امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1167
تعامل يا تناقض؟!
قرآن شريف در آيات متعدد در مورد نيكي به پدر و مادر سخن به ميان آورده است و ظريف‎ترين و زيباترين تعبير را در اين راستا به كار گرفته، تا جايي كه فرموده: به پدر و مادر «اُفّ» نگوييد و هم چون پرنده، بال‎هاي محبت را به سوي آن‎ها باز كنيد و آن‎ها را در آغوش خود جاي دهيد.[1] از اين گذشته، از پدر و مادر ناباور نيز سخن به ميان آورده و نحوة معاشرت با آن‎ها را بيان داشته است.
متاسفانه برخي[2] عقيدة قرآن شريف را در مورد پدر و مادر ناباور، متناقض ديده و به اصطلاح نوعي تناقض را در اين راستا افشا و بيان كرده است. در صورتي كه طرح اين گونه تعامل و تعادل به نام تناقض، بسيار ناصواب است و با روح قرآن سازگار نيست كه اينك بيان شبهه و پاسخ آن را از نظر مي‎گذرانيم.
شبهه:
قرآن شريف در مورد رفتار يك شخص با پدر و مادر ناباور و يا كافر، اطّلاعات دو گانه و متناقض ارائه كرده است. در سورة لقمان مي‎فرمايد: هر چند پدر و مادر ناباور و يا كافر، در عقيدة خود پافشاري نمايند با آن‎ها با محبت و با عطوفت معاشرت نماييد و در سورة توبه مي‎فرمايد: پدران و برادران ناباور و يا كافر خود را همنشين خود قرار ندهيد. اين گونه رفتار دو گانه سر از تناقض در مي‎آورد.
جواب:
قرآن شريف معجزه‎اي علمي، جهاني و جاوداني است. براي عرصه‎هاي گونه‎گون زندگي برنامه‎هاي ويژه‎ و جداگانه‎اي دارد. از اين روي بين معرفت شناسي و معاشرت اجتماعي، تفاوت اساسي وجود دارد. عرصة معرفت شناسي، عرصة عقيدتي و عرصة حق و باطل است ولي عرصه معاشرت اجتماعي، عرصة اخلاق، عاطفه و عرصة زندگي شهروندي است.[3] از اين جهت، شيوة برخورد در عرصة معرفت شناسي بسيار جدّي، موشكافانه، غير قابل انعطاف، برهاني و حكيمانه است ولي در عرصه زندگي شهروندي، شيوة برخورد آسان، همراه با مدارا، انعطاف، شرح صدر و دريا دلي و خوش رفتاري ....
چون قرآن شريف مي‎فرمايد: «اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاماً»[4] يعني وقتي بندگان خدا «چون نادانان ايشان را طرف خطاب دهند به ملايمت (و مدارا) پاسخ مي‎دهند.» از طرف ديگر مي‎فرمايد: «و آن‎هايي را كه جز خدا مي‎خوانند دشنام مدهيد كه آنان از روي دشمني (و) به ناداني، خدا را دشنام خواهند داد.»[5]
از اين روي وقتي قرآن شريف در سورة لقمان مي‎فرمايد: «و اگر (پدر و مادر) تو را وا دارند تا درباره چيزي كه تو را بدان دانشي نيست به من (خدا) شرك ورزي، از آنان فرمان مبر، و(لي) در دنيا به خوبي با آنان معاشرت كن...»[6]
به طور خيلي روشن صدر آيه به معرفت شناسي، حقّ و باطل، توحيد و عقيده توجّه دارد كه مي‎فرمايد: از آن‎ها فرمان مبريد و ذيل آيه به بعد زندگي شهروندي اشاره دارد كه مي‎فرمايد: با آن‎ها خوش معاشرت نماييد و از باب انسانيت بر آن‎ها سخت نگيريد. عقيدة فاسد و باطل را از آن‎ها نپذيريد، و حقوق شهروندي و انساني آن‎ها را هم ناديده نگيريد. و در سورة توبه كه مي‎فرمايد: «اي كساني كه ايمان آورده‎ايد، اگر پدرانتان و برادرانتان كفر را بر ايمان ترجيح دهند (آنان را) به دوستي مگيريد، و هر كس از ميان شما آنان را به دوستي گيرد، آنان همان ستمكارانند.»[7]
به بعد عقيدتي و محبت قلبي توجه دارد. و آن اين كه طوري با آن‎ها دوست نباشيد كه مردم خيال كنند شما عقيدة باطل آن‎ها را پذيرفتيد. و يا آن كه ‎آن‎ها در عقيدة شما نفوذ كنند. علامه طباطبايي مي‎فرمايد: سرّ اين كه قرآن شريف روي پدر و برادر انگشت گذاشت به آن است كه اين زمينة نفوذ بيشتر دارند و خود يا از طريق ديگران مي‎توانند در عقيدة شما نفوذ نمايند و شما را جذب عقيدة باطل خود نمايند.[8] از اين روي قرآن شريف در سورة لقمان صدر آيه مي‎فرمايد:
از پدر و مادر در بعد عقيدتي فرمان مبريد و در سورة توبه هم همگام با آن مي‎فرمايد: در بعد عقيدتي مواظبت نماييد كه پدران و برادران ناباور در عقيدة شما نفوذ نكنند و شما را جذب عقيده فاسد خود ننمايند. در ذيل آية سورة لقمان نيز اشاره به بعد زندگي شهروندي دارد. بنابراين هيچ تناقضي بين دو آيه وجود ندارد و هر يك در عرصة خاصي سخن مي‎گويند.
در واقع دين و توحيد، مردان بزرگي تربيت مي‎كنند كه آن‎ها مي‎توانند كارهاي بزرگ انجام دهند.
بنابراين رابطه بين انسان با خدا و رابطه انسان با انسان دو مقوله‎اي جدا از هم مي‎باشند. حاكميت عاطفي هرگز نبايد حاكم بر حاكميت عقيدتي شود. اعتدال زيبا از ديدگاه اسلام آن است كه انسان بتواند بين معرفت شناسي و معاشرت انساني و اجتماعي، پيوند برقرار كند.[9] اگر پذيرش عقيدة شرك آلود، جاهلانه است، اذيت و آزار انسان جاهل هم كار جاهلانه است؟ حفظ عقيده توحيدي ضروري است و حفظ معاشرت اجتماعي و هم زيستي مسالمت آميز نيز ضروري است. رفق و مدارا در عرصة زندگي شهروندي لازم است همان طوري كه حفظ عقيده و باورها لازم و ضروري است.[10] پس تواضع در زندگي انساني و معاشرت‎هاي اجتماعي و تعامل در زندگي شهروندي با حفظ ارزش‎ها و باورها ساخته نيست مگر از ناحية انسان‎هاي بزرگ و اين از جمله دستور العمل‎هاي صريح قرآني است و هيچ تناقضي در آن ديده نمي‎شود.

[1] . سورة اسري: 17 / 23 ـ 24.
[2] . سايت افشاء.
[3] . ر.ك: كمالي، سيّد علي، همزيستي و معاشرت در اسلام، قم: اسوه، دوم، 1376، صص 17 ـ 20.
[4] . سوره فرقان: 25 / 63.
[5] . سوره انعام: 6 / 108.
[6] . سوره لقمان: 31 / 15.
[7] . سوره توبه: 9 / 23.
[8] . الميزان، ج 16، ص 323.
[9] . ر.ك: تفسير نمونه، ج 17، ص 42.
[10] . ر.ك: تفسير راهنما، ج 14، ص 31.
اصغر بابائي ساخمرسي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :