امروز:
چهار شنبه 25 مرداد 1396
بازدید :
1996
قيامت و تجسم اعمال
مسأله تجسم اعمال از مسايل مربوط به جهان پس از مرگ است. اين مسأله، گرچه شاخه‎اي از كيفر و پاداش اخروي است، ولي در بحث شهود و گواهان قيامت نيز مي‎تواند راه‎گشا باشد؛ زيرا هر گاه كردار انسان گناه‎كار در سراي ديگر تجسم يابد، خود بهترين شاهد و گواه بر جرم بوده و راه هرگونه انكار را بر او مي‎بندد. به همين دليل، اين بحث را پس از بحث‎هاي گوناگون قيامت يادآور مي‎شويم.
مقصود از تجسم اعمال چيست؟
مقصود از «تجسم» ‌يا «تمثل» اين است كه آن‎چه انسان در اين جهان انجام داده است، در جهان ديگر به صورتي متناسب با آن جهان نمودار گردد. و به عبارت ديگر: پاداش‎ها و كيفرها، نعمت‎ها و نقمت‎ها، شادماني و سرور، درد و شكنجه‎هاي اخروي، همه و همه همان حقايق اعمال دنيوي انسان‎ها است كه در حيات اخروي خود را نشان مي‎دهند.
و به ديگر سخن: هر كرداري كه انسان انجام مي‎دهد، خواه خوب باشد و خواه بد، يك صورت دنيوي دارد كه ما آن را مشاهد مي‎كنيم، و يك صورت اخروي كه هم‎اكنون در دل و نهاد عمل نهفته است، و روز رستاخيز پس از تحولات و تطوراتي كه در آن رخ مي‎دهد، شكل كنوني و دنيوي خود را از دست داده و با واقعيت اخروي خود جلوه مي‎كند، و موجب لذات و شادماني، و يا عامل آزار و اندوهي مي‎گردد.
بنابراين، اعمال نيك اين جهان در روزگار رستاخيز تغيير شكل داده و به صورت نعمت‎هاي بهشتي درخواهد آمد، چنان‎كه اعمال به صورت آتش و زنجير و انواع عذاب نمودار خواهند شد.
در كنار بحث «تجسم اعمال» كه غالباً ناظر به كردارهاي مربوط به اعضاي انسان است، مسألة ديگري مطرح مي‎شود كه از آن به تبلور يا تجسم نيتها و ملكات نفساني تعبير مي‎شود، و مقصود اين است كه صورت حقيقي انسان بستگي به همان نيت‎ها، خصلت‎ها و ملكات نفساني او دارد، و براين اساس، اگر چه انسان‎ها از نظر صورت ظاهري يكسانند، ولي از نظر صورت باطني يعني خصلتها و ملكات، ‌انواع يا اصناف گوناگوني دارد.
حكيم سبزواري(ره) در اين‎باره مي‎گويد:
«انسان به اعتبار اخلاق و ملكاتش يا فرشته است، يا حيوان، يا درنده، و يا شيطان. بنابراين، اگر چه انسان از نظر صورت دنيوي يك نوع بيش نيست، ولي از نظر صورت اخروي چهار نوع خواهد بود؛ زيرا اگر شهوت و غضب بر او غلبه كند و كارهاي او پيوسته از اين دو غريزه صادر گردد، صورت اخروي او حيوان و درنده خواهد بود، و اگر اخلاق پسنديده در نفس او رسوخ كرده باشد، به صورتهاي زيباي بهشتي تمثل خواهد يافت.»[1]
تجسم اعمال در آيات قرآن
تجسم اعمال يك حقيقت قرآني است كه در آيات متعدد نمونه‎هايي از اين آيات را يادآور مي‎شويم:
1. «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً وَ ما عَمِلَتْ مِنْ سُوءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَ بَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً».[2]
ـ روزي كه هر انساني هر كار نيكي كه انجام داده است، نزد خود حاضر مي‎يابد، و هر كار بدي را كه انجام داده است نيز حاضر و آماده مي‎يابد، و آرزو مي‎كند كه ميان او و آن عمل ناروا فاصله مكاني يا زماني بسياري وجود مي‎داشت (و او آن عمل ناروا را كه در دنيا انجام داده است در قيامت مشاهده نمي‎كرد).[3]
2. «إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْكِتابِ وَ يَشْتَرُونَ بِهِ ثَمَناً قَلِيلاً أُولئِكَ ما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ إِلاَّ النَّارَ...»[4].
ـ كساني كه به خاطر به دست آوردن مالي اندك، آيات الهي را كتمان مي‎كنند، چيزي جز آتش در شكم خود جاي نمي‎دهند.
3. «إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً».[5]
ـ آنان كه از روي ستم اموال يتيمان را مي‎خورند، در حقيقت آتش مي‎خورند، و در آينده وارد دوزخ خواهند شد.
اين دو آية شريفه آشكار بيانگر آن است كه آن‎چه افراد از راه كتمان حقايق الهي و يا از راه ستم بر يتيمان به دست مي‎آورند، در حقيقت آتش درون خود جاي مي‎دهند. شكي نيست كه صورت ظاهري و دنيوي اموال ياد شده آتش نيست، بلكه به صورت انواع لذت‎هاي دنيوي نمايان مي‎شوند بنابراين، بايد بگوييم: اين‎گونه اموال صورت ديگري دارد كه اكنون از چشم ظاهربين انسان پوشيده است، ولي در سراي ديگر كه پرده‎ها بالا مي‎رود و حقايق پنهان آشكار مي‎گردد، چنان‎كه قرآن كريم در جاي ديگر مي‎فرمايد: «يَوْمَ تُبْلَى السَّرائِرُ» چهرة واقعي اين اعمال نمايان مي‎گردد، و آن چيزي جز آتش و عذاب خداوندي نيست.
4. «يَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ يَسْعى نُورُهُمْ بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَ بِأَيْمانِهِمْ».[6]
ـ روزي كه مردان و زنان با ايمان را مي‎بيني كه نور وجود آنان در پيشاپيش و جانب راست آنان در حركت است.
آن‎چه از ظاهر اين آية شريفه استفاده مي‎شود اين است كه در قيامت، وجود انسان‎هاي با ايمان به صورت منبع نوري در مي‎آيد و اين نور، پيش رو و اطراف آنان را روشن مي‎سازد. اكنون بايد ديد آنان، ‌اين نور را از كجا آورده‎اند؟ پاسخ اين سؤال را مي‎توان از گفتار خود آنان به دست آورد؛ زيرا آن‎گاه كه منافقان از آنان درخواست مي‎كنند كه اندكي درنگ نمايند، تا اين گروه نيز در پرتو نور آنان حركت نمايند، به منافقان مي‎گويند:
«ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالَْتمِسُوا نُوراً».[7]
ـ به عقب (دنيا) باز گرديد و براي خود نور به دست آوريد.
يعني، ما اين نور را در دنيا كسب كرده‎ايم، و شما اگر مي‎توانيد (كه نمي‎توانيد) به دنيا باز گرديد، و براي خود تحصيل نور نماييد. اما در اين‎كه اين نور چگونه نور از دنيا نشأت گرفته است؟ دو احتمال وجود دارد:
الف. شخصيت والاي آنان در پرتو اطاعت و عبادت، به صورت كانون ملكات زيبا درآمده و در جهان ديگر به صورت نور تجلي مي‎كند.
ب. چهرة واقعي اعمال صالح و صفات نيك آنان نمايان گرديده و به صورت نور تجسم يافته مي‎يابد.
5. قرآن كريم به مستكبراني كه طلاها و نقره‎ها را از راه‎هاي غير مشروع به دست آورده و به صورت گنجهايي پنهان ساخته، و از مسير توليد و مصرف خارج مي‎سازند، هشدار مي‎دهد كه همين اندوخته‎ها در سراي ديگر سرخ گرديده و بر پيشاني و پشت و پهلوي آنان نهاده مي‎شود، آن‎جا كه مي‎فرمايد:
«وَ الَّذِينَ يَكْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ يَوْمَ يُحْمى عَلَيْها فِي نارِ جَهَنَّمَ فَتُكْوى بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ فَذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَكْنِزُونَ».[8]
ـ كساني را كه طلا و نقره را مي‎اندوزند و در راه خدا انفاق نمي‎كنند به عذاب دردناكي بشارت بده، روزي كه آن طلاها و نقره‎ها در آتش دوزخ سرخ گرديده و بر پيشاني و پهلو و پشت آنان نهاده مي‎شود، و به آنان گفته مي‎شود: اين همان چيزي است كه از قبل براي خودتان اندوخته‎ايد، پس آن‎چه را انداخته‎ايد، بچشيد.
نكتة قابل دقت در اين آيه آن است كه مي‎فرمايد: «هذا ما كَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ»؛ يعني، اين آتش و عذاب همان است كه شما براي خود اندوخته‎ايد، و به عبارت ديگر: اين‎گونه يعني طلاها و نقره‎ها در دو نشأة (دنيا و آخرت) به دو صورت مجسم مي‎گردد: در اين جهان به صورت فلز خيره كننده چشمها، و در جهان آخرت به صورت عذاب دردناك خداوندي.
6. «وَ لا يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ هُوَ خَيْراً لَهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَهُمْ سَيُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ يَوْمَ الْقِيامَةِ...».[9]
ـ كساني كه به آن‎چه خدا از فضل خود به آنان عطاء كرده است، بخل مي‎ورزند، گمان مي‎كنند كه اين بخل و امساك براي آنان بهتر است، بلكه اين كار براي آنان بدتر مي‎باشد (زيرا) به زودي آن‎چه را به آن بخل ورزيده‎اند، به صورت طوقي به گردن آنان خواهد افتاد.
اين آية شريفه نيز بسان آية قبل مي‎رساند: اموالي كه انسان برخلاف حكم الهي روي هم انباشته كند، در قيامت به صورت طوقي آزاردهنده تجسم يافته و ماية عذاب بخل ورزان خواهد شد.
7. لقمان حكيم در نصايح خود به فرزندش مي‎گويد:
«يا بُنَيَّ إِنَّها إِنْ تَكُ مِثْقالَ حَبَّةٍ مِنْ خَرْدَلٍ فَتَكُنْ فِي صَخْرَةٍ أَوْ فِي السَّماواتِ أَوْ فِي الْأَرْضِ يَأْتِ بِهَا اللَّهُ».[10]
ـ فرزندم (هر كاري كه از انسان سر زند) هر چند به اندازه سنگيني خردلي در ميان صخره‎ها و يا آسمان‎ها و زمين باشد، خداوند آن را در روز رستاخيز مي‎آورد.
از ظاهر اين آية شريفه نيز برمي‎آيد كه: خداوند در روز قيامت خود عمل انسان را مي‎آورد و آن را ملاك پاداش و يا كيفر قرار مي‎دهد.
8. قرآن كريم در آية ديگر، همين واقعيت را به گونه‎اي ديگر يادآور شده و مي‎فرمايد:
«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ».[11]
ـ هر كس به اندازه سنگيني ذره‎اي كار نيك انجام دهد آن را مي‎بيند، و هر كس به اندازه سنگيني ذره‎اي كار بد انجام دهد، آن را مي‎بيند.
نكتة قابل توجه در اين آية شريفه، كلمة «يَره» است، زيرا ضمير مفعولي موجود در آن به خود عمل كه از كلمة يعمل استفاده مي‎شود، و يا به كلمه «خيراً و شراً» بر مي‎گردد.
[1] . فـباعتبـار خـلقه الانسان ملك او اعـجبم او شـيطان
فهو و ان وحد دنـيا وزعا اربـعة عقـبي فـكان سبعاً
بهيمة مع كون شهوة غضب شيمتة و إن عليه قد غلب
مكر فـشيطان و إذ سـجية سـنـة فـصور بـهيـة.
[2] . آل عمران/ 30.
[3] . نظير اين آيه است آية «وَ وَجَدُوا ما عَمِلُوا حاضِراً وَ لا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً» (كهف/ 42)، و آية «عَلِمَتْ نَفْسٌ ما أَحْضَرَتْ» (تكوير/ 14).
[4] . بقره/ 174.
[5] . نساء، 10.
[6] . حديد/ 13.
[7] . حديد/ 13.
[8] . توبه/ 35ـ34.
[9] . آل عمران/ 80.
[10] . لقمان/ 16.
[11] . زلزله/ 8ـ7.
اين حكم كلي، اعمال انسان را نيز شامل مي‎شود.
اما اين‎كه وجود عرض در اين جهان متكي به وجود جوهر است، دليل بر آن نيست كه در سراي ديگر نيز چنين باشد؛ زيرا احكام آخرت با احكام دنيا متفاوت است، مگر در محالات ذاتي كه تبدل در آن‎ها محال است. قرآن كريم با صراحت بيان نموده است كه در قيامت زمين و آسمان و آن‎چه در آنهاست تبدل مي‎يابند.[1]
بنابراين، از نظر عقلي تجسم اعمال كاملاً امكان‎پذير است، و دلايل نقلي نيز بر تحقق آن دلالت دارند، و هيچ‎گونه ضرورتي براي تأويل آنها وجود ندارد.
فقيه و عارف نامي شيخ بهاءالدين‎عاملي(ره) دربارة تجسم اعمال گفته است: «مسئلة تجسم اعمال در روايات بسياري از شيعه و اهل سنت وارد شده است. اهل سنت در اين‎باره گفته‎اند: مارها و عقرب‎ها و آتش‎هايي كه در قبر و قيامت ظاهر مي‎شوند. در حقيقت همان كارهاي زشت و ناپسند عقايد باطل است كه در نشأه برزخ و قيامت به صورت‎هاي ياد شده ظاهر مي‎شوند؛ چنان‎كه روح و ريحان، و نعمت‎هاي لذت‎بخش ديگر، در حقيقت همان اخلاق پسنديده و اعمال شايسته و عقايد حقه است كه در جهان برزخ و قيامت بدان صورت نمايان گرديده‎اند؛ زيرا حقيقت يك چيز است كه در نشأه‎هاي مختلف آثار گوناگوني دارد.» شيخ بهايي(ره) سپس برخي از آيات و رواياتي را كه پيش از اين نقل كرده است، به عنوان شاهد بر مدعاي خود يادآور شده است.[2]
علم و تجسم اعمال
اگر چه تجسم اعمال بسي فراتر و عميق‎تر از تبدل‎ها و تحول‎هاي عالم طبيعت است، اما براي تقريب به ذهن مي‎توان از قانون تبدل ماده به انرژي، و تبدل انرژي به ماده كه يكي از قوانين مسلم علمي است، در اين‎باره كمك گرفت؛ زيرا طبق اين قانون، و با توجه به اين كه حقيقت كار و عمل انسان از نظر علمي چيزي جز تبدل ذخاير مادي به انرژي نيست، مي‎توان چنين نتيجه گرفت:
1. حقيقت كار در انسان عبارت است از تبدل ماده به انرژي.
2. مقدار انرژي از نظر علم هميشه ثابت است، و فقط صورت‎هاي آن تغيير مي‎يابد.
3. ماده و انرژي دو چهرة يك واقعيت مي‎باشند.
4. همان‎گونه كه ماده به انرژي تبديل مي‎شود، انرژي نيز در شرايط خاصي به ماده مبدل مي‎گردد.
بنابراين، از نظر علم جديد، تبدل يافتن اعمال انسان در جهان ديگر به مادة ديگر امري ممكن و قابل قبول است، در نتيجه علم تجربي نيز به گونه‎اي تجسم اعمال را تأييد مي‎كند.[3]
در پايان، يادآور مي‎شويم كه اعتقاد به تجسم اعمال با وجود پاره‎اي پاداشها يا كيفرهاي قراردادي كه متناسب با نوع اعمال و بر اساس علم و حكمت الهي مقرر گرديده است، منافات ندارد؛ زيرا اگر از هرگونه پيش‎داوري بپرهيزيم و صرفاً با استناد به آيات قرآن و روايات در اين‎باره داوري كنيم، بايد هر دو گونه پاداش و كيفر را پذيرا باشيم.
چنان‎كه اعتقاد به تجسم اعمال با مسئله شفاعت كه از ضروريات شريعت اسلام است نيز منافات ندارد؛ زيرا همان‎گونه كه در اين جهان قوانين الهي از طريق اسباب و علل ويژه عمل مي‎كنند، در سراي آخرت نيز چنين است و هيچ اشكالي ندارد كه شفاعت به عنوان يك علت و سبب قوي‎تر،‌ در موارد خاص تجسم اعمال غلبه نمايد، همان‎گونه كه اسباب و علل طبيعي نيز گاهي يكديگر را خنثي مي‎سازند.
به عبارت ديگر: همان‎گونه كه توبه قبل از فرا رسيدن مرگ، مانع از تجسم و تمثل گناه در سراي ديگر مي‎شود، شفاعت نيز در جهان ديگر از موانع تجسم عمل به شمار مي‎رود.[4]
[1] . «يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَ السَّماواتُ». (ابراهيم/ 48)
[2] . بحار الانوار، ج 7، ص 228.
[3] . منشور جاويد، ج 8، ص 423ـ422.
[4] . همان،‌ص 435ـ434.
علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :