امروز:
جمعه 31 شهريور 1396
بازدید :
1046
راهنمايان سعادت از خود انسان‎ها
يكي از مهم‎ترين عوامل تربيت،‌رشد و تكامل انسان‎ها، وجود الگو و نمونه است كه اهميت آن را امروزه علم روان‎شناسي نيز ثابت كرده است. پيامبران الهي به عنوان انسان‎هاي كامل و تربيت شدة الهي، اين نقش را به بهترين وجه بر عهده مي‎گيرند و علاوه بر آموزش‎هاي مختلف به تربيت و تزكيه عملي نيز مي‎پردازند و ديگر بركات پيامبران در ميان مردم اين است كه در صورت فراهم بودن شرايط لازم، رهبري اجتماعي و سياسي و... مردم را بر عهده گرفته و جامعه را در مسير آسماني به سوي تكامل حركت مي‎دهند و به وسيلة‌آنها، جلو بسياري از نابساماني‎هاي اجتماعي گرفته مي‎شود و جامعه از اختلاف، پراكندگي و كج روي نجات مي‎يابد بر همين اساس پيامبران همواره از ميان خود مردم برانگيخته مي‎شدند: «و ما نفرستاديم پيش از تو، جز مرداني از اهل آبادي‎ها كه به آنها وحي كرديم.» و يا «ما پيش از تو هيچ پيامبري نفرستاديم مگر اين كه غذا مي‎خوردند و در بازارها راه مي‎رفتند ... و كساني كه اميدي به قيامت ندارند،‌گفتند: چرا فرشتگان بر ما نازل نمي‎شود.»[1]
اما در سايت افشاء آورده است كه اين آيات هر چند مي‎گويند پيامبران از جنس بشر بودند ولي با آيات ديگر در تناقض هستند و كتابي كه داراي تناقض باشد چگونه دم از هدايت‎گري زده، آياتي كه در سايت افشاء به آنها استناد شده عبارتند از:
«فرستادگان ما يعني فرشتگان براي حضرت ابراهيم بشارت دادند و...» يا «هنگامي كه رسولان ما يعني فرشتگان عذاب به سراغ حضرت لوط رفتند و....»[2] و در جاي ديگر به صراحت بيان مي‎دارد:‌«خداوند از فرشتگان رسولاني برمي‎گزيند و هم‎چنين از مردم، خداوند شنوا و بيناست.»[3] از سوي ديگر وجود پيامبران از جن را نيز تأييد مي‎كند كه در قيامت براي جن و انسان‎هاي دوزخي خطاب مي‎شود «اي گروه جن و انس آيا رسولاني از شما به سوي شما نيامدند كه آيات مرا براي‎تان بازگو كنند و از چنين روزي بيم دهند.»[4]
اين آيه مي‎گويد پيامبراني از شما جن و انس يعني از جن هم پيامبري بود و هم چنين آياتي كه رسولان ملائكه را بيان مي‎دارند با آيات قرآن كه پيامبران را از انسان‎ها دانسته تناقض دارد.
با نگاهي به آيات به روشني مي‎توان استفاده كرد مراد از رسول، رسُل ، مرسل و... در همه جا به معني پيامبري كه خدا او را براي هدايت بشر برانگيخته و از طريق جبرئيل به او وحي مي‎شود، نيست،‌بلكه رسول هم چنان چه در لغت داراي معناهاي قاصد،‌پيغام رسان،‌فرستاده، فرستاده شد و... است[5] در قرآن نيز به اين معناها استعمال شده است به طوري كه بيش از 35 مورد به معني فرستادن و ارسال كردن به معني لغوي آمده است مانند: «هو الذي يرسل الريح بشراً بين يدي رحمته:‌او كسي است كه بادها را بشارت دهنده در پيشاپيش (باران) رحمتش مي‎فرستد»‌يا «فارسل معي بني اسرائيل:‌پس بني‎اسرائيل را با من بفرست.» يا «فارسلنا عليهم الطوفان والجراد و...: سپس طوفان و ملخ و... بر آنها فرستاديم.» يا «انا مرسلوا الناقة فتنةً لهم...: ما ناقه (شتر) را براي آزمايش آنها مي‎فرستيم»‌يا «يرسل السماء‌عليكم مدراراً: تا باران‎هاي پربركت آسمان را پي در پي بر شما ‎فرستد.»[6] به يقين در اين آيات و ديگر آيات،[7] ناقه صالح،‌باد،‌باران، فرستادن قوم بني اسرائيل، آمدن بلاها و... به هيچ وجه به معني پيامبر الهي نيست بنابراين فرشتگان نيز به معني انبيا نيست،‌بلكه آنها مأمور بودند كه عذاب‎ها، وحي، و... را به قومي و پيامبري برسانند و چون خداوند به اينها مأموريت داده بود و داراي پيغامي بودند به اينها رسول گفته مي‎شود، اما آية 130 سورة انعام كه به جن و انس خطاب مي‎كند پيامبراني از شما فرستاده بوديم باز دلالت بر اين ندارد كه از جن‎ها انبيا بودند بلي ممكن است برخي از جن‎ها مأموريت تبليغ دين را داشته باشند چنانچه از آية 1 تا 18 سورة جن مي‎فهميم آنها قرآن را در بين خود تبليغ مي‎كردند. و در تفسير سورة انعام آية 130 نيز مي‎خوانيم:‌خداوند متعال چون انس و جن را با هم آورده لذا گفته از شما پيامبراني بودند نه اين كه از جنس جن هم بوده و در رواياتي آمده است: پيامبران الهي براي جن‎ها هم نمايندگاني انتخاب مي‎كردند تا آنها را به سوي حق دعوت كنند واين يعني از خود جن پيامبر نبود،‌ بلكه رسولان جن از طرف انبيا معرفي مي‎شدند و حتي اگر روايتي بگويد خداوند براي جن‎ها پيامبر فرستاد باز به اين معني است كه از جنس بشري بوده.[8]
علامه طباطبايي نيز مي‎نويسد: اين آيه هيچ دلالتي ندارد كه از جنس جن پيامبري مبعوث شده باشد.[9]
آيت الله مكارم شيرازي نيز آورده:‌از خود جن پيامبر نبوده، بلكه انبياي الهي براي تبليغ رسولاني از جن‎ها را مأمور تبليغ مي‎كردند و اين از آيات اول سورة جن به خوبي روشن است و «منكم» نيز دليل بر اين نيست كه از جن و از انس،‌ منظور باشد زيرا هنگامي كه به گروه‎هاي مختلف گفته مي‎شود، از شما نماينده‎اي بوده، ممكن است اين نماينده فقط از يك گروه باشد نه اينكه بگوييم اين جمله يعني از هر گروهي نماينده‎اي بود.[10]

[1] . ر. ك:‌يوسف / 109 ، انبياء / 7، فرقان / 21 ـ‌20.
[2] . ر. ك: هود / 69 ، 77.
[3] . ر. ك:‌حج / 75،‌فاطر / 1.
[4] . انعام / 130.
[5] . دهخدا،‌علي اكبر؛ لغت نامه دهخدا، واژة رسول،‌رسل،‌رساله.
[6] . اعراف / 57 و 105 و 133،‌قمر / 27،‌نوح / 11.
[7] . ر. ك: قمر 19 و 31 و 34،‌رحمن / 35،‌ملك 17 مطففين / 33،‌فيل / 3، ذاريات / 33 و 41،‌فصلت / 16، سباء / 16، احزاب / 9،‌روم / 46 و 48 و 51، عنكبوت / 40،‌ نمل / 63،‌شعراء / 17، فرقان / 48، اسراء / 69 ـ 68 و...
[8] . لاهيجي،‌محمد؛ شريف لاهيجي،‌تهران، نشر داد، 1373 هـ ش، ج 1،‌ص 825..
[9] . طباطبايي،‌محمد حسين؛ الميزان، ترجمه: محمد باقر موسوي، قم، اسلامي 1374 هـ ش، ج 7، ص 488.
[10] . مكارم شيرازي، ناصر؛ نمونه، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1374 هـ ش، ج 5،‌ص 443.
فرج الله عباسي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :