امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
1078
نقدي بر مقاله «ملاحظاتي درباره آپارتايد جنسي در ايران»
در سايت «ميهن» مقاله نسبتاً مفصلي از آقاي اکبر گنجي با عنوان «ملاحظاتي درباره آپارتايد جنسي در ايران» درج شده است که اين مقاله، متن سخنراني ايشان در دانشگاه برکلي در ايالت کاليفرنياي آمريکا در تاريخ 10/آگوست/2006 ميلادي است. با مطالعه اين نوشتار، نکاتي به ذهن نگارنده رسيد که مختصرا در پي مي آيد: اميد است تقابل افکار و آراء زمينه مناسبي را براي روشن شدن اذهان خوانندگان فراهم آورد.
1. در صفحه اول آمده است: «در نظام آپارتايد فرصت ها و مطلوبات اجتماعي بر مبناي رقابت سالم و شايستگي هاي بازيگران اجتماعي، توزيع نمي شود. مردم جامعه بر مبناي معيارهاي دلبخواهي و دفاع ناپذيري مانند نژاد، مذهب، وفاداري به نظام و زمامداران سياسي به شهروندان درجه اول و درجه دوم تقسيم مي شوند. شهروندان درجه دوم از بسياري از حقوق انساني اوليه شان محروم مي شوند و ..» از آنجايي که نويسنده از موضع يک مسلمان سخن مي گويد، مي توان با ايشان بر اساس مسلمات ديني سخن گفت. حال در نظام فکري و اجتماعي اسلام، بين سياه پوست و سفيد پوست و عرب و عجم تفاوتي نيست. اما بين مسلمان و کافر يا مشرک تفاوت وجود دارد. بين کافر اهل کتاب و غير اهل کتاب تفاوت وجود دارد. آيات و روايات فراواني دال بر اين اصل مسلم است. کما اين که در حکومت ديني پيامبر و ائمه ـ عليه السلام ـ و فقيه جامع الشرايط و مأذون از طرف معصوم ـ عليه السلام ـ هم وفاداري و تبعيت کامل از رهبري داراي ارزش بيشتر و تفاوت بين افراد از نگاه ديني مي شود. البته افراد غير مسلمان و غير تابع نسبت به رهبر معتبر ديني، حقوق اوليه انساني مثل حق خوردن، آشاميدن و حيات را دارند مگر اين که مرتکب عملي شده باشند که مستوجب کيفر است مثل ارتداد يا خروج و طغيان بر عليه حاکم حق.
پس تفاوت افراد بر اساس مذهب و دين، معياري دلبخواهي نيست بلکه اعتبار ديني دارد، به علاوه تبعيض و ظلم نيست، بلکه تفاوت داراي ملاک معتبر و حقيقي است، چرا که از منظر دين ارزش انسان ها مستقيماً به بُعد عقيده و فکر و اعمال اختياري آن ها مربوط مي شود و انسان، حيواني دوپا نيست که در تحت هر شرايطي حق خوراک، پوشاک، مسکن، همسر و حيات داشته باشد.
در صفحه اول مي خوانيم: «متأسفانه آپارتايد جنسي به اندازه آپارتايد سياسي، حساسيت افکار عمومي جهاني را بر نينگيخته است...»
حجم مخالفت ها با مسأله تفاوت هاي جنسي شايد به اندازه مخالفت با آپارتايد سياسي نباشد، اما در طول تاريخ مبارزه باتبعيض هاي واقعي بين زن و مرد، از سوي پيامبران و رهبران راستين جامعه وجود داشته، در دو قرن اخير هم موج هاي بزرگ فمنيسم در دنيا بر عليه آپارتايد جنسي و به اين بهانه شکل گرفته است که امروزه فعاليت هاي زيادي را در بر مي گيرد، البته مطالبات فمينيست ها، همگي حق نيستند. تفاوت هاي حقيقي و تکويني بين زن و مرد و لوازم آن ها را بايد پذيرفت و اين موارد ظلم و تبعيض شمرده نمي شود، لکن تفاوت هاي موهوم و ساخته دست انسان هاي جاهل و قدرتمند را که ظالمانه هستند، بايد مورد حمله و انکار قرار داد.
در صفحه دوم ذکر شده: «يکي از مهم ترين ريشه هاي اين عدم تساوي را بايد در اين تلقي فرهنگي نادرست جست که زندگي و حيات مردان از زندگي و حيات زنان ارزشمند تر است. اين تلقي فرهنگي از جمله درپاره اي از احکام شريعت ريشه دارد. يک نمونه بارز آن مسأله ديه زنان است. همانطور که مي دانيد ديه
حميد کريمي
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :