امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
575
ارتباط عمقي و معرفتي عيد قربان و عيد غدير

قربان از قرب به معناي نزديکي و تقرّب گرفته شده، اوّلين قرباني که در تاريخ بشر کنوني پذيرفته شد، مربوط به حضرت هابيل[1] ـ عليه السلام ـ است. در ميان اقوام پيشين هم رسم بر اين بود که براي تقرّب به معبود يا معبودان خود قرباني کنند. اين مسأله ادامه يافت تا هنگامه نبوّت حضرت ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ در اين هنگام ايشان 3 مرتبه در رؤياي صادقه ديدند که خداوند ايشان را امر به ذبح فرزند مي فرمايند. آنگاه که يقين براي ايشان حاصل شد که رؤيا صادقه است، خود را براي اجراي فرمان الهي آمده کردند ولي تيغ، گلوي فرزند ايشان حضرت اسماعيل ـ عليه السلام ـ را نبريد، و به امر الهي قوچي را به عنوان قرباني به جاي فرزندشان، ذبح کردند. که اين قضيّه مبناي عيد قربان در اسلام هم قرار گرفت. بعد از ذکر تاريخچه اجمالي عيد قربان بايد مطالب ذيل را ذکر کنيم:
اوّلا: در روايات ما کلمه «قرباني» در مواردي ذکر شده مثل «الصلوة قربان کل تقيّ» نماز مايه تقرّب هر شخص پرهيزکار به خداوند است. پس با توجه به روايت شريفه «قربان»، «آنچه مايه تقرّب الي الله» است، صرفاً در ذبح حيوان خاصّ خلاصه نمي شود بلکه مفهومي بسيار گسترده تر از آن دارد.
و بالاترين و عالي ترين مصداق «قربان»، جهاد با نفس و گشتن و از بين بردن رذائل نفساني و اخلاقي است که در حديث شريف «موتوا قبل ان تموتوا» يعني بميريد پيش از آنکه شما را بميرانند، بدان اشاره شده دارد. معناي «موتوا» در حديث فوق اين است که نفسانيّت خود را ذبح کنيد و از منيّت ها و هواهاي نفساني کاملا جدا شويد تا به جوار قرب الهي دست يابيد.
پيوند روز عيد قربان با عيد غدير که عيد ولايت مطلقه کليّه الهيّه است، اين است که در روز عيد قربان رذائل و هواهاي نفساني را در درون خود ذبح و قرباني کنيد تا با طهارت و پاکي روح، وارد، عيد ولايت مطلقه کليّه الهيّه حضرت امير ـ عليه السلام ـ شويد زيرا مسأله ولايت حضرت امير ـ عليه السلام ـ آن قدر پاک و طاهر است که، هرگز نمي تواند با آلودگي هاي باطني، قدم در آن نهاد و خود را از مواليان واقعي حضرت امير ـ عليه السلام ـ دانست.
امّا خود عيد غدير با قطع نظر از عيد قربان،به منزله آخرين جزء از علّت تامّه نسبت به مبعث پيامبر گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است. بلکه غدير به منزله باطن يک چيز ظاهر و به منزله روح، نسبت به انسان است زيرا تمامي خيرات و سعادات مشروط به ولايت امير المومنين علي ـ عليه السلام ـ و فرزندانش ـ عليهم السلام ـ است. در روايات کثيره از طريق شيعه و اهل سنت وارد شده که نورهاي پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ يکي بود تا اين که در صلب عبدالله و عبدالمطلب از هم جدا گشته و خداوند، ولايت آنان را بر همه مردم واجب نموده است و اين ولايت در روز غدير آشکار شد،[2] به همين جهت در قرآن کريم آمده: «امروز «روز غدير» دينتان را برايتان کامل و نعمتم را بر شما تکميل و دين اسلام را براي شما انتخاب نمودم».[3]
البته نکته اساسي در پيوند عيد غدير و قربان آن است که در قرآن مي خوانيم: زماني که خداوند حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ را به امتحانات گوناگون آزمود و ايشان همه آنها را به اتمام رساند، خداوند به ايشان فرمود: تو را امام براي مردم قرار دادم و او گفت آيا از ذريه من هم کسي به امامت مي رسد، خداوند فرمود، عهد من «امامت و ولايت» به ستمگران نمي رسد.[4]
از آيه شريفه فوق استفاده مي شود که حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ پس از تحمّل آزمايش هاي سخت که از جمله مهم ترين آنها قرباني فرزند بود به مقام امامت رسيد، و اين امر نشان گر آن است که نقطه مشترک روز عيد قربان و روز عيد غدير از لحاظ معرفتي و با نگاهي عميق، امر ولايت و امامت است.
اگر حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ ، فرزند خود را به قربانگاه آورد تا مايه تقرّبش به ذات اقدس الهي شود، حضرت امير ـ عليه السلام ـ هم تمام هستي اش را قرباني راه خدا نمود.
از ديگر اشتراکات عيد غدير و عيد قربان، مسأله فضيلت اين دو عيد اکبر الهي است: از امام رضا ـ عليه السلام ـ روايت شده است که فرمودند: در روز قيامت،چهار روز با شتاب به خدا مي رسد همان گونه که عروس به حجله خود مي رسد پرسيدند اين چهار روز کدام است؟ حضرت فرمودند: روز قربان، روز فطر، روز جمعه و روز غدير که روزي است که ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ در آن از آتش رهايي ياف وبه جهت سپاسگزاري، آن روز را روزه گرفت ونيز روزي است که در آن روز پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ حضرت امير ـ عليه السلام ـ را به عنوان جانشين خود معرّفي و فضيلت هاي او را بيان نمود و خداوند بدين وسيله دين را کامل کرد و حضرت امير ـ عليه السلام ـ به خاطر شکرگزاري اين روز را روزه گرفته است.[5] اين روز روز کمال، روز ناراحتي شيطان و روزي است که اعمال شيعه و دوستداران آل پيامبر پذيرفته شده و خداوند عمل مخالفين آنها را باطل و نابود مي گرداند و اين همان است که خداوند در آيه 23 سوره فرقان مي فرمايد: «آن اعمال اعمال مخالفين اهل بيت ـ عليهم السلام ـ را باطل و نابود نموديم.
وجه اشتراک ديگر غدير و قربان را بايد در خود نام غدير جستجو کنيم، غدير نام برکه اي است که اين واقعه اعلام ولايت امير المومنين ـ عليه السلام ـ در نزديکي آن واقع شده است؛ از سوي ديگر حاجيان هم که به مني قرباني مي فرستند شهر مکّه کنار چاه زمزم قرار دارند که آب پر برکتش به دعاي حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ نياز آبي همه زائران و ساکنان مکّه را تأمين مي کند. برکه و چاه هر دو محل تجمع آب هستند و آب، مظهر پاکي است و تفسير عرفاني آب، همان ولايت و امامت است همان طور که آب ظاهر را تطهير مي کند، طهارت باطني هم بدون ولايت ممکن نيست.
لذا باز از هر دو عيد قربان و عيد غدير، به پاکي ظاهري که مظهرش آب است و پاکي و طهارت باطني که مظهرش ولايت است و معناي باطني آب هم همان ولايت است دست مي يابيم.
از سوي ديگر عيد قربان در هشتم ذي الحجّه است و عيد غدير در هيجدهم ذي الحجّه لذا هر دو عيد قربان و غدير با حج گره خورده اند و اين وجه اشتراک ديگري از قربان و غدير است و شايد سرّ اين که بين اين دو روز، هشت روز فاصله است اين باشد که بعد از آن که انسان موفق شد به توفيق الهي باطن خود را از اغيار پاک نمايد و هوا هاي نفس خود را قرباني کند، هشت روز تا ولايت فاصله دارد.
امّا استفاده از اين ارتباط عميق بين قربان و غدير در افزايش، سطح معارف انسان چنين است: ما از مطالب گذشته به اين مطلب رسيديم که قربان و غدير، نقطه تلاقي شان امامت و ولايت است آن هم ولايت مطلقه کليّه، يعني ولايتي که بر همه مخلوقات از قبيل جمادات،گياهان، حيوانات، انسان و فرشتگان عرضه شد و در رسول اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ و يازده جانشين آنهاست ـ عليهم السلام ـ تمام درجات و مناجات پيامبراکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ اولياء و اوصياء به همين ولايت برگشته و اين ولايت از فناي بنده در حق و بقاي بنده به وسيله حق سرچشمه مي گيرد. پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در روايتي مي فرمايند: اوّلين چيزي که خدا آفريد نور من بود در حالي که «آدم» هنوز در مرحله، آب و گل بود که به همان ولايت اشاره دارد يا روايت امير المؤمنين علي ـ عليه السلام ـ که من ولي بودم در حالي که «آدم» هنوز در مرحله آب و گل به سر مي برد همان معناي ولايت را دارد. و از صاحب ولايت مطلقه با نام هايي مانند خليفه اعظم، قطب اقطاب، انسان کامل، عقل اوّل و روح اعظم در عرفان ياد شده است.[6] و همين مسأله امامت و ولايت رکن رکين اعتقادات شيعه است که به واسطه آن، شيعه از غير شيعه در ميان مسلمين متمايز مي شود. و در روايات کثيره، قبولي ساير اعمال يک فرد وابسته به پذيرش ولايت از سوي آن فرد شده و اين مسأله عمق مسأله ولايت را مي رساند.

پی نوشت ها:
[1]. ر.ک: مائده / 27.
[2]. المراقبات، ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي، ص462 و 463.
[3]. مائده / 3.
[4]. بقره / 124.
[5]. المراقبات، ميرزار جواد آقا ملکي تبريزي، ترجمه ابراهيم محدث بندر ريگي، انتشارات اخلاق، ص488، 1377ش.
[6]. المراقبات، ميرزا جواد آقا ملکي تبريزي، ترجمه ابراهيم محدث بندرگي، انتشارات اخلاق، 1377ش. ص492.

مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات ـ حوزه علمیه قم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :