امروز:
چهار شنبه 25 مرداد 1396
بازدید :
1571
سبك شمردن نماز و آثار آن
شكي نيست كه بي اعتنايي به نماز گناهي است بزرگ. بنابراين شناسايي مصاديق اين تحقير ناپسند، مقدمه‌ پرهيز از اين عصيان نابخشودني است. عناوين زير از مصاديق سبك شمردن نماز است.
الف) تأخير نماز: امام صادق ـ عليه السلام ـ در تفسير آيه‌ي شريفه‌ي قرآن، كه در ارتباط با مذمت بي اعتنايي به نماز نازل گرديده است[1] مي‏فرمايد:
»تاخير الصّلاة عن اوّل وقتها لغير عذرٍ»[2]
مراد از بي اعتنايي به نماز، «تأخير آن از اول وقت بدون عذر است.»
البته روشن است كه مراد از عذر، ضرورتي است كه بصورت اورژانسي پيش آيد و قابل تأخير نباشد و الاّ بايد به كار گفت نماز دارم نه به نماز بگوييم كار دارم.
ب) عدم رعايت آداب آن در خلوت: پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در روايتي چنين مي‏فرمايد:
»من احسن صَلَوتَهُ حين يَراهُ النّاسُ و أَساءَها حينَ يَخلُوا فتلك استهانةٌ»[3]
يعني: «آن كس كه در مقابل مردم با دقت نماز بخواند و در خلوت بدون دقت نماز گزارد به نماز بي اعتنايي كرده است.«
مروري بر نمازهاي خلوت و جلوت ما، روشن مي‏نمايد كه آيا احترام و توجه ما به نماز بيشتر بوده است يا به ناظران صحنه‌ي نماز.
ج) فراهم نكردن مقدمات نماز قبل از اذان: در روايت ديگري مي‏فرمايد: كسي كه وضوي نماز را تا وقت اذان به تأخير اندازد او به نماز بي اعتنايي كرده است. آري كسي كه به كار اهميت مي‏دهد، قبل از رسيدن وقت آن، مقدمات انجام آن را فراهم مي‏كند. كدام ملاقات و ميهماني است كه وقت آن فرا رسيده باشد و ما هنوز در فكر پوشيدن لباس و يا آماده كردن شرايط آن باشيم؟!
د) عدم يادگيري معاني: آيا ندانستن معاني الفاظي كه روزانه ده بار در نماز تكرار مي‏شود به معني بي اعتنايي به نماز نيست؟! آيا اگر ما براي طرف گفتگوي خويش در نماز اهميتي قائل باشيم در فكر اين نخواهيم بود كه محتوا و مضمون مذاكره و نجواي خود را بفهميم و با ادراك صحيح به سخن در برابر او بايستيم؟! چگونه ممكن است با اقامت كوتاه در يك كشور، تا حدودي به زبان مردم آنجا آشنا مي‏شويم و با يكي دو بار عبور از مسيري، نام و نشان آن را فرا گيريم و در برخورد با هر بنايي از اسم و باني و مشخصات آن جويا شويم اما هيچكدام از اين توجهات و حساسيت‏ها در مورد نماز اعمال نشود؟! آيا اينها به معني بي اعتنايي به نماز نيست؟! چگونه مي‏توانيم پاسخگوي اين عباداتي باشيم كه محتواي آن جز تحقير خداوند رب العالمين نيست؟! اينجاست كه امام حسين ـ عليه السلام ـ به خداوند تبارك و تعالي عرض مي‏كند:
»الهي مَن كانَت‎‎‎‎‎ محاسِنُه مَساوِي فكيف لايكونُ مَساوِيه مَساوِي«[4]
يعني: «خدايا آن كس كه اعمال به ظاهر نيك او گناه است پس چگونه گناهان او گناه نباشد؟!«
فرق نمازگزاراني كه در نماز هيچ دردي را احساس نمي‏كنند[5] جز درد فراق دوست، از هيچ حادثه‏اي مطلع نمي‏شوند،[6] هيچ صدايي را نمي‏شنوند و غرق در لذت با معشوقند، نماز گزاراني كه زير شلاق و عليرغم هر گونه تهديد و شكنجه و محدوديتي نماز را بپا مي‏دارند[7] با كساني كه نماز را بار و رنجي مي‏دانند كه در برداشتن و عبور از آن بايد شتاب كرد و در هنگام اقامه‌ي آن با دست و محاسن بازي مي‏كنند و خميازه مي‏كشند، فقط در اهتمام و استخفاف به نماز است.
هـ) عجله و شتاب در نماز: سريع خواندن نماز و تبديل اين عبادت به عادتي كه همچون عمل ماشين نويسي بدون توجه به معاني و بدون رعايت خشوع و طمأنينه انجام گيرد از نشانه‏هاي ديگر بي توجهي به نماز است. استاد شهيد آيت اللّه مطهري ـ رحمة الله عليه ـ در اين باره مي‏فرمايد:
»علماي روان‏شناسي مي‏گويند: «يك كار همين قدر كه براي انسان عادت شد، دو خاصيّت متضاد در آن به وجود مي‏آيد. هر چه كه بر عادت بودنش افزوده شود و تمرين انسان زيادتر گردد، كار، سهلتر و ساده‏تر انجام مي‏شود.» يك ماشين نويس كه به ماشين نويسي عادت مي‏كند، هر چه بيشتر عادت مي‏كند، از توجهش كاسته مي‏شود. يعني از اينكه اين عمل او يك عمل ارادي و از روي توجّه باشد كاسته مي‏شود و به يك عمل غير ارادي نزديكتر مي‏گردد. خاصيّت عادت اين است. اينكه در اسلام به مسأله‌ي نيّت تا اين اندازه توجّه شده، براي جلوگيري از اين است كه عبادت‏ها آنچنان عادت نشود كه به واسطه‌ي عادت، به يك كار طبيعي و غير ارادي و غير فكري و غير هدفي و كار بدون توّجه كه هدف درك نشود و فقط به پيكر عمل توجه گردد تبديل شود.
اين‏ها چيزهايي است كه ما تنها در نماز اسلامي به دست مي‏آوريم و متوّجه مي‏شويم كه بسياري از برنامه‏هاي تربيتي به وسيله اين عبادت و در پيكر اين عبادت پياده مي‏شود، گذشته از اينكه خود اين عمل، پرورش عشق و محبّت خدا و معنويّت در انسان است، كه اين روح عبادت است.»[8]
مردي در حضور امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ نماز خود را با شتاب به جا مي‏آورد. حضرت نگاهي به او كرده و فرمود: چند وقت است اينگونه نماز مي‏خواني؟ او گفت: مدت هاست. حضرت فرمود: مَثَل تو نزد خداوند مثل كلاغي است (كه منقار بر زمين مي‏كوبد. سجده تو خضوع در برابر خدا نيست. منقار به زمين كوبيدن است) اگر اينگونه بميري بر غير ملت و دين پيامبر اكرم، مرده‏اي. سپس حضرت در مورد كم گذاشتن در نماز فرمود: به درستي كه دزدترين مردم كسي است كه از نمازش بدزدد.[9]
برخي از پيامدهاي استخفاف و بي توجهي به نماز
1ـ قهر و قطع رابطه با عترت:
امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ در يك بيان قهرآميز، با صراحت چنين خطاب فرمودند:
»ليس مِنّي مَن ضَيَّعَ الصّلاة»[10]
يعني: «آن كس كه نماز را تضييع نمايد از من نيست.«
امام صادق ـ عليه السلام ـ در بيان معياري براي شناسايي افرادي كه با آن حضرت پيوند مكتبي دارند چنين مي‏فرمايند:
»اِمتَحِنُوا شِيعَتَنا عِندَ مواقيت الصلوة كيف محافظتهم عليها«[11]
يعني: «شيعيان ما را از دقت آنان در انجام به موقع نمازها شناسايي كنيد.«
در روايت مشهور ديگري حضرتش سهل انگاري در مسئله‌ي نماز و استخفاف به آن را موجب محروميت از شفاعت خاندان عترت و طهارت در روز قيامت شمردند[12] پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نيز در بياني ديگر مي‏فرمايند:
»مَن استَخَفَّ بالصّلاة لا يَرِدُ عَليَّ الحوضَ لا و اللّه«
يعني: «آن كس كه نماز را سبك شمارد (به خدا قسم) روز قيامت در كنار حوض كوثر، با من ملاقات نخواهد كرد.»[13]
اين تأكيد و بيان همراه با قسم، حكايت از عمق فاصله بين پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ و نماز گزاراني كه به نماز اهميت نمي‏دهند دارد.
2ـ غضب خداوند:
قرآن كريم با نكوهش افرادي كه نماز را ضايع مي‏كنند[14] يا نسبت به آن بي‌اعتنا هستند.[15] مسلمانان را از اين عمل بر حذر مي‏دارد.
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه وآله و سلم ـ خطاب به حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي‏فرمايند:
»في تأخيرِها مِن غَيرِ عِلّةٍ غَضَبُ اللّه عزوجل »[16]
يعني: «تأخير نماز از اول وقت بدون دليل، موجب غضب خداوند متعال مي‏گردد.«
امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‏فرمايند:
» إِذَا قَامَ الْعَبْدُ فِي الصَّلَاةِ فَخَفَّفَ صَلَاتَهُ قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِمَلَائِكَتِهِ أَمَا تَرَوْنَ إِلَى عَبْدِي كَأَنَّهُ يَرَى أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِ غَيْرِي أَمَا يَعْلَمُ أَنَّ قَضَاءَ حَوَائِجِهِ بِيَدِي »[17]
يعني: «وقتي بنده‏اي نماز خود را با عجله و شتاب به پايان مي‏برد و آن را كوتاه مي‏كند خدا به ملائكه مي‏فرمايد: آيا نمي‏بينيد بنده‌ي من چگونه نماز خود را كوتاه مي‏كند گويا مي‏پندارد كه بر آوردن حوائجش به دست غير من است (كه اينگونه عجله مي‏كند.) آيا نمي داند برآوردن حوائجش به دست من است.»
3ـ عدم اجابت دعا و محروميت از دعاي صالحان:
كساني كه به نماز به عنوان تكليف و خواست الهي بي توجهي كنند و آن را كوچك بشمارند خداوند نيز به خواسته‏ها و اعمال آنان توجهي نخواهد داشت. پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در روايتي چنين مي‏فرمايد:
» من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشرة خصلة ... و كل عمل يعمله لا يؤجر عليه و لا يرتفع دعاؤه إلى السماء »[18]
يعني: «هر كس به نمازش بي‌توجه باشد و در برابر اعمالش مأجور نمي‏گردد دعايش به آسمان راه نمي‏يابد.«
و در ادامه، مي‏فرمايند: مشمول دعاي خير صالحين نخواهد بود.
4ـ مضيقه و نارسايي دنيوي:
قهر و غضب خدا و پيامبر نسبت به كساني كه نماز را كوچك مي‏شمارند زيان‏ها و خساراتي بر جاي خواهد نهاد. گر چه ممكن است تارك و يا استخفاف كننده به نماز اين تأثير را درك نكند و متوجه علت مضيقه‏ها و گرفتاري‏هاي خود نباشد. امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: خداوند بركت را از عمر و روزي كساني كه نماز را كوچك مي‏شمردند بر مي‏دارد.[19] پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نيز براي اين گروه از افراد، تهي‌دستي و نياز را پيش بيني نموده و مي‏فرمايد:
» قال رسول الله ص عشرون خصلة تورث الفقر ... و الاستخفاف بالصلاة »[20]
يعني: «استخفاف و سبك شمردن نماز موجب فقر و تهي‌دستي مي‏شود.»
5ـ سختي احوال قبر و قيامت:
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: نماز گزاري كه نمازش را سبك بشمارد وقتي از قبرش خارج شود خداوند ملكي را بر وي موّكل مي‏گرداند كه او را بر عرصه‌ي قيامت وارونه بر زمين مي‏كشد و مردم به او نگاه مي‏كنند و با شدت و سخت‏گيري مورد محاسبه قرار مي‏گيرد.[21]
[1] . ماعون/5ـ4. فويلٌ للمصلّين، الذين هم عن صلاتهم ساهون.
[2] . بحار الانوار، 83/6.
[3] . مستدرك الوسائل، 3/26.
[4] . بحار الانوار ج95ص225
[5] . اشاره به جريان كشيدن تير از پاي مبارك امير المؤمنين ـ عليه السلام ـ در حال نماز.
[6] . فرزند امام سجاد ـ عليه السلام ـ در حالي كه حضرت در نماز بودند به چاه افتاد و حضرت عليرغم شيون افراد خانه متوجه آن نشد و پس از نماز فرزند را به سلامت از چاه بيرون كشيد (بحار، 81/245).
[7] . به كتاب خاطرات آزادگان ايراني در اردوگاه‏هاي عراق با عنوان «نماز در اسارت» چاپ سازمان تبليغات اسلامي مراجعه شود.
[8] . تعليم و تربيت در اسلام، ص197.
[9] . بحارالانوار، 84/242.
[10] . مستدرك الوسائل، 3/98.
[11] . وسائل الشيعه ج4ص114
[12] . بحار الانوار 236/82. استاد شهيد آيت اللّه مطهري ـ ره ـ اين روايت را چنين تبيين ميفرمايد: در وقت وفات امام صادق ـ عليه السلام ـ جرياني رخ داد كه وقتي ابو بصير آمد به «ام حميده» تسليت عرض كند، ام حميده گريست، ابو بصير هم كه نابينا بود گريست بعد «ام حميده» به ابو بصير گفت:
ابو بصير نبودي و لحظه‌ي آخر امام را نديدي، جريان عجيبي رخ داد عرض كرد: چه چيزي؟ فرمود: امام در يك حالي فرو رفت كه تقريباً حال غشوه‏اي بود. بعد چشمهايش را باز كرد و فرمود:
تمام خويشان نزديك مرا بگوييد، بيايند بالاي سر من حاضر شوند. ما امر امام را اطاعت و همه را دعوت كرديم. وقتي همه جمع شدند، امام در همان حالات كه لحظات آخر عمرش را طي مي‏كرد يك مرتبه چشمش را باز كرد، رو كرد به جمعيت و همين يك جمله را گفت:
»لن تنالَ شفاعتُنا مستخّفاً بالصلوة» هرگز شفاعت ما به مردمي كه نماز را سبك بشمارند، نخواهد رسيد. اين را گفت و جان به جان آفرين تسليم كرد. (گفتارهاي معنوي، ص65، 64).
[13] . بحارالانوار، 83/9.
[14] . فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلاة (مريم/56).
[15] . ويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون (ماعون/5).
[16] . بحار الانوار ج2ص154
[17] . كافي ج3ص269.
[18] . بحار الانوار، 80/21.
[19] . بحارالانوار،83/202
[20] . بحار الانوار،73/315
[21] . بحارالانوار، 80/22.
@#@ در روايت ديگري در همين ارتباط چنين مي‏فرمايد:
»من تهاون بصلاته من الرجال و النساء ابتلاه الله بخمس عشرة خصلة...الثانية يضيق عليه قبره و الثالثة تكون الظلمة في قبره... .«
يعني: «هر زن و مردي كه به نمازش بي‌اعتناء باشد خداوند او را به پانزده چيز مبتلا مي سازد... قبر بر او تنگ و تاريك مي گردد.»[1]
در سخن ديگري از پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ چنين روايت گرديده است كه فرمود: مستخّف به نماز با ذلت و گرسنگي و تشنگي جان مي‏دهد.[2]
6ـ عدم قبول:
نمازي كه با سهل‌انگاري و تحقير خوانده شود مورد قبول خداوند متعال قرار نمي‏گيرد. امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‏فرمايد:
»انّ اللّه عزوجل لايقبل الاّ الحسن فكيف يقبل ما يستخف به«[3]
يعني: «خداوند جز نيكو را نمي‏پذيرد پس چگونه آن را كه مورد استخفاف واقع گرديده است بپذيرد.«
نمازي كه آورنده آن به آن بي مهري و بي توجهي دارد، چگونه مشمول قبول خداوند قرار گيرد؟!
7ـ نفرين و لعنت:
برخي از روايات تصوير و تمثيلي را براي نماز ترسيم نموده‏اند كه بر حسب آن، نماز بصورت ملكي با انسان به گفتگو مي‏نشيند گاه تشكر مي‏كند و گاه گله‏مند مي‏شود. در روايتي امام صادق ـ عليه السلام ـ مي‏فرمايد: وقتي نماز در وقت خود اقامه نگردد و بي دقّت ارائه شود با صورتي سياه و تاريك به سوي انسان باز مي‏گردد. مي‏گويد: مرا ضايع كردي خدا تو را ضايع كند. و اگر در وقت خود اقامه شود براي انسان دعا مي‏كند و مي‏گويد: همان گونه كه مرا حفظ و احترام نمودي خداوند تو را حفظ كند.[4] آري قرآن كريم راه تاركين را به سقر منتهي مي‏داند و در مورد آنان مي‏فرمايد:
»ما سلككم في سقر قالوا لم نك من المصلّين»[5]
و كساني را كه نماز مي‏خوانند امّا جماعت را ترك مي‏كنند به حسرت و پشيماني محكوم مي‏نمايد و مي‏فرمايد:
»يوم يكشف عن ساق و يدعون الي السّجود فلا يستطيعون * خاشعة ابصارهم ترهقهم ذلّة و قد كانوا يدعون الي السجود و هم سالمون»[6]
و آناني را كه نماز را به جماعت مي‏خوانند اما خشوع و مواظبت چنداني در نماز خود ندارند مستحق توبيخ و سرزنش مي‏شمرد و مي‏فرمايد:
»فويل للمصلّين الذين هم عن صلوتهم ساهون«( ماعون/4ـ 5)
ترجمه: پس واي بر نمازگزاراني كه از نمازشان غافلند.
و در آيه ديگر اين گروه را به نفاق موسوم مي‏داند و مي‏فرمايد:
»انّ المنافقين يخادعون اللّه و هو خادعهم و اذا قاموا الي الصّلاة قاموا كسالي يراعون النّاس و لا يذكرون اللّه الاّ قليلاً» (نساء/142).
ترجمه: منافقان با خدا نيرنگ مي‌كنند و حال آنكه او با آنان نيرنگ خواهد كرد و چون به نماز ايستند با كسالت برخيزند. با مردم ريا مي‌كنند و خدا را جز اندكي ياد نمي‌كنند.
تنها آن گروه، مورد ستايش قرآنند كه نماز را با خشوع و مواظبت اقامه نمايند.
در اين مورد قرآن كريم مي‏فرمايد:
»قد افلح المؤمنون الّذين هم في صلاتهم خاشعون«[7]
مولوي مي‏گويد:
اگر نــه روي دل انـــدر برابرت دارم
من اين نـماز، حسـاب نماز، نشمارم
ز عشــق روي تو من رو به قبله آوردم
و گرنه من ز نـماز و ز قـبله بـيزارم
مرا غرض ز نـماز آن بود كه پنهاني
حديث درد فـــراق تـو با تو بگذارم
و گرنه اين چه نمازي بود كه من با تو
نشسته روي به محراب و دل ببازارم؟
در يك روايت جامع، پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ در پاسخ به سؤال زهراي اطهر ـ سلام اللّه عليها ـ در مورد عقوبت كسي كه نماز را كوچك مي‏شمارد به بررسي عوارض ناشي از اين پديده پرداخته و مي‏فرمايد:
اي فاطمه! هر كس از مردان يا زنان به نماز بي‌اعتنايي كند خداوند او را به پانزده عقوبت مبتلا مي‏گرداند كه 6 عقوبت در آن‏ها در دنياست، 3 عقوبت به هنگام مرگ به سراغ او مي‏آيد، 3 عقوبت در قبر و 3 خصلت در قيامت و آنگاه كه از قبر بر انگيخته مي‏شوند دامنگيرشان مي‏شود. اما آنچه در دنيا متوجه چنين افرادي مي‏شود عبارت است از: برداشتن بركت از عمر، رفتن بركت از روزي، محو سيماي صالحين از چهره و رخسار، بي اجر ماندن اعمال، عدم قبولي دعا و عدم مشموليت دعاي نيكان و به هنگام مرگ، عليل، تشنه و گرسنه خواهد مرد و اگر از نهرهاي دنيا بياشامد عطش او فرو نخواهد نشست. و در قبر ملكي او را شكنجه مي‏نمايد، قبر بر او تنگ و تاريك مي‏گردد. و در قيامت او را وارونه بر زمين خواهند كشيد، سخت مورد محاسبه قرار مي‏گيرد، خدا به او نظر رحمت نخواهد داشت و به عذابي دردناك گرفتار مي‏گردد.[8]

[1] . بحار الانوار، 80/21.
[2] . همان.
[3] كافي ج3ص269
[4] . بحارالانوار، 80/9.
[5] . مدّثر/42.
[6] . قلم/42 و43، در آيه‌ي ديگري مي‏فرمايد: فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوة و اتبعوا الشهوات فسوف يلقون غيّا (مريم/59).
[7] . مؤمنون /1
[8] . بحارالانوار، ج80ص21.
محمد رضا رضوان‏طلب ـ پرستش آگاهانه، ص 189
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :