امروز:
چهار شنبه 25 مرداد 1396
بازدید :
1264
آثار و نتايج انقلاب اسلامي در كلام امام خميني (ره)
آثار و نتايج انقلاب اسلامي را با استفاده از فرمايشات امام راحل (ره) و الهام از بياناتشان به شرح ذيل که مي آيد به اين ترتيب برشمرد:
الف. سقوط رژيم سلطنتي و شاهنشاهي و استقرار نظام جمهوري اسلامي
فرو ريختن پايه هاي ظلم و ديكتاتوري
... انقلاب اسلامي ايران با دست تواناي ملت عظيم و با اتكا به خداوند تبارك و تعالي رژيم فاسد شاهنشاهي را كه در طول تاريخ پايه هاي ظلم و ديكتاتوري خود را بر دوش محرومان و مستضعفان مستقر كرده بودند در هم پيچيد و دست چپاولگران و تبهكاران را از ميهن اسلامي خود كوتاه كرد و جمهوري اسلامي را با محتواي قوانين آسماني اسلام بزرگ بنا نهاد.
به رسميت شناختن جمهوري اسلامي
ملت ما در سراسر كشور از مركز تا دور افتاده ترين شهرها و قراء و قصبات با اهداء خون و فرياد الله اكبر جمهوري اسلامي را خواستار شدند و در رفراندم بي سابقه و اعجاب آور، با اكثريت قريب به اتفاق به جمهوري اسلامي راءي دادند و دولت هاي اسلامي و غير اسلامي، رژيم و دولت ايران را به عنوان جمهوري اسلامي به رسميت شناختند.[1]
تحقق حكومت قانوني
آن روز تكليف ما روشن بود و به عبارت ديگر تكليف در مقابل يك جمعيت، يا يك رژيمي كه صاف ايستاده بود و در مقابل مصالح كشور و مصالح اسلام عمل مي كرد، روشن بود و ما هيچ باكي از اين نداشتيم كه ملت را سراسر بر ضد آن رژيم تجهيز كنيم و آنچه كه مي توانيم و در توان داريم، در خدمت اسلام عمل كنيم و به نظر مي آيد كه عمل كرديم و شما ملت ايران همه با هم دست به هم داديد و با بانگ «الله اكبر» و با «لا اله الاالله» جمهوري اسلامي را خواستيد ودر پناه جمهوري اسلامي استقلال و آزادي را خواستيد و بحمدالله جمهوري اسلامي با راءي قاطع ملت تصويب شد و دنبال او هم يك مراحلي به طور معجزه آسا تحقق پيدا كرد و يك حكومت مستقري، قانوني در اين كشور متحقق شد.[2]
جايگزيني حكومت اسلامي به جاي حكومت طاغوتي
شما ملت عزيز با قدرت خودتان، با ايمان خودتان، با تحولي كه درتان واقع شد، دست تبهكاران را در داخل و دست غارتگران را كه از خارج دراز شده بود قطع كرديد، شما يك حكومت طاغوتي را برداشتيد و به جاي او يك حكومت اسلامي گذاشتيد.[3]
ب.قطع ريشه هاي فساد و جلوگيري از نفوذ اجانب
اداره مملكت به دست خودمان
تمام دستهايي كه در اين مملكت قدرتمندي كردند و با قدرتمندي دارند ذخائر ما را مي برند اينها تمام بايد قطع بشود، اين دست ها بايد قطع بشود و كنار بروند. مملكت، مملكت ماست و ما خودمان مي خواهيم اداره كنيم مملكت را، مستشار آمريكايي ما نمي خواهيم.[4]
رانده شدن تمام ريشه هاي رژيم
ما پيروزيمان وقتي است كه دست اين اجانب از مملكت مان كوتاه شود و تمام ريشه هاي رژيم سلطنتي از اين مرز و بوم بيرون برود و همه رانده بشوند و اين كارها و چيزهايي كه اخيرا واقع مي شود و دست و پا مي زنند عمال اجانب كه يا شاه را برگردانند يعني شاه سابق و يا رژيم ديگري و يا رژيم سلطنتي را حفظ كنند، اين مطلب را بايد بدانند كه گذشته است مطلب و اينطور مسائل را كه شما پيش مي آوريد دست و پايي بيش نيست و اگر چنانچه تسليم ملت نشويد، ملت، شما را به جاي خودش مي نشاند.[5]
كوتاهي دست اجانب از مملكت
از حالا به بعد شما در خدمت ملت باشيد، ملت خودتان را خدمت بكنيد اين آب و خاك مال شماست، اينجا مال خودتان بايد باشد، دست اين اجانب بايد كوتاه بشود، چقدر آمريكا بايد از اين مملكت ببرد و بخورد يا انگلستان يا ساير جاها؟[6]
تسليم شاه در مقابل ملت
شما بدانيد كه دنبال سر اين مرد كه خودش هم در اينجا ديگر قدرتمند شده بود و ارتشش كذا و فلان، پشت سر اين تمام قدرتهاي دنيا واقع شده بود: شوروي، آمريكا، منتها بعضي ها تصريح مي كردند، بعضي ها تلويحا، انگلستان چين، ممالك عربي، تمام اينها پشت سر اين ايستاده بودند، لكن ملت مشتهايش را گره كرد و ايستاد، همه را عقب زد و يك آدمي كه اگر مهلتش داده بودند دعوي فرعونيت والوهيت هم مي كرد، همچو شد كه آمد مقابل ملت، با كمال ذلت ايستاد استغفار كرد وملت قبول نكرد.[7]
قطع ايادي ابرقدرتها
قطع ايادي ابرقدرتها از كشور و قطع ظلمي كه بر اينها در سالهاي طولاني مي شد، آن بزرگتر چيزي بود كه بر ما گذشت و بزرگتر چيزي كه ما آرزو داريم اين است كه ... انشاء الله ممالك اسلامي به ما متصل بشوند و ملتهاي مسلمين بيدار بشوند و متوجه به اين بشوند كه اين تبليغاتي كه ابرقدرتها كردند و خودشان را آسيب ناپذير معرفي كردند، اينها حقيقت نداشته است. ديدند ملتها كه ملت ما بزرگتر آسيب را به بزرگتر رژيم وارد كرد و الان هم مشغول است كه آسيب ها را پشت آسيب ها وارد كند و آن بت بزرگي كه براي دنيا درست كرده بودند، ملت ما شكست آن را و مي شكند.[8]
برداشتن ريشه هاي فساد از سر راه اسلام و قرآن
آنها ديدند كه اين ملت، اين پاسداران ملت آنها را به عقب راند و قدرت هاي آنها را شكست و دست هاي آنها را از مخازن ايران كوتاه كرد، امروز كه آنها ضربه ديدند حيله هاي آنها بيشتر به كار افتاده است، نوكرهاي آنها بيشتر مشغول حيله شدند، در اطراف ايران نوكرهاي اينها آشوب مي كنند، ملت ما بايد هشيار باشد و اتكال به خدا بكند و اين تتمه اي كه از آن ريشه هاي فساد بوده است از سر راه اسلام و قرآن بردارد.[9]
بيرون راندن شيطانها از حريم اسلام
اين تحولي كه در جوان هاي ما، در انسانها، آنهايي كه متعهد هستند پيدا شده است. اين بود كه با همت شما جوانان، همه قشرها، زن و مرد، بزرگ و كوچك اين سد باطل را، سد شيطاني را شكستيد و شيطانها را از حريم اسلام بيرون كرديد.[10]
نجات يافتن از فساد و فحشا
آن همه مراكز شهوت و آن همه مراكز فحشا درست كردند و عرضه كردند بر اين ملت در طول اين ده ها سال اخير كه شدت پيدا كرد و در زمان محمدرضا از همه وقت بيشتر شدت داشت ... . اگر اين انقلاب به داد ايران نرسيده بود، ايران در سراشيبي محو و فنا واقع شده بود كه اصلا اسمش از تاريخ بايد محو بشود.[11]
كوتاهي دست تجاوز و انگلهاي منحرف از كشور
و امروز ايران اسلامي به بركت ايمان قوي و تعهد به اسلام و تحول عظيمي كه در اقشار مختلفه حاصل شده است، دست شرق و غرب و انگل هاي منحرف را از كشور خود كوتاه و به هيچ قدرتي اجازه نمي دهد كوچكترين دخالتي در كشور اسلامي ايران نمايد و اين خود حجت قاطعي است براي مسلمانان و مظلومان جهان كه با خواست ملتها كسي نمي تواند دست تجاوز دراز كند و با آن مخالفت نمايد.[12]
ج. جنبش بيداري اسلامي (بنيادگرايي اسلامي)
طنين آواي انقلاب در ديگر كشورها
آواي انقلاب بزرگ ايران در كشورهاي اسلامي و ديگر كشورها طنين انداز و افتخار ساز است شما ملت شريف، به جوانان غيور ملتهاي اسلامي هشدار داده ايد اميد است با دست تواناي شما، پرچم پر افتخار حكومت اسلامي در تمام اقطار به اهتزاز درآيد، اين است مسئلت من از خداوند تعالي.[13]
مفتاح نجات اسلام و عدالت
در عصر ما مي رفت كه با كجروي هاي سلسله پهلوي، حلقوم گشاد آنان و دارو دسته اربابان آنان اسلام و مصالح آن را ببلعد و عدالت و استقلال و آزادي را در زير چكمه هاي ديكتاتوري پرده ريا و تزوير به نابودي بكشد كه نهضت ملت بزرگ ايران كه در 12 محرم 83، 15 خرداد سال 42 به شكوفايي گراييد، پرده هاي تزوير و عوام فريبي شاه را پاره كرد و قتل عام شاهانه و فداكاري ملت، مبداء عظيمي در تاريخ ايران گرديد و مفتاح نجات اسلام و عدالت به دست آمد و نطفه مقاومت ملي منعقد و با تربيت و روشنگري روشنگران، رو به رشد و تكامل نهاد.[14]
مطرح شدن اسلام شيعي در سطح جهان
يكي از خصلت هاي ذاتي تشيع از آغاز تاكنون مقاومت و قيام در برابر ديكتاتوري و ظلم است كه در تمامي تاريخ شيعه به چشم مي خورد، هر چند كه اوج اين مبارزات در بعضي از مقطع هاي زماني بوده است درصد سال اخير، حوادثي اتفاق افتاده است كه هر كدام در جنبش امروز ملت ايران تأثيري داشته است انقلاب مشروطيت، جنبش تنباكو و قابل اهميت فراوان است تاسيس حوزه علمي ديني در بيش از نيم قرن اخير در شهر قم و تأثير اين حوزه در داخل و خارج كشور ايران و نيز تلاش روشنفكران مذهبي در داخل مراكز دانشگاهي و قيام سال 42-41 ملت ايران به رهبري علماء اسلامي كه تا امروز ادامه دارد، همه عواملي هستند كه اسلام شيعي را در سطح جهاني مطرح مي كند.[15]
نقش نهضت ايران در بيداري ملتها
ما اميد اين را داريم كه اين نهضت ايران روشن كند مسائل را به همه ملتها و روشن كرده است نسبت به ملتها. ملتها الان با ما هستند، اگر سرنيزه را از اين ملتها بردارند، از عراق بردارند، از- نمي دانم - تركيه بردارند، از جاهاي ديگر بردارند، همه يكصدا با ما موافقند. سرنيزه جلو را گرفته است منتها ايران سرنيزه را شكست، ايران ايستاد، ملت ضعيف ايستاد در مقابل قدرت قوي و اين سرنيزه هاي اينها را شكست و خودشان را هم بيرون كرد. ملتهاي ديگر هم اگر بيدار بشوند، بتوانند كه دولت ها را همراه كنند، دولت ها نصايح ما را بشنوند كه با ملتها يكي باشيد ... و اسلام، همه با هم مي شوند.[16]
به اهتزاز در آوردن بيرق اسلام در همه قطبهاي زمين
من اميدوارم كه شما جوانان، خواهران و برادران همانطور كه از اول نهضت با كوشش، انقلاب بزرگ را تحقق بخشيديد از اين به بعد هم با وحدت كلمه و با اتكال به خداي تبارك و تعالي اين نهضت را ادامه دهيد.
[1] . صحيفه نور جلد:8 صفحه :255 تاريخ سخنراني :28/5/58
[2] . صحيفه نور جلد:15 صفحه :10 تاريخ سخنراني :25/3/60
[3] . صحيفه نور جلد:19 صفحه :62 تاريخ سخنراني :23/6/63
[4] . صحيفه نور جلد:2 صفحه :192 تاريخ سخنراني :2/8/57
[5] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :280 تاريخ سخنراني :12/11/57
[6] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :42 تاريخ سخنراني :17/11/57
[7] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :45 تاريخ سخنراني :17/11/57
[8] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :50 تاريخ سخنراني :28/9/58
[9] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :58 تاريخ سخنراني :29/9/58
[10] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :175 تاريخ سخنراني :12/10/58
[11] . صحيفه نور جلد:16 صفحه :189 تاريخ سخنراني :23/3/61
[12] . صحيفه نور جلد:19 صفحه :320 تاريخ سخنراني :25/5/64
[13] . صحيفه نور جلد:3 صفحه :227 تاريخ سخنراني :1/9/57
[14] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :010 تاريخ سخنراني :6/10/57
[15] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :188 تاريخ سخنراني :19/10/57
[16] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :31 تاريخ سخنراني :26/9/58
@#@ ما در بين راه هستيم و بايد راه طولاني را طي كنيم و آن راه طولاني اين است كه بيرق اسلام را در همه قطب هاي زمين به اهتزاز درآوريم ... ما بايد اسلام را به پيش ببريم و در همه جاي دنيا انشاء الله اسلام را صادر كنيم و قدرت اسلام را به تمام ابرقدرتها بفهمانيم.[1]
پياده نمودن احكام الهي در همه ممالك
ما بايد كوشش كنيم كه از خودمان گرفته تا برادرهاي اسلامي و برادرهاي ديني خودمان در همه كشورهاي اسلامي، به حق توجه كنيم و حق را پياده كنيم. مجرد حرف نباشد كه ما فقط يك شعاري بدهيم كه حق آمد و باطل رفت. آمدن حق شعار نيست، آمدن حق عمل است. آمدن حق نشان دادن به حسب اعتقادات و اخلاق و اعمال است، پياده كردن همه احكام الهي است و اگر چنانكه احكام الهي در يك ملت پياده بشود باطل از آن ملت كوچ كند و اگر در همه ملتهاي اسلامي، احكام الهي، اخلاقي كه سفارش شده است، اخلاق انساني، عقايد ايماني پياده بشود خود به خود باطل زاهق (رفتني و نابود) مي شود. بايد توجه داشته باشند كه مفاد اين آيه شريفه (( جاء الحق )) را متحقق كنند تا باطل خود به خود از بين برود.[2]
انقلاب عميق عمومي در مقابل جهانخواران ضد بشر
اميد آن است كه يك انقلاب عميق عمومي در سراسر جهان در مقابل جهانخواران ضد بشريت تحقق يابد انقلاب ايران با قدرت به پيش مي رود و هر روز انسجام و استحكامش فزوني مي يابد[3]
معرفي آفتاب فروزنده اسلام به مظلومان و مستضعفان
17 شهريور 57 و نظاير آن كه قبل از پيروزي انقلاب و پس از آن بسيار بوده است و ملت مجاهد ايران بحمدالله تعالي در همه آنها پيروزمندانه و شرافتمندانه و سرافرازانه در سركوبي ستمكاران، قيام و اقدام نمودند، جلوه الهي و قدرت پايان ناپذير ايمان به غيب را در جهان پرتو افكن ساخت و آفتاب فروزنده اسلام را كه از گريبان مجاهدان در راه حق سربرآورد، به عالميان بويژه مظلومان و مستضعفان معرفي نمود و به آنان درس پربركت جانبازي در راه هدف الهي را آموخت.[4]
دورنماي صدور انقلاب اسلامي (گسترش جنبش مستضعفان جهان عليه مستكبران)
ما امروز دورنماي صدور انقلاب اسلامي را در جهان مستضعفان و مظلومان بيش از پيش مي بينيم و جنبشي كه از طرف مستضعفان و مظلومان جهان عليه مستكبران و زورمندان شروع شده و در حال گسترش است، اميد بخش آتيه روشن است و وعده خداوند تعالي را نزديك و نزديكتر مي نمايد. گويي جهان مهيا مي شود براي طلوع آفتاب ولايت از افق مكه معظمه و كعبه آمال محرومان و حكومت مستضعفان. تحولي كه كمتر از صد سال بعيد به نظر مي رسيد با تقدير خداي بزرگ در اين ايام معدوده و ساعات محدوده تحقق يافت و جلوه اي از وعده قرآن كريم نورافشاني كرد و چه بسا كه اين تحول و دگرگوني، در مشرق زمين و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق يابد وليس من الله بمستنكر كه دهر را در ساعتي بگنجاند و جهان را به مستضعفان، اين وارثان ارض بسپارد و آفاق را به جلوه الهي ولي الله الاعظم صاحب العصر ارواحنا له الفداء روشن فرمايد و پرچم توحيد و عدالت الهي را در عالم بر فراز كاخ ‌هاي سپيد و سرخ مراكز ظلم و الحاد و شرك به اهتزاز در آورد. و ما ذلك علي الله بعزيز. [5]
رساندن نداي اسلام به گوش جهانيان
شما حامل پيام ملتي هستيد كه با انقلاب خود كشوري را كه مي رفت با شرق زدگي و از آن بيشتر غرب زدگي در الحاد و فساد و فحشا غرق شود نجات داده و حكومت اسلامي را به جاي حكومت طاغوتي جايگزين نموده اند. همان مردمي كه تصميم دارند با صدور پيام انقلاب اسلامي شان نه تنها كشورهاي اسلامي كه مستضعفان جهان را به اسلام عزيز و حكومت عدل اسلامي آشنا سازند. شما نمايندگان مردمي هستيد كه انقلاب اسلامي شان با عمركوتاه خود و گرفتاري هاي طاقت فرساي حاصل از رويارويي با دو ابرقدرت و مقابله دو بلوك شرق و غرب با آن و خرابكاري هاي تروريست هاي وابسته به دو جناح ستمگر تنها و تنها به بركت اسلام و نورانيت آن و مقاومت مردم توانسته است كشورهاي اسلامي را در شرق و غرب ارض و مظلومان جهان را در سراسر گيتي تكان داده و به اسلام جلب نمايد و توانسته است نداي اسلام را هر چند ضعيف به گوش جهانيان رسانده و نظر آنان را به خود جلب كند.[6]
راه انداختن موج اسلام
يك دسته هم واقعا مسلمان و دنبال اين كه اسلام بايد باشد، اين براي همين موجي است كه از اين جا بلند شده است و شما ملت اسلام اين موج را راه انداختيد.[7]
نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام
مسؤولان ما بايد بدانند كه انقلاب ما محدود به ايران نيست. انقلاب مردم ايران نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچمداري حضرت حجت - ارواحنا فداه - است كه خداوند بر همه مسلمانان و جهانيان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد. مسايل اقتصادي و مادي اگر لحظه اي مسؤولين را از وظيفه اي كه بر عهده دارند منصرف كند، خطري بزرگ و خيانتي سهمگين را به دنبال دارد. بايد دولت جمهوري اسلامي تمامي سعي و توان خود را در اداره هر چه بهتر مردم بنمايند، ولي اين بدان معنا نيست كه آنها را از اهداف عظيم انقلاب كه ايجاد حكومت جهاني اسلام است منصرف كند.[8]
د.همبستگي در سازندگي و شكل گيري جامعه و حکومت ديني و مردمي
حاكميت شايسته سالاري بر اساس موازين عقل و قانون
الان مردم ... يكپارچه ايستاده اند مي گويند ... مقدرات هر مملكت دست خود افراد خود مملكت است، ما اين را نمي خواهيم، برود، ما خودمان يكي را تعيين مي كنيم، اين مقدرات ما روي موازين روي موازين عقلي و عقلايي، روي قوانين، دست اشخاصي كه بايد باشد، باشد.[9]
حاكميت قانون در اسلام
همه چيزش بايد سرجاي خودش محكم باشد و موازين بايد موازين الهي باشد و مملكت يك مملكت اسلامي باشد، قانون اسلام باشد. در اسلام يك چيز حكم مي كند و آن قانون است، زمان پيغمبر هم قانون حكم مي كرد، پيغمبر مجري بوده، زمان اميرالمؤ منين هم قانون حكم مي كرد.[10]
اجراي قوانين مترقي اسلام
بيش از نود و پنج در صد مردم ايران مسلمانند و خواستار استقرار حكومت اسلامي و اجراي قوانين مترقي اسلامند و تمامي قشرها در سراسر كشور، در اين خواسته ها هم صدا و در صف واحدند.[11]
جامعه مترقي و پيشرو با تكيه بر اسلام
آنچه مهم است ضوابطي است كه اگر درافرادي كه براي قبول مسؤوليت ها انتخاب شوند رعايت شود و نيز ضوابطي كه عمل و رعايت آنها بايد براي دولت ها غير قابل اجتناب شناخته شود، بوجود آمدن جامعه اي مترقي و پيشرو را مي توان جدا اميدوار بود و همين مسئله مهم است كه امروز در دنيا مورد توجه نيست و ما با تكيه بر اسلام مي خواهيم به ياري خداي تعالي حقيقتي خيره كننده را به دنيا معرفي كنيم.[12]
نوسازي جامعه به نفع مستضعفين
تنها با استقرار حكومت عدل اسلامي مورد تأييد و پشتيباني مردم و با شركت فعالانه همه ملت است كه مي توان خرابي هاي عظيم فرهنگي و اقتصادي و كشاورزي را كه رژيم فاسد شاه بوجود آورده است جبران نموده و نوسازي مملكت را به نفع طبقات زحمتكش و مستضعف آغاز نمود.[13]
حكومت خدمتگزار ملت است نه آقاي ملت
بايد ما دنبال بكنيم تا اينكه نهضت را به آخر برسانيم و يك حكومت عادل در اينجا باشد، يعني يك حكومتي باشد كه نخواهد جيب خودش راپر بكند، يك حكومتي باشد كه خودش را از ملت بداند و خدمتگزار بداند، نه خودش را آقاي ملت بداند اين حكومتهايي كه داشتيم سلاطين هميشه اينطور بودند كه اينها عقيده شان اين بوده است كه همه اينها عبد ما هستند، همه اين ملتها عبيد ما هستند، اين بر خلاف سنت انبياء بوده است برخلاف سنت اولياء بوده است، بر خلاف عقل انساني است، بر خلاف حقوق بشر است، بر خلاف قوانين دنياست.[14]
همبستگي بين اقشار بهترين ثمره نهضت
ما در اين نهضت اخير، آنچه را كه مي توانم بگويم بهترين ثمرات اين نهضت است، اين وحدتي كه حاصل شد بين قشرهاي مختلف، دانشگاهي به روحانيين نزديك شد، روحانيين به آنها نزديك شدند ... و شما الان مي بينيد كه در سرتاسر ايران تمام طبقات با هم همفكر و هم عقيده و يك صدا جمهوري اسلامي را مي خواهند اينكه همه چيز را ما بدست آورديم و انشاء الله بعد هم بدست مي آوريم، اين براي همين هم پيوستگي است كه بين اقشار ملت حاصل شد و ما بايد اين همبستگي را نگه داريم.[15]
دوران سازندگي دوران بهره مندي محرومين از ثمرات انقلاب
ملت من ! برادران و خواهران دلير و مبارز ايدهم الله تعالي ! اينك به مرحله حساسي از دوران انقلاب اسلامي خود رسيده ايم. دوران سازندگي، دوراني كه بايد از ثمرات انقلابمان مردم محروم و ستمديده ايران بهره مند شوند، دوراني كه بايد شكوه نظام عدل اسلامي را لمس كنيد، دوراني كه همه بايد دست به دست هم بدهيم تا ريشه فقر و استضعاف را بر كنيم.[16]
همه كشور مال همه ملت
بايد همانطوري كه الان مطرح است نمايندگان را تعيين بكنيم براي اينكه قانون اساسي درست بشود، نمايندگان را تعيين بكنيم براي اينكه مجلس درست بشود مجلس ملي باشد يك مجلس فرمايشي نباشد اين احساس بايد در ما پيدا بشود كه اين مملكت عائله ما هستند و خانه ماست. اين خانه رابايد درستش بكنند. صاحبخانه هم يكي نيست، دو تا نيست، همه اند. اينطور نيست كه صاحبخانه اي داشته باشيم.
[1] . صحيفه نور جلد:12 صفحه :110 تاريخ سخنراني :29/2/59
[2] . صحيفه نور جلد:13 صفحه :47 تاريخ سخنراني :4/6/59
[3] . صحيفه نور جلد:16 صفحه :113 تاريخ سخنراني :15/1/61
[4] . صحيفه نور جلد:17 صفحه :11 تاريخ سخنراني :17/6/61
[5] . صحيفه نور جلد:18 صفحه :11 تاريخ سخنراني :15/3/62
[6] . صحيفه نور جلد:19 صفحه :45 تاريخ سخنراني :7/6/63
[7] . صحيفه نور جلد:19 صفحه :212 تاريخ سخنراني :5/6/64
[8] . صحيفه نور جلد:21 صفحه :810 تاريخ سخنراني :2/1/68
[9] . صحيفه نور جلد:2 صفحه :140 تاريخ سخنراني :20/7/57
[10] . صحيفه نور جلد:11 صفحه :171 تاريخ سخنراني :11/10/58
[11] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :70 تاريخ سخنراني :23/9/57
[12] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :128 تاريخ سخنراني :13/10/57
[13] . صحيفه نور جلد:4 صفحه :720 تاريخ سخنراني :22/10/57
[14] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :40 تاريخ سخنراني :17/11/57
[15] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :010 تاريخ سخنراني :30/11/57
[16] . صحيفه نور جلد:5 صفحه :274 تاريخ سخنراني :20/1/58
@#@ همه ملت است و همه كشور. همه كشور مال همه ملت است. اينها بايد خودشان بنشينند درستش بكنند.[1]
پياده كردن اساس اسلام با قانون اساسي
مسئله اصلي كه حالا بايد همه به آن توجه بكنند اين است كه اين قانون اساسي كه اساس اسلام را ما مي خواهيم پياده بكنيم، اين قانون اساسي درست بشود.[2]
تحقق اساس حكومت مرحله اصلي همبستگي
همه مابايد با هم دست به هم بدهيم كه اين مرحله اصلي را، اينها را محقق كنيم مراحل بعد آسان است ديگر. مهم اين است كه اين مراحل بگذرد كه مملكت ما يك حكومت مستقر پيدا بكند، يك رييس جمهوري پيدا بكند، يك مجلس شورا پيدا بكند كه اساس حكومت كه اصل است تحقق پيدا بكند.[3]
تفاهم بين ملت و دولت
هر دولتي كه متكي بر ملت نباشد بلكه مقابل ملت بايستد، اين عاقبتش، ولو يك قدري هم طولاني باشد، عاقبتش به همين عاقبتي كه اين پدر و پسر منتهي شدند، منتهي خواهد شد ... ملتها و دولت ها بايد با هم تفاهم داشته باشند يعني دولت جوري باشد، ارتش جوري باشد، شهرباني جوري باشد، ژاندارمري جوري باشد كه مردم به آنها محبت داشته باشند، احساس دوستي و محبت بكنند نه اينكه وقتي كه شهرباني بيايد يا ماءمور شهرباني بيايد توي بازار، مردم از او بترسند و از او تنفر داشته باشند چنانكه ... در طول سلطنت اينطور بوده است ... .
... الان همه ما، همه قشرهاي اين ملت مكلفند كه براي اين مملكت كار بكنند تا اينكه با كار، اين مملكت اداره بشود، درست بشود. مملكت مال خودتان است، خودتان براي خودتان داريد كار مي كنيد و انشاء الله من اميدوارم كه همه ما به وظايفمان آشنا بشويم.[4]
لزوم توجه افكار به تنظيم و تصويب قانون اساسي
الان همه افكار بايد متوجه به اين باشد كه قانون اساسي مان چه جوري است، نظر بدهيم و باز تمام افكارمان متوجه به اين باشد. كه چه اشخاصي را ما براي تنظيم قانون اساسي و تصويب قانون اساسي بايد تعيين بكنيم.[5]
اداره مملكت با خود ملت
همين ملتي كه يك همچو نهضتي كرد و يك همچو پيروزي برايش حاصل شد، بايد اين مملكت را خود ملت اداره بكند، هر كس به هر اندازه اي كه مي تواند.[6]
احساس تعاون در ملت از بركات انقلاب
اين بركتي كه از ناحيه انقلاب پيدا شده است كه خود ملت مشغولند، اين احساسي كه در ملت ما پيدا شده است كه بايد تعاون كند، بايد اعانت كند، اين از بركات اين انقلاب است.[7]
جهاد سازندگي نهاد جوشيده از ملت
يكي از نهادهايي كه از خود ملت جوشيد و متكفل آن خود ملت بود، همين جهاد سازندگي بود. كميته ها و پاسداران و همه اين نهادهاي تازه و جديد بدون اينكه يك سازماني در كار باشد خود همان مردم درست كردند و مادامي كه اين معنا باشد كه مردم خودشان موظف مي دانند خودشان را براي ساختن، آسيب نخواهند ديد.[8]
تحقق دولت مردمي
الان شما در سرتاسر كشور ملاحظه بكنيد از نخست وزير و رييس جمهورش بگيريد تا آن پايين ها هر كه هست، مي بينيد كه يك مردمي هستند كه از خود مردم هستند رييس جمهور يك طلبه اي بوده است سابق و بعد هم يك آقايي شده است و بعد شده است رييس جمهوراين هم يك مسأله اي است كه الان در ايران تحقق پيدا كرده است جاهاي ديگر نيست اين مسائل كه همه مردمي هستند و همه هم با هم هستند و لهذا هم مردم پشتيبان دولتند و هم مردم پشتيبان ارتشند، هم ارتش و دولت با مردم هستند.[9]
حكومت رسول اكرم و اميرالمؤ منين (سلام الله عليهما)
ما در جمهوري اسلامي داريم زندگي مي كنيم، جمهوري اسلامي كه در اسلام مثل رسول اكرم، مثل اميرالمومنين سلام الله عليهما بر آن حكومت كرده اند، خواهيم يك همچو حكومتي باشد، يك همچو حكومتي كه كفش وصله خورده خودش را مي گويد از اين رياست ها پيش من ارزشش بيشتر است، يا رياست ها ارزشش كمتر از اين است شما بايد در روحيه تان اين مطلب را حفظ كنيد و مردم هم بايد مواظب شما باشند و مواظب همه اينها باشند و هر يك از ما و شما و همه خواستيم كه از آن راهي كه اسلام داشته است از اول راهي كه داشته است و از آن طريقه اي كه انبيا داشته اند ما بخواهيم عبور كنيم، آن روز نمونه شكست پيروزي اسلام پيدا مي شود و تا يك همچو مسأله اي پيدا نشده پيروزي در جاي خودش شك نكنيد كه هست.[10]
مسؤوليت همه اقشار در اداره كشور
امروز كه بحمدالله ايران به دست ايران و ايراني اداره مي شود و همه شؤ ون كشور در دست خود ايرانيان و خود دلبستگان به اسلام رهبري مي شود، امروز روزي است كه همه قشرهايي كه در اين كشور مسؤول هستند.[11]
جمهوري اسلامي رهين مردم
فرق ما بين جمهوري اسلامي و شاهنشاهي اين است كه جمهوري اسلامي از مردم است و جمهوري اسلامي رهين همين مردم عادي كشور است و شاهنشاهي مي گفت نه، من اينطور نيست كه به مردم كار داشته باشم ... مردم بايد تحت سلطه ما باشند و با مردم آنطور مي كرد.[12]
مسؤوليت پذيري مردم در كشور آزاد و مستقل
امروز كشور شما دست خودتان است. نه يك كسي بالاي سر شماست كه بخواهد به شما حكومت كند، نه مستشاري از كشورهاي ديگر داريد و نه كارشناسان همه چيز دست خود شماست و مسؤول، خود شماييد در رژيم سابق ملت مي گفت خوب، من چه كنم، به دست من چيزي نيست، ... امروز كه همه چيز در دست خود شماهاست. ديگر اين عذر پذيرفته نيست كه من چه كنم.[13]
دولت بدون مشاركت ملت محكوم به شكست است
دولت چنانچه كرارا تذكر داده ام بي شركت ملت و توسعه بخش هاي خصوصي جوشيده از طبقات محروم مردم و همكاري با طبقات مختلف مردم با شكست مواجه خواهد شد. كشاندن امور به سوي مالكيت دولت و كنار گذاشتن ملت، بيماري مهلكي است كه بايد از آن احتراز شود ... آزادي بخش خصوصي به صورتي باشد تا هر چه بهتر بشود به نفع مردم محروم و مستضعف كار كرد، نه چون گذشته تعدادي از خدا بي خبر در تمام امور تجاري و مالي مردم سلطه پيدا كنند.[14]

[1] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :13 تاريخ سخنراني :6/3/58
[2] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :124 تاريخ سخنراني :25/3/58
[3] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :134 تاريخ سخنراني :26/3/58
[4] . صحيفه نور جلد:7 صفحه :240 تاريخ سخنراني :10/4/58
[5] . صحيفه نور جلد:9 صفحه :010 تاريخ سخنراني :22/6/58
[6] . صحيفه نور جلد:10 صفحه :40 تاريخ سخنراني :2/8/58
[7] . صحيفه نور جلد:10 صفحه :121 تاريخ سخنراني :12/8/58
[8] . صحيفه نور جلد:12 صفحه :187 تاريخ سخنراني :27/3/59
[9] . صحيفه نور جلد:16 صفحه :12 تاريخ سخنراني :30/10/60
[10] . صحيفه نور جلد:16 صفحه :33 تاريخ سخنراني :19/11/60
[11] . صحيفه نور جلد:17 صفحه :151 تاريخ سخنراني :26/10/61
[12] . صحيفه نور جلد:18 صفحه :120 تاريخ سخنراني :13/10/62
[13] . صحيفه نور جلد:18 صفحه :213 تاريخ سخنراني :11/11/62
[14] . صحيفه نور جلد:19 صفحه :810 تاريخ سخنراني :22/11/63
مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني - تحولات اجتماعي و انقلاب اسلامي از ديدگاه امام خميني(ره)
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :