امروز:
دوشنبه 29 آبان 1396
بازدید :
2073
نقاط برجسته عملكرد امام (ره) از بهمن57 تا ارتحال
12/11/1357- پرواز انقلاب
امـام خمينـي پـس از چهارده سـال تبعيـد و دوري از وطـــــن در ميان استقبال بي سابقهء مردم ايران وارد كشـور شد. استقبال چنان عظيـم و غير قابل انكار بـود كه خبرگزاريهاي غربـي نيز مستقبلان را چهار تا شـش ميليـون نفر تخميـن زدند. پرواز فـوق به عنـوان «پرواز انقلاب» معروف شد.
امام خمينـي طـي بياناتـي در فـرودگاه تهران فـرمـود: «مـن از عواطف طبقـات مختلف ملت تشكـر مـي كنـم. عواطف ملت ايــــران به دوش مـن بـار گـرانـي است كه نمـي تـوانـم جبـران كنـم».
ايشـان همچنيـن در اوليـن سخنـرانـي در ميـان انبـــوه مستقبلان در بهشت زهرا فرمـود: «مـن وقتي چشمـم به بعض از اينها كه اولاد خـودشان را از دست داده انـد مـي افتـد ، سنگينـي اي در دوشـم پيدا مي شود كه نمي تـوانـم تاب بياورم. محمدرضا پهلوي فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خـراب كرد و قبـرستانهاي ما را اباد». در هميـن نطق تاريخـي بـود كه ايشان با صـداي بلنـد فرمود: «من دولت تعيين مي كنم. من توي دهـن دولت مي زنم ... مـن به پشتيبـانـي ايـن ملت دولت تعييـن مـي كنــم».
امام خمينـي قبل از تـرك دهكـدهء نـوفل لـوشـاتـو طـي پيامـي از مهمان نوازي مردم و دولت فرانسه بـويژه اهالي نوفل لـوشاتـو تشكر كرده بود.
16/11/1357- تعيين دولت موقت
امـام خمينـي پـس از چهار روز اقـامت در ايـران ، مهنـــدس مهدي بـازرگان را به پيشنهاد شـوراي انقلاب به عنـوان نخست وزيـر دولت موقت انقلاب منصوب نمود.
ايشـان در طليعهء فـرمـان خـود تعييـن نخست وزيـر را حق شـــرعي و قانـونـي ناشـي از اراي اكثريت قاطع قريب به اتفاق ملت ايران كه طـي اجتماعات عظيـم و تظاهرات وسيع و متعدد در سراسـر ايران نسبت به رهبـري جنبـش ابـراز شـده است ، عنـوان كـرد.
حضـرت امـام در حكـم خـويـش ، هـوشيـارانه تـاكيـد كـرده بـود: «...جناب عالـي را بدون در نظر گرفتـن روابط حزبـي و بستگـي به گـروهـي خـاص مـامـور تشكيل دولت مـوقت مـي نمـايـم ... مقتضـي است كه اعضاي دولت مـوقت را هر چه زودتـر با تـوجه به شـرايطـي كه مشخص نمـوده ام ، تعييـن و معرفـي نمـاييـد».
لازم بــه يـاداوري اســت امـام خمــينـي در پيـــام 67/12/3 به روحـانيت بـا تـواضع خاص نـوشت: «مـن امـروز بعد از ده سال از پيـروزي انقلاب اسلامـي همچـون گذشته اعتـراف مـي كنـــــم كه بعض تصميمـات اول انقلاب در سپـردن پستها و امـور مهمه كشـــــور به گـروهـي كــه عقيـدهء خـالص و واقعــي بــه اســلام نـاب محمـدي نداشته اند ، اشتباهي بـوده است كه تلخي اثار ان براحتـي از بيـن نمـي رود. گرچه در ان مـوقع هـم مـن شخصـا مايل به روي كار امدن انان نبودم ، ولـي با صلاحـديد و تاييـد دوستان قبـول نمـودم».
22/11/1357- انفجار نور
ملت مسلمان ايران با اتكا به خـداونـد و با رهبري امام خمينـي ، نظام دو هزار و پانصـد ساله شاهنشاهـي را سـرنگـون كـرد و ثمره سـالها مبـارزه و جهاد و شهادت به بـار نشست و حكـومت «جمهوري اسلامي» براي اوليـن بار در ايران برپا شد. وقايع انقلاب اسلامـي به قـدري سريع بـود كه حتـي مقامات امريكايـي در اخـريـن روزها نمـي دانستنـد انقلاب پيروز شـده است و اتاق عمليات كاخ سفيـد از طرف برژينسكي ، تلفني از ويليام سـوليوان اخريـن سفير امريكا در تهران مي پرسيد: ايا هنوز امكان كـودتا وجـود دارد؟! امام خميني در پيامـي پـس از پيروزي انقلاب خطاب به مـردم فـرمـود: «تـوجه داشته باشيد كه انقلاب ما از نظر پيروزي بر دشمـن هنوز به پايان نـرسيـده است. دشمـن از انـواع وسايل و دسـايـس بهره منـد است و تـوطئه ها در كميـن است. تنها هـوشياري و انضباط انقلابي و اطاعت از فرمانهاي رهبري و دولت مـوقت اسلامي است كه تـوطئه ها را نقـش بر اب مي سازد».
ايشـان همچنيـن در يكـي از بيـانـات خـود از انقلاب ، تعبيــر به «انفجار نور» نمودند.
30/11/1357- هشدار به ضد انقلاب
پـس از گذشت يك هفته از پيروزي انقلاب اسلامـي ، عوامل ضـد انقلاب ، اقـدام به تـوطئه عليه نظام نمـودنـد كه امام خمينـي بـا صـدور اعلاميه اي ، به ضـد انقلاب اخطـار كرد:
«در ايـن موقع حساس كه اشرار ، با نامهاي فريبنده ، مشغول توطئه بر ضـد انقلاب اسلامـي هستند و خطر بازگشت اجانب با دست ايشان بر سر چپاول كشـور مي رود ، لازم است نيروهاي انتظامـي ملـي فـورا به مراكز حفاظتـي خـود برگردنـد و با نيروي انتظامـي همكاري بـراي حفاظت شهر و مراكز حساس مربـوط به شهر نمايند. اينان كه دست به خرابـي و اعمال ضد اسلامي و انساني زده اند و كـوشـش دارند مراكز حساس را به نفع بيگانگان به دست بياورند ، بايد بـدانند كه قدرت انان ، بيـش از قدرت شيطاني شاه و پشتيبان انان نيست و در صورتي كه به ملت نپيوندند و به طـور معقـول عمل نكنند ، تكليف را براي ملت شجاع ايران و تهران معلوم خواهم كرد ... مـن حتي الامكان ميل دارم تمام اقشار با هـم با صدق و صفا رفتار نمايند ، ولـي اجازه هرج و مرج نخواهم داد».
5/12/1357- دستـور به محـاكمه متهمـان و زنـدانيـان
امام خميني طـي حكمي ايت الله خلخالي را مسـوول محاكمه متهمان و زندانيان نمودند. متـن حكـم چنيـن بود: «به جناب عالي ماموريت داده مـي شـود تا در دادگاهي كه براي محاكمه متهميـن و زندانيان تشكيل مي شود ، حضور به هـم رسانده و پس از تماميت مقدمات محاكمه بـا مـوازيـن شـرعيه حكـم شـرعي صـادر كنيـد».
10/12/1357- عزيمت به قم
امام خميني پـس از حدود يك ماه اقامت در تهران ، به شهرستان قـم عزيمت كردند و تا زمان ابتلا به بيماري قلبي ـ دوم بهمـن 1358 ـ قريب يازده ماه در ان شهر اقامت داشتنـد. مراجعت حضـرت امام به قم پـس از سالها دوري ، با استقبال بسيار گستـرده مردم قـم و در اوج شـادي و شـادمـانـي انـان انجـام شـد.
19/12/1357- عدم پذيرش توصيه
امام خمينـي با صـدور نامه اي به نخست وزير وقت تـوصيه نمـود هيچ كـدام از منسـوبان و نزديكان ايشان حق دخالت در عزل و نصبها را نـدارنـد. متـن نـامه ايشـان چنيـن بــــود: «لازم است به جميع وزارتخانه ها و ادارات دولتي اخطار نماييد كساني كه از منسوبيـن و يا اقرباي اينجانب هستند و براي تـوصيه اشخاص و يا نصب و عزل اشخاص به مراكز مـربـوطه مـراجعه مـي كننـد ، به هيچ وجه به انان تـرتيب اثر ندهنـد. منسـوبين و نزديكان مطلقا حق دخالت در ايـن گونه امور را ندارند».
5/1/1358
محكـوميت صلح ننگيـن مصـر و اسـرائيل
به دنبال صلح ننگيـن مصر و اسرائيل ، امام خميني پيامـي خطاب به ملل مسلمـانـان جهان صـادر كـردنـد. در ايـن پيـام امــده است: «اينجـانب بيـش از پـانزده سـال است كه خطـر اسـرائيل غاصب را گـوشزد كرده ام و به دول و ملل عرب ايـن حقيقت را اعلام نموده ام. اكنـون با طرح استعماري صلح سادات و اسرائيل ايـن خطر بيشتـر و نزديكتر و جديتر شده است. مصر با قبول ايـن صلح وابستگي خود را به دولت استعمارگـر امـريكا اشكارتـر نمـود. از دوست شاه سـابق ايران بيش از ايـن نمي توان انتظار داشت. ايران خود را همگام با برادران مسلمان كشورهاي عربي دانسته و خود را در تصميـم گيريهاي انان شـريك مـي دانـد. ايـران صلح سادات و اسـرائيل را خيانت به اسلام و مسلميـن و برادران عرب مي داند و مـوضعهاي سياسي انان را تاييد مـي كنـد». ايشان در تايخ 1358/2/10 فرمان قطع رابطه با مصر را صادر نمود و خطاب به وزير امـور خارجه وقت مرقـوم داشت: «با در نظر گرفتـن پيمان خائنانه مصر و اسرائيل و اطاعت بي چون و چـراي دولت مصـر از امـريكـا و صهيـونيست ، دولت مـوقت جمهوري اسلامـي ايـران قطع روابط ديپلمـاتيك خـود را بـا دولت مصـــــر بنمايد».
12/1/1359
راي به نظام جمهوري اسلامـي ايـران
مـردم مسلمـان ايـران پـس از گذشت پنجـاه روز از پيـروزي انقلاب اسلامي ، در يكـي از ازادتريـن انتخابات تاريخ و با بيـش از 98/2 درصـد به استقـرار نظام جمهوري اسلامـي راي مثبت دادنـد. امـام خميني در بزرگداشت اين روز فرمود: «صبحگاه دوازده فرورديـن كه روز نخستين حكومت الله است ، از بزرگتريـن اعياد مذهبي و ملي ما است. ملت بايد ايـن روز را عيد بگيرند و زنده نگه دارنـد. روزي كه كنگـره هاي قصـر 2500 سـال حكـومت طـاغوتـي فـرو ريخت و سلطه شيطانـي براي هميشه رخت بربست و حكومت مستضعفيـن كه حكـومت خدا است ، به جاي ان نشست».
9/2/1358
ايين نامه اجرايي شوراها
امام خميني دستـور تهيه اييـن نامه اجرايي شـوراهاي شهر و روستا را به شـوراي انقلاب صادر نمـود. متـن فرمان ايشان به ايـن شـرح است: «در جهت استقرار حكـومت مردمي در ايران و حاكميت مردم بر سـرنـوشت خـويـش كه از ضـرورتهاي نظام جمهوري اسلامــي است ، لازم مـي دانـم بـي درنگ به تهيه اييـن نامه اجرايي شـوراها براي اداره امور محل شهر و روستا در سراسر ايران اقدام و پـس از تصـويب به دولت ابلاغ نماييـد ، تا دولت بلافاصله به مـرحله اجـرا دراورد». لازم به يـاداوري است بعدا مـوادي از قـانـون اساسـي به مسـاله شوراها اختصاص يافت.
26/2/1358
زن ، مربي جامعه
امـام خمينـي به مناسبت اعلام سـالـروز ولادت حضـرت فـاطمه(س) به عنـوان روز زن پيامي صادر كردند.@#@ ايشان در بخشـي از پيام خـود ، ضمـن بيان مقام والاي حضرت فاطمه زهرا(س) ياداور شـدنـد: «تمام ابعادي كه براي زن متصـور است و بـراي يك انسان متصـور است ، در فاطمه زهرا ـ سلام الله عليها ـ جلـوه كـرده و بـوده است ، يك زن معمـولي نبـوده است. يك زن روحاني ، يك زن ملكـوتي ، يك انسان به تمام معنـا انسـان ، تمام نسخه انسـانيت ، تمـام حقيقت زن ، تمـام حقيقت انسـان. او زن معمـولي نيست.
ايـن موجود ملكوتي است كه در عالم به صورت انسان ظاهر شده است ، بلكه مـوجـود الهي جبـروتـي ، در صـورت يك زن ظاهـر شـده است». ايشان در قسمت ديگـري از پيـام خـود به مسـووليت و شـان زنـان پرداخته و نوشته اند:
«زن مربـي جامعه است. از دامـن زن انسانها پيدا مي شـود. مرحله اول مـرد و زن صحيح ، از دامـن زن است. مـربـي انسـانها زن است. سعادت و شقاوت كشـورها بسته به وجـود زن است. زن با تربيت صحيح خودش انسان درست مـي كنـد و با تـربيت صحيح خـودش كشـور را اباد مي كند. مبدا همه سعادتها از دامـن زن بلند مي شود ... زن مبدا همه خيرات است».
4/3/1358
تسـريع در تـدويـن پيـش نـويـس قـانـون اسـاسـي
امام خمينـي طـي حكمـي به مهندس مهدي بازرگان دستـور تـدويـن و تكميل هرچه سريعتر قانـون اساسـي را صادر كردنـد. در قسمتـي از اين حكـم امـده است: «طرح تـدويـن قانـون اساسـي را كه شـوراي طرحهاي انقلاب مشغول تـدويـن و تكميل ان هستنـد ، با سـرعت تكميل (كرد). و به تصويب شـوراي انقلاب رسانده و هرچه زودتر در اختيار افكار عمـومي بگذاريد ، تا همه صاحب نظران و تمامـي اقشار ملت در مدت محدودي كه تعييـن مـي نماييد ، پيشنهادها و نظرات خـود را در باره ان ابزار نماييد ... و مجلـس متشكل از نماينـدگان مردم با تـوجه به پيشنهادهاي مفيدي كه رسيده است ، مـواد قانون اساسي را به صورت نهايي بررسي و تنظيـم نمايند و سعي شـود كه در ان كليه حقـوق و ازاديها و فرصتهاي رشـد و تعالـي و استقلال ايـن ملت بر مبناي موازين اسلامي كه ضامـن حقوق همه افراد است و اكثريت قريب به اتفاق مردم ايران بـدان راي مثبت داده است ، پيـش بينـي گردد ...». پـس از گذشت كمتـر از يك سال از پيروزي انقلاب اسلامـي ، و تلاش سه ماهه اعضاي مجلـس خبـرگان ، قانـون اساسـي جمهوري اسلامـي ايـران در تـاريخ 1358/8/28 تصـويب شـد.
29/3/1358
گفتگو با مراجع تقليد
در استانه تشكيل مجلـس خبرگان ، امام خميني با چند تـن از مراجع تقليد در منزل ايت الله العظمـي گلپايگانـي تشكيل جلسه دادنـد و در باره مسـايل جـاري كشـور در محيطـي همـراه بـا صفا و صميميت مذاكـراتي را انجام دادنـد. تشكيل چنيـن جلساتـي تا هنگامـي كه امـام خمينـي در قـم سـاكـن بـودنـد ، بـرگزار مـي شـد.
16/5/1358
اعلام روز قدس
امام خمينـي با انتشـار پيامـي به منظور حمـايت از مبـارزه ملت مسلمان و مظلـوم فلسطيـن ، اخـريـن جمعه ماه مبـارك رمضان را به عنـوان روز قـدس اعلام كردند. در بخشـي از پيام ايشان امده است: «مـن در طـي ساليان دراز ، خطر اسرائيل غاصب را گـوشزد مسلميـن نمودم ... مـن از عموم مسلمانان جهان و دولتهاي اسلامي مي خواهـم كه بـراي كـوتـاه كـردن دست ايـن غاصب و پشتيبـانان ان ، به هـم بپيـوندند و جميع مسلمان جهان را دعوت مـي كنـم اخريـن جمعه ماه مبارك رمضان را كه از ايام قـدر است و مـي تـواند تعييـن كننـده سرنوشت مردم فلسطيـن نيز باشد ، به عنـوان روز قدس انتخاب و طـي مـراسمـي همبستگـي بيـن المللـي مسلمانان را در حمـايت از حقـوق قـانـونـي مـردم مسلمـان اعلام نمـايند».
ايـن اقدام امام خميني با استقبال گسترده ملتهاي مسلمان روبه رو شـد. ايـن روز به عنـوان يكـي از بزرگتريـن تجمعات و اعتـراضات عمـومي نسبت به اشغالگران صهيـونيست به شمار مي رود و نقـش مهمي در تقـويت روحيه مـردم رنجـديـده و مظلـوم فلسطيـــــــن دارد.
26/5/1358
اقدام انقلابي
به دنبال جنايات و اعمال وحشيانه گروهـي ضد انقلاب در كردستان و مسامحه برخي مسـوولان در برخـورد با تـوطئه گران ، امام طي سخناني در جمع گروهي از مردم ، خـواستار سركـوب تـوطئه گران شد و فرمود: «ايـن توطئه گرها در صف كفار واقع هستنـد. ايـن تـوطئه گـرها در كـردستان و غيـر ان در صف كفار هستنـد. با انها بايـد بـا شـدت رفتار كـرد. دولت با شدت رفتار كند. ژانـدارمـري با شـدت رفتار كند. ارتـش با شدت رفتار كند. اگر با شـدت رفتار نكننـد ، ما با انها با شدت رفتار مـي كنيـم. مسامحه حـدودي دارد ... ما باز تا چندي مهلت مـي دهيـم به اين قشرهاي فاسـد و ايـن اعلام اخر است و اگر چنانچه در كار خـودشان تعديل نكنند و به ملت بـرنگـردنـد و دست از تـوطئه برندارند ، خدا مي داند انقلابي عمل مي كنـم. ميايـم تهران و روسايي كه مسامحه مي كنند ، با انها انقلابـي عمل مي كنـم. عذرها را كنار بگذاريد. برويد فاسـدها را سركـوب كنيد. بـرويـد تـوطئه گـرهـا را سـركـوب كنيـد. مسـامحه نكنيد».
13/8/1358
فتح لانه جاسوسي
در سالروز تبعيد امام به تركيه ، گروهي از دانشجـويان مسلمان كه خـود را پيرو خط امام معرفـي كردنـد ، سفارت امريكا در تهران را از جمله در اعتراض به ملاقات بازرگان با برژينسكـي اشغال كرده و جاسـوسان امريكايـي را بازداشت كـردنـد. اسناد به دست امـده از سفارت ، نشانگـر اسـرار جاسـوسيها و دخالتهاي بـي شمار امريكا در ايران و كشـورهاي مختلف جهان مـي باشد. به دنبال ايـن امر ، دولت موقت مهنـدس بازرگان ، استعفا نمود كه مـورد مـوافقت امام قـرار گرفت. امام خميني ضمـن حمايت از حركت انقلابي دانشجـويان ، ان را انقلابـي بزرگتـر از انقلاب اول نـاميـد.
15/11/1358
مقام ، رفتني است
امام خميني در مراسـم تنفيذ حكـم رياست جمهوري بنـي صدر ، اوليـن رئيـس جمهور ايـران كه در بيمارستان قلب تهران انجام شـد ، ضمـن تذكرات و نصايح ارزشمنـدي خطاب به ايشان فرمـود: «مـن يك كلمه به اقاي بنـي صـدر تذكـر مـي دهـم. ايـن يك تذكـر بـراي همه است. حب الدنيا راس كل خطيئه. هر مقامي كه براي بشر حاصل مي شـود ، چه مقامهاي معنـوي و چه مقامهاي مادي ، روزي گرفته خـواهد شـد و ان روز هـم نامعلوم است. تـوجه داشته باشند همه كساني كه براي بشر خدمت مـي كنند ، كسانـي كه داراي مقام هستند ، داراي پستـي هستند ، كه مقام انها را مغرور نكنـد. ايـن مقام رفتنـي است و انسان در حضـور خداي تبارك و تعالـي ماندنـي است ...». متاسفانه نصايح سـودمند امام خميني در بنـي صـدر مـوثر واقع نشـد و وي در تاريخ 1360/3/31 تـوسط مجلـس شوراي اسلامي به دليل عدم كفايت سياسي از رياست جمهوري عزل شـد. وي به همـراه سـركـرده منافقـان به نحـو مفتضحانه اي از كشور گريخت.
19/1/1359
استقبال از قطع رابطه با امريكا
به دنبال قطع رابطه ايران و امريكا ، امام با انتشار پيامي ضمـن استقبال از ايـن امر فرمـود: «ملت شريف ايران! خبـر قطع رابطه بيـن ايران و امريكا را دريافت كردم. اگر كارتر در عمر خـود يك كار كرده باشد كه بتوان گفت به خير و صلاح مظلوم است ، هميـن قطع رابطه است. رابطه بيـن يك ملت به پا خاسته براي رهايي از چنگال چپاولگران بيـن المللـي با يك چپاولگر عالمخـوار ، هميشه به ضـرر ملت مظلـوم و به نفع چپاولگر است. ما ايـن قطع رابطه را به فال نيك مي گيريـم؛ چـون كه ايـن قطع رابطه دليلـي بر قطع اميد دولت امـريكا از ايـران است. ملت رزمنـده ايـران ايـن طليعه پيـروزي نهايي را كه ابرقدرت سفاكـي را وادار به قطع رابطه يعنـي خاتمه دادن به چپـاولگـريها كـرده ، اگـر جشـن بگيـــــرد ، حق دارد».
5/2/1359
رسـوايـي امـريكـا در طبـس و عكـس العمل امام
به دنبال دخالت نظامـي امريكا در ايران از طريق طبـس ، به منظور ازادسازي جاسـوسان امـريكايـي و شكست مفتضحانه انان بـا امـداد الهي ، حضرت امام پيامـي خطاب به ملت ايران صادر كرد و در بخشـي از پيام خـود مـرقـوم داشت: «اشتباه كارتـر در ان است كه گمان مي كند با دست زدن به ايـن مانورهاي احمقانه مي تـواند ملت ايران را كه بـراي ازادي و انسانيت است ، منصرف كنـد. كارتر باز احساس نكرده با چه ملتـي روبه رو است و با چه مكتبـي بازي مـي كند. ملت ما ملت خـون و مكتب ما جهاد است ... كارتر بايد بـدانـد كه اگر ايـن گروه به مركز جاسـوسـي امريكا در تهران حمله كرده بـودند ، اكنـون از هيچ يك از انها و از پنجاه نفر جاسـوس محبـوس در لانه جـاسـوسـي خبـري نبـود و همه رهسپـار جهنـم بـودند».
21/2/1360
عدم پذيرش منافقين
به دنبال ارسال نامه اي از سـوي سازمان منافقيـن به حضرت امام و تقاضاي ملاقات اعضا و هـواداران انها با امام ، ايشان در بخشي از بيانات خـود با اشاره به خدمات ارائه شده در مدت دو سال پـس از انقلاب و قضاوتهاي غير منصفانه سازمان فـوق فرمود: «ما به انها كرارا گفته ايم و حالا هـم مي گوييم كه ما مادامي كه شما ـ تفنگها را در مقابل ملت كشيده ايـد ، يعنـي در مقابل اسلام با اسلحه قيام كرده ايد ، نمي توانيم صحبت كنيم و نمي توانيـم مجلسي با هـم داشته باشيم. شما اسلحه ها را زميـن بگذاريد و به دامـن اسلام برگرديد. اسلام شما را مـي پذيرد و اسلام هـوادار همه شماها است.@#@ فقط گفتـن به اينكه ما حاضريـم و در ان نوشته اي كه نوشته ايد ، باز ناشي گري كرديد و ما را تهديد به قيام مسلحانه كرديد ، ما چطـور با كساني كه قيام مسلحانه بر ضد اسلام مي خواهند بكنند ، مي تـوانيـم تفاهـم كنيم ...».
24/9/1361
فرمان هشت ماده اي
امام خميني در مـورد اسلامي شدن قـوانيـن و عملكردها ، فرمان هشت ماده اي مهمـي را خطاب به قـوه قضاييه و تمام ارگانهاي اجـرايـي صادر كردنـد. ايشان در اين فرمان ضمـن تـوصيه به تهيه قـوانيـن شرعي و تصـويب و ابلاغ انها با دقت لازم و سرعت و قوانيـن مربـوط به مسـايل قضـايـي و رسيـدگـي به صلاحيت قضـات و دادستـــانها و دادگاهها بـا سـرعت و دقت و نيز صـدور حكـم از سـوي قضات واجـد شرايط ، با استقلال و قدرت و بدون ملاحظه از مقامـي ، تصريح كردند: احـدي حق نـدارد بـا مـردم رفتـار غيـر اسلامـي داشته بـاشـــد.
در ايـن پيام تاكيد شده بود: احضار و يا توقيف افراد بدون حكم قاضـي كه از روي مـوازيـن شرعي باشد ـ هرچند به مدت كـم ـ و يا تصرف در اموال مردم يا توقيف و مصادره ان بدون حكم حاكـم شرع ـ ان هـم پس از بررسي دقيق و ثبوت حكـم از نظر شرعي ـ و نيز ورود به خانه يا مغازه و يا محل كار افراد بـدون اذن صاحب ان ممنـوع مي باشد.
ايشان در پايان متذكـر شـدنـد: «بايـد همه بـدانيـم كه پـس از استقـرار حـاكميت اسلام و ثبـات و قـدرت نظام جمهوري اسلامـي بـا تاييد و عنايات خداوند قادر كريم و توجه حضرت خاتـم الاوصيا و بقيه الله ـ ارواحنا لمقـدمه الفـدا ـ و پشتيبانـي بـي نظير ملت متعهد ارجمنـد از نظام و حكـومت ، قابل قبـول و تحمل نيست كه به اسـم انقلاب و انقلابـي بـودن خداي نخـواسته به كسـي ظلـم شـود و كارهايي خلاف مقدرات الهي و اخلاق كريمه اسلامي از اشخاص بـي تـوجه به معنويات صادر شود».
ايشان همچنيـن هياتي را به عنوان اعضاي ستاد پيگيري فرمان فوق تعييـن نمـودنـد ، تـا متخلف يـا متخلفـان را پـس از تشخيص ، عزل نمايند.
15/10/1361
انحلال هياتهاي گزينش
به دنبال روند نامطلـوبي كه در طرح سـوالات سخيف و غير مرتبط با اسلام از سوي هياتهاي گزينـش پيـش امده بود ، امام طي فرماني به ستاد پيگيري تخلفات اداري ، تمامي هياتهاي گزينـش را منحل اعلام كردند و خواستار تعييـن هياتهايي متشكل از افراد صالح و متعهد و عاقل و صاحب اخلاق كريمه و فاضل و متـوجه به مسايل روز شـده و مـرقـوم داشتنـد: «اخيـرا چنـد كتاب به عنـوان سـوالات دينـي و ايدئولـوژي اسلامـي را ملاحظه نمـودم و بسيار متاسف شدم از انچه در اين كتابها و جزواتـي از ايـن قبيل به اسـم اسلام ، ايـن ديـن انسان ساز الهي ، بـراي گزينـش عمـومـي مطـرح شـده است و انها را ميزان رد و قبـولي افراد قرار داده اند. ايـن نوشته ها كه مشحـون از سوالات غير مربوط به اسلام و ديانت و احيانا مستهجـن و اسفاور است ، از انجا كه به اسـم اسلام منتشـر شـده است ، از كتب و جزوات انحرافـي است كه براي حيثيت اسلام و جمهوري اسلامـي مضر است و به وزيـر ارشاد تـوصيه نمـودم كه امثـال ايـن كتب را در اسـرع وقت جمعاوري و فـروش و خـريـد و نشـر انها را ممنـوع شــــرعي اعلام نماينـد». ايشان همچنين در ايـن فرمان دستـوري مبنـي بـر تهيه كتابچه هاي مختصري شامل بعضـي از مسايل شـرعي مورد نياز عمـوم و مسايل اعتقادي لازم ، و نيز احتـراز از تجسـس از احـوال شخصـي در غيـر مفسـدان و غيـر گـروههاي خـرابكـار صـادر نمـودند.
26/11/1361
وصيتنامه سياسي الهي
امـام خمينـي وصيتنـامه سيـاسـي ـ الهي خـود را نـوشتنــــــد. ايشان در ابتـداي وصيتنامه خـود با ذكر تذكراتـي در باره حـديث شريف «ثقليـن» و حوادث اسفباري كه بر كتاب خدا و عترت پيامبر پـس از شهادت حضرت علـي(ع) اغاز شـد ، راههاي حفظ و بقاي اسلام و حكـومت اسلامي را متذكـر مي شـوند و در بخشـي از ان مـي نـويسنـد: «اينجـانب به همه نسلهاي حاضـر و اينـده وصيت مـي كنـم كه اگـر بخـواهيـد اسلام و حكـومت الله بـرقـرار بـاشـد و دست استعمار و استثمارگران خارج و داخل از كشورتان قطع شود ، ايـن انگيزه الهي را كه خداوند تعالي در قران كريـم بر ان سفارش فرمـوده است ، از دست نـدهيـد و در مقابل ايـن انگيزه كه رمز پيـروزي و بقـاي ان است ، فـرامـوشـي هـدف و تفـرقه و اختلاف است». امـام خمينـي در ادامه ، تذكرات و نصايح ارزشمنـد و مفيـدي را بـراي همه مسـوولان نظام و مردم مسلمان ايران بيان مـي فرماينـد كه تحقق و جامه عمل پـوشـانـدن به انها ، رمز حفظ حكـومت اسلامـي از جميع تـوطئه ها و دسـايـس دشمنـان داخلـي و خـارجـي خـواهـد بود.
6/1/1365
سكته قلبي
امام خميني به دنبال سكته قلبـي ، دچار مرگ ناگهانـي شدند. پزشك معالج بلافاصله شروع به ماساژ قلبـي و تنفـس دهان به دهان مي كند و بـا استفاده از اكسيژن و وصل كـردن سـرم به داخل رگ مـوفق به حيات مجدد قلب و تنفـس مـي شـود. بـديـن وسيله امام حيات دوباره يافته و به مـركز درمانـي مجـاور محل اقامت منتقل شـدنـد و تحت مراقبتهاي پزشكي قرار گرفتند و دوران نقاهت را در بخـش سي سي يـو سپري كردنـد. ايشان يك روز پـس از ايـن حادثه كه حالشان بهبـود نسبي يافت ، مسـوولان طراز اول كشور را به حضور پذيرفتند و خطمشي اينده را چنيـن بيان كردند: «از هيچ قدرتي غير از خدا نترسيد. محكـم و استـوار در مقابل قدرتهاي بزرگ بايستيـد. اگر قـدرتهاي بزرگ احساس كننـد ضعيف هستيد و احساس ضعف داريـد ، بر شما بيشتر خـواهنـد تـاخت. پيـروزي بـا شمـا و ملت است».
17/11/1366
تشكيل مجمع تشخيص مصلحت نظام
با تـوجه به فوريتهايي كه در مسايل مهم كشـور پيـش ميامد و نيز به دنبال كسب تكليف مسـوولان در باره شيوه اعمال حق حاكـم اسلامي در مورد احكام حكـومتي در مواردي كه ميان مجلـس شـوراي اسلامي و شوراي نگهبان توافقي حاصل نمي شود ، امام مجمعي را به ايـن منظور تشكيل دادند. ايشان در بخشـي از پيام خـود مـي نـويسند: «حضرات اقايان تـوجه داشته باشنـد كه مصلحت نظام ، امـور مهمه اي است كه گـاهـي غفلت از ان مـوجب شكست اسلام عزيز مـي گـردد. امـروز جهان اسلام ، نظام جمهوري اسلامـي ايـران را تابلـوي تمام نماي حل معضلات خـويـش مـي داننـد. مصلحت نظام و مـردم از امــور مهمه اي است كه مقاومت در مقابل ان ممكـن است كه اسلام و پابرهنگان زميـن را در زمان دور و نزديك زير سـوال برد و اسلام امـريكايـي مستكبـران و متكبـريـن را با پشتـوانه هاي ميلياردها دلار تـوسط ايادي داخل و خارج انان پيروز گردانـد». ايـن مجمع بعدا در بازنگـري قانـون اساسي ، در اين قانون جاي گرفت.
29/4/1367
پذيرش قطعنامه
قطعنامه 598 شوراي امنيت مبني بر پايان جنگ تـوسط امام پذيرفته شد. ايشان ضمـن تعبير نوشيدن «جام زهر» در پذيرش قطعنامه ، در بخشي از پيام مهم خود فرمودند: «اما در مورد قبـول قطعنامه كه حقيقتا مساله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصـوصا براي مـن بود ، اين است كه مـن تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مـواضع اعلام شده در جنگ بـودم و مصلحت نظام و كشـور و انقلاب را در اجراي ان مـي ديدم ، ولي به واسطه حـوادث و عواملـي كه از ذكر ان فعلا خودداري مي كنـم و به اميد خداوند در اينده روشـن خـواهد شد و با تـوجه به نظر تمامي كارشناسان سياسـي و نظامي سطح بالاي كشـور كه مـن به تعهد و دلسـوزي و صـداقت انان اعتماد دارم ، با قبول قطعنامه و اتـش بـس موافقت نمودم و در مقطع كنوني ان را به مصلحت انقلاب و نظام مي دانـم و خدا مي داند كه اگر نبود انگيزه اي كه همه مـا و عزت و اعتبـار مـا بـايـد در مسيــر مصلحت اسلام و مسلمين قرباني شـود ، هرگز راضـي به ايـن عمل نمـي بـودم و شهادت برايـم گـواراتر بـود. اما چاره چيست كه همه بايـد به رضايت حق تعالـي گـردن نهيـم و مسلـم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنيـن بوده و خواهد بود».
17/6/1367
تشكيل مـوسسه تنظيـم و نشـر اثـار امـام خميني
موسسه تنظيـم و نشر اثار امام خميني ، بر اساس مسووليتي كه حضرت امام به فـرزنـد گراميشان حجت الاسلام و المسلميـن حاج سيـد احمـد خميني واگذار نمودند ، فعاليت رسمي خود را اغاز كرد. وجـود اغلاط و اشتبـاهات اشكار در اثار منتشـره امام و انتساب مطالب نادرست به حضـرت امـام و يـا نقل نـاصحيح وقـايع و رخـدادهـاي نهضت در روزنامه ها و اثار منتشره ، انگيزه تقديـم نامه اي از سـوي مرحـوم حاج احمـداقا به حضـرت امام گرديـد. در ايـن نامه با استناد به نمـونه هايـي از اشكـالات و اغلاط ياد شـده ، از محضـر امام خمينـي درخـواست تعييـن فرد و يا نهادي به منظور نظارت بر انتشار اثار ايشان شـد. حضـرت امام در پاسخ به ايـن نامه مرقـوم فرمـودنـد: «فـرزنـد عزيزم احمـد! حفظه الله تعالـي! از انجـا كه شمـا را بحمدالله تعالـي در مسايل سياسـي و اجتماعي صاحب نظر مي دانـم و در تمامي فرازها و نشيبها در كنار مـن بوده اي و هستي ، لهذا شما را براي تنظيـم و تدويـن كليه مسايل مربـوط به خود ـ كه بسا در رسانه هاي گـروهـي اختلافات و اشتبـاهاتـي رخ داده است ـ انتخـاب مـي نمايـم و از خداوند متعال كه حاضر و ناظر است ، تـوفيقات شما را خـواستارم.@#@ اميـد است با صرف وقت و دقت نظر ، ايـن امر را به پايان برساني».
11/7/1367
ترسيم سياستها و خطمشي بازسازي
پـس از بـرقراري صلح نسبـي ، امام با انتشار پيامـي در نه بنـد ، سياستها و خطمشي بازسازي كشـور را براي مسـوولان ترسيـم نمودند. مطالعه دقيق ايـن دستـور عمل براي دريافت عمق دورانديشي امام و در عيـن حـال ، اصالت ارزشها از نگاه ايشان كافـي است. ايشان در بخشي از پيام خـود ضمـن تاكيد بر سياست «نه شرقي و نه غربي» مرقـوم داشتند: «جمهوري اسلامي ايران نبايد تحت هيچ شرايطـي از اصول و ارمانهاي مقدس و الهي خـود دست بردارد. ان شاالله مردم سلحشور ايران كينه و خشـم انقلابي و مقدس خويش را در سينه ها نگه داشته و شعله هاي ستـم سـوزان را عليه شوروي جنايتكار و امريكاي جهانخوار و اذناب انان به كار خـواهند گرفت ، تا به لطف خـداوند بزرگ پرچـم اسلام ناب محمدي(ص) بر بام همه عالـم قـد برافرازد و مستضعفـان و پـابـرهنگان و صـالحـان ، وارثـان زميـن گـردنـد».
10/8/1367
نگارش منشور برادري
امام خمينـي در پاسخ به نامه حجت الاسلام انصاري ـ از اعضاي دفتـر امام ـ كه خـواستار تبييـن نظرات معظم له در بـاره اختلاف نظرهاي موجود ميان جناحهاي فكري وفادار به انقلاب شده بـود ، مطالب مهمي مرقـوم فرمـودند كه در واقع منشـور برادري جناحهاي فكري وفادار به انقلاب مـي بـاشـد. ايشان ضمـن تـوصيه همه جناحها به بـرخـورد برادرانه و دوستانه و تاليف قلـوب و تلاش جهت زدودن كـدورتها و نزديك ساختـن مـواضع مـي فرماينـد: «البته يك چيز مهم ديگر هـم ممكـن است مـوجب اختلاف گردد كه همه بايد از شر ان به خـدا پناه ببـريـم كه ان حب نفـس است ، كه اين ديگر ايـن جريان و ان جريان نمي شناسد ...».
8/10/1367
چارچوب فعاليت مجمع تشخيص مصلحت
چارچـوب فعاليت مجمع تشخيص مصلحت نظام از سـوي امام تعييـن شد. ايشان در پيام خود با تـوجه به پايان جنگ و عدم فوريت مسايل به منظور طـرح مستقيـم انها در مجمع ، مســووليت مجمع را رفع اختلاف بيـن مجلس و شوراي نگهبان دانسته و خطاب به اعضاي شوراي نگهبان فرمـود: «تذكري پدرانه به اعضاي عزيز شـوراي نگهبان مي دهـم كه خودشان قبل از ايـن گيرها مصلحت نظام را در نظر بگيرند ، چرا كه يكـي از مسايل بسيار مهم در دنياي پراشـوب كنـونـي نقـش زمان و مكان در اجتهاد و نـوع تصميـم گيـريها است. حكـومت ، فلسفه عملـي برخـورد يا شرك و كفر و معضلات داخلي و خارجي را تعييـن مي كند و ايـن بحثهاي طلبگـي مـدارس كه در چارچـوب تئوريها است ، نه تنها قابل حل نيست كه ما را به بـن بستهايـي مـي كشاند كه منجر به نقض ظاهري قانون اساسي مي گردد».
11/10/1367
پيام به گورباچوف
امام خمينـي با انتشار پيام مهمـي به گـورباچف ، ضمـن پيـش بينـي فروپاشي قطب ماركسيستي جهان نوشتند: «از ايـن پـس كمونيسـم را بـايـد در مـوزه هـاي تـاريخ سيـاسـي جهان جستجـو كرد».
ايشان در ايـن نامه بـا ارائه تحليلهاي محكـم و قـوي از تحـولات شـوروي ، از ان به «صداي شكستـن استخـوانهاي كمـونيسـم» تعبير كردند.
امام خميني ضمـن طرح مسايل عميق فلسفـي و عرفاني و با اشاره به ناكامـي كمـونيستها در سياستهاي مذهب ستيز ، خـواستار ان شدند كه گـورباچـوف به جاي اميد بستـن به ماده پرستـي غرب ، به خـداوند و مذهب روي اورد. امـام تصـريح كـردنـد: «مشكل اصلـي كشـور شمـا مسـاله مالكيت و اقتصـاد و ازادي نيست؛ مشكل شمـا عدم اعتقـاد واقعي به خدا است. همان مشكلي كه غرب را هم به ابتذال و بـن بست كشيده و يا خواهد كشيد».
25/10/1367
تاكيد بر تدوين تاريخ انقلاب
امام خميني طـي نامه اي خطاب به حجت الاسلام سيدحميـد روحانـي ضمـن تقدير از تلاش وي در تدوين تاريخ انقلاب ، خواستار استمرار تدويـن دقيق تاريخ انقلاب شد.
ايشان در بخشي از نامه خـود با تـوجه به ضرورت ثبت تاريخ انقلاب به صورت واقعي مرقوم داشتند: «از شما مي خواهـم هرچه مي تـوانيد سعي و تلاش نماييد تا هـدف قيام مـردم را مشخص نماييـد ، چـرا كه هميشه مـورخيـن اهـداف انقلابها را در مسلخ اغراض خـود و يــــا اربابانشان ذبح مـي كننـد. امروز هـم چـون هميشه تاريخ انقلابها ، عده اي به نـوشتـن تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامي مشغولند كه سر در اخـور غرب و شرق دارند ... اگر شما مي تـوانستيد تاريخ را مستند به صدا و فيلـم حاوي مطالب گوناگون انقلاب از زبان توده هاي مردم رنجديده كنيد ، كاري خـوب و شايسته در تاريخ ايران نمـوده ايد».
9 /11/1367
حساسيت نسبت به مقدسات
به دنبـال پخـش بـرنامه اي به عنـوان الگـوي زن مسلمان از صـداي جمهوري اسلامي كه در ان به بعضي از مقدسات اهانت شده بـود ، امام نامه اي خطاب به مدير عامل صدا و سيما فرستاد. متـن نامه به اين شرح است:
«بـا كمال تـاسف روز گذشته از صـداي جمهوري اسلامـي مطلبـي در مورد الگوي زن پخـش گرديده است كه انسان شرم دارد بازگو نمايد. فردي كه ايـن مطلب را پخـش كرده است ، تعزير و اخـراج مـي گردد و دست اندركاران ان تعزير خـواهند شد. در صـورتي كه ثابت شـود قصد توهين در كار بـوده است ، بلاشك فرد توهيـن كننده محكوم به اعدام است. اگر بار ديگر از ايـن گـونه قضايا تكرار گردد ، موجب تنبيه و تـوبيخ و مجازات شديد و جدي مسووليـن بالاي صدا و سيما خـواهد شـد. البته در تمامـي زمينه هـا قـوه قضـاييه اقـدام نمـايـد».
25/11/1367
حكم اعدام نويسنده ايات شيطاني
به دنبال انتشار كتاب موهـن «ايات شيطاني» تـوسط سلمان رشدي ، امام حكـم ارتداد و اعدام وي و ناشران مطلع از محتـواي كفراميز اين كتاب را صادر كردند.
تدويـن و انتشار وسيع كتاب مبتذل «ايات شيطاني» و حمايت رسمي دولتهاي غربي از ان ، سراغازي بر فصل جديد تهاجـم فرهنگي و حمله به مقدسات اسلامي بـود كه اگر مسلمانان جهان در مقابل تـوهينهاي ايـن كتاب از خود حساسيت نشان نمي دادند ، خاكريز اول براحتي فتح شده بـود و پـس از ان مباني ديني و مقدسات و ارزشهاي معنـوي با انواع شيوه ها مورد هجوم قرار مي گرفت. متـن اين پيام مهم به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
به اطلاع مسلمانان غيـور سراسـر جهان مـي رسانـم مـولف كتاب ايات شيطاني كه عليه اسلام و پيامبر و قران تنظيـم و چاپ و منتشر شده است ، همچنيـن نـاشـريـن مطلع از محتـواي ان محكــــوم به اعدام مي باشند. از مسلمانان غيور مي خـواهـم تا در هر نقطه كه انان را يافتند سريعا انها را اعدام نمايند تا ديگر كسـي جرات نكند به مقدسات مسلمين توهين نمايد و هر كـس در ايـن راه كشته شود شهيد است ، ان شاالله. ضمنا اگر كسي دسترسـي به مـولف كتاب دارد ولي خـود قدرت اعدام ان را ندارد او را به مردم معرفـي نمايد تا به جزاي اعمـالـش بـرسـد. والسلام عليكـم و رحمه الله و بـركــاته.
روح الله الموسوي الخميني
3/12/1367
ترسيم منشور روحانيت
امام خميني پيام مهمي را خطاب به مراجع ، روحانيـون و علما صادر كردند. در ايـن پيام كه به «منشـور روحانيت» شهرت يافت ، امام ضمـن تجليل از شهداي حـوزه و روحـانيت در طــول نهضت و انقلاب و دفـاع مقـدس و ذكـر خـدمـات علمـا و فقها در طـول تـاريخ ، خطـر تحجرگرايان و مقـدس نمايان در حـوزه هاي علميه را متذكر شـدنـد و فرمـودند: «طلاب عزيز لحظه اي از فكر ايـن مارهاي خـوش خط و خال كوتاهي نكنند. اينها مروج اسلام امريكايي اند و دشمـن رسـول الله. ايا در مقابل ايـن افعيها نبـايـد اتحاد طلاب عزيز حفظ شـود؟».
ايشـان در ادامه بـا تـوجه به تحليلهاي غلط و قضـاوتهاي غيـــر منصفانه در باره روند ده ساله انقلاب و جنگ تحميلـي ، ضمـن معذرت خواستـن از خانواده هاي شهدا مي نويسند: «از خداوند مي خواهم مرا در كنار شهداي جنگ تحميلـي بپذيرد. ما در جنگ براي يك لحظه هـم نادم و پيشمـان از عملكـرد خـود نيستيـم. راستـي مگـر فـرامـوش كـرده ايم كه ما بـراي اداي تكليف جنگيـده ايـم و نتيجه ، فـرع ان بوده است».
امـام خمينـي در بخشهاي ديگـري از ايـن پيام مهم و تـاريخـي در اواخـر عمر خـود ضمـن تاكيـد بـر حفظ اصـول در گذشته و اينـده انقلاب ، تـوصيه هاي ارزشمندي را به مردم و علما بيان مـي فرمايند.
8/1/1368
اعلان استعفاي قائم مقام رهبري
امام خمينـي مـوافقت خـود را بـا استعفاي قائم مقام رهبـري اعلام كرد. ايشان در پاسخ به درخـواست كتبـي استعفاي قائم مقام رهبري ، مرقـوم داشتنـد: «همان طـور كه نـوشته ايـد رهبـري نظام جمهوري اسلامي كار مشكل و مسووليت سنگيـن و خطيري است كه تحملي بيـش از طاقت شما مي خواهد و به هميـن جهت هم شما و هـم مـن از ابتدا با انتخاب شما مخالف بـوديـم و در ايـن زمينه هـر دو مثل هـم فكـر مـي كرديـم ، ولـي خبرگان به ايـن نتيجه رسيده بـودنـد و مـن هـم نمي خـواستـم در محدوده قانـوني انها دخالت كنـم». امام امت در بخش ديگري از پاسخ خود اورده اند: «به شما نصيحت مي كنـم كه بيت خـود را از افراد ناصالح پاك نماييـد و از رفت و امـد مخالفيـن نظام كه به اسـم علاقه به اسلام و جمهوري اسلامـي خـود را جـــــا مي زنند ، جدا جلوگيري كنيد».
4/2/1368
دستور بازنگري قانون اساسي
امام خميني به منظور اصلاح و تكميل اركان تشكيلات نظام اسلامي طـي نامه اي به رئيـس جمهور وقت ـ حضرت ايت الله خامنه اي ـ هياتي از شخصيتهاي صاحب نظر و كارشناسان را مسـوول بررسي و تدويـن اصلاحات لازم در قانون اساسي بر اساس هشت محـور تعيين شده در ايـن نامه ، نمودند.@#@
اصلاح مواد مربـوط به شرايط رهبري ، تمركز در قوه مجريه و قضاييه و صـدا و سيمـا و وظايف مجمع تشخيص مصلحت نظام بود.
مـواد اصلاح شده قانـون اساسي در تاريخ دوازدهـم اذر 1368 ـ بعد از رحلت امام ـ به نظرخـواهي عمومي گذاشته شد و با اكثريت مطلق ارا به تاييد ملت ايران رسيد.
13/3/1368
دل ارام و قلب مطمئن در ملكـوت اعلي
روح بلند بنيانگذار جمهوري اسلامي ، امام خميني در سـن 87 سالگـي و پس از تحمل چنديـن عمل سخت و طولاني در ساعت 22 و 20 دقيقه به ملكوت اعلي پرواز كرد و به ديدار حق تعالي شتافت و هجرتـش داغي التيام ناپذير بـر قلبهاي مسلمانان ايـران و جهان بـر جاي نهاد.
ايشان در پايان وصيتنامه سياسـي الهي خـود نـوشته اند: «با دلي ارام و قلبـي مطمئن و روحـي شاد و ضميري اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سوي جايگاه ابدي سفر مي كنـم و به دعاي خير شما احتياج مبـرم دارم و از خـداي رحمـن و رحيـم مي خـواهـم كه عذرم را در كوتاهي خدمت و قصور و تقصير بپذيرند و بـا قـدرت و تصميـم و اراده به پيـش بـروند».
بدن مطهر ايشان پـس از تشييع حدود نه ميليـون نفر از عاشقان ان حضرت ، در روز شانزدهـم خرداد در بهشت زهرا و در جـوار حق ارميد و ميليـونها ارادتمند را در فراق خـود تنها گذاشت. پـس از رحلت امام ، مجلس خبرگان در روز چهاردهـم خرداد 1368 با تشكيل جلسه و قرائت وصيتنامه امام خمينـي براي اوليـن بار و بحث و تبادل نظر براي جانشيـن ايشان ، فرزند صالح او حضرت ايت الله خامنه اي را به عنـوان رهبر انقلاب اسلامي و پيشـواي جمهوري اسلامـي ايران انتخاب كـرد. وسلام عليه يـوم ولـد و يـوم مـات و يـوم يبعث حيا.
منابع:
1ـ نهضت امـام خمينـي ، سيـد حميـد روحـانـي.
2ـ كـوثر ـ مجموعه سخنرانيهاي امام خميني ، مـوسسه تنظيـم و نشر اثار امام خميني.
3ـ صحيفه نور.
4ـ حديث بيداري ، حميد انصاري.
5ـ مهاجـر قبيله ايمـان ، حميـد انصـاري.
6ـ زنـدگينـامه سيـاسـي امـام خمينـي ، محمـدحسـن رجبي.
7ـ هفت هزار روز ، غلامـرضـا كـربـاسچـــي.
8ـ شهيدي ديگر از روحانيت.
9ـ خميـن در انقلاب ، محمـدجـواد مـرادينيـا.
10ـ خـاطـرات ايت الله پسنـديـده ، محمـدجـواد مـرادينيا.
11ـ روزنامه جمهوري اسلامي.
ابراهيم اميري
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :