امروز:
يکشنبه 2 مهر 1396
بازدید :
1429
امام خميني (ره) از منظر دانشمندان جهان
آغاز سخن:
سخن گفتن در مورد ابعاد شخصيت و انديشه‏هاي تابناك امام خميني رحمه الله رهبر بزرگ جهان اسلام در عصر حاضر و پديد آورنده مهم‏ترين حادثه قرن بيستم كاري بس دشوار است.
با اينكه تا به حال مقالات و كتاب‏هاي بسياري در اين زمينه نوشته شده است، در معرفي شخصيت كامل آن رادمرد جهان اسلام به پايان راه نرسيده‏ايم، بلكه هنوز براي شناخت كامل هويت آن شخصيت فرزانه راهي دراز در پيش داريم و بايد اعتراف نمود كه:
من چه گويم يك رگم هشيار نيست
وصف آن ياري كه او را يار نيست
يك دهان خواهم به پهناي فلك
تا بگويم وصف آن رشك ملك
ور دهان يابم چنين و صد چنين
تنگ آيد در بيان آن امين
حضرت امام خميني رحمه الله به عنوان فقيهي ژرف‏نگر و حكيمي خردمند و سياستمداري دورانديش و عارفي الهي، توانسته بود در پرتو مناجات‏هاي شبانه و توكل و معرفت و اخلاص، به منبع نورانيت الهي و اقيانوس بي كران عرفان و معنويت متصل گردد. به همين دليل دست‏يابي به افق انديشه‏هاي اين شخصيت عظيم براي انديشمندان اگر غير ممكن نباشد، آسان نخواهد بود.
امير مؤمنان عليه السلام در مورد شخصيت چنين مرداني مي‏فرمايد: «هجم بهم العلم علي حقيقة البصيرة، و باشروا روح اليقين، واستلانوا ما استعوره المترفون و انسوا بما استوحش منه الجاهلون و صحبوا الدنيا بابدان ارواحها معلقة بالمحل الاعلي. اولئك خلفاء الله في ارضه و الدعاة الي دينه، آه آه، شوقا الي رؤيتهم؛ آنان با نور دانش به حقيقت ادراك و بصيرت رسيدند و جوهره يقين را با جان خود دريافته‏اند و آنچه را كه بر افراد رفاه طلب دشوار مي‏نمود راحت و آسان گرفته و با آنچه كه نا آگاهان از آن بيم داشتند مانوس شدند. با بدن هايي همنشين دنيا گشتند كه روح‏هاي آن‏ها به (قله‏هاي رفيع) عالم ملكوت پيوند خورده است. آنان جانشينان خدا در زمين او و دعوت كنندگان مردم به سوي دين اويند. آه! آه! چقدر مشتاق ديدارشان هستم!) [1]»
در اين مجموعه بر آنيم كه بخش هايي از مهم‏ترين ويژگي‏هاي شخصيتي امام راحل را از زبان و قلم دانشمندان و متفكران آزاد انديش جهان بشنويم، زيرا:
خوشتر آن باشد كه سر دلبران گفته آيد در حديث ديگران
به اميد اينكه به اين بهانه بتوانيم زمينه آگاهي بيشتري نسبت ‏به ويژگي‏هاي شخصيتي آن نادره دوران را فراهم نمائيم. براي سهولت امر اين نوشتار كوتاه را در دو بخش تقديم مي‏كنيم. در بخش اول از ديدگاه انديشمندان مسلمان و در بخش دوم از سخنان صاحب نظران غير مسلمان آگاه خواهيم شد.
بخش اول: امام خميني رحمه الله از منظر انديشمندان مسلمان
سخن را با روايتي مشهور كه عده‏اي از بزرگان معاصر آن را با شخصيت‏حضرت امام خميني رحمه الله تطبيق نموده‏اند آغاز مي‏كنيم: امام هفتم حضرت موسي بن جعفر عليه السلام فرمود: «رجل من اهل قم يدعو الناس الي الحق، يجتمع معه قوم كزبر الحديد، لا تزلهم الرياح العواصف و لايملون من الحرب و لايجبنون و علي الله يتوكلون والعاقبة للمتقين؛ مردي از اهل قم (به پا مي‏خيزد و) مردم را به حق (و حمايت از آن) فرا مي‏خواند. گروهي به گرد او مي‏آيند كه مانند قطعه‏هاي آهن هستند، تندبادهاي (حوادث و مشكلات) آنان را متزلزل نمي‏كند و از جنگ خسته نمي‏شوند و (از چيزي) نمي‏ترسند و بر خداتوكل مي‏كنند. پيروزي نهايي از آن پرهيزگاران است. [2]»
امام خميني رحمه الله سازنده تاريخ معاصر
دكتر مصطفي ايوب، دانشمند مسلمان آمريكايي و مسؤول گروه مطالعات اديان در دانشگاه تامبل آمريكا در مورد رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران مي‏گويد:
«بنده معتقدم كه تاريخ، امام خميني رحمه الله را به عنوان بزرگترين شخصيت جهاني قرن بيستم معرفي خواهد كرد، زيرا او فردي بود كه هم نبوغ سياسي و هم نبوغ ديني داشت. درست است كه ولايت فقيه به عنوان يك مفهوم اسلامي شيعي از غيبت صغري همواره مورد بحث و بررسي بوده ولي امام خميني رحمه الله به اين مفهوم تفسير ديگري دادند كه امام معصوم عليه السلام از طريق علمايي كه فقيه‏اند نقشي در حكومت دارد و آن علماء نايبان امام عليه السلام هستند و چنانچه در شخصي خصوصياتي كه امام عصر عليه السلام بيان كرده فراهم گردد، فقيه اول خواهد بود. بنده معتقدم كه از جمله مهم‏ترين تاثيرات نهضت امام خميني رحمه الله اين بوده كه حكومت در يك كشور بزرگ و با اهميت اسلامي را از ماهيت لائيكي آن به ماهيت اسلامي و ديني مبدل ساخت و بدين ترتيب جمهوري اسلامي الگويي براي جنبش‏هاي اسلامي جهان گرديد.
من بر اين باورم كه از لحاظ قدرت فكري، امام تنها يك فرد يا پديده فردي نبود بلكه يكي از سازندگان تاريخ بود. [3]»
اثبات بطلان نظريه «دين افيون ملت‏ها»
استاد فهمي هويدي مصري نويسنده مشهور روزنامه «الاهرام‏»، مجله «المجله‏» و روزنامه «الشرق الاوسط‏» مي‏گويد:
«بايد گفت: كه به طور كلي ذهن انسان از بيان دستاوردهاي امام عاجز است ولي مي‏توان آن‏ها را در بندهاي ذيل خلاصه كرد:
1- اعتبار بخشيدن دوباره به ملت ايران و متوقف نمودن دشمني و بي حرمتي به شخصيت مذهبي آنان كه رژيم گذشته ايران درصدد بي ارزش كردن آن بود.
2- ايشان گفته هايي چون «دين عنصري است افيون ملل و عامل خمود و سستي‏» را رد كردند و ثابت نمودند كه اگر از دين به درستي استفاده شود عنصري فعال و مؤثر در برانگيختن ملت هاست.
3- امام خميني رحمه الله پيروزي مستضعفين و پيشرفت مهم مواضع اسلامي را در جهان معاصر محقق ساختند.
4- امام در مقابل قواي استكبار جهاني با قدرتي عظيم قد علم كردند و در مقابل ايشان سكوت نكردند.
5- در چهارچوب افكار مذهبي به پيروزي بزرگي دست‏يافتند و آن، تشكيل حكومتي جديد پس از سال‏ها انتظار بود و اين دستاورد از اهميت‏خاصي برخوردار است. [4]»
اهتمام ويژه به حفظ اسلاميت نظام
دكتر ادريس كتاني نويسنده معروف مراكشي و از اعضاي مجمع كبار العلماء مغرب مي‏گويد:
«به عقيده من مهم‏ترين كارامام خميني رحمه الله حفاظت از اسلامي ماندن انقلاب پس از پيروزي بود. براي توضيح مطلبم نياز دارم قسمتي از تاريخ معاصر را كه، خود شاهد آن بوده‏ام براي شما بازگو كنم.
من در متن انقلاب بزرگ مردم الجزاير بودم. در آن انقلاب همه مردم مسلمان بودند و با شعارهاي اسلامي و با دست‏خالي استعمار 130 ساله فرانسه بر ماوراء البحر را پايان دادند. اما بلافاصله بعد از پيروزي انقلاب، سوسياليست‏ها مسلمانان را كنار زدند و حاكميت‏خود را بر مردم تحميل كردند. زيرا انقلاب مردم اسلامي الجزاير كادر رهبري اسلامي نداشت. همان روزها، درست چند روز پس از پيروزي، «تيتو»، «ناصر» و «نهرو» به الجزاير آمدند تا رسما سوسياليست‏بودن مبارزات مردم را اعلام كنند. ولي نكته مهم در انقلاب اسلامي ايران، اصرار امام خميني رحمه الله بر اسلامي ماندن حكومت‏بود. رمز موفقيت امام هم در اين بود كه با تكيه بر مردم مسلمان، گروه‏هاي مقاومت تشكيل داد و از نيروي انقلابي آنان كمك گرفت ونگذاشت صاحبان قدرت نظامي و سياسي، حكومت را از دست مسلمانان بگيرند. تشكيل سپاه مردمي، دفاع از انقلاب وحضور مردم مسلمان در صحنه و استفاده از كادرهاي اسلامي و مقاومت امام در رهبري اسلامي باعث‏شد تا غربي‏ها در تحليل‏هاي خود دچار شكست‏شوند.
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، يكي از افرادي كه براي بررسي و ديدار از انقلاب ايران به كشور شما سفر كرد، يك وكيل دادگستري مغربي و دبير كل حزب اتحاد سوسياليستي مراكش بود كه در بازگشت نوشت: «انقلاب و رهبري امام به نحوي است كه غربي‏ها حتما در مورد آن نمي‏توانند تئوري‏هاي درستي ارائه كنند.»
فرصت را غنيمت مي‏شمارم و اعلام مي‏كنم كه كتاب‏ها و نظريات زيادي از علماي اسلامي عليه امام خميني رحمه الله ديده‏ام - چه در داخل و چه در خارج ايران - اما به عنوان يك عالم ديني اذعان مي‏كنم كه همه آن‏ها يا به خاطر جمود انديشه است و جهل به مسائل سياسي، يا دگم انديشي در مسائل اسلامي عامل آن‏ها بوده است، كه به هر حال نظريات معتبري ارائه نكرده‏اند. رضوان خداوند بر او باد. [5]»
رهبر 79 ساله و ارتباط عميق با نسل جوان
آقاي احمد هوبر از انديشمندان مسلمان اهل سوئيس مي‏گويد: «هنگامي كه من از سال 79- 1978 (57- 1356) به مطالعه درباره امام خميني رحمه الله به خصوص از منابع ايراني شروع نمودم، به طرز عجيبي شگفت زده شدم، چراكه امام خميني رحمه الله اولين رهبر مذهبي در قرن ماست كه انقلابي را به وجود آورد كه همزمان سه وجهه مذهبي، سياسي و فرهنگي را در خود جمع كرده بود. تمام انقلابيون قرن ما نظير لنين، مائوتسه تونگ و...! يك انقلاب سياسي و اجتماعي را به وجود آوردند؛ اما چون آنان بويي از مذهب نبرده بودند، راه و روش‏هايشان امروزه كهنه شده و طرفدارهايشان به پايان خط رسيده‏اند، ولي امام خميني رحمه الله اولين رهبر مذهبي است كه دين، سياست و فرهنگ را يك جا به كار گرفته و به همين دليل نيز ادامه خواهد يافت.
از جمله كارهاي اعجاب‏انگيز امام خميني رحمه الله ارتباط عميق با نسل جوان است. با اينكه او بخش اعظم زندگي‏اش را پشت‏سرگذاشته بود، اما نسل جوان را به ميدان مبارزه مي‏كشانيد، اصولا روحيه و شرايط سني نسل جوان طوري است كه بيشتر از همسالان خود تاثير مي‏پذيرد تا از پير مردي كه در دوران انقلاب حدود 5 برابر سن جوان‏هاي كشور از عمر خويش را سپري كرده بود.
[1] . نهج البلاغه، حكمت 147.
[2] . بحارالانوار، ج‏57، ص‏216.
[3] . شخصيت امام رحمه الله از ديدگاه رسانه‏ها، ص‏14.
[4] . همان، ص‏62.
[5] . همان، ص‏47.
@#@ اين در حالي است كه رهبران ساير انقلاب‏ها، در هنگام انقلاب، جوان يا ميان سال بوده‏اند. رمز اين توفيق را من در شخصيت منحصر به فرد امام خميني رحمه الله مي‏دانم كه او نه تنها از ارزش‏هاي بزرگ اخلاقي - انساني و ايمان عميق مذهبي برخوردار بود بلكه عالمي دانشمند و فقيهي آگاه از مسائل جاري بود و درزمينه‏هاي سياست و دانش اجتماعي و اقتصادي اطلاعات وسيعي داشت، زيرا بدون اين دانش‏ها، يك عالم مذهبي به دور از اطلاعات گسترده جهان امروز نمي‏تواند چنين قدرت نمايي كرده و هيولاي وحشتناكي را كه به نمايندگي از امريكا و ساير قدرت‏ها در ايران حكومت مي‏كرد به زير بكشد.
نكته ظريف ديگري را كه من در نهضت امام خميني رحمه الله احساس كردم اين است كه انقلاب اسلامي ايران مستقيما از بطن مردم جوشيده است، نه اينكه مثل انقلاب فرانسه از روشنفكراني چون «ژان ژاك روسو»، «ولتر»، «ديدرو» و ديگران تغذيه شود. به واقع بايد انقلاب اسلامي را انقلاب مردمي ناميد». [1]
شكوهمندترين مرد جهان در يك اتاق ساده
اسماعيل ولي اف، رئيس مدرسه عالي دفاع نخجوان مي‏گويد:
«اين واقعيتي ترديدناپذير است كه امام خميني رحمه الله با آن شكوه و عظمتي كه داشتند در كمال سادگي زندگي كردند. من خودم در محل سكونت امام خميني رحمه الله حضور يافتم واز نزديك اتاقي را كه در آن زندگي مي‏كردند ديدم. قبل از آنكه به آن مكان وارد شوم، احساس مي‏كردم كه وارد فضايي بزرگ خواهم شد كه جلوي در آن ماشين‏هايي آخرين سيستم پارك شده است، گمان مي‏كردم كه ايشان هم در بنايي با شكوه زندگي مي‏كنند، زيرا القائات سوء دشمنان انقلاب اسلامي به ما اينگونه تفهيم كرده بود.
ولي وقتي در آن جا حضور يافتم همه تصوراتم تهي از آب درآمد، زيرا زندگي اين انسان بزرگ با زندگي عادي ايراني‏ها كاملا همانند و يكسان بود، بلكه بايد بگويم كه ايشان زندگي خود را صرف اعتلاي مذهب و امت اسلامي كرده است. زندگي امام از زندگي من كه معلم هستم ساده‏تر بود. او هميشه زنده است و من در سايه اوست كه به ايران آمدم. وقتي پشت در اتاق ايشان قرار گرفتم، از پشت پنجره عكس او را بوسيدم و در دلم گفتم: اماما! تو هرگز از يادها فراموش نخواهي شد. تو هميشه زنده‏اي». [2]
تاثير كلام
دكتر غياث الدين صديقي، متفكر آزاد انديش انگليسي و عضو پارلمان مسلمانان انگستان مي‏گويد: «شخصيت امام رحمه الله تاثير عميقي بر دنياي جديد و به خصوص بر امت اسلامي داشته است.
مدت‏ها بود كه ما رهبري نداشتيم كه آنچه را مي‏گفت تاثير داشته باشد. به نظر من اين مهم‏ترين خصوصيت امام خميني رحمه الله بود، مردم احساس مي‏كردند كه هر آنچه ايشان انجام مي‏دادند، هيچ دليلي جز براي عزت اسلام و كيان اسلامي نداشت. اين مهم‏ترين دستاورد و اين ويژگي شخصيت او بود. در جامعه اسلامي خيلي معمول شده است كه هرگاه چيزي مطابق معمول وخوب پيش نرود مردم مي‏گويند: «ما يك خميني لازم داريم.»
او نوعي استاندارد اخلاقي و رهبري در جامعه مسلمانان بنيان نهاده است و هركسي كه مي‏خواهد براي خود كسي بشود، بايد خصوصيت امام خميني رحمه الله را داشته باشد». [3]
دفاع از مقدسات مسلمانان
مولانا نواب بلدين نقشبندي از دانشمندان برجسته اهل سنت مي‏گويد:
«امام خميني رحمه الله جامعه ايراني غرق در فرهنگ فاسد غرب را تبديل به جامعه اي كاملا اسلامي كرده، آن بزرگ مرد تاريخ بشريت پس از سكوت طولاني جهان اسلام در برابر اهانت‏سلمان رشدي به مقدسات مسلمين، فتوايي صادر كرد كه ابرقدرت‏ها و همه دول ضد اسلامي جهان را شوكه نمود». [4]
نمونه‏اي از رهبري صدر اسلام
مولانا كوثر نيازي مي‏گويد:
«امام خميني رحمه الله اين مساله را ثابت كردند كه براي استقرار حكومت اسلامي لازم نيست تمامي عوامل كامل و مهيا باشد. تمام آنچه كه براي برپايي اسلامي «توحيدي‏» لازم است وجود «مجتهدي‏» متعهد است كه به توده‏هاي مسلمانان در مقابل «منافقين‏» و جهان «كفر» الهام بخش باشد. روش سياسي و شخصي امام خميني رحمه الله مثالي براي رهبريت اسلامي شده است. نه ثروت ونه قدرت، هيچ كدام نتوانستند وي را فريب دهند.
روش زندگي وي قابل مقايسه با رهبران صدر اسلام مي‏باشد. امام خميني رحمه الله به عنوان معلم و مشعل داري بزرگ درزمان معاصر و آينده مسلمين ظاهر گرديده‏اند. بدون اغراق مي‏توان گفت: وجود امام براي مسلمين بركت، و اعمال و گفتار ايشان چون منبع ابدي وحي براي مسلمين است». [5]
او يك آيت ‏حقيقي از الله بود
پروفسور «حامد الگار» استاد اسلام‏شناسي در دانشگاه كاليفرنياي آمريكا مي‏گويد:
«يك مسلمان هرچه قدر بخواهد از يك شخصيت‏بزرگ معنوي تعريف و تمجيد كند، به خاطر آنكه بزرگي و عظمت تنها از آن خداست و نمي‏توان شخصي غير از خداوند را با اين صفات خواند، بهتر است در عوض به كارگيري چنين لفظي گفته شود كه عظمت و بزرگي خداوند بنحو نادري در آن فرد جلوه پيدا كرده و او را به آيتي از «الله‏» مبدل ساخته است. امام خميني رحمه الله قطعا چنين آيتي بود. هركس كه سعادت حضور دركنار او را داشته باشد مي‏داند، زيارت وي حتي هنگامي كه او يك كلمه سخن نيز نمي‏گفته، عميق‏ترين تاثير را بر روي آدمي مي‏گذاشت. راز اين تاثير در همان ويژگي الهي نهفته است.»
به عقيده اين استاد آمريكايي مسلمان، يكي ديگر از ويژگي‏هاي رهبر كبير انقلاب اسلامي ايران آرامشي بود كه در امام وجود داشت. او در توضيح اين سخن خود مي‏گويد: «آرامشي كه در امام وجود داشت، متعلق به فردي بود كه با شيوه‏اي زاهدانه خود را غرق در «انديشه و عبادت الهي‏» كرده بود، اما در عين حال آنچنان به اقدامات سياسي مهمي دست مي‏زد كه به لحاظ گستردگي و تاثير، در هيچ فرد انقلابي وجود نداشت وبه خاطر چنين ويژگي وي بود كه در شخصيت او نوعي تكامل و همه جانبگي ايجاد كرده بود، به طوري كه از عابد گرفته تا عامي و از عارف گرفته تا قاضي، همه را تحت تاثير قرار مي‏داد. در يك كلام، «زندگي او تجلي عمل صالح و ايثار بود و او در اين دنيا چنان به سر مي‏برد كه گويي دائما مجذوب عز قدس الهي است و دقيقا به اين دليل بود كه ميليون‏ها مسلمان جهان از ممالك مختلف به او عشق ورزيده و به راهش ايمان آوردند». [6]
بخش دوم: امام خميني رحمه الله از منظر دانشمندان غير مسلمان
سمبل مبارزه عليه ارزش‏هاي مادي غرب
دكتر «ديمتري كيت‏سيكس‏» از متفكران مسيحي ارتدكس و استاد تاريخ روابط بين الملل كشور يونان مي‏گويد: «براي ما مسيحيان ارتدكس يونان كه تفوق جويي شيطاني ارزش‏هاي غربي را رد مي‏كنيم، امام خميني رحمه الله نمونه‏اي بود از يك مبارز جهاني، جهت استقرار حق به جاي ارزش‏هاي مادي. اگر چه تبليغات جهاني غرب سعي مي‏كرد از ايشان يك تصوير فناتيك [7] ترسيم نمايد، ولي ما مي‏دانيم كه وجود او مملو از مهر و محبت نسبت‏به تمام ملل روي زمين - كه در مسير خدا حركت مي‏كردند و برتري ارزش‏هاي ماديگري را رد مي‏كردند - بود. [8]»
شخصيت‏شگفت‏انگيز و بي نظير تاريخ معاصر
«رابين وود زورث‏»، نويسنده و محقق مسيحي از كشور آمريكا مي‏گويد:
«درباره آيت الله خميني رهبر جمهوري اسلامي، صحبت‏ها و حب و بغض‏هاي فراواني مطرح شده است. در فرصتي كه براي ديدار او پيش آمد، فكر كردم در چنين موقعيت مهمي، تلاش لازم را به كار برم و نتيجه را هرچه شد قبول نمايم.
از نظر دنياي غرب، امام خميني رحمه الله مظهر سرسختي، غرور و انعطاف ناپذيري بود، حتي آن عده از غربي هايي كه من آن‏ها را ملاقات كرده بودم و آن‏ها نيز قبلا امام را ديده بودند، ضمن آن كه جذابيت رهبري ايشان را انكار نمي‏كردند ولي رفتار او را فاقد گرمي و خنده توصيف مي‏كردند.
حالا من فرصتي يافتم، تا خودم قضاوت كنم. فرصت‏براي ديدن كسي كه برجستگي و شامخيت‏شخصيت او ايران را در برگرفته بود، آن كه سياستش باعث تحولات عميق در ايران و برانگيختن خشم فراوان غرب شده بود.
من در جلو هال (حسينيه جماران) قرار گرفتم، به محض حضور امام روي بالكن حسينيه، جمعيت‏حاضر يكپارچه از جاي خود برخاستند و فرياد زدند خميني، خميني، خميني. اولين باري بود كه چنين رفتار عميقا هيجان‏انگيز، شادمانه، مبارزانه و احترام‏آميز را نسبت‏به يك انسان مشاهده مي‏كردم. هنگامي كه در باز شد و او وارد شد، توفاني از انرژي برخاست. عباي قهوه‏اي، عمامه مشكي و محاسن سفيدش همه مولكول‏هاي ساختمان را به حركت درآورد. توجه حضار آن‏چنان متمركز و ميخكوب شد كه هر چيز ديگر غير از او ناپديد شد.
خميني به مثابه هاله يك نور در حال حركت‏به عمق وجدان و آگاهي همه كساني كه در حسينيه جماران حاضر بودند، نفوذ كرده بود. او تمام تصاوير تخيلي را كه هركس قبل از ملاقات با او در ذهن خود ساخته بود، منهدم مي‏كرد. حضورش چنان پرقدرت بود كه من خود را در محاصره هيجاناتم و در فاصله بسيار دور از ايده‏ها و تجارب شخصي قبلي‏ام احساس مي‏كردم.
من قبلا انتظار داشتم پيرامون حركات سيما و انگيزه‏هاي او و شگفتي‏هاي طبيعت واقعي او به تحقيق بپردازم، ولي قدرت خميني، توفيقات او و قدرت مطلق كنترل و احاطه نفساني او، همه قالب‏هاي ارزيابي ذهني مرا نابود ساخت و من خود را در حال گرفتن احساس و انرژي كه توسط اشعه حضور او در حال تبلور بود يافتم.
[1] . فصلنامه حضور، ش‏27، ص‏66 به بعد، با تلخيص.
[2] . امام خميني رحمه الله در حديث ديگران، ص‏4.
[3] . امام خميني رحمه الله درحديث ديگران، ص‏92.
[4] . خورشيد بي غروب، ص‏74 به نقل از بولتن خبرگزاري، 22/3/1368.
[5] . خورشيد بي غروب، ص‏76.
[6] . روزنامه كيهان، 18/4/1368.
[7] . فناتيك يعني: متعصب در دين يا مذهب، طرفدار شديد يك فرقه يا يك حزب. (فرهنگ معين) .
[8] . شخصيت امام رحمه الله از ديدگاه رسانه‏ها و متفكران جهان، ص‏58.
@#@
خميني يك توفان بود، با اين همه درنهاد اين توفان يك سكون و آرامش مطلق وجود داشت. او بسيار شديد و آمرانه بود و در عين حال بسيار آرام بخش. او پاسخگو، باز و پرتاثير بود. در درون او يك حقيقت‏ساكن و غير قابل حركت وجود داشت، ولي همين بي حركتي باعث‏حركت كلي يك كشور شد.
او يك انسان معمولي نبود، در واقع تمام كساني را كه قبلا ملاقات كرده بودم از عرفا و زهاد تا راهب‏هاي بودايي، حكماي هندي و ديگران، هيچ كدام داراي چنين حضور برق آسا و انرژي بخشي نبودند.
براي آن‏ها كه توانستند ببينند و احساس كنند، (بدون) هيچ گونه ابهامي خميني يك توفان بود، با اين همه در نهاد اين توفان يك سكون و آرامش مطلق وجود داشت. او بسيار شديد و آمرانه بود و در عين حال بسيار آرام‏بخش. او پاسخگو، باز و پرتاثير بود.
درباره كمالات والاي خميني (بايد گفت:) : اين عظمت و كمال در همه جا منعكس بود. در تنفسش، در حركت اندام و دستانش، در آتش شخصيتش و در آرامش آگاهي و وجدانش ؛ همه چشم‏ها به سوي خميني بود، در آنجا اثري از خودخواهي و خودپسندي نبود.
همه حواس اوبه شكل سرسختانه و در عين حال برنامه ريزي شده‏اي به همان نقطه‏اي معطوف بود كه به نحو زيبا و عارفانه‏اي جو آن جمع را جلب كرده بود. علي رغم آن اراده شديد و اخلاق پرصلابت و سازش‏ناپذير، روحيه كاملا مثبت و هموار او در حركت دستانش و صداي صاف حنجره‏اش و افكار متمركزش متجلي شده بود.
در حالي كه صدها مسلمان عاشق ميهن در مجلس، عظمت او را فرياد مي‏زدند و با تحسين و ستايش مطلق از او به وفاداري عاشقانه‏اش سوگند ياد مي‏كردند، او در درون خود بود و همچنان آرام و بي حركت‏باقي مانده بود. چنين صحنه هايي خارج از مرز تصور و حدودي بود كه من به آن‏ها خو گرفته بودم.
آري، امام خميني رحمه الله آن انسان قوي، قدرتمند و شكست‏ناپذير بود؛ و شخصيت او مهم‏ترين ويژگي اوست و مهم‏ترين ويژگي حركت او شناساندن چنين شخصيتي بود. [1]»
احياگر روحيه اعتماد به نفس در مردم
پروفسور «ام - اس - اگواني‏»، متخصص امور ايران و رئيس دانشگاه جواهر لعل نهرو مي‏گويد:
«آيت الله خميني تنها كسي بود كه از سال 1342 تا رحلتش سازش نكرد. هيچ فرد ديگري در قرن حاضر قادر به ايجاد تغييراتي بنيادي در جامعه ايران همچون معظم له نبوده است.»
وي در مقايسه دوران انقلاب با زمان شاه اظهار مي‏دارد: «رژيم شاه از مردم و حمايتشان دور بود، اما آيت الله خميني با جلب حمايت توده مردم پيروز شد و بعد از ساليان طولاني، آموزش‏هاي اسلامي را عملا وارد زندگي مردم كرد. و مهم‏ترين دستاورد ايشان احياء احترام و اعتماد به نفس در مردم بود. او تنها رهبري است كه توانست جنبش را بر اساس ايدئولوژي و مذهب بنيانگذاري كند كه هيچ يك از رهبران انقلاب‏هاي جهان نتوانستند به آن دست‏يابند. [2]»
الهام بخش مسيحيان آزاده
دكتر جرج موستاكيس روحاني و نويسنده مسيحي از يونان مي‏گويد:
«من يك مسيحي هستم ولي به امام خميني رحمه الله علاقه بسيار زيادي دارم. امام خميني (ره) اصلاح كننده بزرگ امت اسلامي بوده است. من و ساير مسيحيان آزاده وظيفه خود مي‏دانيم كه از ايشان پيروي كنيم.»
«زندگي مذهبي و سياسي امام خميني رحمه الله و مبارزات ايشان برعليه استعمار به روشني در روند تاريخ ثبت است.» اين كشيش يوناني و استاد فلسفه و جامعه‏شناسي كه وصيت نامه امام را به زبان يوناني ترجمه كرده است در ادامه مي‏گويد:
«من يك مسيحي هستم ولي به امام خميني رحمه الله علاقه بسيار زيادي دارم. امام خميني رحمه الله اصلاح كننده بزرگ امت اسلامي بوده است. من و ساير مسيحيان آزاده وظيفه خود مي‏دانيم كه از ايشان پيروي كنيم.»
آقاي مستاكيس سپس احساس خود را راجع به «حسينيه جماران‏» چنين بيان مي‏كند: «اينجا زيباترين مسجدي است كه در عمرم ديده‏ام، زيبايي و تقدس آن به خاطر ماديات نيست. به خاطر اين نيست كه از طلا و يا نقره و يا بلور ساخته شده باشد، بلكه به خاطر روح بزرگ امام خميني رحمه الله است.» آقاي جرج موستاكيس گفتار خويش را با دعاي ويژه مردم يونان به پايان مي‏برد: «پروردگارا! اي خداوند قادر مطلق! روح محبوب امام عزيز، خميني بزرگ را قرين آرامش ابدي خويش گردان و او را تحت عزت و جلال ملكوت و هم جوار ارواح طيبه ابراهيم، اسحق و يعقوب و تمامي انبياء ديگر قرار ده. آمين. [3]»
عشق عميق يك ملت
«دكتر فوسبري‏» كشيش و رئيس دانشگاه‏هاي كاتوليك آمريكاي لاتين مي‏گويد: «امام خميني با استفاده از ريشه‏هاي فرهنگي اسلامي موجب حركت تاريخي ملت‏خويش گشت. وي توانست‏با يك انقلاب مذهبي سياسي، حركت عظيمي در كشورهاي اسلامي به وجود آورد. او راهي را به روي ما گشود كه مهم‏ترين پيام آن امكان بازيابي ماهيت معنوي و قدرت الهي و ايمان به خدا بوده است. امام با بازگشايي اين راه، وجدان معنوي غرب را شديدا به لرزه در آورد هرچند رسانه‏هاي گروهي غرب سعي در پوشاندن و مخفي ساختن آن داشته باشند.»
دكتر فوسبري، مراسم عزاداري ملت ايران را نمونه هايي از عشق عميق يك ملت نسبت‏به معشوق خود دانسته و اشك ده‏ها ميليون ايراني را در سوگ رهبر از دست رفته‏شان، عزاي يك ملت در فقدان امام خود خوانده و اضافه مي‏كند: «عكس العمل ميليوني مسلمانان در غم از دست دادن تنها يك سياستمدار نبود، بلكه درد جدايي كسي بود كه ماهيت فرهنگي يك ملت را به وي بازگرداند و راه آزادگي را به جهانيان آموخت. [4]»
اثبات پيروزي تفكر ديني در قرن بيستم
پروفسور پروولسي ايتاليايي، استاد ايران‏شناسي در دانشگاه رم مي‏گويد:
«مهم‏ترين عملكرد آيت الله خميني امكان‏پذير نمودن يك انقلاب اسلامي بود، آن هم در كشوري كه تمدن و فرهنگي قوي را در سابقه خود دارد.
اين كار باعث‏شد تا مردم ايران فرهنگ واقعي و قديمي خود را كه همان فرهنگ اسلامي بوده بشناسند و خود را متكي بر آن فرهنگ به جامعه جهاني بشناسانند.
اين در حالي بودكه تا قبل از انقلاب اسلامي، تنها آوايي كه از ايران بلند بود و معيار شناخت جهانيان از كشور ايران اعلام مي‏شد، صداي غربزدگي بود. بنابراين آيت الله خميني رحمه الله آغاز كننده انقلابي بود كه بالاخره فرهنگ اسلامي راستين ملت ايران را آشكار ساخت. [5]»

[1] . همان، ص‏49.
[2] . خورشيد بي غروب، محمد سپهري، ص‏86.
[3] . جمهوري اسلامي، 24/11/1368.
[4] . خورشيد بي غروب، ص‏92.
[5] . شخصيت امام رحمه الله از ديدگاه رسانه‏ها و متفكران جهان، ص‏26.
عبد الكريم پاك‏نيا - مجله مبلغان، ش 29
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :