امروز:
دوشنبه 8 خرداد 1396
بازدید :
1556
تبيين مسير قيامت
انسان در مسير سفر آخرتش منازل و مراحل متعدد را طي مي كند كه در اينجا به اختصار درباره آن منازل توضيحاتي ارائه مي شود:
1. نخستين منزل، جريان سكرات مرگ و سختي جان دادن است، اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ در تبيين سكرات مرگ مي فرمايد:«و انّ للموتِ لغمراتٍ هي افظعُ مِن أن تُستَغرَقَ بصفةٍ او تَعتدِلَ علي عقول اهل الدنيا»[1] آري، مرگ را ورطه ها و دشواري هايي است سخت تر از آن كه بتوان وصفش كرد، يا عقل هاي مردم بتواند آن را بفهمد.
طبق اين كلام حضرت، سكرات مرگ بگونه اي سخت است كه اساساً هرگز قابل وصف نيست، و اگر بتوان آن را وصف كرد، عقل كساني كه در دنيا هستند توان درك و فهم آن را ندارند.
2. منزل ديگر، وحشت قبر است، اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ درباره اين منزل مي گويد:«فيالَهُ مِن بيتِ وحدةٍ، و منزل وحشيةٍ و مفرد غربَةٍ»[2] يعني شگفتا از خانه ي تنهايي، و سراي وحشت، و جايگاه بي كسي و غربت.
در روايتي آمده روزي رسول خدا بر سر ميتي كه او را دفن مي كردند حاضر شد، و در حالي كه اشك از چشم هاي حضرت به شدّت سرازير بود به مردم فرمود:«اخواني لمثل هذا فاعدّوا» يعني اي برادرانِ من، از براي همچو منزلي خود را آماده سازيد.[3]
3. گر چه از يك نظر قبر همان عالم برزخ است،[4] از لحاظ ديگر برزخ را مي توان يكي از منازل قيامت تلقي كرد، برزخ واسط ميان دنيا و آخرت است، انسان پس از مرگ از جهت اعتقاداتي كه داشته و اعمال نيك و بدي كه در اين دنيا انجام داده مورد بازپرسي خصوصي قرار مي گيرد و پس از محاسبه اجمالي طبق نتيجه اي كه گرفته شد به يك زندگي شيرين و گوارا يا تلخ و ناگوار محكوم گرديده با همان زندگي در انتظار روز رستاخيز عمومي بسر مي برد روح انسان در برزخ، بصورتي كه در دنيا زندگي مي كرد، به سر مي برد اگر از نيكان است از سعادت و نعمت و جوار پاكان و مقربان درگاه خدا برخوردار مي شود و اگر از بدان است در نقمت و عذاب و مصاحبت شياطين و پيشوايان ضلال مي گذراند.[5] و درباره انسان در عالم برزخ سخن بسيار است، از جمله اينكه بر اساس آموزه هاي ديني انسان در آن عالم سخت نيازمند احكام كارهاي نيك از قبيل دعا و صدقه دادن به نيت خود از طرف بستگان است و در روايتي آمده هر كسي كه صدقه ي براي ميتي و به نيت او به فقيري بدهد، فرشته اي آن را در ظرفي از نور كه بسيار درخشنده است مي گذارد و در عالم برزخ آن را به ميت مورد نظر هديه كننده مي رساند و مي گويد اين هديه را فلان كس براي شما فرستاده است، ميت آن هديه را مي گيرد و از آن بهره مند مي شود.[6]
4. منزل ديگر مرحله اي است كه از آن در آموزه هاي ديني به «نفخ صور= فرياد مرگ و حيات» ياد شده است، و در آيات فراواني از قرآن مجيد اشاراتي به مسأله نفخ صور شده است، از مجموع آن آيات به خوبي استفاده مي شود كه دوبار در صور دميده مي شود، يك بار در پايان جهان كه همه خلايق مي ميرند و اين نفخه ي مرگ است، و بار ديگر در آستانه ي رستاخيز كه همه ي مردگان زنده مي شوند و اين نفخه ي حيات است، در حقيقت توقف و از كار افتادن اين جهان و آغاز حركت جهان ديگر تشبيه به توقف و حركت لشكرها و قافله ها شده است كه با صداي شيپور مخصوص يا صداي بلند ديگري همگي با هم از راه رفتن باز مي ايستند و متوقف مي شوند و با صداي ديگر به پا مي خيزند و حركت مي كنند.[7] در قرآن كريم درباره اين مرحله و منزل انسان در مسير سفر آخرت چنين آمده: «وَ نُفِخَ فِي الصُّورِ فَصَعِقَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ مَنْ فِي الْأَرْضِ إِلاَّ مَنْ شاءَ اللَّهُ ثُمَّ نُفِخَ فِيهِ أُخْري فَإِذا هُمْ قِيامٌ يَنْظُرُونَ»[8] يعني و در صور دميده مي شود و تمام كساني كه در آسمان ها و زمين هستند مي ميرند مگر كساني كه خدا بخواهد، سپس بار ديگر در صور دميده مي شود ناگهان همگي به پا مي خيزند و در انتظار هستند.
از اين آيه بدست مي آيد نفخ صور در حقيقت يك صاعقه و صيحه ي عقلي است كه تمام آسمان و زمين را پر مي كند و سبب مرگ ناگهاني همه موجودات زنده مي شود و يا همه را به حركت و جنبش در مي آورد و سبب حيات و زنده شدن آنها مي شود.[9]
5. منزل ديگر كه جزء مواقف هولناك مسير آخرت است، منزل سنجش اعمال انسان است. در قرآن كريم بحث هاي گسترده اي درباره اين مرحله از سفر آخرت مطرح شده و با تعبيرات گوناگون از آن موقف و مرحله ياد شده است كه در اينجا به نمونه هايي از آن آيات اشاره مي شود تا چيستي و چگونگي اين منزل تا اندازه اي معلوم شود:[10]
فرمود:«وَ تَري كُلَّ أُمَّةٍ جاثِيَةً كُلُّ أُمَّةٍ تُدْعي إِلي كِتابِهَا الْيَوْمَ تُجْزَوْنَ ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[11] يعني هر امتي را به زانو در آمده مي بيني، هر امتي به سوي كارنامه ي خود فرا خوانده مي شود و بديشان مي گويند: آنچه را مي كرديد امروز پاداشي مي يابيد. و در آيه ديگر فرمود:«اما كسي كه نامه اعمالش به دست راست او داده مي شود از خوشحالي فرياد مي زند كه اهل محشر نامه اعمال مرا بگيريد و بخوانيد و اما كسي كه نامه اعمال بدست چپ او داده شده مي گويد: اي كاش هرگز نامه ي اعمال به من داده نمي شد.»[12]
اما در اين باره كه ماهيت نامه اعمال چيست، مفسران مطالب فراواني را مطرح كرده از جمله گفته اند: ممكن است گفته شود اعمال انسان همان گونه كه در درون جان او اثر مي گذارد در عالم بيرون، در فضا و هواي اطراف، در زميني كه بر آن زندگي مي كند و در همه چيز اثر دارد، گوئي بر آنها نقش مي بندد، نقوش طبيعي و غير قابل انكار، نقوشي كه به وسيله قوا و نيروهاي عالم هستي و فرشتگان در دل اين موجودات ثبت مي شود، در قيامت پرده از آن برداشته مي شود، و آشكار مي گردد، و به دست هر كس داده مي شود و با يك نگاه در آن حال هر كس معلوم است، مسلماً اين آثار در دنيا براي ما محسوس و قابل درك نيست، اما بي شك آنها وجود دارند، و روزي كه در آن ديد تازه اي پيدا مي كنيم همه اينها را مي بينيم و مي خوانيم و تصديق مي كنيم.[13]
6. يكي ديگر از منازل آخرت كه بسيار حساس است، مرحله عبور از صراط است، در وصف آن گفته شده: صراط پُلي است كه بر روي جهنم كشيده شده و تا كسي از آن نگذرد داخل بهشت نمي شود. و در روايات آمده است كه از مو باريك تر و از شمشير برنده تر و از آتش گرم تر است، و مؤمنان خالص در كمال آرامش،‌ و به سرعت و بدون ترس از آن عبور مي كنند. اما برخي با دشواري و همراه ترس و نگراني بالاخره از آن مي گذرند و عده اي از روي آن پل به جهنم مي اُفتند.
نمونه ي آن صراط در دنيا نيز وجود دارد كه در واقع گذري از اين صراط پي آمدش عبور آسان از صراط ياده شده در آخرت است و آن عبارت است از دين حق و راه ولايت و متابعت از اميرمؤمنان و ساير امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ ، هر كسي كه در دنيا از اين صراط يعني راه ولايت عدول كند و به انحراف كشيده شود و مسير غير ولايت را برگزيند و با گفتار يا كردار خود در جهت خلاف آن حركت نمايد، در آخرت از پل نمي تواند عبور كند و بالاخره در هنگام عبور از آن پايش مي لرزد و در جهنم سقوط مي كند.[14]
برخي از بزرگان معاصر ضمن بحث مبسوطي درباره صراط به اين روايت استناد كرده كه رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمود:«اي علي در روز قيامت من و تو و جبرئيل به صراط مي نشينيم و كسي كه از صراط نمي گذرد مگر اين كه نامه اي داشته باشد كه در آن اعتقاد وي به ولايت شما نگذاشته شده باشد. ... اساساً در اسلام ناب همه ي معارف به هم پيوسته است لذا صراط كه همان راه و روش شناخت خدا است، دو گونه است، صراط دنيا و آخرت، راهي كه در دنياست، همان امام واجب الاطاعة است، كسي كه در دنيا او را شناخت و به راهنمايي هاي او اقتدا كرد از صراط آخرت كه پل دوزخ است گذشته است و هر كس امام را در دنيا نشناخت كامش بر صراط آخرت مي لرزد و در آتش دوزخ سقوط مي كند.[15]
آنچه بازگو شد نمونه هايي از مراحل و منازل مسير انسان در سفر ابدي اوست كه اين سفر بدون استثنا براي همگان است و كسي چه بخواهد چه نخواهد اين سفر را بايد برود و آن منزل را بايد طي كند، تا بالاخره به نتيجه آنچه عمل كرده است برسد. اگر خوب عمل كرده و در مسير معارف وحي آسماني حركت كرده است فطوبي له و حسن مآب، بهشت جاودان گواراي او باد. اگر خداي نخواسته بد عمل كرده و در جهت خلاف راهنمايان الهي (پيامبران و ائمه ـ عليهم السّلام ـ ) گام برداشته است، بدا به حال او كه جهنم آتشين جايگاه او خواهد بود.
نكته ديگر آن است كه بهشت و جهنم جايگاه ابدي انسان است لذا جزء مراحل و منازل قيامت محسوب نمي شود بلكه منتهي اليه مسير حركت انسان شمرده مي شود.[16]
نكته ديگر كه لازم است اشاره شود آن است كه اگر در برخي روايات آمده كه قيامت پنجاه موقف دارد، و هر موقف آن به اندازه يكهزار سال طول مي كشد[17]اين مواقف مربوط خود روز قيامت است نه اين كه در مسير منتهي به قيامت قرار داشته باشد لذا علمايي كه درباره منازل آخرت كتاب نوشته اند پنجاه موقف مربوط به خود روز قيامت را به عنوان مراحل و منازل آخرت مطرح نكرده اند و تنها به موارد نظير آنچه در اين مقاله به اختصار باز گو شده به عنوان منازل مسير آخرت اشاره كرده اند، تفصيل اين گونه مباحث را در منبع ذيل جويا شويد.[18]
محمد امين صادقي
[1] . نهج البلاغه، خطبه 221.
[2] . همو، خطبه 158.
[3] . قمي، شيخ عباس، منارل الآخره، ص 20، نشر مؤسسه ي در راه حق، قم 1365 ش.
[4] . امام خميني، معاد از ديدگاه امام خميني(تبيان دفتر 30)، ص 171، نشر مؤسسه نشر آثار امام (ره)، 1378 ش.
[5] . علامه طباطبايي، شيعه در اسلام، صفحه ي 100، نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1348 ش.
[6] . قمي، شيخ عباس، منارل الآخره، ص 43، نشر پيشين.
[7] . ناصر مكارم شيرازي، پيام قرآن، ج 6، ص 46، نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران 1377 ش.
[8] . سوره زمر، آيه ي 68.
[9] . ناصر مكارم، پيام قرآن، ج 6، ص 67، نشر پيشين.
[10] . همو، ص 75.
[11] . سوره ي جاثيه، آيه ي 28.
[12] . سوره ي الحاقه، آيه ي 19، 25، 26.
[13] . ناصر مكارم، پيام قرآن، ج 6، ص 105، نشر پيشين.
[14] . قمي، شيخ عباس، منازل الآخره، ص 118، نشر پيشين، امام خميني، چهل حديث، ص 98 نشر مؤسسه آثار امام سال 1378 ش، ناصر مكارم، تفسير نمونه، ج 13، ص 119، نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1379 ش.
[15] . جوادي آملي، تفسير موضوعي قرآن، (معاد در قرآن، ج 5)، ص 214، نشر مركز اسراء قم، 1381 ش، مجلسي، محمد باقر، بحار، ج 8، ص 67، نشر داراحياء التراث العربيّه، بيروت 1403 ق، نور الثقلين، ج 4، ص 402، نشر المطبعة العلمية، قم بي تا.
[16] . جوادي آملي، معاد در قرآن، ج 5، نشر پيشين.
[17] . عبد علي حويزي، نور الثقلين، ج 5، ص 413، نشر المطبعة العليمة، قم بي تا.
[18] . ناصر مكارم، تفسير نمونه، ج 25، ص 17، ج 23، ص 23، نشر دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1379 ش.
علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :