امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1408
امام خميني (ره) و عزّت مردم
امت ايران اسلامي، لؤلؤ گران‏بهاي عزت و شرف، و گوهر گرانسنگ سعادت و سيادت، و در گرانمايه مجد و كرامت را به رهبري امام راحل(قدس‏سره) بدست آورد و البته آن حضرت نيز همه اين فضائل و بركات را از حضرت نبي‏اكرم‏ (صلي الله عليه و آله و سلم) و اميرالمؤمنين وسيدالشهداء وديگر ائمه معصومين(عليهم‏السلام) به‏ارث برده است.
از زمين جاهليت تا آسمان مدنيت
مرحوم شيخ مفيد(قدس الله روحه الزكيه) مي‏گويد: علي‏بن‏ابي‏طالب( عليه‏السلام) فرموده است: من در سفري ديدم كه نبي‏اكرم‏ (صلي الله عليه و آله و سلم) براي آگاهي از وقت ظهر، به چهره آسمان مي‏نگرد و در آن هنگام به من فرمود: اي علي! اگر كسي به وقت نماز اهتمام ورزد و نماز خود را اول وقت ‏بخواند، من براي او راحتي در هنگام مرگ، و از بين رفتن هم و حزن، و نجات از آتش را ضمانت مي‏كنم: «ما من عبد اهتم بمواقيت الصلاة ومواضع الشمس الا ضمت له الروح عند الموت وانقطاع الهموم والاحزان والنجاة من النار».[1] آنگاه فرمود: يا علي! عرب در جاهليت «شتربان‏» بود و فقط در اين فكر بود كه شتر، چه وقت مي‏خوابد، چه وقت‏برمي‏خيزد، و چه قت‏شير مي‏دهد. اين عرب كه چشمش تنها به شتر بود، باآمدن وحي، چشمش به شمس و آفتاب شد: «كنا مره رعاه الابل فصرنا اليوم رعاة الشمس‏»[2]؛ ما به بركت اسلام، از «زمين جاهليت‏» به «آسمان مدنيت‏» رسيده‏ايم؛ تا كنون زميني بوديم و اكنون آسماني شده‏ايم. ما ديروز با شتر رابطه داشتيم، ولي امروز با شمس سخن مي‏گوييم؛ به بركت نبوت و امامت و ولايت‏بود كه عرب عصر جاهليت، از «شترباني‏» به «شمس‏بيني‏» عروج كرد؛ هم اهل «شمس صورت‏» شديم و هم اهل «شمس سيرت‏».
مردم گرانقدر ايران‏زمين نيز كه در جاهليت‏ ستمشاهي، يك استعمارگر غربي را همانند مردم سائر ممالك استعمارزده «صاحب‏» خطاب مي‏كرد، اكنون به بركت ولي مسلمين، امام راحل(رض)، موفق شد كه عروج كند و توجهش از «زمين استعمار» به «آسمان استقلال‏» معطوف گردد و اكنون ما به جايي رسيده‏ايم كه شمس مي‏نازد و قمر مي‏بالد كه به چنين مردمي پرتو افكند.
قيام 15 خرداد و اركان آن
اكنون شايسته است كه به اركان قيام خونين 15 خرداد سال‏1342ه.ش كه زمينه‏ساز اين مقطع عزتمند تاريخ ايران و طليعه نهضت‏شكوهمند ملت ايران به رهبري و هدايت و راهنمايي امام راحل(رض) گرديد، اشارتي بشود.
چهار ركن اساسي قيام 15 خرداد
ركن اول قيام، ركن زماني است كه حضرت امام خميني(رض) با سخنراني خود در عصر «عاشورا»، زمينه قيام 12محرم سال 1383ه.ق(15خرداد 1342ه.ش) را فراهم نمود.
ركن دوم قيام، ركن مكاني است كه اين قيام، از مهد فقاهت آغاز شد و آن سخنراني تاريخ‏ساز امام در «مدرسه فيضيه‏» صورت گرفت.
ركن سوم و چهارم قيام، مربوط به قيام‏كنندگان اس7ت كه آنان چه كساني بودند. حضرت امام (رض) در اين باره فرمود: بنگريد كه شهداي 15خرداد از چه گروهي بودند.[3]
اكنون كه ساليان متمادي از آن روز گذشته است و بسياري نوسالان، از نزديك شاهد آن صحنه نبودند، بايد در احوال آن مردم جستجو كرد و بر لوح قبور شهداي 15خرداد نظر نمود تا روشن شود كه اولا قيام‏كنندگان، مسلمان و ارادتمند عترت طاهره(عليهم‏السلام) بودند و ثانيا از نظر زندگي، نه از قشر مسرف و مترف، كه از طبقه محروم و مستضعف بودند.
با بررسي اين اضلاع چهارگانه، به خوبي روشن مي‏شود كه چرا حضرت امام خميني(رض)، 15خرداد را براي هميشه عزاي عمومي اعلام فرمودند؛ چرا كه در اين قيام، عاشورا جلوه كرد، فيضيه ظهور نمود، و مسلمانان و محرومان بپاخواستند و از اينرو، ما وامدار چهار چيز هستيم؛ «مكتب‏»، «مدرس‏»، «مسلمانان‏»، و «محرومان ولايتمدار».
تاثير نهضت عاشورا بر نهضت امام خميني(رض)
موضوع بحث، تاثير نهضت كربلاي سيدالشهداء(عليه‏السلام) در انقلاب اسلامي و نهضت امام خميني(قدس سره) است. در بسياري از سخنان و پيام‏هاي حضرت امام راحل(رض)، از نهضت كربلا مطالبي خوانده و شنيده‏ايم.
مبدا مهم شكل‏گيري انقلاب اسلامي، روز 12محرم‏1383ه.ق بود كه «15خرداد» نام گرفت. روز 15خرداد 1342ه.ش، نه از آن جهت كه 15خرداد بود، بلكه چون مصادف با 12محرم بود، سرآغاز انقلاب اسلامي گرديد و همچنين در سال 1357ه.ش كه انقلاب اسلامي به آستانه پيروزي رسيد، اين پيروزي، به سبب چهار راهپيمايي ميليوني مردم ايران اسلامي بود؛ زمان آن چهار راهپيمايي كه سرنوشت انقلاب اسلامي را رقم زد، عبارت بود از: تاسوعا، عاشورا، اربعين، و بيست‏وهشتم صفر. جمعيت اين چهار راهپيمايي در سراسر ايران اسلامي، به ميليون‏ها رسيد و ايران، يكپارچه قيام كرد. بنابراين از نظر زمان، مناسك و مراسم سوك نهضت كربلا بود كه بدء و ختم انقلاب اسلامي را شكل داد. از سوي ديگر، آنچه كه اعلاميه‏ها و سخنراني‏هاي حضرت امام راحل(رض) را پرمحتوا مي‏كرد، استمداد از خطبه‏هاي پرشور سالار شهيدان(عليه‏السلام) بود. زماني كه ايشان، بيان نوراني حضرت اباعبدالله(عليه‏السلام) را در متن اعلاميه خود آوردند[4]:
«ما تكليف الهي خود را ان‏شاء الله ادا خواهيم كرد و به احدي الحسنيين نايل خواهيم شد؛ يا قطع دست‏خائنين از حريم اسلام و قرآن كريم، و يا جوار رحمت‏حق، جل وعلا؛ اني لا اري الموت الا سعادة والحياة مع الظالمين الا برما».[5]
به يكباره حوزه و دانشگاه حيات جديدي پيدا كرد. وقتي سخنان حضرت امام(قدس سره) با سخنان سالار شهيدان كربلا(عليه‏السلام) آميخته مي‏شد، با «نفخت فيه من روحي‏»[6] هماهنگ بود و هنگامي كه سخن زميني فرع و نائب، به پيام آسماني اصل و منوب‏عنه مرتبط مي‏شد، اثر مي‏كرد.
چون حضرت امام(رض) پيش از ديگران، هم مبدا فاعلي اين نهضت را و هم مبدا غائي آن را بررسي كرد، لذا پس از پيروزي انقلاب اسلامي، به طور مكرر توصيه مي‏فرمود كه نام كربلا و ياد حضرت حسين‏بن علي(عليهمالسلام) را احيا كنيد و در مراسم سوگ سالار شهيدان(عليه‏السلام) اشك بريزيد؛ و آن زمان كه مداح اهل بيت(عليهم‏السلام)، نام سالار شهيدان كربلا را مي‏برد، تمام بدن ايشان مي‏لرزيد؛ چرا كه امام راحل(رحمه الله) خود را شاگرد اين مكتب احساس مي‏كرد و قيام خود را محصول اين نهضت مي‏يافت.
بنابراين، بدء انقلاب اسلامي، دوام آن، محورهاي اصلي پيام‏هاي رهبر انقلاب، وصيت‏ها و توصيه‏هاي بنيانگذار جمهوري اسلامي پس از پيروزي انقلاب، در جريان نهضت جهاني سالار شهيدان(عليه‏السلام) خلاصه مي‏شد.
كشورهايي وجود دارند كه انقلاب‏هايي در آنها صورت گرفت، ولي به ثمر نرسيد. علت ‏شكست قيام آنان اين است كه در آن كشورها، نهضت‏حسين‏بن علي(عليهمالسلام) حضور ندارد. اگر در الجزاير، مصر، سودان، و مانند آن، قيام حسين‏بن علي(عليه‏السلام) حضور مي‏داشت، يقينا انقلاب آنان زود به ثمر مي‏رسيد؛ در آن كشورها، اشك براي اباعبدالله(عليه‏السلام) كه مايه احياي شوق شهادت است وجود ندارد. ما وقتي مي‏توانيم بر اهرمن درون پيروز شويم كه براي غفران ذنوب خود بگرييم؛ چه اينكه وقتي ظفرمند بر دشمن بيرون، از صحنه مصاف برمي‏گرديم كه به درگاه خدا اشك شوق بريزيم.
وجود مبارك علي‏بن‏ابي‏طالب (عليه‏السلام) كه سلحشور ميدان جنگ است، در دعاي كميل، سلاح مردان الهي را «اشك‏» مي‏داند: «وسلاحه البكاء».[7] اگر كسي بخواهد دشمن بيرون را از پاي درآورد، تا اهل اشك بر سالار شهيدان(عليه‏السلام) نباشد، توفيق مبارزه ندارد. آنان كه در عمليات هشت‏سال دفاع مقدس حضور داشتند، مستحضرند كه خط مقدم جبهه‏ها را مرثيه سيدالشهداء(عليه‏السلام) اداره مي‏كرد و سرودهاي ملي، در مراحل بعد مؤثر بود. بنده در مانور يكي از جبهه‏ها حضور داشتم؛ شخصا ديدم كه خط مقدم و خاكريز اول را با نوارهاي مرثيه و نوحه سالار شهيدان(عليه‏السلام) گرم مي‏كنند. كسي كه براي شهيد اشك مي‏ريزد، با اين ابتهال و تضرع خود، شوق شهادت تحصيل مي‏كند و چنين امتي، براي هميشه زنده است و كسي كه در درون خود از ترس قيامت مي‏نالد، او اهل تهذيب روح است.
از اينرو، حضرت امام راحل(رض) بر اساس اين مبادي اعتقادي، اصرار داشتند كه ما هر چه داريم از كربلا داريم و نام و ياد سالار شهيدان(عليه‏السلام) را بايد حفظ كرد.

[1] . بحار؛ ج 80، ص 9، ح 5.
[2] . بحار؛ ج 80، ص 9، ح 5.
[3] . صحيفه نور؛ ج 21، ص 88.
[4] . صحيفه نور؛ ج 1، ص 25.
[5] . بحار؛ ج 44، ص 381، باب 37.
[6] . سوره ص، آيه 72.
[7] . مفاتيح‏الجنان، دعاي كميل.
آيت الله جوادي آملي- كتاب ولايت فقيه، ص289
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :