امروز:
سه شنبه 30 آبان 1396
بازدید :
2108
مواقف قيامت و حساب
موقف‎هاي قيامت
قرآن كريم در مورد طولاني بودن روز قيامت دو تعبير متفاوت دارد:
1. يك جا آن را معادل پنجاه هزار سال دانسته و فرموده است:
«تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ».[1]
ـ فرشتگان و روح در روزي كه برابر با پنجاه‎هزار سال است به سوي خدا بالا مي‎روند.
از سياق آيات برمي‎آيد كه مقصود از اين‎روز، روز قيامت است، و مراد اين است كه آن روز به مقياس سال‎هاي دنيا برابر پنجاه‎هزار سال خواهد بود، و منظور از عروج فرشتگان به سوي خداوند اين است كه در آن روز نظام دنيا به هم خورده و اسباب و وسايط تدبير جهان برچيده مي‎شوند، و فرشتگان ـ كه از وسايط تدبير الهي هستند ـ به جانب عرش الهي باز مي‎گردند، ‌چنان‎كه مي‎فرمايند:
«وَ تَرَى الْمَلائِكَةَ حَافِّينَ مِنْ حَوْلِ الْعَرْشِ».[2]
ـ «روح»، از موجودات عالم بالاتر و غير از فرشتگان است، چنان‎كه مي‎فرمايد:
«يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ».[3]
و آن غير از جبرئيل است، زيرا قرآن جبرئيل را «روح الأمين»[4] و «روح القدس»[5] ناميده است نه روح به طور مطلق: بديهي است كه مقيد با مطلق متفاوت است.[6]
2. در جاي ديگر آن را برابر با يك‎هزار سال دانسته و فرموده است:
«يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ».[7]
ـ خداوند امر آفرينش را از آسمان (مقام ربوبي) به سوي زمين تدبير مي‎كند، آن‎گاه موجودات در روزي كه برابر با هزار سال دنيوي است به سوي او باز مي‎گردند.
گروهي از مفسران در وجه جمع ميان اين دو زمان متفاوت، گفته‎اند: در قيامت پنجاه موقف وجود دارد كه توقف بندگان در هر يك برابر، با هزارسال دنيوي است.[8]
برخي از روايات نيز اين نظريه را تأكيده مي‎كند،‌ چنان‎كه محدث كليني(ره) در روضة كافي، و شيخ طوسي(ره) در امالي از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده‎اند كه فرمود: «قبل از آن كه به حساب شما رسيدگي شود، ‌خودتان به حساب خود برسيد، زيرا در قيامت پنجاه موقف است كه مدت هر يك، برابر با هزار سال دنيوي است.» آن‎گاه آية دوم را تلاوت كرد.[9]
نيز امام علي ـ عليه السلام ـ در پاسخ فردي كه آيات قرآن را دربارة سخن گفتن انسانها در قيامت تناقض‎آميز پنداشته بود ـ چرا كه در برخي از آيات آمده است كه در روز قيامت به انسانها اجازة سخن گفتن داده نمي‎شود، و در آيات ديگر آمده است كه آنان با يكديگر سخن مي‎گويند ـ فرمود: «در قيامت مواقف مختلفي وجود دارد، و اختلاف آيات مزبور ناظر به موقف‎هاي مختلف قيامت است.»[10]
يادآوري اين نكته لازم است كه از برخي روايات برمي‎آيد كه طولاني بودن روز قيامت و مواقف آن به وضعيت عقيده و عمل انسان‎ها بستگي دارد. و به همين دليل، بر مؤمنان و پارسايان بسيار زودگذر خواهد بود. ابوسعيد خدري مي‎گويد: در حضور پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ از طولاني بودن روز قيامت اظهار شگفتي و نگراني شد، پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود: «به پروردگارم سوگند، روز قيامت براي مؤمنان از خواندن يك نماز واجب نيز آسان‎تر خواهد بود».[11]
حساب اعمال
قرآن كريم در آيات متعدد قيامت را «يوم الحساب» ناميده است.[12] «واژه حساب» در لغت عبارت است از بررسي و جمع اعداد و مقادير و تعيين حاصل آن‎ها. بنابراين، از آن جا كه مكلفان در قيامت حاصل جمع ميان اعمال خوب و بد خود را مي‎يابند، روز قيامت، روز حساب ناميده شده است.[13]
بنابراين، غرض از رسيدگي به اعمال مكلفان اين نيست كه خداوند بر مقدار اعمال نيك و بد آنان آگاه گرديده، آن‎گاه به آن‎ها پاداش و كيفر مناسب مي‎دهد، زيرا او داناي مطلق بوده و بر همه چيز آگاه است ـ بلكه، همان‎گونه كه بيان گرديد ـ مقصود اين است كه مكلفان با مشاهدة اعمال خوب و بد خود، به حساب خويش آگاه شده و بر رحمت و عدل الهي در مقام كيفر و پاداش كاملاً واقف مي‎گردند.
از اين‎رو، قرآن كريم در عين اين كه خداوند را حساب‎رس اعمال بندگان دانسته و مي‎فرمايد:
«إِنَّ إِلَيْنا إِيابَهُمْ ثُمَّ إِنَّ عَلَيْنا حِسابَهُمْ».[14] در جاي ديگر، خود انسانها را حساب‎رس اعمال خود معرفي نموده و مي‎فرمايد: «اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً».[15]
ـ نامة عمل خود را بخوان، امروز كافي است كه خود به حساب خويش برسي.
بر اين پايه، علي ـ عليه السلام ـ فرموده است: «روز قيامت اعمال بندگان در برابر ديدگان آنان نمايان مي‎گردد، «أعْمَالُ العِبَادِ فِي عَاجِلِهِم، نَصْبُ أعْيُنهِم في آجِلِهِم».[16]
از اين‎جا، مي‎توان به راز «سريع الحساب» بودن خداوند كه در آيات قرآن آمده است پي برد، و نيز دانست كه چگونه خداوند در روز قيامت حساب همة مكلفان را يك‎جا بررسي مي‎كند، چنان‎كه وقتي از علي ـ عليه السلام ـ در اين باره سؤال شد، فرمود: همان‎گونه كه يك جا به آنان روزي مي‎دهد، حساب آنان را نيز يك‎جا رسيدگي مي‎نمايد: سُئِلَ ـ عليه السلام ـ كَيْفَ يُحَاسِبُ اللهَ الخَلْقَ عَلَي كَثْرَتِهِم؟ فَقَالَ ـ عليه السلام ـ : كَما يرزُقُهم علي كَثرتهم.[17]
و نيز فرمود: «إنَّهُ يُحَاسِبُ الخَلقَ دَفْعَةً، كَمَا يَرْزِقُهم دَفْعَةً».[18]
شيخ مفيد(ره) دربارة حقيقت حساب در قيامت گفته است:
«حساب عبارت است از مقابله و مقايسه ميان اعمال و جزاي آن‎ها، و آگاه شدن انسان بر لغزشهايي كه از او سر زده، و سرزنش او بر گناهان، و ستايش او بر نيكي‎ها، و رفتار با او به گونه‎اي كه سزاوار آن است.»[19]
نيز محقق لاهيجي(ره) نيز در اين‎باره گفته است: «حساب عبارت از آن است كه نامه‎هاي اعمال را به نظر مكلفان رسانده و به دست آنان مي‎دهند تا خود بر اعمال خويش آگاه شوند و حجت خداي بر آنان تمام شود».[20]
دربارة چگونگي رسيدگي به حساب بندگان در قيامت در احاديث وارده از ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ مطالب فراواني است كه حاصل آن‎ها را شيخ صدوق(ره) در رسالة عقايد خود، چنين يادآور شده است: «اعتقاد ما در مورد حساب اين است كه آن حق است و حساب پيامبران و امامان را خداوند خود رسيدگي مي‎كند،‌ آن‎گاه هر پيامبري به حساب جانشينان خود مي‎رسد، و آنان به حساب امت‎ها رسيدگي مي‎نمايند».[21]
سنجش اعمال
در برخي از آيات قرآن راجع به سنجش اعمال و سنگيني و سبكي ترازوهاي اعمال در قيامت سخن گفته شده است: چنان‎كه مي‎فرمايد:
«الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ وَ مَنْ خَفَّتْ مَوازِينُهُ فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِما كانُوا بِآياتِنا يَظْلِمُونَ».[22]
ـ سنجش اعمال در روز قيامت حق است، آنان كه ترازوهايشان سنگين باشد، رستگارند، و آنان كه ترازوهايشان سبك باشد، به خاطر اين كه آيات ما را انكار مي‎كردند، زيانكارند».[23]
و نيز مي‎فرمايد:
«وَ نَضَعُ الْمَوازِينَ الْقِسْطَ لِيَوْمِ الْقِيامَةِ فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً».[24]
ـ در روز قيامت ترازوهاي عدالت را برقرار مي‎كنيم، پس به هيچ انساني كوچكترين ستمي نمي‎شود.
دربارة اين كه مقصود از وزن كردن اعمال چيست، و اين‎كه اعمال چگونه وزن مي‎شوند، اقوال مختلفي مطرح گرديده است:
1. بسياري از مفسران و متكلمان لفظ «ميزان» را به همان شكل معروف از ترازو تفسير كرده‎اند و در چگونگي توزين يكي از دو نظرية زير را پذيرفته‎اند:
الف. اعمال نيك به صورت‎هاي زيبا، و اعمال بد به صورت‎هاي زشت، تحقق يافته، آن‎گاه وزن مي‎شوند.
ب. پرونده‎ها و نامه‎هاي اعمال نيك و بد وزن مي‎شوند.
2. برخي گفته‎اند: مقصود از «ميزان» ‌عدل است؛ يعني، خداوند براساس عدالت به افعال بندگان جزا مي‎دهد. اين قول از مجاهد، ضحاك و اعمش نقل شده‎ است، و بسياري از متأخران نيز آن را پذيرفته، و در توجيه آن گفته‎اند: اطلاق لفظ «وزن» بر معناي عدل و برابري جايز است، چنان‎كه گفته مي‎شود: اين سخن هم وزن آن سخن است، يعني معادل و مساوي با آن است، هر چند توازن و سنجش حقيقي در كار نيست. از سوي ديگر، چون عدل در داد و ستد با پيمانه و وزن كردن انجام مي‎گيرد، به اين جهت براي بيان عدل در مقام جزا، از كلمة وزن و ميزان استفاده شده است.[25] علامة طبرسي(ره) در مجمع البيان نيز اين وجه را برگزيده است.[26]
3. مقصود از وزن و سنگيني و سبكي آن، ارزشمندي اعمال و يا بي‎ارزش بودن آن‎ها از نظر ثواب و پاداش است. از طرفداران اين نظريه شيخ مفيد(ره) است، نامبرده پس از نقد نظرية نخست گفته است: مقصود از وزن و ميزان اعمال اين است كه اعمالي كه ارزشمند بوده و شايستة پاداش بسيار مي‎باشند سنگين، و اعمالي كه بي‎ارزش بوده و شايستة پاداش نمي‎باشند سبك خواهند بود،‌ آن‎گاه در تأييد اين نظريه گفته است: هر گاه در زبان عرب گفته مي‎شود: «كلام فلانٍ عندي أوزن من كلام فلانٍ» مقصود اين است كه قدر و ارزش كلام او بيشتر است، و قرآن نيز به لغت عربي و با توجه به حقيقت و مجاز آن نازل گرديده است، و نه الفاظ و معاني عاميانه و سطحي.[27]
4. علامه طباطبايي(ره) در اين‎باره بيان جامعي دارد كه حاصل آن چنين است:
الف.
[1] . معارج/ 4.
[2] . زمر/ 75.
[3] . نحل/ 2.
[4] . شعراء/ 194.
[5] . نحل/ 103.
[6] . الميزان، ج 20، ص 8.
[7] . سجده/ 5.
[8] . همان، ج 17، ص 248.
[9] . بحار الانوار، ج 7، ‌باب 6، روايت 3.
[10] . توحيد صدوق، باب 36، روايت 5، ص 260.
[11]. بحار الانوار، ج 7، باب 6، روايت 3.
[12] . سوره ابراهيم/ 41، غافر/ 27.
[13] . حكيم سبزواري، اسرار الحكم، ص 361.
[14] . غاشيه/ 26ـ25.
[15] . اسراء/ 14.
[16] . نهج البلاغه، حكمت شماره 6.
[17] . نهج البلاغه، حكمت شماره 300.
[18] . مجمع البيان، ج 1، ص 298.
[19] . تصحيح الاعتقاد، ص 93.
[20] . گوهر مراد، ص 655.
[21] . الاعتقاد في دين الاماميه، ص 50 ـ دربارة حساب اعمال در قيامت، مطالب بسياري در آيات و روايات مطرح گرديده است، به تفسير منشور جاويد، ج 9، ص 308ـ280 رجوع شود.
[22] . اعراف/ 9ـ8.
[23] . به همين مضمون است آيات: 103102 سورة مؤمنون، و آية شش سوره قارعه.
[24] . انبياء/ 47.
[25] . گوهر مراد، ص 656.
[26] . مجمع البيان،‌ج 2، ص 399.
[27] . تصحيح الاعتقاد، ص 93ـ94.
@#@ آن‎چه از آيات مربوط به وزن و ميزان اعمال به دست مي‎آيد اين است كه اعمال نيك موجب سنگيني ميزان، و اعمال بد موجب سبكي آن مي‎گردد، نه اين‎كه هر يك از آن دو داراي سنگيني است، ولي يكي از آن دو سنگين‎وزن‎تر است.
ب. وسيلة توزين و سنجش اعمال، حقِ در اعمال است. مثلاً نماز يك مصداق تام و كامل دارد كه نمازهاي بندگان با آن سنجيده مي‎شود، هر چه با آن انطباق داشته باشد، سنگين‎تر خواهند بود. هم‎چنين در مورد روزه، زكات و ساير اعمال نيك، چنان‎كه از آية كريمة ـ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقاتِهِ[1] ـ به دست مي‎آيد كه تقوا داراي مراتب است، و يكي از مراتب آن حقِ تقوا و كاملترين آن مي‎باشد.
ممكن است مقصود از قضاي به حق در آية كريمة ـ وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها وَ وُضِعَ الْكِتابُ وَ جِي‏ءَ بِالنَّبِيِّينَ وَ الشُّهَداءِ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِّ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ [2]ـ نيز همين معنا باشد. و منظور از كتاب مذكور در اين آيه كه بر پاية آن حكم مي‎شود، همان است كه در آية ديگر آمده است:
«هذا كِتابُنا يَنْطِقُ عَلَيْكُمْ بِالْحَقِّ».[3]
ـ اين است كتاب ما عليه شما حق سخن مي‎گويد.
ج. علت اين كه كلمة ميزان به صورت جمع (موازين) ذكر گرديده، اين است كه براي هر كس ميزان‎هاي متعدد خواهد بود، و آن عبارت است حق در اعمال مختلف، مانند: حق در نماز، حق در روزه، حق در زكات، حق در حج، و غيره.[4]
يكي از مؤيدهاي اين نظريه علاوه بر اين‎كه از مجموع آيات به دست مي‎آيد اين است كه در روايات «موازين القسط» به پيامبران و اوصياي آنان ـ عليهم السلام ـ تفسير شده است.[5]
بديهي است اعمال پيامبران و اوصياي آنان نمونه‎هاي كامل اعمال مي‎باشند، و وزن و ارزش اعمال ديگران با مقايسه با ن: 1987 م آن‎ها به دست مي‎آيد، همان‎گونه كه علي ـ عليه السلام ـ نيز به عنوان «ميزان الاعمال» وصف گرديده است.[6]
[1] . آل عمران، 102.
[2] . زمر/ 69.
[3] . جاثيه/ 29.
[4] . الميزان، ج 8، ص 12ـ10.
[5] . بحار الانوار، ج 7، باب 10، روايت 6.
[6] . السلام علي يعسوب الأيمان و ميزان الأعمال. (زيارت مخصوص امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ)
علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :