امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1319
حجاب! هم مو، هم نگاه
همان اندازه كه حضرت آدم ابوالبشر ـ عليه السّلام ـ احساس دلتنگي مي كرد و با ديدن همسرش «حوا» دلشاد شد به همان مقدار با آشكار شدن شرمگاهش، خجل شد و با ابتدائي ترين لباس، خود را از شرمندگي نجات داد. مطمئن ترين گواه بر حضور حجاب در تمام صحنه هاي زندگي بشر تاريخ است كه مدعي است: از بدو تولد تا... حجاب همراه انسان بوده و خواهد بود. در هيچ برهه اي از ادوار زندگي، انسان را سراغ نداريد كه خود را از اين امر كاملاً فطري بي نياز ببينيد. و اگر نبود خودكامگي فرعون صفتان، هيچ ترديدي در هيچ دلي پديدار نمي آمد براي اثبات فطري بودن حجاب همين بس كه با وجود انديشه هاي قلدر مأمابه و بي منطق رضاخان و آتاتورك و مير پنج هاي امروز فرانسه و انگليس، هنوز هم مدافعان عفت و حجاب به مراتب فزونتر از مخالفان است. شمار علاقه مندان به پوشش اسلامي در سراسر گيتي حتي لائيك ها خود دليلي محكم بر لزوم آن است گرچه در مهد قانون، عليه اين حكم الهي جعل قانون كنند.
با اين مقدمه نقدي بر گفتة سركار خانم مرضيه مرتاضي لنگرودي با عنوان حجاب! مو يا نگاه مي زنيم و ضمن بيان نظرات ايشان، بايسته هاي حجاب را به نظر شما خوانندگان محترم عرضه داشته، و خود قضاوت كنيد كه كدام صحيح است آيا نظر ايشان يا اسلام كه معتقد است: «حجاب هم براي نگاه است و هم مو». ايشان مي گويد: «اگر حجاب خاصيت ايمني بخشي خود را از دست داده باشد، بهتر نيست كه بيشترين انرژي جامعه را به جاي اينكه صرف مجبور به استفاده از حجابي اجباري كنيم، ‌اين انرژي را صرف تغيير زاويه نگاه مردان از نگاه جنسي به زن نگاه برابر انساني كنيم؟»[1] اين اظهارنظر شايد در وهلة اول كمي قيافة حق به جانب به خود بگيرد اما با دقت معلوم مي شود كه اين نظريه با تئوري اسلام و قرآن ناهماهنگ است. محكم ترين سندي كه در دست داريم و به عنوان ملاك و معيار مي توان در زمان قضاوت به آن استناد كرد قرآن كريم است. در آيه 31 ـ 30 سورة نور خداوند خطاب به پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي فرمايد: «قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم... قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن. پيامبر به مؤمنين و مؤمنات بگو: چشمان خود را از نامحرمان فرو آورند. پس حجاب نگاه هم براي مردان است و هم زنان و اين اولين اشتباه خانم مرتاضي است كه خيال مي كنند حرمت نگاه مخصوص مردان است؟ يكي از همسران پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي گويد: هنگام نزول اين آيه در منزل پيامبر بودم كه شخصي نابينا وارد شد بنام ابن امّ مكتوم، پيامبر به ما دستور دادند كه حجاب خود را حفظ كنيم. به پيامبر گفتم: كه او نابينا است. حضرت فرمودند: آيا شما (هم) نابينا هستيد؟ آيا شما نمي بينيد؟ با اين بيان پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ امر به حجاب كردند در حالي كه مرد مهمان اعمي بود. دستور پيامبر به ام سلمه ابهاماتي در دل وي ايجاد كرد كه ادامه سخن پيامبر تمام شبهات را از دل وي زدود و فرمودند: نگاه مقدمة برخي امور است و نگاه انگيزه اي براي رسيدن به خواهشهاي دروني است.[2]
تا اينجا يك نكته مهم تبيين شد كه نگاه به نامحرم عواقبي به دنبال دارد كه مختص قشر خاصي نيست بلكه همگان بايد مراقب باشند. نكتة ديگر اينكه هيچ كس منكر نيست كه نوع خلقت جنس مخالف براي هر يك از دو موجود، داراي جاذبه هاي زيستي و طبيعي است. اين جذب و تقاضاي فطري در نهاد مخلوق به وديعه نهاده شده است كه اسلام مكانيزم زندگي سالم همراه با تعامل اجتماعي را در قالب رعايت حجاب بدن تعريف كرده است. بنابراين دومين مرحله از قاعده حجاب، حجاب بدن است. آيه 59 از سورة احزاب اين مهم را به خوبي تبيين نموده است: يا ايها النبي قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنين يدنين عليهن من جلابيبهن. اي پيامبر به زنان خود، دختران خود و زنان مؤمنين بگو: پوششهاي خود را بر خود فروتر گيرند.[3] از آنجا كه قوانين اسلام با انسان فرازماني و فرامكاني سروكار دارد و سليقه و مطالبات قشري و منطقه اي تأثيرگذار نيست به همين دليل مي توان گفت كه احكام اسلام آينه اي از نظام فطري و تكويني انسان است و «محققين و كاوشگران تاريخي به اين نكته پي برده اند كه انسان هاي نخستين نيز تكه اي تن پوش داشته اند تاريخ پيدايش لباس با تاريخ پيدايش انسان هوشمند و انديش ورز تقدم و تأخر چنداني ندارد.»[4] اين عبارتي است كه خانم مرتاضي در مقالة خود آورده است. اما آنچه در اينجا بايد به آن افزود اينكه حجاب در اسلام به عنوان يك حكم شرعي و يك قانون الهي است و به تعبيري حق الله و نيز به نوعي حق الناس است. وقتي پاي حكم و حق الهي به ميان آمده ديگر كسي حق انحلال و يا رد آن را ندارد ايشان در مقالة خود مي نويسد: «با وجود برقراري حجاب به عنوان قانون اجباري.. نتوانسته به زنان مسلمان ايراني امنيت ببخشد... هر جا حكم شرعي، علت آن را به عنوان مستند جعل قانون مطرح كرد به معناي آن است كه آن حكم دائرمدار علت است كه در اصطلاح آنها را منصوص العلة گويند اما در مواردي كه شريعت به فوائد و حكم يك قاعده و قانون اشاره كرد، صرفاً به معناي آثار مترتب بر آن حكم است به عنوان نمونه در قرآن آمده است كه إن الصلاة تنهي عن الفحشاء....،‌حال اگر كسي به مقام عصمت برسد كه هرگز گناهي از او سر نزند آيا مي توان گفت كه ديگر نماز نخوان؟ اگر چنين نتيجه اي درست بود، هرگز پيشاني پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ بر مهر نمي آمد زيرا هيچگاه از حضرتش لغزشي سر نزد. و هم چنين دربارة روزه آمده است صوموا تصحوا يعني روزه بگيرد تا موجب سلامتي تان گردد. و اگر كسي با مراجعه به پزشك پي ببرد كه هيچ گونه مرضي ندارد آيا مي توان گفت:‌كه تو روزه نگير زيرا هيچ بيماري نداري؟... پس اينها حكمت است نه علت ايشان معتقد است كه «حجاب آمد تا امنيت ببخشد، و چون برخي زنان ناراضي اند پس اصل حجاب را كنار بگذاريم! اولا ايشان طبق چه آمار و شواهدي به اين نتيجه رسيده است كه حجاب امنيت بخش نشده است. به تعبير ديگر چه شاهدي دارند كه ناامني زنان با حجاب آنان رابطة علّي و معلولي دارد؟‌با اينكه اكثر خانمهاي محجبه اذعان دارند كه حجاب موجب امنيت آنان است و اين برخلاف ادعاي ايشان است و انگهي ناامني برخي زنان صرفاً به خاطر حجاب آنان بوده است يا علل ديگري دارد كه از ذكر آن اباء مي كنيد؟ ايشان كافي است مقايسه اي بين صفحات حوادث قبل و بعد از انقلاب بياندازند تا معلوم گردد كه سخنان ايشان تا چه اندازه با واقعيت نزديك است. دوم ‌اگر گفته اند كه با حجاب شويد ايمن بمانيد، اين نوع بيان، اشاره به حكمت و آثار حجاب است و اولين نكته اي كه از حجاب به ذهن مي رسد همين امنيت اجتماعي است. و اگر يك روز همة جامعه اسلامي به آن شعور و درك اجتماعي برسند كه زنان در امان كامل بسر ببرند، باز هم حجاب واجب است چون يك حكم شرعي الهي است و امنيت از آثار آن است نه علت تامه.
دوم اينكه حجاب علت تامه براي امنيت نيست. بلكه زماني امنيت كامل برقرار است كه همة احكام الهي اجراء شود. يكي از اسباب ايجاد امنيت، حجاب نگاه است. پس زنان نبايد با نگاه آلوده، جامعه را به مخاطره اندازند. هم چنين نبايد با نوع صدا، نوع راه رفتن، نوع رفتار و.... در جامعه ناامني ايجاد كنند زيرا امنيت جامعه در گرو رعايت عدالت است. حجاب ظاهري زمينه ساز رسيدن به تقواي دروني است و سازگاري درون و برون، انسان را در امنيت كامل قرار مي دهد.

[1] . سركار خانم مرضيه لنگرودي، كانون زنان ايران.
[2] . سيوري، جمال الدين، كنزالعرفان، ج 2،‌ص 222، چاپ منشورات مرتضويه، 1343 شمسي.
[3] . صابوني، محمد علي، آيات الاحكام، ج 3، به منظور مطالعة بيشتر.
[4] . الضرورات تبيح المحذورات، جواهرالكلام ج 36، ص 102، عروة الوثقي ج 2،‌ص 250،‌رسائل الفقهيه، ج 1، ص 45، در قرآن كريم سورة آل عمران آية 28 و هم چنين در روايات ما از امام باقر ـ عليه السّلام ـ و امام صادق ـ عليه السّلام ـ احاديثي دال بر حفظ جان نقل شده كه سند فقهي تقيه به حساب مي آيد. به گفتة‌دكتر سيد حسين محمد جعفري نويسنده كتاب تشيع در مسر تاريخ، در حقيقت، ظهور اين آيين پاسخ به نياز زمان و شرايط و محيطي بود كه اين امامان ـ عليهم السّلام ـ در آن زندگي مي كردند و پيروانشان را با اصول و مرام مذهبي تغذيه مي نمودند ص 344. بهترين كتب فقهي در باب تقيه كتاب مكاسب شيخ مرتضي انصاري (ره) است كه در صفحات 320 تا 325 به اين مبحث طور دقيق و علمي پرداخته است.
محمد غفراني
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :