امروز:
يکشنبه 7 خرداد 1396
بازدید :
1746
مبادي و مسايل علم كلام
اصولاً بايد گفت: قرآن كريم خود سهم به سزايي در تشويق افكار و انديشه‌ها به تدبر و تأمل در كتاب الهي و احكام ديني و جستجوي راز آنها داشته است، زيرا گذشته از اينكه در آيات بسياري، انسان‌ها را به تفكر و تعقل و تدبُّر فرا خوانده است، آنجا كه از احكام و مقررات ديني ياد مي‌كند. بلافاصله، فلسفه و حكمت آنها را يادآور مي‌شود، چنانكه نماز را عامل ذكر خدا و بازدارنده از زشتي‌ها مي‌داند،[1] و روزه را عامل تقوي مي‌شناسد،[2] و زكات را عامل پاكيزگي معنوي مي‌داند،[3] و فلسفة جهاد با مشركان را بركندن ريشه‌هاي فتنه از زمين ذكر مي‌كند،[4] و نمونه‌هاي بسيار ديگر كه ذكر آنها در اين مختصر نمي‌گنجد.
اين منطق قويم قرآني، مورد توجه آموزگاران معصوم كلام و عقايد نيز قرار گرفته و نه تنها در بخش پرسش‌ها و پاسخ‌هاي كلامي، بلكه در بخش تعاليم ديني و اعتقادي نيز به بيان فلسفه و حكمت و احكام الهي پرداخته‌اند. اين مطلب نخست در خطبه‌ها، نامه‌ها، وصايا و كلمات قصار امام علي ـ عليه السّلام ـ و نيز در خطبة غراي فاطمه زهرا ـ سلام الله عليه ـ مطرح گرديده و پس از آن در احاديث ساير ائمة طاهرين ادامه يافت. قسمت‌هايي از آنها در نهج‌البلاغه و علل الشرايع شيخ صدوق نقل گرديده است.
پس از آنان متكلمان نامدار اماميه نيز به پيروي از پيشوايان خود در هر دو قلمرو علم كلام (عقايد ديني و فلسفةاحكام) دست به تأليف زده‌اند، چنانكه شيخ صدوق همانگونه كه كتابهايي دربارة توحيد، نوبت، امامت و ... تأليف مي‌كند و كتاب بسيار ارزشمندي مانند «التوحيد» را به جهان اسلام عرضه مي‌نمايد، در بخش فلسفه و علل احكام نيز كتاب «علل الشرايع» را تأليف كرده است.
از جمله متكلمان صاحب نام شيعه در قرن سوم هجري، فضل بن شاذان نيشابوري (م/260) است، وي كتابهاي كلامي بسياري پيرامون اصول اعتقادي تأليف نموده، و از جمله كتاب‌هاي او «كتاب العلل»[5] است كه بيانگر فلسفة احكام فرعي و عملي اسلام است و تمام يا بخشي از آن را صدوق در علل الشرايع (باب 182) نقل نموده است.
حاج ملاّ هادي سبزواري نيز در كتاب «اسرار الحكم» خود هر دو بخش مسائل كلامي را مورد بحث قرار داده است.
بنابراين مي‌توان گفت كه قلمرو بحث‌هاي كلامي به آنچه به عنوان «اصول عقايد» ياد مي‌شود اختصاص ندارد، بلكه بيان و اثبات حكيمانه بودن تشريع الهي نيز بر عهدة علم كلام و از وظايف خطير متكلمان مي‌باشد. زيرا اشكالات و اعتراضاتي كه بر دين اسلام وارد شده و مي‌شود به بخش نخست اختصاص ندارد، و در قرآن و روايت نيز هر دو بخش مورد توجه قرار گرفته است.
[1] . « أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي»، سورة طه، آية 14. «وَ أَقِمِ الصَّلاةَ إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ...»، سورة عنكبوت، آية 45.
[2] . «كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيامُ ... لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ»، سورة بقره، آية 183.
[3] . «خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها »، سورة توبه، آية 103.
[4] . «وَ قاتِلُوهُمْ حَتَّى لا تَكُونَ فِتْنَةٌ»، سورة توبه، آية 39.
[5] . الفهرست، شيخ الطائفة، صفحة 124.
علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :