امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1038
كرنش ساحران بر خداي موسي و هارون
حضرت موسي از پيامبران بزرگ بعد از تحمل سختي‎هاي فراوان و به دستور خداوند، براي هدايت فرعون و قومش به سوي قصر او حركت كرد تا حقيقتي را كه مأمور به ابلاغ آن بود به همه برساند، فرعون براي مبارزه و ترسانيدن موسي، دست به تهديد زد و گفت: اگر از اين ادعايت دست بر نداري و خدايي غير از من بپذيري، ترا به زندان مي‎اندازم! موسي گفت: اگر چه دليل روشني هم بياورم؟ گفت: دليلت چيست؟ موسي عصاي خود را به زمين انداخت به صورت اژدهايي درآمد! فرعون گفت: معجزة ديگري هم داري؟ موسي دست در گريبان برد و بيرون آورد، كف دستش نور خيره كننده و درخشنده‎اي داشت، ولي حب رياست آن چنان بر دل و جان فرعون حكم فرما بود كه موسي را ساحر و شعبده باز خواند و با تصميم اطرافيانش قرار شد حضرت موسي با ساحران به مبارزه برخيزد، روز موعود فرا رسيد و ساحران در ميان انبوه جمعيت ترفندهاي خويش را به كار بردند و موسي نيز عصايش را انداخت و همة ترفندهاي ساحران را از بين برد، جادوگران كه چنين ديدند، دانستند موسي پيامبر خدا و عصايش معجزة الهي است در برابرش كرنش كرده به سجده افتادند و گفتند: به خداي موسي و هارون ايمان آورده‎ايم.[1]
ايمان آوردن و تسليم جادوگران در مقابل موسي چيزي نيست كه قابل انكار باشد، ولي با اين حال در سايت افشا اين داستان را ساختگي دانسته و به وهم خويش به آيه‎اي از قرآن استناد كرده‎اند كه به هيچ وجه درست نيست كه گفته شود جادوگران ايمان آوردند چرا كه همين قرآن مي‎گويد: «هيچ كس به موسي ايمان نياورد، مگر گروهي از فرزندان قوم او، آنان هم از فرعون و اطرافيان‎شان مي‎ترسيدند كه مبادا آنها را شكنجه كنند، زيرا فرعون از اسراف كننده‎ها و مغروران روي زمين بود.»[2]
با نگاهي به زندگاني حضرت موسي متوجه اين مطلب بايد شد كه ايمان به او در چند مرحله انجام گرفت،‌در وهلة‌ اول قوم و تبارش كه افرادي ضعيف و اندك بودند، وهلة‌ دوم پس از شكست جادوگران و تزلزل مردم نسبت به فرعون بود و در مرحلة سوم بود كه بني اسرائيل همه به او ايمان آوردند و قوم و لشكريان فرعون در دريا به عذاب الهي دچار شدند. و آيه 83 سورة يونس به مرحله اول اشاره مي‎كند، در اين آيات، خداوند متعال وضع مؤمنين نخستين را يادآور مي‎شود كه چون فرعون در اوج قدرت بود و از طرف اشراف بني اسرائيل نيز نمي‎خواستند دنياي‎شان به خطر افتد، لذا به هيچ كس اجازه ايمان آوردن به موسي را نمي‎دادند و از اين روست مؤمنان هماره ترس داشتند كه مبادا در اثر فشارهاي زياد و تهديدها، ناچار به ترك آئين و مذهب موسي شده و به استثمار فرعون و اشراف درآيند.[3]
در تفسير الفرقان نيز آمده: گروهي در مرحلة اول به حضرت موسي ايمان آورده بودند، ولي ترس از فرعون آنها را آزار مي‎داد، ولي جادوگران چون معجزات موسي را ديدند و يقين كردند كه تا بحال در گمراهي به سر مي‎بردند، گفتند:‌ما به خداي موسي و هارون ايمان مي‎آوريم و وقتي هم مورد تهديد فرعون قرار گرفتند، ايستادگي نشان داده و به فرعون توجهي نكردند.[4]
بنابراين هيچ تناقضي در اين آيات وجود ندارد به شرطي كه در مطالعة‌ قرآن به روايات اسلامي، ادبيات عرب، شأن نزول‎ها و مراحل زندگاني انبياي الهي توجه شود تا از انحراف در امان مانده و قرآن را آن چنانچه هست، درك كرده و به پيام‎هايش عملي گردد. و بايد از مراحل زندگي انبياء درس عبرت گرفت كه چگونه ايمان راسخ يك عده كه در ناز و نعمت بودند، توانست آنها را در مقابل مستكبري همانند فرعون، قدرتمند سازد و به فرعون بگويند كه ما به سوي خداي خويش خواهيم رفت اگر خواستي ما را مجازات كن و ما هراسي به دل راه نخواهيم داد.
[1] . ر. ك: اعراف / 12 / 103، طه / 76 ـ 56، شعراء / 51 ـ 22.
[2] . يونس / 83.
[3] . مكارم شيرازي، ناصر؛ نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1374 هـ ش، ج 8، ص 365.
[4] . صادقي تهراني، محمد؛ الفرقان في تفسير القرآن، قم، فرهنگ اسلامي، 1365 هـ ش، ج 14، ص 142 و ر. ك: اعراف / 126 ـ 103، طه / 76 ـ 75،‌شعراء / 51 ـ‌22.
فرج الله عباسي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :