امروز:
شنبه 5 فروردين 1396
بازدید :
1607
امامان دوازده‎گانه در احاديث نبوي
در احاديث نبوي كه از طريق شيعه و اهل سنت نقل شده، تعداد و نام اوصياي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و پيشوايان امت اسلامي پس از او بيان شده است، ‌در اين درس برخي از اين روايات را نقل و بررسي مي‎كنيم:
1. دوازده خليفه
در صحيح بخاري از جابربن سمره روايت كرده است كه گفت: از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ شنيدم كه مي‎گفت: دوازده امير خواهد آمد كه همگي از قريش هستند.[1]
در صحيح مسلم از جابربن سمره عبارتهاي زير از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است:
1. اين امر پايان نمي‎پذيرد مگر پس از دوازده خليفه كه همگي از قريش هستند.
2. تا هنگامي كه دوازده خليفه از قريش رهبري مي‎كنند، اين دين، عزيز خواهد بود.
3. اين دين تا روز قيامت برپا است، و دوازده خليفه كه همگي از قريش هستند، وجود خواهند داشت.
4. تا وقتي دوازده خليفه بر مردم ولايت دارند، امر آنان گذرا است.
5. تا وقتي دوازده خليفه از قريش بر سر كارند، اسلام عزيز است.[2]
اين مضامين در ساير كتاب‎هاي حديث نيز وارد شده است.[3]
از ظاهر اين عبارات به دست مي‎آيد كه پس از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ تا روز قيامت، دوازده خليفه يا پيشوا، رهبري مردم را به عهده دارند، و وجود آن‎ها مايه عزت و سربلندي اسلام و مسلمين است. واضح است كه اين معنا جز بر امامان دوازده‎گانة شيعه تطبيق نمي‎كند؛ زيرا خلفاي بني‎اميه يا بني‎عباس، اولاً: از نظر تعداد بيش از دوازده نفر بوده‎اند؛ ثانياً: و اعمال و رفتار آن‎ها نه تنها ماية عزت و سربلندي اسلام و مسلمين نبود، ‌كه مايه سرشكستگي آن‎ها بوده است.
مؤلف كتاب «ينابيع المودة» كه از علماي اهل سنت است، پس از نقل مطلب فوق از برخي محققان، افزوده است: «اين مطلب كه مقصود پيامبر، امامان دوازده‎گانه از اهل‎بيت خود بوده است، از حديث ثقلين و احاديث ديگري كه در اين كتاب دربارة اهل‎بيت نقل گرديد، نيز به دست مي‎آيد.»[4]
2. به تعداد نقباي بني‎اسرائيل
در روايات متعدد از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل شده است كه تعداد جانشينان آن حضرت به تعداد نقباي بني‎اسرائيل مي‎باشند، ‌چنان كه احمد بن حنبل از فردي به نام مسروق روايت كرده كه گفته است: وقتي ما نزد عبدالله بن مسعود نشسته بوديم، فردي از او پرسيد: آيا شما دربارة جانشينان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از آن حضرت پرسيده‎ايد؟ عبدالله گفت: آري، و او در پاسخ فرمود: دوازده نفر به تعداد نقباي بني‎اسرائيل.[5]
شعبي نيز اين حديث را از مسروق روايت كرده است،[6] چنان‎كه ابن حجر در كتاب «الصواعق» آن را نقل و تأييد نموده است.[7]
قرآن كريم دربارة نقباي بني‎اسرائيل فرموده است:
«وَ لَقَدْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ بَنِي‎إِسْرائِيلَ وَ بَعَثْنا مِنْهُمُ اثْنَيْ عَشَرَ نَقِيباً».[8]
از بني‎اسرائيل پيمان گرفتيم، و دوازده نقيب را از آنان برگزيديم.
«نقيب» به كسي مي‎گويند كه به وضعيت قوم خود رسيدگي مي‎كند، و مراد از «نقباي بني‎اسرائيل» رؤساي قبايل دوازده‎گانه بني‎اسرائيل هستند كه رهبري آنها را برعهده داشتند. برآنان وحي نمي‎شد، و صاحب شريعت نبودند، ولي سرپرست و رهبر آنها بودند.[9]
بنابراين، ‌ذكر نقباي بني‎اسرائيل بيانگر اين مطلب است كه پس از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ نيز دوازده نفر وظيفه امامت و رهبري امت اسلامي را عهده‎دار خواهند بود، و اين فقط بر امامان دوازده‎گانة شيعه منطبق است.[10]
3. اولين امام، علي ـ عليه السلام ـ و آخرين امام، ‌قائم(عج) است.
در احاديث متعدد وارد شده است كه امامان پس از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ دوازده نفر هستند، اولين آنها علي بن ابي‎طالب ـ عليه السلام ـ و آخرين آن‎ها قائم(عج) است، چنان‎كه در «ينابيع المودة» آمده است: فردي يهودي پس از رحلت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نزد علي ـ عليه السلام ـ آمد و مسايل بسياري از او پرسيد، تا اين كه سخن به اوصياي پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ رسيد، علي ـ عليه السلام ـ فرمود: آنان دوازده نفرند، ‌من اولين آن‎ها، و مهدي قائم آخرين آن‎ها است. و آن شخص يهودي او را تصديق كرد، ‌و اسلام آورد.[11]
4. نُه امام، از فرزندان امام حسين ـ عليه السلام ـ
در احاديث متعدد نقل شده است كه تعداد جانشينان پيامبر دوازده نفر است، كه نُه امام از آنان، از نسل حسين بن علي ـ عليه السلام ـ مي‎باشند. در برخي از اين احاديث آمده است كه آخرين آن‎ها مهدي قائم(عج) مي‎باشد، چنان‎كه از ابوسعيد خدري روايت شده است كه گفت: از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ شنيدم كه مي‎فرمود: اهل بيت من ماية امنيت براي اهل زمين‎اند، ‌چنان‎كه ستارگان آسمان ماية امنيت براي اهل آسمان‎اند. از او پرسيدند: امامان پس از تو از اهل بيت تو مي‎باشند؟ فرمود: آري، آنان دوازده‎ نفرند، نُه نفر از آنها از نسل حسين ـ عليه السلام ـ مي‎باشند، ‌همگي امين و معصومند.[12]
5. امامان دوازده‎گانه با نام‎هايشان
در احاديث بسيار كه از طريق شيعه و اهل سنت روايت شده است، امامان دوازده‎گانه به نام معرفي شده‎اند، چنان كه مؤلف كتاب «فرائد السمطين»[13] از ابن عباس روايت كرده است كه: فردي يهودي به نام «نعثل» نزد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آمد و مسايلي از او پرسيد، و سرانجام مسلمان شد. يكي از مسايل او دربارة تعداد و نام جانشينان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بود كه پيامبر پاسخ دادند تعداد جانشينان من دوازده نفرند و آن‎ها را به نام، به شرح زير معرفي كرد:
1. علي بن ابي طالب؛ 2. حسن بن علي؛ 3. حسين بن علي؛ 4. علي بن الحسين؛ 5. محمد بن علي؛ 6. جعفر بن محمد؛ 7. موسي بن جعفر؛ 8. علي بن موسي؛ 9. محمد بن علي؛ 10. علي بن محمد؛ 11. حسن بن علي؛ 12. مهدي فرزند امام يازدهم ـ عليهم السلام ـ .[14]
نظير اين روايت را مؤلف كتاب «مناقب»‌ معروف به «ابن المغازلي شافعي» دربارة فردي ديگر از يهود به نام «جندل بن جناده» نقل كرده است.[15] و در كتاب منتخب‎الاثر حدود پنجاه روايت در اين باره نقل شده است.[16]
دليلي روشن بر امامت امامان شيعه
در اين‎جا دليلي روشن بر امامت امامان شيعه وجود دارد كه شيخ صدوق(ره) در كتاب «كمال الدين» بيان نموده است و حاصل آن اين است كه يكي از دلايل نبوت پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ اين بود كه آن حضرت بدون اين كه نزد كسي علم بياموزد سرگذشت پيامبران و اقوام پيشين را مي‎دانست. و اين مطلب، دليل روشني بر صدق دعوي نبوت او بود، و اين‎كه او دانش خود را از عالم غيب مي‎آموزد.
امامان شيعه نيز از هيچ كس كسب دانش نكردند، با اين حال از همه مردم زمان خود به احكام دين و حوادث جهان داناتر بودند، ‌و هر مسئله‎اي كه از آنان سؤال مي‎شد، بي‎درنگ و به بهترين وجه پاسخ مي‎گفتند. بنابراين، ‌از اين جا روشن مي‎شود كه سرچشمة علم و دانش آنان، پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ و بالنتيجه جهان غيب بوده است.
بديهي است تنها چنين افرادي شايسته‎ترين افراد براي احراز مقام امامت و جانشيني پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‎باشند.[17]
حديث سفينه و رهبري اهل بيت ـ عليهم السلام ـ
حديث سفينه، حديثي است از پيامبر دربارة اهل بيت ـ عليهم السلام ـ پيامبر در اين حدث، اهل بيت خود را به كشتي نوح ـ عليه السلام ـ تشبيه كرده و فرموده است:
متن حديث چنين است:
«اِنَّ مَثل اَهْلِِ بَيْتِي كَسَفِينَةِِ نُوحَ مِنْ رَكِبَها نَجِي، وَ مَنْ تَخَلّفَ عَنْهَا غَرِقَ».[18]
به تحقيق، اهل بيت من همانند كشتي نوح ـ عليه السلام ـ است كه هر كس سوار آن شد، نجات يافت؛ و هر كس از آن تخلف كرد، غرق شد.
از تشبيه اهل بيت پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به كشتي نوح ـ عليه السلام ـ نتيجه مي‎گيريم كه دوستي اهل بيت و رجوع به آنان در احكام دين و پيروي از دستورهاي آنان، سبب نجات از گمراهي است، چنان كه تخلف از آنان ماية غرق شدن در درياي ضلالت و هلاكت است. و اين همه در صورتي ميسر است كه اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از خطا و انحراف مصون باشند.
بنابراين، حديث سفينه بر مطالب زير دلالت مي‎كند:
1. امامت و رهبري اهل بيت پيغمبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ در مسايل اجتماعي.
2. مرجعيت علمي آنان در تعاليم و احكام ديني.
3. معصوم بودن آنان از خطا و لغزش.
يادآوري
در اين‎كه حضرت علي، ‌حضرت زهرا، و امام حسن و امام حسين، ‌اهل بيت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ هستند جاي شك و ترديدي نيست و كسي هم در آن اختلاف نكرده است،‌ اختلاف در اين است كه آيا اهل بيت پيغمبر شامل همسران پيامبر مي‎باشد يا نه؟
پس از اتفاق نظر در مورد امر نخست، مجالي براي اختلاف در مورد دوم باقي نمي‎ماند؛ زيرا كه يادآور شديم، يكي از نتايج حديث سفينه، عصمت اهل بيت است. بنابراين، حضرت علي، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسين، ـ عليهم السلام ـ از خطا و لغزش مصون مي‎باشند، و گفتار و رفتار آنان ملاك تشخيص حق از باطل است.
بنابراين پايه، هرگاه آنان عمل كسي را تخطئه كرده و از او ابراز نارضايتي كرده باشند، ‌از زمرة اهل بيت بيرون خواهد بود، ‌چنان كه ساير امامان شيعه كه همگي از نسل امام حسين ـ عليه السلام ـ بوده‎اند و عصمت آنان يكي پس از ديگري مورد تأييد آن حضرت بوده است، در زمره اهل بيت خواهند بود و حكم آنان را دارا خواهند بود.
[1] . صحيح البخاري، دارالمعرفه، ج 4، ص 248، كتاب الاحكام.
[2] . صحيم مسلم، داراحياء التراث العربي، ج 3، كتاب الاماره، باب 1.
[3] . به منتخب الاثر، فصل اول، باب اول رجوع شود.
[4] . ينابيع المودة، تأليف شيخ مسلم قندوزي حنفي، ص 446.
[5] . مسند احمد، ج 1، ص 406ـ398.
[6] . ينابيع المودة، ص 445.
[7] . الصواعق المحرقه، فصل سوم، باب اول.
[8] . مائده/ 12.
[9] . الميزان، ج 5، ص 240.
[10] . جهت آگاهي از رواياتي كه در آن‎ها تعداد جانشينان پيامبر به تعداد نقباي بني‎اسرائيل ذكر شده است به منتخب الاثر، فصل اول، باب دوم رجوع شود.
[11] . ينابيع المودة، ص 443، جهت آگاهي بيشتر از احاديث ديگر به منتخب الاثر، فصل اول، باب چهارم رجوع شود.
[12] . به باب 6 و 7 كتاب منتخب الاثر، رجوع شود، بيش از هفتاد حديث در اين باره نقل شده است.
[13] . محمد ابراهيم جويني خراساني، محدث و فقيه شافعي.
[14] . ينابيع المودة، ص 441.
[15] . همان، ص 443ـ442.
[16] . منتخب الاثر، فصل اول، باب هشتم.
[17] . كمال الدين و تمام النعمة، انتشارات جامعه مدرسين، ص 91.
[18] . بنابر تحقيق مؤلف «عبقات الانوار» مير حامد حسين هرندي، حديث سفينه، توسط نود نفر از مشاهير علماي اهل سنت روايت شده است، چنان كه در كتاب «احقاق الحق» از افراد ديگري نيز روايت شده است، ‌امام شرف‎الدين عاملي در كتاب «المراجعات» (مراجعه هشتم) آن را از كتاب المستدرك حاكم نيشابوري (ج سوم، ص 151) نقل كرده است، حافظ سليمان حنفي نيز در كتاب «ينابيع المودة» (باب چهارم) آن را به طرق مختلف روايت كرده است.
علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :