلام تولد مجدد خود را از امام خميني دارد و او بود كه با احياي ارزشهاي فراموش شده ميليونها انسان، تعجب رهبران غرب و جهانيان را برانگيخت. و دقيقا در همين راستا است كه دشمنان تاريخي انقلاب اسلامي، عاجزانه مجبور به اعتراف مي‏شوند كه «آية‏ا... خميني الهام بخش مبارزات ضد اسرائيلي در لبنان و اراضي اشغالي است و تمامي گروههاي مبارز اسلامي در مصر، فلسطين اشغالي، لبنان، اردن و سوريه را بايد طرفدار امام خميني ناميد.» [7]
پيشگامان جنبشهاي اسلامي در گذشته، عمدتا از رابطه جدي و همه جانبه با توده‏هاي مردم محروم بوده و همين نكته، يكي از عوامل ناكامي اين جنبشها را تشكيل مي‏دهد. تاثير عملي امام خميني بر نهضتهاي اسلامي در ارايه يك استراتژي عيني و موفق مبارزاتي بود كه بر اساس آن، علما و روشنفكران به عنوان پيشگامان جنبش اسلامي با توده‏هاي مردم تركيب مي‏گردند. اين، در حالي است كه اغلب پيشگامان نهضت اسلامي، توده‏هاي مردم را به عنوان جاهل و مسلمان ظاهري مي‏خواندند و به همين دليل، از حمايت توده‏ها نيز محروم مي‏گرديدند. تركيب علما و توده‏هاي مردم مسلمان در ايران، قدرت ممتاز و شكست‏ناپذير اسلام را پديد آورد كه رژيم حاكم را سرنگون ساخت.» [8]
خلاصه و جمع بندي
به طور كلي آثار و دستاوردهاي نهضت ديني و پيروزمندانه حضرت امام در ارتباط با جنبشهاي اسلامي و نهضت جهاني اسلام را در دو بخش نظري و عملي مي‏توان تحليل و ارزيابي كرد. خصلت جهاني بودن انقلاب اسلامي ايران و اصولي چون؛ دعوت ؛ صدور انقلاب، جبهه مستضعفين، ظلم زدايي و استكبار ستيزي و تاكيد بر امت اسلامي و وحدت جهاني اسلام، مهمترين محورهايي است كه مي‏توان رابطه تاثير انقلاب اسلامي ايران بر نهضت اسلامي و جنبشهاي اسلامي را ذيل آن طرح و وارسي نمود. از سوي ديگر، مجموعه آثار و دستاوردهاي جهاني انقلاب اسلامي و نقش امام خميني - رحمه الله - نسبت‏به نهضتهاي اسلامي را در دو بعد كمي و كيفي مي‏توان مورد بحث و بررسي قرار داد. از فرداي پيروزي انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني - رحمه الله - و تحت تاثير آن، جهان اسلام متحول شد. يكي از تجليات اين تحول را بايد در تغيير كمي و كيفي جنبشهاي اسلامي و رهايي بخش جست و جو كرد. از نظر كمي، شمار جنبشهاي اسلامي افزايش يافت و از خاور دور تا كرانه‏هاي اقيانوس اطلس و مغرب اسلامي را در برگرفت، نمونه روشن تغيير كيفي نهضتهاي اسلامي را در اظهار نظر يكي از پيشگامان نهضتهاي اسلامي چنين مي‏خوانيم:
«در نتيجه تاثير انقلاب اسلامي تحت رهبري امام خميني، مسلمانان سراسر جهان به يك زبان و افكار تازه سياسي براي محاوره دست‏يافتند. اين زبان و افكار سياسي جديد، به كالبد فرهنگ سياسي اسلام جان تازه‏اي بخشيد و مسلمانان را در سراسر جهان وارد معادلات سياسي كرد. [9] حضرت آية‏ا...خامنه‏اي مقام معظم رهبري در خصوص تاثير كمي انقلاب اسلامي و امام خميني - رحمه الله - بر نهضتهاي اسلامي معاصر چنين مي‏گويند:
«امروز جوانان مسلمان در مصر، الجزاير، سودان و ديگر كشورهاي شمال آفريقا، خاورميانه و شرق آسيا به نام جمهوري اسلامي ايران و امام عظيم الشان شعار مي‏دهند و اين، در حالي است كه پيوسته صدها كتاب عليه تشيع و نظام اسلامي، در جهان انتشار مي‏يابد و هدف از آن، خاموش كردن شعله عشق و ايمان جوانان مسلمان در سراسر جهان نسبت‏به ايران اسلامي است... مسلمانان در اقصي نقاط جهان از حاكميت اسلام در سرزمين ايران اميد و نشاط مي‏گيرند و جوانان و روشنفكراني كه به اسلام روي آورده‏اند، با الهام از همين كانون نوراني، در راه احساسات اسلامي خود مبارزه و فداكاري مي‏كنند.» [10]
آنچه امروز نهضتهاي اسلامي با آن روبرو است، نه ضعف بنيانهاي فكري و ايدئولوژيكي است و نه فقدان تجربيات كاري و استراتژي مبارزاتي ؛ بلكه مشكل امروزه جنبشهاي اسلامي، فقدان انسجام و همسويي و در نتيجه فقدان يك جهت‏گيري قاطع و جدي در برابر نظام سياسي حاكم بر جهان است. بدون ترديد، انديشه‏هاي امام خميني - رحمه الله - و راه و رسم زندگي سياسي او مي‏تواند جنبشهاي اسلامي را در اين زمينه ياري رسانده و كاستيهاي موجود را رفع و يا حداقل تقليل بخشد.

[1] . در جست و جوي راه از كلام امام، دفتر 15، صص‏249-250.
[2] . همان، ص 250.
[3] . كليم صديقي، روزنامه كيهان، 10 /3/1369.
[4] . صحيفه نور، ج‏13، ص‏117.
[5] . حامد الگار، پيشين، ص 148.
[6] . همان، ص‏149.
[7] . مجله حضور، شماره‏9، ص‏297.
[8] . كليم صديقي، پيشين، ص 85.
[9] . كليم صديقي، روزنامه كيهان ،9 /3 / 1370.
[10] . حضرت آية‏الله خامنه‏اي، روزنامه اطلاعات، 21 /6 / 1374.
سيد عبدالقيوم سجادي- مجله علوم سياسي، ش 5
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :