امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1100
داستان حضرت لوط سرمشق زندگي
حضرت لوط برادرزادة حضرت ابراهيم ـ عليه السّلام ـ از جانب خدا مأموريت يافت تا قوم خويش را ـ كه در سرزمين «سدوم» از نواحي فلسطين زندگي مي‎كردند ـ به سوي پاكي و تقوا دعوت كند و با مفاسد و زشتي‎ها به مبارزه برخيزد. وي با دلسوزي و محبت دعوت خويش را شروع كرد و گفت: من از سوي خدا آمده‎ام، شما سابقة مرا مي‎دانيد امانت‎داري و راست‎گويي من بر شما پوشيده نيست،‌در رسانيدن پيام الهي نيز جانب امانت را رعايت كرده و سخني برخلاف حق نمي‎گويم، همجنس گرايي گناه بزرگي است، بياييد تقوا پيشه كرده و راهنمايي‎هاي مرا به كار بريد تا به سعادت برسيد، ولي به حرفش كسي گوش نداد، لوط سي سال تبليغ كرد اما به جاي ايمان آوردن، گفتند: بياييد او و خانواده‎اش را از اين جا بيرون كنيم، لوط به خدا پناه آورد و سرانجام عذاب الهي زندگاني آنها را در هم كوبيد و دگرگون ساخت.[1] اما عدّه‎اي به جاي سرلوحه قرار دادن راستي و امانت‎داري و دوري از گناه، مدعي شدند كه اين داستان داراي اشكالاتي است و ناقض‎هايي در آن وجود دارد چنانچه در سايت افشا آمده است:
در داستان حضرت لوط دو اشكال وارد است:
اول: خداوند در سورة شعراء / 17 ـ 170 و سورة اعراف / 83 مي‎گويد: «ما حضرت لوط و خانواده‎اش را به جز همسرش نجات داديم» يا اين آيات درست نيست يا اينكه خداوند احترام همسر حضرت لوط را نگه داشته است.
دوم: قرآن كريم در سورة اعراف / 82 و سورة نمل / 56 مي‎گويد: «قوم لوط فقط يك جواب داده و گفتند: اين‎ها قوم پاكيزه هستند (با تمسخر) و بيائيد از اين جا بيرون‎شان كنيم»، ولي در سورة عنكبوت / 29 مي‎گويد: «جواب قوم فقط اين بوده كه اگر راست مي‎گويي براي ما عذاب بياور.» چرا قوم دو جواب داده‎اند ولي قرآن مي‎گويد فقط يك جواب دادند؟
پاسخ اول: اين دو آيه با هم تناقضي ندارند و به يقين وحي الهي است كه بر پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ نازل شده است، اما احترام همسر پيامبر چرا نگه داشته نشد و وي با اينكه به خدا و پيامبرش ايمان نياورده بود وارد بهشت نشده و نجات نيافته است، بايد گفت: خداوند متعال حكيم و عادل است و حكمت الهي در اين است كه اصل و نسب هيچ امتيازي نداشته باشد، بلكه هر كسي در مقابل عملي كه انجام مي‎دهد، پاداش يا جزا مي‎بيند و آنچه باعث نجات انسان‎هاست، تقوي الهي پيشه كردن است چنان چه خداوند اين اصل را گوش‎زد نموده:
«اي مردم: ما شما را از يك مرد و زن آفريديم و شما را تيره‎ها و قبيله‎ها قرار داديم تا يكديگر با بشناسيد، گرامي‎ترين شما نزد خداوند، با تقواترين شماست، خداوند دانا و آگاه است.»[2]
بنابراين نگه‎داري خويشتن در مسير الهي است كه انسان‎ها را از عذاب الهي نجات مي‎دهد وگرنه قرابت و خويشاوندي با اولياي الهي، بدون عمل هيچ مزيتي ندارد.[3]و انديشه مزايا دادن به خويشاوندان بزرگان, با حكمت و منطق خداوند سازگاري ندارد، همچنان كه اگر کسي صاحب عمل صالح باشد باز نخواهند گفت تو از كسان فلان متكبر مغرور بودي و نبايد وارد بهشت شوي و اين است كه همسر فرعون، مَثَل براي همة مؤمنان عالم مي‎شود ولي زنان حضرت لوط و نوح، مثل براي كفار و درس عبرتي و هشداري براي افراد ظاهربين، آري هر كس در مسير الهي حركت كرد، نجات يافت و هر كس مغرور شد، گرفتار عذاب الهي گشت و اين است حكمت والاي خداوندي:
«خداوند براي كساني كه كافر شده‎اند، به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستي دو بنده از بندگان صالح ما بود، ولي به آن دو خيانت كردند و ارتباط با اين دو پيامبر سودي به حال‎شان نداشت و به آنها گفته شد: وارد آتش شويد همراه كساني كه وارد مي‎شوند. و خداوند براي مؤمنان به همسر فرعون مثل زده است در آن هنگام كه گفت: پروردگارا! خانه‎اي براي من نزد خودت در بهشت بساز و مرا از فرعون و كار او نجات ده و مرا از گروه ستم‎گران رهايي بخش!»[4]
پاسخ دوم: هر چند جواب قوم لوط به آن حضرت دوتاست كه با يكديگر متفاوت است، اما اين دليل بر تناقض نيست.
اما در مقدمه ذكر شد كه حضرت لوط سي سال بر آنها تبليغ كرد و قومش فقط مي‎گفتند: اگر راست مي‎گويي و تو پيامبر خدايي و خيال مي‎كني كارهاي ما عذاب آور است پس براي ما عذاب بياور، كه خداوند اين اتفاق‎ها را چنين ترسيم مي‎كند:
«و لوط را فرستاديم هنگامي كه به قوم خود گفت: شما عمل بسيار زشتي انجام مي‎دهيد كه هيچ يك از مردم جهان پيش از شما آن را انجام نداده است. آيا شما به سراغ مردان مي‎رويد و راه تداوم نسل را قطع مي‎كنيد و در مجلس‎تان اعمال ناپسند انجام مي‎دهيد؟! اما پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند: اگر راست مي‎گويي عذاب الهي را براي ما بياور.»[5]
اما حضرت لوط دست از دعوت و ترساندن قوم خود از عذاب الهي برنداشت و آنها وقتي ديدند كه حضرت لوط دست‎بردار نيست به اين فكر افتادند كه او را از ديار خود خارج سازند لذا هر وقت حضرت لوط حرفي مي‎زد، فقط مي‎گفتند: بايد او را از ديارتان خارج كنيد كه اينها مردمي هستند كه پاك دامني را مي‎طلبند و با ما هم صدا نيستند.[6]
بنابراين اين آيات هم با يكديگر در تضاد نيستند، بلكه ناظر به دو مرحله و برهه از دعوت حضرت لوط مي‎باشند.
[1] . صحفي، محمد؛ قصه‎هاي قرآني، قم، اهل بيت، ششم، 1383 هـ. ش، ص 92.
[2] . حجرات / 13.
[3] . طباطبايي، محمد حسين؛ الميزان، ترجمه: موسوي همداني، قم، اسلامي، 1363 هـ. ش، ج 18، ص 480.
[4] . تحريم / 11 ـ 10.
[5] . عنكبوت / 29 ـ 28.
[6] . اعراف / 82 و نمل / 56.
فرج الله عباسي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :