امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1430
هجرت به قم؛ تحصيل و تدريس
اندكي پس از هجرت آيه الله العظمي حاج شيخ عبدالحريم حايري يزدي رحمه الله عليه (نوروز 1300. ش ، مطابق با رجب المرجب 1340 هجري قمري) امام خميني نيز رهسپار حوزه علميه قم گرديد و به سرعت مراحل تحصيلات تكميلي علوم حوزوي را نزد اساتيد حوزه قم طي كرد . كه مي توان از فراگرفتن تتمه مباحث كتاب مطول ( در علم معاني و بين ) نزد مرحوم آقا ميرزا محمد علي اديب تهراني و تكميل دروس سطح نزد مرحوم آيه الله سيد محمد تقي خوانساري ، و بيشتر نزد مرحوم آيه الله سيد علي يثربي كاشاني و دروس خارج فقه و اصول نزد زعيم حوزه قم حاج شيخ عبدالكريم حائري يزدي نام برد .
هم زمان با فراگيري فقه و اصول نزد فقها و مجتهدين وقت به فراگيري رياضيات و هيئت و فلسفه نزد مرحوم حاج سيد ابوالحسن رفيعي قزويني و ادامه همين دروس به اضافه علوم معنوي و عرفاني نزد مرحوم آقا ميرزا علي اكبر حكيمي يزدي و عروض و قوافي و فلسفه اسلامي و فلسفه غرب را نزد مرحوم آقا شيخ محمد رضا مسجد شاهي اصفهاني و اخلاف و عرفان را نزد مرحوم آيه الله حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي و عالي ترين سطوح عرفان نظري و علمي را به مدت شش سال نزد مرحوم آيه الله آقا ميرزا محمد علي شاه آبادي بپردازد .
پس از رحلت آيه الله العظمي حايري يزدي تلاش امام خميني به همراه جمعي ديگر از مجتهدين حوزه علميه قم به نتيجه رسيد و آيه الله العظمي بروجردي ( ره ) به عنوان زعيم حوزه علميه عازم قم گرديد .
مشي سياسي حضرت امام كه سخت معتقد به حفظ كيان حوزه ها و اقتدار روحانيت و زعامت ديني به عنوان تنها پناهگاه مردم در آن روزهاي خطير و پر آشوب بود ، موجب مي شد تا آن حضرت عليرغم شايستگي ها و اختلاف نظرها ، همواره علم و فضل و تلاش خويش را در خدمت به تحكيم حوزه تازه تاءسيس علميه قم و به عنوان مدافعي دلسوز در كنار آيه الله العظمي حايري و بروجردي باقي بماند . پس از رحلت آيه الله بروجردي نيز امام خميني علي رغم روي كرد گسترده طلاب و فضلا و جامعه اسلامي به ايشان به عنوان يكي از مراجع تقليد ، از هر گونه اقدامي كه شائبه موقعيت طلبي و مقام خواهي داشته باشد به شدت پرهيز داشت
حضرت امام طي سالهاي طولاني در حوزه علميه قم به تدريس چندين دوره فقه ، اصول ، فلسفه و عرفان و اخلاف اسلامي در مدرسه فيضيه ، مسجد اعظم ، مسجد محمديه ، مدرسه حاج ملا صادق ، مسجد سلمان ، و ... همت گماشت و در حوزه علميه نجف نيز قريب 14 سال در مسجد شيخ اعظم انصاري ( ره ) معارف اهل بيت و فقه را در عالي ترين سطوح تدريس نمود و در نجف بود كه براي نخستين بار مباني نظري حكومت اسلامي را در سلسله درسهاي ولايت فقيه بازگو نمود . به گفته شاگردان ايشان درس امام خميني از معتبرترين كانونهاي درسي حوزه محسوب مي شد و در برخي از دوره ها - سالهاي تدريس در حوزه علميه قم - شاگردان حاضر در محضر استاد به 1200 نفر هم رسيده بود كه در ميان آنان دهها تن از مجتهدين مسلم و شناخته شده حاضر بودند .
ماجراي انجمنهاي ايالتي و ولايتي فرصتي پديد آورد تا ايشان در رهبري قيام روحانيت ايفاي نقش كند و بدين ترتيب قيام سراسري روحانيت و ملت ايران در 15 خرداد سال 1342 با دو ويژگي برجسته يعني رهبري واحد امام خميني و اسلامي بودن انگيزه ها ، شعارها هدفهاي قيام ، سرآغازي شد بر فصل نوين مبارزات ملت ايران كه بعدها تحت نام (( انقلاب اسلامي )) در جهان شناخته و معرفي شد .
كودتاي رضاخان در سوم اسفند 1299 شمسي كه بوسيله انگليسي ها حمايت و سازماندهي شده بود هر چند كه به سلطنت قاجاريه پايان بخشيد و تا حدودي حكومت ملوك الطوايفي خوانين و اشرار پراكنده را محمود ساخت اما در عوض آنجنان ديكتاتوري پديد آورد كه در سايه آن هزار فاميل بر سرنوشت ملت مظلوم ايران حاكم شدند و دودمان پهلوي به تنهايي عهده دار نقش سابق خوانين و اشرار گرديد .
امام خميني علاقه خاصي به پيگيري مسائل سياسي و اجتماعي داشت . رضا خان پس از محكم كردن پايه هاي سلطنت خويش در همان سالهاي نخست برنامه هاي وسيعي را در جهت زدودن آثار فرهنگ اسلامي در جامعه ايران به معرض اجرا گذاشت . علاوه بر اعمال انواع تضييقات براي روحانيون ، طي دستور العملهاي رسمي مجالس روضه و خطابه هاي مذهبي را تعطيل كرد ، تدريس امور ديني قرآن در مدارس و اقامه نماز جماعت را ممنوع و زمزمه كشف حجاب بانوان مسلمان ايراني را آغاز كرد . قبل از آنكه رضاخان عملا و در سطحي گسترده هدفهاي خود را علني سازد ، روحانيت متعهد ايران نخستين قشري بود كه با آگاهي از اهداف پشت پرده به مخالفت و اعتراض برخاست . علماي متعهد اصفهان به رهبري آيه الله حاج آقا نور الله اصفهاني در سال 1306 هجري شمسي دست به هجرت اعتراض آميز به قم و تحصن در اين شهر زدند اين حركت از سوي علماي ديگر شهرها نيز همراهي شد . هجرت و تحصن 105 روز علما در قم ( 21 شهريور تا 4 ديماه 1306 ه' ش ) به عقب نشيني ظاهري رضاخان انجاميد و نخست وزير وقت ( مخبر السلطنه ) متعهد به اجراي شرايط متحصنين گرديد ، با شهادت رهبر قيام در ديماه 1306 به دست عمال رضا خان ، تحصن عملا پايان يافت .
اين ماجرا فرصتي بود براي طلبه اي جوان ، با استعداد و داراي روحي سلحشور به نام روح الله خميني تا با حضور در متن جريان از نزديك با مسائل مبارزه و چگونگي ستيز روحانيت و رضا خان آشنا بود . از سوي ديگر چند ماه پيش از اين ، در نوروز سال 1306 هجري شمسي ماجراي درگيري روياروي آيه الله بافقي با رضا خان در قم و محاصره اين شهر بوسيله نيروهاي نظامي و مضروب شدن اين عالم مجاهد بوسيله شاه و تبعيد او به شهر ري به وقوع پيوست . اين حادثه و ماجراهاي مشابه و جرياناتي كه در مجلس قانونگذاري اين ايام مي گذاشت بويژه مبارزات ، رواني نامدار و مجاهد آيه الله سيد حسن مدرس تاءثير خود را بر روح حساس و پرشور امام بر جاي مي نهاد .
پس از رحلت آيه الله العظمي حايري ( 10 بهمن 1315 ه' ش ) حوزه علميه قم را خطر انحلال تهديد مي كرد . علماي متعهد به چاره جويي برخاستند . مدت هشت سال سرپرستي حوزه عليمه قم را آيات عظام : سيد محمد حجت ، سيد صدرالدين و سيد محمد تقي خوانساري رضوان الله عليهم بر عهده گرفتند در اين فاصله و بخصوص پس از سقوط رضاخان ، شرايط براي تحقق مرجعيت عظمي فراهم گرديد . آيه الله العظمي بروجردي شخصيت علمي برجسته اين بود كه مي توانست جانشين مناسبي براي مرحوم حايري و حفظ كيان حوزه باشد . اين پيشنهاد از سوي شاگردان آيه الله حايري و از جمله امام خميني تعقيب شد . امام خميني كه با دقت شرايط سياسي جامعه و وضعيت حوزه ها را زير نظر داشت دريافته بود كه تنها نقطه اميد به رهايي و نجات از شرايط ذلت باري كه پس از شكست مشروطيت و بخصوص پس از روي كار آوردن رضاخان پديد آمده است ، بيداري حوزه هاي علميه و پيش از آن تضمين حيات حوزه ها و ارتباط معنوي مردم با روحانيت مي باشد .
امام خميني در تعقيب هدفهاي ارزشمند خويش در سال 1328 طرح اصلاح اساسي ساختار حوزه علميه را با همكاري آيه الله مرتضي حايري تهيه و به آيه الله بروجردي ( ره ) پيشنهاد داد . اين طرح از سوي شاگردان امام و طلاب روشن ضمير حوزه مورد استقبال و حمايت قرار گرفت .
حضرت امام در تمام دوران زعامت آيه الله بروجردي ( ره ) سعي خويش را در بعد حوزوي مصروف حمايت از اقتدار مرجعيت و حوزه هاي علميه از يك سو و انتقال اطلاعات سياسي و اجتماعي و ارزيابي هاي خويش از مسائل روز هشدارهاي به موقع در مورد هدفهاي رژيم شاه و جلوگيري از نفوذ عناصر كج فهم و راحت طلب نموده است . در همين حال ارتباط خويش را با عناصر سياسي موجه در تهران و شخصيتهايي نظير آيه الله كاشاني ادامه مي داد و از طرف مختلف از جمله پيگيري مستمر مذاكرات مجلس شوراي ملي و نشريات معتبر وقت ، تحولات جاري را به دقت زير نظر داشت .
هنگامي كه زمزمه تشكيل مجلس موسسان براي تغيير قانون اساسي و مطلقا العنان كردن شاه در سال 1328 . هـ ش مطرح گرديد ، شايعه كردند كه آيه الله العظمي بروجردي با اين تغييرات موافق بده و مشورتهايي با مقامات دولتي داشته است . امام خميني از اين شايعه برآشفتند و ضمن هشدار در جلسات حضوري به همراه چند تن از مراجع و علماي وقت طي نامه اي سرگشاده به آيه الله بروجردي خواستار بيان حقيقت شدند . متعاقب آن ، آيه الله بروجردي طي بيانيه اي توافق در اين مورد را تكذيب كردند. همزمان با اين واقعه آيه الله كاشاني نيز از تبعيدگاه خود در لبنان طي بيانيه اي بر لزوم مقاومت در برابر تصميم جديده شاه تاكيد كرد .
در جريان انتخاب دوره شانزدهم ، مجلس ، آيه الله كاشاني از سوي مردم تهران انتخاب گرديد . همكاري و ائتلاف جناح روحاني مجاهد آيه الله كاشاني با جبهه ملي كفه را به نفع طرفداران نهضت ملي شدن صنعت نفت و به زيان شاه سنگين كرد . فدائيان اسلام كه از حمايتهاي آيه الله كاشاني بهره مند بودند طي چند عمليات كم سابقه ضربه هاي كاري بر دولتهاي دست نشانده شاه وارد ساختند . دكتر مصدق رهبر جبهه ملي با بهره مندي از همين حمايتها به صدارت رسيد . قيام سي تير 1331 در تهران شكل گرفت . ايران آرزوي ديرينه خود يعني پيروزي ملي شدن صنعت نفت را شادماني مي كرد ، اما ديري نپاييد كه ناسازگاري در جبهه ائتلاف رخ نمود و اختلاف بين فدائيان اسلام و آيه الله كاشاني و رهبران جبهه ملي تا مرز رويارويي توسعه يافت .@#@
آيه الله كاشاني با جاي گزيني آمريكا و شركتهاي آمريكايي به جاي انگليس در صنعت نفت و ديگر پهنه هاي اقتصادي كشور شديدا مخالف بود . در حالي كه بسياري از كساني كه اركان قدرت را در دولت مصدق اشغال كرده بودند و به اين نظريه تمايل نشان مي دادند .
خطرات مشاركت عناصر غير مذهبي در نهضت و اعتماد به حزب توده نيز از جمله موارد اختلاف بود . به موازات افزايش اختيارات نخست وزير و نفوذ عناصر ياد شده در دولت ملي ، تبليغات حساب شده ضد ديني نيز افزايش يافت . خيانتهاي حزب توده به اوج رسيد و جناح مذهبي نهضت منزوي گرديد . آمريكا از اين فرصت كمال استفاده را برد و با كودتاي 28 مرداد 1332 سلطنت بلا منازع شاه را تضمين و مخالفين را ساقط كرد .
آنچه كه از مجموعه پيامها و سخنرانيها بعدي امام خميني در رابطه با ماجراي نهضت ملي استنباط مي شود اين است كه آن حضرت از ابتدا بر ناپايداري ائتلاف پيش آمده واقف بود . نهضت ملي در اهداف ضد استعماريش پيروزيهايي به دست آورده بود اما ملي كردن صنعت نفت داراي محدوديتهاي فصلي و زماني بود و به تنهايي نمي توانست استمرار نهضت را در دراز مدت تضمين نمايد .
جناح ملي گراي نهضت ، اعتقادي به شعارها و هدفهاي جناح مذهبي نداشت . فقدان رهبري واحد ، نفوذ عناصر نا صالح و نبود اهداف مشترك سياسي و فرهنگي كه بتواند در دراز مدت حمايت عمومي مردم مسلمان ايران را تضمين نمايد از جمله موانعي بودند كه ادامه مسير نهضت را ناممكن مي ساختند .
فعاليت فدائيان اسلام و همچنين تلاشهاي آيه الله كاشاني به دلايلي نه تنها مورد حمايت آيه الله العظمي بروجردي ، مرجع مقتدر آن روز واقع نمي شد بلكه اختلافات فاحشي نيز در بين بود .
قبل از آنكه شيريني نهضت ملي نفت در ذائقه مردم ايران بنشيند تلخي اثر اختلاف و حوادث ناگوار بعدي و سر انجام كودتاي 28 مرداد در كامها ريخته شد . فدائيان اسلام دست از مبارزه نكشيدند ولي دو سال بعد ( 25/8/1334 ) در ماجراي ترور ناموفق حسين علاء نخست وزير وقت دستگير و رهبران آن در ديماه سال 1334 پس از محاكمه در دادگاههاي سري نظامي شاه به جوخه اعدام سپرده شدند . تلاشهاي امام خميني و ديگر علما در جلوگيري از اعدام آنان به نتيجه نرسيد .
دهم فروردين 1340 آيه الله العظمي بروجردي رحلت كرد . در اسفند همين سال نيز روحاني مبارز آيه الله كاشاني دار فاني را وداع گفت . امام خميني بعد از رحلت آيه الله بروجردي علي رغم استقبال حوزه علميه و مردم ، همچون ادوار گذشته زندگي خويش كوچكترين قدمي براي مرجعيت خود بر نداشت .
پس از رحلت آيه الله بروجردي و تجزيه مرجعيت عظمي ، رژيم شاه شتاب بيشتر به اصلاحات مورد نظر آمريكا داد و همزمان كوشيد تا امر مرجعيت را به خارج از ايران منتقل نمايد .
لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي كه به موجب آن شرط (( مسلمان بودن ، سوگند به قرآن كريم و مرد بودن انتخاب كنندگان و كانديداها )) تغير مي يافت در 16 مهر 1341 . هـ ش به تصويب كابينه اسدالله علم رسيد . امام خميني به همراه علماي بزرگ قم و تهران به محض انتشار خبر تصويب لايحه مزبور پس از تبادل نظر دست به اعتراضات لايحه مزبور پس از تبادل نظر دست به اعتراضات همه جانبه زدند .
رژيم شاه ابتدا دست به تهديد و تبليغات عليه روحانيت زد . با وجود اين ، دامنه قيام رو به فزوني نهاد ، در تهران ، قم و برخي شهرهاي ديگر بازارها تعطيل و مردم در مساجد به حمايت از حركت علما گرد آمدند . يك و ماه و نيم پس از آغاز ماجرا ، دولت يك گام عقب نشست و با ارسال پاسخ مكتوب شاه و نخست وزير در صدد دلجويي علما و توجيه آنها برآمد . رژيم شاه با شناختي كه از شخصيت و انعطاف ناپذيري امام خميني داشت از ارسال پاسخ براي ايشان عمدا خودداري كرد . برخي از علماي حوزه علميه موضع دولت را قانع كننده تشخيص داده و خواستار پايان دادن به قيام بودند . امام خميني سرسختانه مخالفت كرد . حضرت امام معتقد بود كه دولت مي بايد رسما لايحه انجمنهاي ايالتي ولايتي را لغو كند و خبر آن را انتشار دهد .
سر انجام رژيم شاه تن به شكست داد و رسما در 7 آذر 1341 هيئت دولت ، مصوبه قبلي را لغو كرد و خبر آن را به علما و مراجع تهران و قم اطلاع داد . امام خميني در نشست با علماي قم مجددا بر مواضع خويش پاي فشرد و لغو مصوبه در پشت درهاي بسته را كافي ندانست و اعلام كرد تا زماني كه لغو آن در رسانه ها پخش نشود ، قيام ادامه خواهد داشت . فرداي آن روز خبر لغو لايحه انجمنهاي ايالتي و ولايتي در روزنامه هاي دولتي منعكس شد و مردم نخستين پيروزي بزرگ خويش را پس از نهضت ملي شدن صنعت نفت جشن گرفتند .
امام خميني بار ديگر مراجع و علماي قم را به چاره جويي و قيامي دوباره فراخواند . با آنكه هدفهاي پشت پرده رژيم از اصلاحات و رفراندوم براي شخص امام آشكار ، و رويارويي غير قابل اجتناب بود ، اما در اين نشست تصميم جمعي بر اين شد كه با شاه مذاكره و انگيزه او را جويا شوند .
پيغامهاي طرفين بوسيله اعزام نمايندگاني براي مذاكره در چند مرحله رد و بدل شد . شاه در ملاقات با آيه الله كمالوند تهديد كرده بود كه اصلاحات به هر قيمتي و لو با خونريزي و خراب كردن مساجد انجام خواهد شد .
در نشست بعدي علماي قم ، حضرت امام خواستار تحريم رسمي رفراندوم شاه بود ولي محافظه كاران حاضر در جلسه ، مبارزه در چنين شرايطي را مقابله (( مشت با درفش )) دانسته و بي ثمر خواندند ! سر انجام بر اثر اصرار و مقاومت امام خميني قرار مراجع و علما مخالفت با رفراندوم را صريحا اعلام و شركت در آنرا تحريم كنند . حضرت امام بيانيه اي كوبنده در بهمن 1341 صادر كرد . متعاقب آن بازار تهران تعطيل شد و ماءمورين پليس به تجمع مردم حمله بردند. شاه ناگريز براي كاهش دامنه مخالفتها در چهارم بهمن عازم قم گرديد . امام خميني از قبل با پيشنهاد استقبال مقامات روحاني از شاه به شدت مخالفت نمود ، و حتي خروج از منازل و مدارس را در روز ورود شاه به قم تحريم كرد . تاءثير اين تحريم چنان بود كه نه تنها روحانيون و مردم قم بلكه توليت آستانه مقدسه حضرت معصومه در اين شهر - كه مهم ترين منصب حكومتي تلقي مي شد - نيز به استقبال شاه نرفت و همين امر سبب عزل او گرديد . دو روز بعد رفراندوم غير قانوني در شرايطي كه به جز كارگزاران رژيم كسي ديگر در آن شركت نداشت ، برگزار شد . رسانه هاي رژيم با پخش مكرر تلگرافهاي تبريك مقامات آمريكا و دول اروپايي سعي داشتند تا رسوايي عدم مشاركت مردم در فراندوم را مخفي نگاه دارند . امام خميني با سخنرانيها و بيانيه هاي خويش همچنان به افشاگري دست مي زد . تبليغات وسيعي عليه روحانيت و امام خميني آغاز شد . شاه تصميم به سركوبي قيام داشت . روز دوم فروردين 1342 كه مصادف با شهادت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام بود ماءمورين مسلح رژيم با لباس مبدل اجتماع طلاب علوم ديني در مدرسه فيضيه را بر هم زدند و متعاقب آن نيروهاي پليس با سلاح گرم وحشيانه به مدرسه فيضيه يورش بردند و به كشتار و جرح طلاب پرداختند همزمان مدرسه ديني طالبيه تبريز نيز مورد هجوم قرار گرفت . منزل امام خميني در قم هر روز شاهد حضور گروههاي زيادي از نيروهاي انقلابي و مردم خشمگين بود كه براي ابراز همدردي و حمايت علما و ديدن آثار جنايت رژيم به قم مي آمدند .
امام خميني در اجتماع مردم ، بي پروا از شخص شاه به عنوان عامل اصلي جنايات و هم پيمان با اسرائيل ياد مي كرد و مردم را به قيام فرا مي خواند .
امام خميني راه خويش را اگاهانه انتخاب كرده بود ، او به تكليف شرعي مي انديشيد و شعارش (( عمل به وظيفه ، و لو بلغ و ما بلغ )) بود . در منطق اما معني (( شكست و پيروزي )) غير آن چيزي است كه در عرف سياستمداران حرفه اي تعريف مي شود . امام خميني زماني در نقش رهبري انقلاب اسلامي در سال 1342 ظاهر شد كه سالها پيش از آن مراحل مختلف تهذيب نفس و جهاد اكبر و كسب فضائل معنوي و معارف حقيقي را در سطوح عاليه گذرانده بود راز موفقيتهاي امام خميني را بايد در مجاهده طولاني او با نفس و نيل به معرفت شهودي حقيقت جستجو كرد . فهم انگيزه و اهداف مبارزات سياسي امام خميني بدون نظر كردن به مراحل تكامل شخصيت روحي و معنوي و علمي وي ممكن نيست .
از برجسته ترين ويژگيهاي نهضت امام خميني : اعلام خط مشي مشخص در مبارزه اتخاذ مواضع روشن و عدول نكردن از آنها و قاطعيت در پيگيريهاي هدفهاست كه دوست و دشمن بر آن اعتراف دارند .
سال 1342 با تحريم مراسم عيد نوروز آغاز و با خون مظلومين فيضيه خونرگ شد . شاه بر انجام اصلاحات مورد نظر آمريكا اصرار مي ورزيد و امام خميني بر آگاه كردن مردم و قيام آنان در برابر دخالتهاي آمريكا و خيانتهاي شاه پافشاري داشت . در چهارده فروردين 1342 آيه الله العظمي حكيم از نجف طي تلگرافهايي به علما و مراجع ايران خواستار آن شد كه همگي به طور دسته جمعي به نجف هجرت كنند . اين پيشنهاد براي حفظ جان علما و كيان حوزه ها مطرح شده بود . رژيم شاه براي ايجاد رعب و جلوگيري از پاسخگويي علما به تلگراف آيه الله حكيم ، نيروهاي نظامي را به قم گسيل داشت و همزمان هيئتي را براي ابلاغ پيام تهديد آميز شاه به منزل مراجع تقليد فرستاد . امام خميني از پذيرش اين هيئت امتناع ورزيد .
حضرت امام بدون اعتنا به اين تهديدها ، پاسخ تلگراف آيه الله العظمي حكيم را از ارسال نموده و در آن تاءكيد كرده بود كه هجرت دستجمعي علما و خالي كردن حوزه علميه قم به مصلحت نيست .
امام خميني در پيام ( به تاريخ 12/2/1342 ) بمناسبت چهلم فاجعه فيضيه بر همراهي علما و ملت ايران در اروپا سران ممالك اسلامي و دول عربي با اسرائيل غاصب تاءكيد ورزيد و پيمانهاي شاه و اسرائيل را محكوم كرد و بدين ترتيب از آغاز قيام خويش نشان داد كه نهضت اسلامي در ايران از مصالح امت اسلامي جدا نيست.
حميد انصاري - Imam-khomeini.com
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :