امروز:
جمعه 4 فروردين 1396
بازدید :
1939
ضرورت بحث از وجود خدا
دربارة فلسفة بحث پيرامون وجود خداوند دو پرسش مطرح شده است: يكي اين كه چه چيز انسان را به بحث درباره‎ي وجود خداوند بر مي‎انگيزد؟ و ديگري اين كه بر شناخت خداوند و ايمان به او چه فايده‎اي مترتب مي‎گردد؟
متكلمان اسلامي در پاسخ به پرسش نخست، پاسخهايي را داده‎اند يادآور مي‎شويم:
1. لزوم جلوگيري از زيان‎هاي مهم
هيچ انسان عاقلي در لزوم جلوگيري از زيان‎هاي مهم ترديد نمي‎كند. اصل «لزوم دفع ضرر» يكي از پايدارترين اصول زندگي بشر به شما مي‎رود و تجربة قرنها زندگي انسان، استواري آن را تأييد مي‎كند. هرگاه ضرر و زيان از اهميت ويژه‎اي برخوردار باشد، اصل ياد شده قاطع‎تر و نمايان‎تر خواهد بود. در اين صورت احتمال ضرر نيز كافي است تا انسان را، به چاره انديشي براي پيش گيري از آن اقدام بر انگيزد.
از سوي ديگر، در طول تاريخ افراد برجسته‎اي به نام پيامبران و رهبران الهي ظهور كرده و از وجود خداوند، احكام و قوانين الهي، پاداش‎هاي و كيفرهاي اخروي سخن گفته، و بشر را به ايمان به اين آموزه‎هاي دعوت كرده‎اند. و خود نيز در عين پاي‎بندي سرسختانه به گفتار خويش، دين ورزاني ثابت قدم و كوشا بوده‎اند. بدون شك، اگر از گفتار و رفتار آنان يقين به وجود خداوند، ‌دين و آئين الهي حاصل نشود، حداقل، احتمال وجود او قوت مي‎يابد. بديهي است اگر چنين احتمالي درست باشد، ناديده گرفتن آن منشأ زياني بس بزرگ و اندوهبار خواهد بود. بدين جهت به حكم خرد و قضاوت فطرت، نبايد در برابر اين احتمال بي‎تفاوت بود. بلكه بايد دربارة آن به بحث و تحقيق پرداخت. بر اين اساس بحث و بررسي دربارة وجود خداوند و آيين آسماني، لازم و حتمي است.
محقق بحراني در تقرير اين دليل گفته است:
«انّ دفع الضرر المظنون الّذي يلحق بسبب الجهل بمعرفة الله واجب عقلاً، و وجوب دفع ذلك الضرر مستلزم لوجوب المعرفة»:[1]
جلوگيري از ضرر ظني كه به واسطة ناآگاهي از معرفت خداوند وارد مي‎شود، به حكم عقل واجب است، و وجوب جلوگيري از اين ضرر مستلزم وجوب شناخت خداوند است.
2. لزوم شكر منعم
از نظر عقل شكرگزاري از كسي كه به انسان نعمتي مي‎بخشد، كاري است پسنديده و لازم، و ترك آن نكوهيده و ناروا است، از سوي ديگر، انسان در زندگي دنيوي خود از نعمت‎هاي فراوان بهره‎مند است. اگر چه احتمال داده مي‎شود كه اين نعمت‎ها بخشنده‎اي نداشته و منعمي وجود ندارد، ولي وجود بخشندة نعمت‎ها و ولي نعمت نيز محتمل است. بنابراين لازم است اين احتمال را جدي گرفت، و دربارة وجود يا عدم منعم بحث كرد، تا اگر وجود دارد از او شكرگزاري شود.
محقق بحراني در اين باره گفته است:
«انّ العاقل اذا فكر في خلقه وجد آثار النّعمة عليه ظاهرة، و قد تقرر في عقله وجوب شكر المنعم، فيجب عليه شكره، فيجب إذن معرفته»:[2] انسان عاقل اگر در آفرينش خود بينديشد، نشانه‎هاي نعمت را برخود آشكار مي‎يابد، و وجوب شكر منعم، مقتضاي خرد اوست، پس بايد شكر منعم را به جاي آورد، بنابراين معرفت او واجب است.
3. فطرت علت شناسي
حس كنجكاوي يكي از حس‎هاي نيرومند آدمي است، بحث و جستجو از علت حوادث و پديده‎ها از مظاهر آشكار اين حس فطري است. به مقتضاي اين تمايل فطري، انسان هر حادثه‎اي را كه مي‎بيند، از علل اسباب و پيدايش آن مي‎پرسد. اين حس فطري انسان را بر مي‎انگيزد تا دربارة علت يا علل مجموعه حوادث هستي نيز به جستجو بپردازد. آيا همان گونه كه هر يك از حوادث و پديده‎هاي طبيعي يا غيرطبيعي داراي علت يا علت‎هاي است، مجموعة حوادث و پديده‎هاي هستي نيز علت يا علت‎هاي ماوراء طبيعي دارند؟ از اين جهت بحث از وجود آفريدگار جهان، پاسخگويي به يك نياز و احساس فطري، يعني فطرت علت شناسي است.
علامه طباطبايي در اين باره چنين گفته است:
«اگر اثبات اين موضوع را فطري بشر ندانيم (با اين كه فطري است) اصل بحث از آفريدگار جهان فطري است، زيرا بشر، جهان را در حال اجتماع ديده، و به صورت يك واحد مشاهده مي‎نمايد، و مي‎خواهد بفهمد كه آيا علتي كه با غريزة فطري خود در مورد هر پديده‎اي از پديده‎هاي جهان اثبات مي‎كند، در مورد مجموعة جهان نيز ثابت مي‎باشد؟»[3]
فوايد خداشناسي
در پاسخ به پرسش دوم يادآور مي‎شويم:
اولاً: وقتي كه يك بحث در قلمرو كاوش‎هاي عقلاني و فطري بشر قرار گرفت، پرسش از فايده دربارة آن روا نيست، زيرا چنين بحثي، خود فايده است، بشر در جهاني زندگي مي‎كند كه نه از ابتداي آن آگاه است و نه از انتهاي آن و نه از منشأ آن. طبعاً مايل است از ابتدا و انتها و منشأ آن آگاه گردد، خود اين آگاهي قطع نظر از هر فايدة ديگر براي او مطلوب است. لزومي ندارد كه هر مسئلة علمي و نظري يك فائدة علمي داشته باشد.
ثانياً: اعتقاد و ايمان به خدا از مفيدترين و لازم‎ترين معتقدات بشر در زندگي است. اعتقاد و ايمان به خدا از نظر فردي آرامش دهندة روح و روان و پشتوانة فضايل اخلاقي است، و از نظر اجتماعي ضامن قدرت قانون و عدالت و حقوق افراد در برابر يكديگر است.[4]
خداشناسي سرآمد همة معرفت‎هاست
در پايان اين درس گفتارهايي از پيشوايان معصوم را يادآور مي‎شويم كه خداشناسي را سرآمد همة معرفت‎هاي دانسته‎اند.
1. روزي فردي نزد پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ آمد و از او خواست تا از شگفتي‎هاي دانش (غرائب العلم) براي او بگويد. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ از او پرسيد دربارة آنچه سر آمد دانش‎هاست (رأس العلم) چه مي‎داني، كه از شگفتي‎هاي آن مي‎پرسي. آن فرد گفت: سرآمد علم چيست؟ (ما رأس العلم؟) پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ پاسخ داد:
شناخت خداوند آن گونه كه سزاوار اوست.[5]
2. امام علي ـ عليه السلام ـ دربارة جايگاه خداشناسي فرموده است:
«معرفة الله اعلي المعارف»:[6] خداشناسي برترين معرفت‎هاست.
3. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده است:
«إن أفضل الفرائض و أوجبها علي الإنسان معرفة الرب و الإقرار له بالعبودية»: برترين فرائض، و واجب‎ترين آنها شناخت پروردگار و اقرار به بندگي اوست.
[1] . ابن ميثم بحراني، قواعد المرام في علم الكلام، ص 28.
[2] . همان، ص 29.
[3] . اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج 5، ص 4.
[4] . همان، ص 8 (پاورقي).
[5] . شيخ صدوق، التوحيد، باب 40، حديث 5.
[6] . غرر و دُرر، ص 81.
علی ربانی گلپایگانی - عقاید استدلالی
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :