امروز:
شنبه 5 فروردين 1396
بازدید :
3040
محورهاي خود شناسي
انسان يک حقيقت است؛ حقيقتي که داراي ابعاد وجودي مختلفي است. آن جا که مي گويد: «وزن و شکل من» يا «غذا و رشد من»، درباره بعد جسمي و مادّي و طبيعي خويش سخن مي گويد و آن جا که مي گويد: «فکر و انديشه و عقل من»، از ابعاد غير مادّي وجود خويش خبر مي دهد.
پس انسان ها، «من» ها و «خود» هاي گوناگوني دارند: خود حيواني، خود نباتي و خود روحاني. آن چه انسان را انسان کرده و بر ساير حيوانات برتري داده، همين روح ملکوتي و نفخه الهي موجود در اوست.[1]
يکي از قديمي ترين دستور هاي حکيمانه جهان که به وسيله انبياي الهي به بشر ابلاغ شده و حکيمان بزرگ جهان نيز آن را به زبان آورده اند و اعتبار و اهميت خويش را در طول تاريخ، حفظ کرده و ارزش آن، هر روز، بيشتر کشف شده، اين است که: «اي انسان! خودت را بشناس».
خودت را بشناس!
اگر کسي خودش را نشناسد و از عيوب و ضعف هاي خويش و توانمندي هاي بالقوّه نفس خويش آگاهي نداشته باشد، هرگز به دنبال خود سازي، تهذيب اخلاق و کسب کمالات انساني نخواهد رفت.[2] امام علي ـ عليه السلام ـ در اهميت خودشناسي فرموده: «بهترين شناخت، خود شناسي است[3] و خود شناسي، سودمندترين شناخت هاست».[4]
سقراط نيز (که حدود دو هزار و پانصد سال پيش مي زيسته است) در اين زمينه مي گويد: «بيهوده در شناخت موجودات خشک و بي روح، رنج مبر؛ بلکه خود را بشناس که شناخت نفس، بالاتر از شناخت اسرار طبيعت است».[5]
گاندي در کتاب «اين است مذهب من» مي گويد: «من از مطالعه اوپانيشادها (قديمي ترين کتاب مذهبي و عرفاني هند) به سه اصل، پي بردم که اين سه اصل، براي من، يک عمر دستور العمل بوده است:
اوّل. در اين عالم، براي رسيدن به حقيقت، تنها يک راه وجود دارد و آن، شناخت نفس است.
دوم. هر که خود را شناخت، خدا را هم مي شناسد.
سوم. فقط يک قدرت و يک آزادي و يک عدالت واقعي وجود دارد و آن، قدرت تسلّط بر خويشتن و آزاد شدن نفس از هر کس و هر چيز ديگر و رسيدن به اعتدال در وجود خويشتن است. هر کس بر خويشتن مسلّط شود، بر اشياي ديگر نيز مسلط خواهد شد».[6]
الکسين کارل، فيزيولوژيست و زيست شناس معروف غربي مي گويد: «ما، در ايجاد وسايل راحتي و سرعت در کار و تهيه ابزارهاي زندگي، پيشرفت فراوان کرده ايم؛ ولي به هيچ وجه، خود را نشناخته ايم. در حقيقت، از خود، غفلت ورزيده ايم و در نتيجه، پيشرفت هاي علمي نتوانسته است ما را سعادت مند کند و توجّه دقيق، نشان مي دهد که اضطراب ها و نگراني ها يمان بيشتر شده است».[7]
فايده هاي خود شناسي
1. خدا شناسي: در حقيقت اگر «خود» انسان يا مجموعه وجود او، با همه ابعادش به خوبي شناخته شود، بزرگترين گام در راه خدا شناسي برداشته شده است. پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمود: «کسي که خود را شناخت، در حقيقت، خدا را شناخته است».[8] اين حديث، بازگشت به برهان هاي اثبات وجود خدا و از جمله، همان برهان نظم دارد و آن اين است که، اگر کسي در نظام شگفت انگيز و نظم موجود در وجود خود مطالعه کند، خدا را خواهد شناخت: «به زودي نشانه هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آن ها نشان مي دهيم تا آشکار گردد که او حق است».[9]
بدون شک، انسان، اعجوبه عالم هستي است و به تعبير امام علي ـ عليه السلام ـ در شعري که به وي منسوب است، نبايد پنداشت که انسان، جرم کوچکي در عالم هستي است؛ چرا که جهاني بزرگ در وجود او نهفته است.[10]
2. گرامي داشتن نفس: آن گاه که خود را مي شناسيم، در مي يابيم که خالق حکيم، ما را بيهوده نيافريده و وظيفه ما در جهان چيست، انسان، اگر ارزش خويش را بشناسد، خود را به پستي نمي اندازد و خود را در رديف حيوانات قرار نمي دهد هم چنان که اشياي قيمتي را براي تزئين چيزهاي پست به کار نمي برند.[11] «از برخي آيات قرآن، چنين برداشت مي شود که هر کس قدر نفس خود را فراموش نکرد، خدا را هم فراموش نمي کند».[12]
3. خودسازي: انسان با خود شناسي، خود را ارزيابي مي کند خصلت هاي ناروا را از خود دور مي کند و در صدد تقويت جنبه هاي مثبت خود بر مي آيد آن گاه، مي فهمد که در زندگي و در جهان، چه بايد انجام بدهد و چه گونه بايد رفتار کند. امام علي ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد: «از توجه انسان به خودش، انگيزه اي براي اصلاح خويش ايجاد مي شود».[13]
4. دست يابي به سعادت: کسي که بخواهد از قدرت شگفت انگيز روحي خود استفاده کند و از وجود چنين نيروهايي در درون خود آگاهي داشته باشد و در صدد فعال ساختن آن ها و بهره مند شدن از آن ها و شناخت چگونگي استفاده از آن ها بر آيد، بايد خود را بشناسد به تعبير امام علي ـ عليه السلام ـ: «کسي که خود را بشناسد، به بزرگ ترين رستگاري نائل شده است».[14]
محور هاي خود شناسي
1. خودکاوي: در قرآن، آيات بسياري وجود دارد که انسان را به خودکاوي و توجه به نظام شگفت انگيز آفرينش خويش دعوت مي کند: «انسان بايد نگاه کند که از چه چيزي آفريده شده است».[15]
2. شناخت استعدادها: هر فردي با توجه به جنبه هاي ثابت طبيعت و شخصيتش (که به اراده خداوند، در وجود او تعبيه شده است) از قابليت هاي ويژه اي برخوردار است که او را از ديگران متمايز مي سازد. انسان، ابتدا بايد اين قابليت ها را کشف کند تا بتواند راه موفقيت را به آساني بپيمايد. امام علي ـ عليه السلام ـ در اين خصوص فرموده است: «هلاک شد کسي که خود را نشناخت و ندانست که براي چه هدفي ساخته شده است».[16]
امام صادق ـ عليه السلام ـ نيز در اين باره فرموده: «شايسته نيست که مومن، خويش را خوار و بي مقدار نمايد». راوي سوال کرد: «چگونه انسان، خود را خوار و بي مقدار مي کند؟». حضرت جواب داد: «به کاري دست مي زند که توانايي انجام دادن آن را ندارد».[17]
مشکل بسياري از مردم، اين است که توانايي ها و شرايط روحي و جسمي خود را نشناخته اند و يا نمي دانند که براي چه هدف و آينده اي آفريده شده اند و ذوق و استعداد خود را درک نکرده اند.
3. شناخت ارزش خود: يکي از محورهاي خود شناسي، شناخت ارزش و عظمت انسان است؛ انساني که پرتويي از روح الهي و مظهر صفات پروردگار است؛ انساني که خليفه خداوند در زمين است و ملائک بايد در خدمت او باشند.
اگر با درون نگري به ارزش وجودي خويش پي ببريم، شرافت و کرامت خويش را احساس مي کنيم. يعني در مي يابيم که پستي با چنين موجود برجسته اي سازگار نيست؛ دروغ، نفاق و ذلّت، با آن سازگار نيست؛ امّا، گاهي انسان، بر اثر جهل و غفلت از هويت انساني خود، به ناهنجار ها تن مي دهد و اسير هوا و هوس مي گردد.[18] از روح خودم در آن دميدم پس شما (ملائک) به سويش سجده کنيد».[19]
4. شايستگي ها: يکي از محورهاي شناخت، اين است که انسان، بيش از حد و لياقت، چيزي نخواهد و پا را از گليم خود فراتر ننهد، و يا بلند پروازي هاي بي بنياد نکند، و يا در رشته اي که تخصص ندارد، بيهوده دخالت نکند. حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد: «هر که قدر خود را بشناسد، مردم، او را گرامي مي دارند و هر که از حد خود خارج شود و حريم ها را رعايت نکند، مردم او را سبک مي شمارند و به او اهانت مي کنند»[20] و «کسي که به ارزش خود قانع باشد، منافع او پايدارتر است.».[21]
آري، بسياري از مشکلات اجتماعي، از بلند پروازي ها نشئت مي گيرند.
5. حساسيت ها: خودشناسي هرگز بدون آگاهي بر عيوب و ضعف ها امکان پذير نخواهد بود. چنين شناختي به ما اين امکان را مي دهد تا: در جهت رفع عيوب خود تلاش کنيم، گرفتار خود پسندي نشويم، در برخورد با مشکلات زندگي، منطقي رفتار کنيم و ضعف هاي خود را نيز مدّ نظر داشته باشيم.
امام علي ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد: «نسبت به خودت جاهل مباش؛ زيرا هر کس که نسبت به خودش جاهل باشد، نسبت به همه چيز، جاهل خواهد بود».[22]
6. ارتباط با خدا و جهان: يکي از ابعاد خود شناسي، شناخت ارتباط خود و خالق و ارتباط خود و جهان و عالم پس از مرگ است. امام علي ـ عليه السلام ـ در اين باره فرموده است: «خدا رحمت کند آن کسي را که دانست از کجا آمده است و در کجاست و به کجا مي رود».[23]
7. نقاط روشن: شناخت نقطه هاي برجسته زندگي و موفقيت ها و پيروزي ها، يکي ديگر از محورهاي خود شناسي است. گاهي انسان در برخورد با مشکلات روزمره، احساس عجز و درماندگي مي کند خود را مي بازد. در چنين حالتي که انسان اعتقاد به نفس خود را از دست داده است، ياد آوري موفقيت ها و پيروزي هاي گذشته، در ادامه مسير پر فراز و نشيب زندگي، براي او اميد آفرين و نيرو بخش خواهد بود.
يک آزمون خود شناسي
براي اين که بدانيد از نظر وضعيت و معنوي چگونه هستيد، به پرسش هاي زير پاسخ دهيد:
1ـ آيا درباره ضعف هاي خود تا به حال، فکري جدّي کرده ايد؟
2ـ آيا در مورد شناخت اشتباهات خودتان همانند توجه به خطاهاي ديگران، سريع و باريک بين هستيد؟
3ـ آيا تمام تلاش خود را براي اصلاح نقص هاي خود به کار مي بريد؟
4ـ آيا انتقاد پذير هستيد و از انتقاد، بهره مي گيريد؟
5ـ آيا از تعاليم اخلاقي و مذهبي پيروي مي کنيد و مقيد به انجام دادن واجبات هستيد؟
6ـ آيا به ارزش هاي ديني هم چون نماز جماعت، نماز اوّل وقت، توجه به دعا، خير خواهي و کارگشايي و ... پايبند هستيد؟
7ـ آيا کتاب هاي مذهبي مطالعه مي کنيد؟
8ـ آيا در برابر دعوت به مجلس گناه (هم چون مجلس غيبت، مشروب، موادّ مخدر، قمار و .... از خود، واکنشي نشان مي دهيد؟
9ـ آيا برنامه منظّمي براي کارهاي روزانه و هفتگي خود داريد؟
10ـ آيا در برابر گناهان و لغزش هايي که از شما سر مي زند، ناراحت مي شويد؟
11ـ آيا براي تقويت بنيه ديني و معنوي خود، برنامه اي (مثلاً شرکت در جلسات مذهبي) داريد؟
12ـ آيا دوستان نزديک و هم نشينان شما از طبقه مذهبي هستند؟
13ـ آيا تاکنون در زندگي، سوال مذهبي اي برايتان پيش آمده است که به دنبال پاسخ آن رفته باشيد؟
هر پرسش، پنج امتياز دارد. مجموع امتيازات پاسخ هاي مثبت خود را جمع نماييد و وضعيت معنوي خود را به دست بياوريد. آيا در سطح عالي هستيد يا متوسط يا ضعيف؟ امتياز 50 تا 65 را عالي و 30 تا 50 را متوسط و پايين تر از 30 را ضعيف در نظر بگيريد.[24]
خود سازي
خود شناسي، زير بناي سعادت آدمي در همه جنبه هاي مادي و معنوي زندگي است. انسان در پرتو خود شناسي، به نيازهاي دروني و بروني خويش پي مي برد و عواملي را که مايه تعالي و تکامل است، تشخيص مي دهد در نتيجه، وظيفه شناس مي گردد و به پاکي و نيکي مي گرايد و سرانجام، به کمالي که لايق مقام انسان است، نائل مي گردد. در قرآن مجيد نيز سرلوحه برنامه پيامبران، تزکيه و تعليم بيان شده است.[25]
کسي که خواهان سعادت است، از انباشته هاي معنوي و مادّي خود، آگاه مي شود و طبق سنّت ها و قوانين آفرينش، گام بر مي دارد. کليه ابعاد و نيازهاي مادّي و معنوي خويش را مورد توجه قرار مي دهد و تمايلات انساني و غرايز حيواني را به موازات يکديگر، با رعايت تعادل، اقناع مي نمايد و هيچ يک را فداي ديگري نمي کند اين، برنامه خود سزاي اسلام است و راه و رسم مسلمان هاي راستين.[26]
ضرورت خود سازي
انسان به خاطر حبّ ذات، ضعف هاي خود را نمي بيند و فکر مي کند نيازي به خود سازي ندارد. غافل از اين که «ناخود (نفس بدخواه و تمايلات حيواني)»، هم چون بمب خطرناکي است که در خانه دل نگه دار مي شود و يا هم چون بنزيني که در پستوي بعضي خانه هاست و با اندک سهل انگاري و بي توجهي، آتش سوزي روي مي دهد و کل خانه از بين مي رود! و البته خطر نفس بدخواه، به مراتب، بيشتر از نگهداري بنزين در خانه است.[27] «همانا نفس، انسان را به بدي دعوت مي کند، مگر اين که خدا رحم کند».[28]
در احاديث، به طور مکرر، دعوت به پيکار با تمايلات نفساني شده و از اين عمل به عنوان جهاد اکبر ياد شده است. امام علي ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد: «هر کس نفس خويش را بشناسد، با آن مبارزه مي کند؛ و هر کس نفس خويش را نشناسد، آن را وا مي گذارد».[29] و «منت هاي مجاهدت، اين است که انسان با نفس خويش مبارزه کند».[30] پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نيز فرموده است: «مجاهد، کسي است که در راه خدا با نفس خويش پيکار نمايد».[31]
آري، دنيا محل گذر است، نه جايگاه قرار! مردم در اين جهان، دو گروه هستند: گروهي خود را فروخته اند و راه حق را ترک گفته اند و مسير هلاکت را مي پيمايند و گروهي خود را خريده اند و راه سعادت را پيش گرفته اند و خويش را آزاد ساخته اند.[32]
بنابر اين، اگر انسان، قصد خودسازي و مديريت کردن بر وجود خويش را دارد، بايد «خودِ» انساني خويش را بسازد و پرورش دهد، نه خود حيواني يا جسماني خويش را. کساني که جز زندگي حيواني به چيز ديگري نمي انديشند، به راستي شخصيت انساني خود را گم کرده اند و در جستجويش نيستند. حضرت علي ـ عليه السلام ـ در اين باره مي فرمايد: «تعجب مي کنم از کسي که براي يافتن گم شده اش تلاش مي کند در حالي که نفس (انساني) خودش را گم کرده و در صدد يافتن آن نيست».[33]
در نتيجه، کسي که طالب خود سازي است و مي خواهد انسان باشد، بايد غرايز خود را تعديل نمايد و از درنده خويي و بي ضابطگي اخلاقي بپرهيزد و خويش را با صفات پسنديده و سجاياي انساني، متخلّق سازد. آيين پيامبران الهي به مردم آموخته است که اين موفقيت، تنها در پرتو ايمان و تحمّل مشقّت اداي فرايض و ترک محرّمات به دست مي آيد.
با اميد موفقيت هر چه بيشتر در خود شناسي و خود سازي ...!

[1] . اميني، ابراهيم، خود سازي يا تزکيه، و تهذيب نفس، ص 17.
[2] . حسيني، سيد جعفر، خود سازي، تهذيب نفس، ص 16.
[3] . غرر الحکم، ح 4631.
[4] . همان، ح 4640 و 4665.
[5] . معرفت نفس، استاد حسن زاده آملي، ج 2، ص 302.
[6] . انسان کامل، مرتضي مطهري، ص 138، فلسفه اخلاق، مرتضي مطهري، ص 195.
[7] . شناخت اسلام، حسن کافي، ج 2، ص 529.
[8] . بحار الانوار، ج 2، ص 32.
[9] . سوره فصلت / 53.
[10] . خود و نا خود، محمود اکبري، ص 37. اصل شعر، بدين شکل آمده است: اتزعم انک جرم صغير / و فيک انطوي العالم الاکبر.
[11] . همان، ص 40.
[12] . ر.ک: سوره مائده، آيه 105.
[13] . غرر الحکم، ج 6، ص 176.
[14] . همان، ص 172.
[15] . سوره طارق / 5.
[16] . نهج البلاغه، کلمات قصار 149.
[17] . المحجه البيضاء، ج4، ص108؛ الکافي، ج5، ص64.
[18] . تعليم و تربيت، مرتضي مطهري، ص 222 و 235.
[19] . سوره حجر / 6.
[20] . غرر الحکم، ح 4671، وسائل الشيعه، ج 11، ص 425؛ شهيد مطهري در کتاب بيست گفتار، ص 320، تحت عنوان «حد شناسي»، بحثي در اين زمينه دارد.
[21] . نهج البلاغه، نامه 31.
[22] . غرر الحکم با شرح آقا جمال خوانساري، ج 7، ص 392 (حديث 10337).
[23] . الأسفار الاربعه، ج 8، ص 355.
[24] . خود و ناخود، ص 47.
[25] . سوره جمعه / 2.
[26] . گفتار فلسفي: اخلاق، از نظر همزيستي ارزش هاي انساني، ص 3.
[27] . خود و نا خود، ص 49.
[28] . سوره يوسف / 53.
[29] . غرر الحکم، ج 5، ص 177 (حديث 7855).
[30] . همان، ح 4932.
[31] . مجموعه ورام (تنبيه الخواطر)، ج 1، ص 196.
[32] . نهج البلاغه، حکمت 133.
[33] . غرر الحکم، ح 495.
مريم عرفانيان - مجله حديث زندگي، ش 29، ص 72
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :