امروز:
سه شنبه 30 آبان 1396
بازدید :
2158
سيره اخلاقي آيت الله مرعشي نجفي
آيت الله مرعشي نجفي - رحمه الله عليه - از سجاياي اخلاقي بي‏شماري برخوردار بوده‏اند كه ذكر همه اين خصوصيات در اين وقت كم، مقدور نيست و ما تنها به ذكر چند مورد بسنده مي‏كنيم.
1- ساده زيستن:
يكي از خصوصيات برجسته ايشان ساده زيستي و عدم توجه به مسائل مادي و زخارف دنيوي بود.ايشان پس از اقامت در قم و ازدواج با والده ما از نظر مالي مدتها در وضعيت‏بدي به سر مي‏بردند و مدتها اجاره‏نشين بودند تا اينكه كم‏كم با تهيه يك زمين كوچك در آن خانه‏اي ساختند و تا آخر عمرشان نيز در آن زندگي كردند.ايشان هيچوقت از وضعيت مالي مطلوبي برخوردار نبودند و هر آنچه به دست مي‏آوردند، در راه رفع حوايج مردم مصرف نموده، يا وقف مي‏كردند و هيچ‏گاه مالي را به خودشان اختصاص نداده‏اند. مي‏فرمودند: «من شب كه مي‏خوابم هيچ پولي، هيچ اندوخته‏اي در جيب من نباشد، چون ما عامل هستيم.ما بايد از اين دست بگيريم و با دست ديگر بدهيم به فقرا، ايتام، نيازمندان و كمك كنيم به مراكز علمي، ديني و فرهنگي، اينها مال ما نيست!» و تا آخر عمر نيز چنين بودند.شب آخري كه ايشان رحلت فرمودند، همان شب به بنده مي‏فرمودند: «من خيلي بارم سبك است و هيچ نگراني ندارم، تنها يك چيز مرا زجر مي‏دهد و آن اين است كه مي‏ترسم در ايام زندگيم نوشته من يا صحبتهاي من در هر موردي باعث شده باشد كه حقي ناحق شود، يا در همسايگي ما گرسنه‏اي بوده باشد و ما غذاي سير خورده باشيم كه و الله و بالله و تالله اگر چنين چيزي بوده من آگاهي نداشته‏ام و نصيحت مي‏فرمودند كه شما هم بارتان را سبك كنيد و از تجمل پرستي و خانه بزرگ و...بپرهيزيد، كه همه چيز ظرف چند دقيقه نابود مي‏شود.» و روزي كه ايشان از دنيا رفتند، يك قبا داشتند كه مشكي بود و در ايام محرم و صفر مي‏پوشيدند و مجموع پولي كه در جيب ايشان بود، هشتصد تومان بود و هيچ اندوخته‏اي، زميني يا ملكي نداشتند و هر آنچه به دستشان مي‏رسيد، در موارد فوق الذكر مصرف مي‏كردند.
2- عشق به كمال و علم:
يكي ديگر از خصوصيات ايشان علاقه و عشق بي‏حد و حصر نسبت به كسب علم و دانش بود. يك وقتي ايشان نقل مي‏فرمودند: «زماني كه ما در نجف اشرف به تحصيل اشتغال داشتيم، گاهي مي‏شد كه ما تا 40 روز اصلا گوشت گيرمان نمي‏آمد كه بخوريم، خوب آقازاده هم بوديم و رويمان نمي‏شد برويم پيش اعلام و بزرگان آن وقت و دست دراز كنيم و گاهي آنقدر سرگرم درس بوديم كه تا 24 ساعت گرسنه مي‏مانديم ولي اصلا توجه به اين مسائل نداشتيم.» مي‏فرمودند: «زماني كه من در مدرسه قوام در نزديكيهاي صحن مطهر مولي امير المؤمنين در نجف اشرف به تحصيل اشتغال داشتم، با مرحوم آية الله حاج سيد ابو القاسم ارسنجاني شيرازي كه از علماء بزرگ شيراز بودند، هم حجره بودم. ما گاهي گرسنه مي‏شديم و هيچ چيز نداشتيم بخوريم. بعضي از اعيان و اشراف آن روز هم فرزندان خود را مي‏فرستادند به نجف اشرف كه درس بخوانند، ولي اينها معمولا مي‏آمدند و درس نمي‏خواندند و آش و پلويي راه مي‏انداختند و عده‏اي هم از اين افرادي كه دنبال دنيا بودند، دور اينها را مي‏گرفتند و ارتزاق مي‏كردند، گاهي اينها كاهوي زيادي مي‏خريدند و مي‏آمدند در كنار حوض و برگهاي زيادي را مي‏ريختند در حاشيه حوض و ساقه‏هاي وسطش را مي‏بردند و مي‏خوردند. و من و آن رفيق هم حجره‏ام با هم مي‏رفتيم اين برگهاي اضافي كاهوها را مخفيانه جمع مي‏كرديم و با آنها سد جوع مي‏كرديم و هيچگاه هم به خودمان اجازه نمي‏داديم كه براي كسي بازگو كنيم، ولي آني از تحصيل و تدريس غافل نبوديم.»
3- استفاده از امكانات داخلي:
حضرت آية الله خصوصيت ديگري كه داشتند، مي‏فرمودند: «من از روز اولي كه خودم را شناختم و روي پاي خودم ايستادم، از البسه خارجي استفاده نكرده‏ام». و تا آخر عمرشان هم همينطور بودند و مي‏فرمودند: «اين يك راه مبارزه با استعمار و استعمارگران است». حتي يك وقتي من هنوز كوچك بودم، خياط آمد و به ايشان گفت: آقا دكمه از خارج مي‏آيد و براي قبا ناچاريم از آن استفاده كنيم، ايشان اجازه ندادند و مدتي در اين فكر بودند كه چه بكنند، بعد يكي گفت‏بعضي از خانمها در خانه از اين قيطانهايي كه به لب عبا مي‏دوزند، شبيه دگمه درست مي‏كنند و شما مي‏توانيد اين را به خياط بدهيد و لذا لباسهاي ايشان هيچ وقت دگمه نداشت و از همين قيطانهايي كه در داخل توليد مي‏شد استفاده مي‏كردند.
4- مداومت بر نماز جماعت:
خصوصيت ديگر ايشان، پايبندي ايشان به اقامه جماعت در حرم مطهر حضرت معصومه - سلام الله عليها - بود.از همان زمان قديم، نزديك به 60 سال پيش ايشان مرتب سه وعده مشرف مي‏شدند به حرم مطهر و در آنجا اقامه جماعت مي‏فرمودند. صبحها نخستين زائر حضرت معصومه - سلام الله عليها - ايشان بودند، گاهي يك ساعت قبل از اذان تشريف مي‏بردند پشت درب صحن و آنجا مي‏نشستند تا فراش حرم بيايد درب را باز كند و ايشان نخستين زائر حرم باشند. در زمستانهاي خيلي سرد، تا آن زمان مي‏گفتند برف زيادي مي‏باريد كه گاهي ارتفاع برف به 80، 90 سانتي‏متر مي‏رسيد، ايشان قبل از اذان صبح، پارويي به دست مي‏گرفتند و از منزل تا حرم مطهر مسير را براي مردم باز مي‏كردند و هرگاه هم كسي مي‏گفت آقا شما اين كار را نكنيد، مي‏فرمود: من مي‏خواهم ثواب كنم.
رفتار ايشان چه با اهل منزل و چه با ديگران بسيار صميمي بود و ايشان اجازه مي‏فرمودند كه هر كس مشكلي دارد بيايد مطرح كند و ارائه طريق مي‏فرمودند. سينه ايشان به قول خودشان صندوق اسرار مردم بود.ايشان در غم و شادي مردم شريك بودند و در مراسم مختلف وفيات و مجالس عقد و عروسي آنان شركت مي‏كردند و مي‏فرمودند: «من به اكثر منازل قمي‏ها قدم گذاشته‏ام».
5- ارادت به اهل بيت - عليهم السلام - :
يكي ديگر از بارزترين خصوصيات اخلاقي ايشان، علاقه و اظهار ارادت و توسل و تضرع شديد نسبت‏به ائمه معصومين - عليهم السلام - بود. ايشان مي‏فرمودند از روزي كه خودم روي پاي خودم ايستادم، هرگاه لباس نوي مي‏دوختم، نخستين بار مي‏بردم در حرمهاي ائمه - عليهم السلام - و با ماليدن به ضريح، آن را متبرك نموده، بعد از آن استفاده مي‏كردم، ساختمان كتابخانه، مدرسه، حسينيه و يا هر ساختماني كه مستقيم زير نظر ايشان ساخته مي‏شد، وقتي گودبرداري مي‏كردند، ايشان مقداري از تربت‏سيد الشهداء - عليه السلام - را در پي‏هاي آن مي‏ريختند و مي‏فرمودند با اين تربت من اينجا را بيمه مي‏كنم.و به خصوص هر وقت مشرف مي‏شدند به حرم، در آستانه حرم هنگام ورود خودشان را روي زمين مي‏انداختند و محاسنشان را روي خاكهاي درب ورودي حرم مي‏ماليدند و به ما مي‏گفتند شماها مثل اينكه خجالت مي‏كشيد اين كار را انجام دهيد، اين خجالت‏باعث مي‏شود شما از در خانه اينها دور شويد و شما بايد كاري كنيد كه ديگران هم تاسي كنند، علاوه بر اين در مجالس روضه خواني هر كجا نام مبارك ائمه معصومين - عليهم السلام - برده مي‏شد، ايشان واقعا بي‏اختيار اشك مي‏ريختند و آن زمان كه حالشان مساعد بود، به طور ناشناس شبهاي عاشورا كرارا در ميان جمعيتهاي عزادار مي‏رفتند و به سينه زني مي‏پرداختند و مي‏فرمودند من با اين سينه زني خودم را در طول سال بيمه مي‏كنم.
همچنين مي‏فرمودند من در اين مدتي كه در قم هستم، هر گاه مشكلي داشتم مي‏رفتم حرم مطهر حضرت معصومه - سلام الله عليها - و چند ساعت در آنجا دخيل مي‏شدم و معمولا گره‏گشايي مي‏شد. ايشان از روي عشق و علاقه خاصي كه به ائمه معصومين - عليهم السلام - داشتند، سعي مي‏كردند خودشان را خادم ائمه اطهار - عليه السلام - بدانند و سعي هم داشتند كه از طريق مكتوب باشد، يعني واقعا خادم آنجا باشند.لذا داراي چندين حكم افتخاري در حرمهاي مشاهد مشرفه شامل منصب تدريس و خدمت افتخاري در حرم مطهر فاطمه معصومه - سلام الله عليها - در قم، منصب خدمت افتخاري در حرم حضرت ثامن الحجج - عليه السلام - ، منصب تدريس و خدمت افتخاري در حرم سيد الشهداء - عليه السلام - در كربلا، منصب تدريس و نقابت‏سادات و خدمت افتخاري در حرم حضرت ابوالفضل العباس - عليه السلام - منصب خدمت افتخاري در حرم احمد بن الامام موسي بن جعفر - عليه السلام - معروف به شاه چراغ در شيراز، منصب خدمت افتخاري در حرم حضرت عبد العظيم حسني در شهر ري، منصب خدمت افتخاري در بقعه سيد جلال الدين اشرف از احفاد امام موسي بن جعفر - عليه السلام - در آستانه اشرفيه گيلان، و منصب خدمت افتخاري در حرم علي بن الامام محمد باقر - عليه السلام - در مشهد اردهال كاشان بودند. لذا هميشه در پايان دست نوشته‏هايشان مرقوم مي‏فرمودند: «خادم علوم آل محمد - صلي الله عليه و آله - »، «خادم اهلبيت عصمت و طهارت».
مرحوم والد با وجود كسالتهايي كه داشتند و با وجود كهولت سن، در سن 96 سالگي هيچ‏گاه از خدمت به مردم غفلت نمي‏نمودند و همين اواخر عمر و حتي در همين سال آخر، روزي يك مرتبه مي‏رفتند در حرم مطهر و آنجا درس مي‏دادند. هر چه ما خواهش مي‏كرديم آقا شما اين درس را در منزل برگزار كنيد، نمي‏پذيرفتند و حتي ايشان هميشه با تاكسي به حرم مشرف مي‏شدند. من اين اواخر به ايشان عرض كردم آقا يك اتومبيل پيكان را الآن بسياري از مردم دارند و اگر شما بخواهيد سوار شويد مساله‏اي نيست.
ايشان مي‏فرمودند: «مي‏دانم، ولي من روزي دو سه ساعت‏بيشتر با ماشين كار ندارم، براي چه يك ماشين و يك راننده را اسير كنم؟ من زماني سوار اتومبيل شخصي مي‏شوم كه همه بتوانند از آن استفاده كنند».
عقيقي بخشايشي - فقهاي نامدار شيعه، ص 566
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :