امروز:
پنج شنبه 10 فروردين 1396
بازدید :
1122
امتيازهاي عبادت در اسلام
امتيازهاي كلي عبادات
هرگاه عبادات را بطور كلي بررسي كنيم و آن‏ها را با هم مقايسه نماييم، امتيازهايي براي عبادات بطور عموم بدست مي‏آوريم كه به پاره‏اي از آن‏ها اشاره مي‏كنيم:
1ـ خصوصيات غير مادي در عبادات
هرگاه خصوصيات يك يك عبادات را به دقت مورد بررسي و تحليل قرار دهيم در بسياري از موارد مي‏توانيم در پرتو پيشرفت علوم جديد اسرار و حكمت‌هايي از تشريع و قانونگذاري اسلام را در يابيم. و با كمك علوم جديد پرده از روي پاره‏اي از اسرار آن‏ها برداريم.
اين هماهنگي پر جاذبه‏اي كه بين دين و علم موجود است و بسياري از خصوصيات و مقررات ديني و احكام و آداب اسلامي، مورد تأييد علوم جديد واقع شده است. تأكيد بسزايي روي پايگاه دين و اصالت الهي بودن آن مي‏باشد. ولي با وجود اين امر، در بسياري از موارد به نكات غير مادي در عبادات بر مي‏خوريم و خصوصياتي از آن‏ها بدست مي‏آيد كه با اسرار و حكمت‏هاي مادي نمي‏توان توجيه و تفسير كرد براي نمونه:
چرا نماز مغرب سه ركعت و نماز ظهر چهار ركعت است؟
چرا در هر ركعت نماز بايد يك ركوع بجا آورد نه دو ركوع. ولي دو سجده بايد انجام داد نه يك سجده؟
و بسياري چراهاي قابل طرح ديگر...
ما اين جنبه از عبادات را كه قابل تفسير و توجيه مادي نيست، جنبه‌ي غير مادي آن‏ها مي‏خوانيم. اين جنبه را ما در بسياري از عبادات اسلامي به صورت‏ها و اشكال مختلف ملاحظه مي‏كنيم. از اين رو مي‏توان عنوان غير مادي بودن عبادات را به معنايي كه ياد كرديم، يكي از امتيازهاي عمومي و مشترك همه‌ي عبادات دانست.
اين غير مادي بودن، به روح عبادت مربوط مي‏شود و در حقيقت جزء عبادت است، زيرا عبادات در استحكام ايمان، و در ارتباط با خدا و ظهور بندگي در عمل نقش دارند.
هر چقدر خصوصيت تسليم و انقياد در عبادت بيشتر باشد، اثرش در ارتباط عابد با خدا نيرومندتر و بيشتر خواهد بود. بنابراين چنين عملي را كه عابد تكرار مي‏كند، اثرش در همه‌ي ابعاد وجودي اش آشكار مي‏گردد، ولي هر گاه تمام جزئيات منافع و مصالح عبادت را شخص بداند، خصوصيت تسليم و انقيادش نسبت به آن عبادت كمتر خواهد شد و انگيزه‌ي مصلحت‏طلبي و منفعت‌جويي در او غلبه پيدا مي‏كند و ديگر به جاي عبادت خدا مي‏خواهد عمل سود مندي به خاطر جلب منافعش انجام دهد تا سودي عايدش گردد و از آن بهره‏مند گردد.
پس همانطور كه با عمليات نظامي، روح سربازي و اطاعت در جان و دل سرباز، تقويت مي‏شود و بي هيچ چون و چرا اطاعت اوامر فرمانده براي سرباز عادت مي‏گردد، همين طور احساس انسان عبادت كننده با توجه به ارتباط پي گير در عباداتي كه جنبه‌ي غير مادي دارد تقويت مي‏شود و روح تسليم و انقياد در برابر خدا در انسان رشد مي‏كند و نيرو مي‏گيرد.
بنابراين براي پديد آمدن روح تسليم و انقياد در انسان، عبادات بايد جنبه‌ي غير مادي داشته باشد. به همين دليل كوششي كه برخي از مردم در پرستش از جنبه‌ي غير مادي عبادات به عمل مي‏آورند و تفسيري كه از آن مي‏طلبند تا مصلحت آن را بدانند، در حقيقت خالي كردن عبادات از روح و حقيقت آن است همان گونه كه بخواهيم نتايج عملي تسليم و انقياد را بدانيم و يا ارزش تسليم و انقياد در برابر خدا را، با ارزش مصلحت‏طلبي و نفع شخصي خواهي، مانند هر عمل ديگر، بسنجيم.
مطلب قابل ملاحظه اين است كه در هر عبادتي كه مصلحت اجتماعيش با مصالح شخصي انسان عابد، در تعارض باشد، تقريباً اثري از جنبه‌ي غير مادي در آن ديده نمي‏شود.
مانند جهاد كه مصلحت اجتماعيش با حرصي كه انسان مجاهد براي حفظ حياتش دارد و مي‏خواهد خونش محفوظ بماند، معارض است.
و مانند زكات كه داراي مصلحت اجتماعي مهمي است كه با حرص مال دوستي زكات دهنده متعارض مي‏باشد. زيرا عمل جهاد براي مجاهد كاملاً قابل فهم است و جنبه‌ي غير مادي ندارد چنانكه عمل زكات را، زكات دهنده، عملي با مفهوم مي‏داند. در عمل جهاد و زكات به هيچ وجه خصوصيت تسليم و انقياد آن‏ها با قابل فهم بودنشان منافات ندارد، زيرا تحمل مشكل فداكاري با جان و مال به اندازه‌ي زيادي خود نوعي تسليم و انقياد است مخصوصاً كه عبادت‌هايي مانند جهاد و زكات تنها متكفل تربيت فرد نيست، بلكه اين عبادت‏ها ضامن تحقق مصالح اجتماعي نيز مي‏باشند. بنابراين جنبه‌ي غير مادي بودن عبادت بيشتر متوجه عباداتي است كه ارزش تربيت فردي بيشتري دارد مانند نماز و روزه.
و بدين ترتيب نتيجه مي‌گيريم كه جنبه‌ي عيني و غير مادي داشتن عبادات، ارتباط محكمي با نقش تربيتي آن‏ها دارد. عباداتي كه جنبه‌ي مادي ندارند در ايجاد وابستگي فرد به خدا و نفوذ پيوند او با مطلق نقش بسيار مؤثري دارد.
2ـ گسترش در پرستش
با بررسي عبادات مختلف در اسلام به اين حقيقت مي‏رسيم كه گسترش عبادات در جوانب مختلف زندگي يكي ديگر از ويژگي‏هاي آن است. عبادات، مخصوص به شكل معيني از شعائر اسلامي نيست و منحصر به اعمالي كه فقط نشان دهنده تعظيم و خضوع در برابر خدا باشد مانند ركوع و سجود و دعا نمي‏باشد، بلكه به همه‌ي جوانب فعاليت‏هاي انساني كشيده مي‏شود. بنابراين جهاد يك عبادت است، و در عين حال يك فعاليت اجتماعي. زكات نيز عبادت است و يك عمل اجتماعي و مالي. خمس يك عبادت است و يك فعاليت اجتماعي، مالي، و روزه يك عبادت است و يك سيستم غذايي. و وضو و غسل عبادتند و تنظيف و طهارت بدن.
اين گستردگي پرستش در شؤون زندگي، معرف جنبه‌ي وسعت تربيت اسلامي است كه مي‏كوشد تا انسان را در همه‌ي كارها و فعاليت‏هايش به خدا مربوط مي‏سازد، و هر گونه كوشش مناسبي را در هر زمينه و نوعي از آن به خدا باز گرداند و به خاطر ايجاد بنياد پايداري براي اين گونه برخورد با امور، عبادات پايدار تشريح گرديده تا به زمينه‏هاي مختلف و فعاليت‏هاي انساني، تقسيم گردد تا روح عبادت به همه‌ي فعاليت‏هاي شايسته انسان آمادگي و شادابي بخشد. و به محل انجام كارش چه در مزرعه باشد يا كارگاه و يا بازار و حجره تجارت باشد يا مغازه و دفتر تا وقتي عملش صالح و براي خدا است روح مسجد دهد. كه مسجد نه فقط محل سجده است بلكه هر جايي است كه در آن عبادت و اطاعت شود.
در اينجا دين مقدس اسلام با روش و بينش دو آئين ديگر فرق اساسي دارد. اين دو آئين يكي نتيجه‏اش گرايش به جدا ساختن عبادت از زندگي است، و ديگري گرايش به انحصار زندگي در چار چوب تنگ عبادات همان گونه كه راهبان و متصوفان انجام مي‏دهند.
اما گرايش اول يعني جدا ساختن عبادت از زندگي و در نتيجه محدود كردن عبادت به مكان‌هاي معيني عبادتش را فقط در آن مكان‌ها انجام دهد، و خدا را در حصار دير و كليسا و كنشت عبادت كند و چون از آنجاها بيرون شد و به ديگر زمينه‏هاي زندگي پرداخت از عبادات دست برداشته به امور دنيا بپردازد تا وقتي كه دوباره با ماسك شريف عبادت باز گردد، اين دو گانگي بين عبادت و فعاليت‏هاي مختلف زندگي، عبادت و نقش تربيتي و سازندگي آن را در بالا بردن انگيزه‏هاي زندگي متوقف مي‏سازد و از اصالت بخشيدن به آن كه به شخص اجازه مي‏داد در ميدان زندگي از خود و مصالح محدود و تنگش بيرون آمده در فكر مصالح جامعه باشد، جلوگيري مي‏كند و او را از حركت متعالي در زندگي عملش‏اش باز مي‏دارد.
خداوند مهربان از كسي نخواسته است عبادتش را فقط به خاطر تشريفاتي كه او از آن‏ها و از همه‌ي بندگانش بي نياز است انجام دهد. تا به چنين عبادتي بي محتوا اكتفا شود. او هيچگاه خود را هدف و مقصود سير تكامل انسان قرار نداده تا بگويد انسان‏ها، تنها در فرصت عبادت او كه خضوع و كرنش كرده سر را به عنوان تواضع فرو افكنند، كمال مي‌يابند، بلكه مقصود از اين عبادت ساختن انسان صالح و كاملي است كه بتواند از خود گذشتگي كند و با گذشت از خود، نقش بزرگتري در راه تكاملش ايفاء نمايد و اين مقصود حاصل نمي‏شود مگر زماني كه روح عبادت تدريجاً به همه‌ي شؤون ‏زندگي كشيده شود و همه‌ي زندگي انسان از فروغ عبادتش واحدي را تشكيل دهد. زيرا گسترش روح عبادت، گسترش حسن نيت و احساس مسئوليت دروني در همه‌ي كارها است، گسترش قدرت بر گذشت از منافع شخصي، و هم آهنگي با قالب جهان وسيعي است كه پوشش آن همه‌ي جهان هستي را از ازل تا ابد گرفته است.
از اينجاست كه آئين پاك اسلام، عبادات را در تمام شؤون زندگي پخش مي‏كند و در هر حركت شايسته‏اي ترغيب به فعاليت عبادي مي‏نمايد. و به انسان مي‏فهماند فرق بين مسجدي كه خانه خدا است، و بين قرارگاهي كه خانه انسان است در شكل معماري و آثار و علائم آن نيست. مسجد براي اين خانه‌ي خدا شده كه ميداني است براي تمرين انجام اعمالي كه بتوان در انجام آن‏ها از منافع شخصي گذشت و به قصد خدا و مردم انجام داد. چنين مكاني هر جا كه باشد روح مسجد را در بر دارد.
اما در مورد گرايش دوم كه زندگي را در چار چوب تنگ عبادت محدود مي‏سازد اين بينش مي‏خواهد انسان را در مسجد حبس كند نه اينكه مفهوم مسجد را گسترش داده شامل هر ميدان عمل شايسته‏اي گرداند.
اين بينش معتقد است بين روح و بدن انسان يك نوع تناقض دروني وجود دارد. هيچ گاه ممكن نيست يكي از اين دو طرف به تكامل خود برسد مگر وقتي كه طرف ديگر كوبيده شود. بنابراين براي اينكه انسان به رشد و تربيت لازم خود دست يابد، بايد بدن از طيبات و تنعّم زندگي محروم گردد، و در ميدان زندگي بايد خود را از آن‏ها به كلي بر حذر دارد تا در نبردي دائم در مقابل اميال جسمي و تمايلات و علائق ماديش در زمينه‏هاي مختلف زندگي پيروز گردد.@#@ بايد بتواند از راه خويشتن داري مستمر در مقابل اميال و تحمّل محروميت پايدار از شهوات، و تكرار عبادت‏هاي محدود، روان خود را در اين نبرد بر دشمن تن چيره سازد.
آئين مقدس اسلام اين طرز تفكر را نيز مردود ميشمارد زيرا اسلام عبادت را براي زندگي مي‏خواهد و نبايد زندگي به خاطر عبادت محدود گردد. در عين حال اسلام مي‏كوشد تا در تمام فعاليت‏ها و حركت‏هاي انسان صالح روح عبادت بيفشاند، ولي نه به معناي باز داشتن از فعاليت‏هاي مختلف نشاط بخش زندگي و محدود كردن عبادت بين ديوارهاي معبد، بلكه به معناي بازگرداندن همه‌ي نشاط‌هاي حياتي به عبادت مسجد پايگاهي براي انسان صالح است تا رفتار روزانه‏اش را از آنجا تنظيم و كنترل كند نه اينكه حركت و بسيج او را محدود سازد.
پيغمبر اكرم (صلي الله عليه و آله و سلم) به ابوذر فرمود:
«اگر تواني نخوري و نياشامي مگر براي خدا، اين كار را بكن.»[1]
بدين ترتيب عبادت براي زندگي مي‏گردد و ميزان پيروزي تربيتي و ديني اش به اندازه‏اي است كه پر و بال محتواي روح عبادت، به ميدان‏هاي مختلف زندگي كشيده شود.
3ـ جنبه‌ حسي عبادت
چنانكه مي‏دانيم ادراك حسي، تنها احساس نيست، و تنها انديشه‌ي عقلي مجرد هم نمي‏باشد، بلكه ادراك حسي مخلوطي است از تعقل و احساس تجريد شده، وقتي مي‏خواهيم عبادت، نقش خود را در ما ايفاء كند و با شخصيت ما كه از عقل و حس تركيب شده، به خوبي منسجم گردد شايسته است كه عبادت هم جنبه‌ي حسي و هم جنبه‌ي عقلي تجريدي داشته باشد تا با شخصيت عابد قابل انطباق گردد و عابد بيشتر بتواند در عبادت خود، با تمام وجودش با مطلق مربوط گشته، پيوسته با خدا زندگي كند.
از اينجا است كه نيت و محتواي رواني عبادت هميشه متوجه جنبه‌ي عقلي تجريدي آن است، زيرا در اين قسمت است كه عابد بسوي حق ميگرايد و به مطلق مي‏پيوندد. و خصوصيات ديگر عبادت ناظر به جنبه‌ي حسي آن است.
براي مثال يكي از واجباتي كه در حين نماز بايد رعايت شود توجه به قبله است يعني رو سوي قبله كردن، همين قبله نيز مقصود حاجيان در عبادت حج است، و بايد دور آن طواف كنند، و بايد بين صفا و مروه مسافت مشخص و معيني، به عمل سعي بپردازند، همچنين بايد به جمره‌ي عقبه سنگ اندازي كنند.
براي عبادت «اعتكاف»[2] بايد به مسجد بروند. اين‏ها همه نمونه‌هايي از مظاهر حسي عبادت است. نماز تا به سوي قبله نباشد پذيرفته نيست، طواف تا دور خانه نباشد، طواف نيست و همين طور. و اين‏ها به خاطر ارضاي جنبه‌ي حسي عبادتگر است تا سهم حسي عبادت نيز مراعات شده باشد.
نماز گزاري كه در نمازش نيت مي‏كند، عبادت فكري اش را انجام داده و از همان آغاز كه نمازش را با «الله اكبر» افتتاح كرد خداي خود را از حدود و موازين مادي و تشبيهات ظاهري منزه گردانيده است، ولي او در عين حال خانه كعبه را براي عبادتش شعار قرار مي‏دهد تا بدين وسيله پرستشش را در فكر و حس خود، در منطق و عاطفه‌ي خود و در تجريد عقلي و وجدان حسي خود زنده كرده باشد.
4ـ جنبه‌ اجتماعي پرستش
بنياد پرستش را، ارتباط انسان با خدا تجسم مي‌بخشد. با اينكه مواد اين رابطه از عناصري پايدار و استوار تشكيل شده، با اين حال در آئين اسلام عبادت بايد به روشي برگزار گردد كه در بسياري از اوقات، وسيله‏اي براي برقراري رابطه‌ي برادري بين انسان‏ها باشد و مقصود ما از جنبه‌ي اجتماعي پرستش، همين است.
برخي از عبادات در عنوانش، تجمع و گردهمايي، و ايجاد روابط اجتماعي بين برگزار كنندگان، منظور شده مانند «جهاد» كه در آن از جنگجويان خدا پرست خواسته شده، براي جنگ با دشمن، صفوف خود را از واحدهاي جنگي سازمان داده شده، تشكيل دهند.
در برخي از عبادات هر چند خود عبادت، گردهمايي نيست، ولي از عبادت كنندگان به صورت‏هاي مختلف خواسته شده كه آن را با گردهمايي برگزار كنند تا رابطه‌ي انسان با خدا و رابطه‌ي انسان با انسان برادر، در يك عمل انقلابي يك جا صورت گيرد.
در نمازهاي واجب به همين منظور «جماعت» تشريع شده تا عبادت فردي در آن‏ها به عبادت جمعي تغيير شكل دهد، و رشته‌ي مردمي در آن مستحكم گردد، و نماز كه عبادتي رواني است در ميان وحدتي كه نتيجه‌ي عمل دسته جمعي است، برگزار شود.
وظيفه‌ي حج در زمان و مكاني معين بايد انجام شود تا همه‌ي كساني كه آن را برگزار مي‏كنند در يك زمان و يك مكان همديگر را درك كنند و عمل آن‏ها به شكل عمل گروهي پياده شود.
حتي وظيفه‌ي روزه كه طبعش يك عمل فردي است به مراسم عيد فطر مربوط مي‏شود تا اين فريضه‌ي فردي را در يك چهره‌ي اجتماعي جلوه دهد. و بين روزه‌داران به وسيله‌ي نشاط حاصل از پيروزي بر شهوات و تمايلات، روز عيد پيوند اجتماعي برقرار گردد.
وظيفه‌ي زكات نيز به صورتي برگزار مي‏گردد كه رابطه‌ي انسان با خدا را در قالب اجتماعي در آورد. زيرا رابط با ولي امر (مجتهد فقيه) كه زكات را به او مي‏سپارند يا با فقير كه مستقيماً دريافت مي‏دارد يا با مؤسسه‌ي خيريه‏اي كه به حسابش مي‏ريزند، زكات را قالب اجتماعي جلوه مي‏دهد.
همين طور ملاحظه مي‏كنيم روابط اجتماعي به اشكال مختلف در كنار روابط عبادي بين انسان‏هاي برگزار كننده، كه عمل خود را براي خداوند انجام مي‏دهند. برقرار مي‏شود و اين نيست مگر به خاطر تأكيد بر اين مطلب كه روابط پرستش در زندگي انسان، نقش اجتماعي دارد و تنها هنگامي موفق خواهد بود كه در رهبري روابط اجتماعي، نيروي سازنده‏اي به وجود آورد و به نحو شايسته‏اي بين صفوف خلق هم آهنگي ايجاد كند.
جنبه‌ي اجتماعي عبادت، وقتي به اوج خود مي‏رسد كه شعائر پرستش در پايگاه‏هاي اجتماعي، رمز وحدت باشد و صفوف امت اسلام را به وحدت رهبري كند.
«قبله» يا بيت الله الحرام شعار وحدت است كه آئين اسلام از ميان قوانين عبادت و نماز آن را مطرح كرده است. اين شعائر تنها بعد ديني ندارد، بلكه بعد اجتماعي‏اش رمز وحدت و اصالت اين امت است.
از اين رو وقتي قبله‌ي جديد توجه به مسجد الحرام تشريع شد مسلمانان مواجه با شرارت‏هاي جديدي از ناحيه‌ي سفيهان و نابخردان قوم شدند كه قرآن از آن‏ها پرده برداشته است. اين نابخردان مفهوم اجتماعي قانون را فهميده بودند كه شرارت مي‏كردند، اينان متوجه شدند كه قبله يكي از مظاهر شخصيت اين امت است كه خداوند عنوان امت وسط به آن‏ها داده و شاخص وحدت آنان است.
در اينجا گذشته از آنچه درباره نظام كلي عبادات و خصوصيات كليه‌ آن‏ها به طور عموم در زندگي انسان برشمرديم، بايد متذكر شد هر عبادتي امتياز ويژه‏اي دارد و اثر خاصي در روح عبادت كننده به جاي مي‏گذارد و هر كدام به شيوه‌ خاصي راه تمدن را به سوي انسان مي‏گشايد.

[1] . ان استطعت ان لاتأكل إلاّ لله فافعل.
[2] . اعتكاف، به معني گوشه‌گيري از خلق و به عبادت پرداختن در مسجد است حداقل اين انزوا سه روز است كه روزها را بايد روزه گرفت و جز براي ضرورتي از مسجد خارج نشد. اعتكاف را احكامي است كه در كتب فقه مستعرض‌اند.
شهيد سيد محمد باقر صدر ـ كلياتي پيرامون عبادات اسلامي، ص 27
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :