امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1091
تفاوت يا تناقض؟!
شايد به تعداد ناباوران جرم و مجازات و يا بخشودگي و عفو وجود داشته باشد. به صورت قانون كلي و قاعده‎مند نمي‎توان گفت: تمام مجرمان و ناباوران اهل مجازات هستند و يا تمام اهل بخشش. سايت افشا چون به صورت كلي و قاعده‎مند در مستند داوري و قضاوت نشسته،‌بين آيات قرآني تناقض ديده و به افشاگري آن پرداخته است ولي با رجوع به قرآن شريف،‌و قضاوت واقع‎بينانه به دست مي‎آيد كه پروندة همة ناباوران و مجرمان يكسان نيست. هر كس بر اساس باور و ناباوري خاص خود پاداش و يا مجازات مي‎شود و عوامل زيادي در آن دخيل است. با اين بيان، قضاوت به تناقض قرآني در مورد مجازات يا بخشودگي ناباوران، قضاوت و داوري درستي نيست.
شبهه:
در اين كه ناباوران بايد مجازات شوند شكي وجود ندارد،‌ولي با مراجعه به قرآن،‌به دست مي‎آيد كه ناباوران عدّه‎اي مجازات مي‎شوند و عده اي ديگر مورد بخشش و عفو قرار مي‎گيرند و اين همانند آن است كه گفته شود يك انسان ناباور در مورد يك پرونده و يك جرم هم مجازات مي‎شود و هم مورد عفو و بخشش قرار مي‎گيرد و اين عين تناقض است.
پاسخ:
روان‎شناسان مي‎گويند: به تعداد انسان‎ها روحيات و روابط وجود دارد. قرآن شريف در اين راستا مي‎فرمايد: «و قد خلقكم اطواراً».[1] يعني «و شما را مرحله به مرحله (و گونه‎گون) خلق كرده است.» انسان‎ها در جهت سعادت داراي مراتب و درجات هستند و در جهت شقاوت داراي مراتب و دركات.[2] در مورد مجازات يا بخشودگي ناباوران نيز موضوع اين گونه است.
ممكن است كسي ناباور باشد ولي ناباوري او از باب اين باشد كه او «جاهل قاصر» است و زندگي خود را به صورت خوش‎نشيني در صحرا و غارها سپري كرده است. هم چنين ممكن است كسي ناباور باشد ولي ناباوري او از باب اين باشد كه او «جاهل مقصر» است. يعني در فراگيري مسايل ديني و اعتقادي كوتاهي كرده است و يا تحت تأثير جوسازي‎هاي خاصي قرار گرفته باشد. ممكن هم است كسي ناباور باشد و ناباوري او سر از «ائمة الكفر»[3] بيرون آورد و... مانند آن جايي كه قرآن شريف در مورد ابي لهب مي‎فرمايد: «بريده باد دو دست ابولهب و مرگ بر او باد.»[4] با اين بيان بايد ديد ناباور كيست؟‌و بر اساس پروندة خاص او در مورد او بر كرسي داوري و قضاوت نشست.
با اين بيان در سورة بيّنه كه آمده است: «كساني از اهل كتاب كه كفر ورزيده‎اند و (نيز) مشركان در آتش دوزخند، (و) در آن همواره مي‎مانند؛ اينانند كه بدترين آفريدگانند.»[5] و يا در سورة توبه كه آمده است: با كساني از اهل كتاب كه به خدا و روز بازپسين ايمان نمي‎آورند، و آن چه را خدا و فرستاده‎اش حرام گردانيده‎اند حرام نمي‎دانند و متدين به دين حق نمي‎گردند، كارزار كنيد، تا با (كمال) خواري به دست خود جزيه دهند.»[6] و هم چنين ساير آيات با اين مضمون دارد مجازات كساني را بيان مي‎دارد كه از خط قرمز عبور كرده‎اند و از سر آگاهي و همراه با عناد و دشمني باورهاي مردم را به بازي گرفته‎اند، كفر و شرك را بر توحيد ناب ترجيح داده‎اند و كتاب آسماني خود را مردود مي‎دانند و... بر همگان روشن است كه اين ناباوران خيلي دركاتشان پايين است و با «ائمة الكفر» همكار و همگام هستند و به صورت خيلي منطقي مجازات اين‎ها نيز سنگين است و اين خلود در آتش دوزخ هستند. اما در آياتي كه سخن از بخشودگي به ميان آمده، در مورد لغزش و اشتباهات ناگهاني مؤمنين است كه به طور معمول با توبه و پشيماني همراه است. از اين قرآن شريف مي‎فرمايد: «به كساني كه ايمان آورده‎اند بگو تا از كساني كه به روزهاي (پيروزي) خدا اميد ندارند درگذرند، تا (خدا هر) گروهي را به (سبب) آن چه مرتكب مي‎شده‎اند، به مجازات رساند.»[7] در اين آيه و آيات ديگر در اين راستا، آمده است: خداي تبارك و تعالي به پيامبر اعظم ـ صلّي الله عليه و آله ـ دستور مي‎دهد تا به مؤمنين امر كند كه از بدي‎هاي كفار چشم‎پوشي كنند و تقدير آيه چنين است كه به مؤمنين بگو: «ببخشند تا ببخشيد.» يعني شما متعرض آنها نشويد و خودسر عمل نكنند؛ كيفر الهي در انتظار آن‎ها است. بنابراين، مراد از مغفرت در آيه، اعراض از رفتار كفار است. يعني به پيامبر اعظم خطاب مي‎شود تا به مؤمنين بگويد: خودسر با كفار بگو مگو نكنند. چون خود خداوند آن را مجازات خواهد كرد.[8] با اين بيان اين آيه در راستاي آيات قبل سخن مي‎گويد و مراد از عفو و بخشودگي در آيه،‌اين است كه: مؤمنين از كفار اعراض كنند و به صورت خودسر متعرض آنها نشوند. چون مجازات الهي در انتظار آنهاست. پس هيچ تناقضي بين اين دو دسته آيات وجود ندارد. كفار مجازات مي‎شوند و مجازات آنها با خداست. از طرف ديگر بايد گفت: به تعداد ناباوران، جرم، مجازات و پرونده وجود دارد. جرم و مجازات همة ناباوران يكسان نيست. هر كس بر پروندة خود مجازات مي‎شود. «جاهل قاصر» هم ناباور است، «ائمة الكفر» هم ناباور هستند. آيا جرم و مجازات آنها يكسان است؟ آيا كسي كه از روي خطا و اشتباه مرتكب جرمي شد با كسي كه قصد براندازي نظام اسلامي را به سر دارد، مساوي هستند؟... آيا كسي كه بعد از ناباوري توبه كرد و به باور رسيد با كسي كه تا پايان در كفر و عناد ماند، مساوي هستند؟ آيا كسي كه در اثر فشار گرسنگي، دست به دزدي يك عدد نان زده است با كسي كه رانت خوار است و به حيف و ميل اموال عمومي و بيت‎المال دست زده است، مساوي‎اند؟ ... آيا كسي كه در اثر زندگي غارنشيني و جاهل قاصر بودن، ناباور ماند،‌با ناباوري هم چون «ائمة الكفر» يكسان هستند؟
بنابراين نمي‎توان همه را با يك چوب راند. ممكن است ناباوري با يك چشم به هم زدن مورد عفو و گذشت قرار بگيرد ولي ناباوري ديگر خلود در آتش باشد. ممكن است خداوند، نسبت به وعيد خود، در مورد ناباوري جامة عمل نپوشد ولي در مودر ناباور ديگر به وعيد خود عمل نمايد[9] و اين منافاتي با عدالت خداوند ندارد. پس آيات قرآني در صدد بيان اين نكته هستند و هيچ تناقضي بين آنها وجود ندارد. پس لحاظ كردن تفاوت درجات و دركات در مجازات و سپس، مجازات يا عفو آنها، تناقض نيست.

[1] . سورة نوح: 71 / 14.
[2] . سورة نساء: 4 / 145.
[3] . سورة توبه: 9 / 12.
[4] . سورة مسد: 111 / 1.
[5] . سورة بينه: 98 / 6.
[6] . سورة توبه: 9 / 23.
[7] . سورة جاثيه: 45 / 14.
[8] . تفسير الميزان، ج 18،‌صص 248 ـ 249.
[9] . ر. ك: جوادي آملي، عبدالله،‌معاد در قرآن، قم: اسري، ج 1 و 2.
اصغر بابائي ساخمرسي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :