امروز:
دوشنبه 27 دي 1395
بازدید :
823
وضعيت فکري و رفتاري نسل سوم
درباره وضعيت فکري و رفتاري نسل سوم اصولا، دو ديدگاه مهم و قابل توجه وجود دارد. يک ديدگاه نگاهي واقع بينانه و منصفانه است و ديدگاه مقابل نظريه اي سطحي نگر و قابل تامل. نسل سوم، صرف نظر از پاره اي انتظارات، معجوني از دو نظام حکومتي است که اولي سالياني در پي بي هويت کردن انسان ها بود و با تمام وجود و قوا در تلاش باز کردن دروازه هاي تمدن وارداتي، سرانجام جمعي با بصيرت و تلاش آن را به موزه تاريخ فرستادند و پس از آن، اين نظام که براي رساندن ارزش ها به انسان و انسان ها به ارزش ها در تکاپو است که اگر به همان فرصت واقعي دست يابد، کم کم مي تواند لايه هاي رسوب کرده نظام سابق را محو نموده تا راه را براي نسل چهارم روشن تر سازد. با اين مقدمه، به يک اظهار نظر توجه کنيد که معتقد است: «نسل سوم، نسل بي رويا، نسلي سرگردان، نسلي بي هدف و... اين نسل با مشکل فرو پاشي نظام اخلاقي مواجه است که علت آن جايگزين احکام فقهي به جاي مضامين، اصيل اخلاقي است...»[1] در نقد اين نظر به نکات زير توجه کنيد:
اولا اين ادعا که نسل سوم، نسلي سرگردان و ... است منظور چه تعداد از اين جمعيت عظيم است. آيا همه افراد نسل، يا بخشي از آن، و آيا تمام عناوين اخلاقي يا بخشي از آن؟ دوم اين که اين ادعا صرفاً يک توهم است که با ديدن چند صحنه به ذهن مي آيد. وجود موارد نادر در يک جامعه دليل بر تعميم آن نيست بلکه نياز به استقراء تام دارد. و يک آمار وتحقيق ميداني لازم است. شما مي دانيد که هر ادعايي نياز به براهين قاطع دارد و در اين ادعا هيچ گونه برهان و استدلالي يافت نمي شود وانگهي، اصطلاح فرو پاشي زماني به کار برده مي شود که يک نظام جاي خود را به نظام ديگر سپرده و محو شود مثل آن چه درباره نظام سوسياليستي در عصرخود مشاهده کرديم و رهبر انقلاب امام خميني فرمودند: از اين پس بايد اين نظام را در موزه هاي تاريخ مشاهده کرد.[2]
و هم چنين نظام اشرافيت به همت پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ تبديل به نظام شايسته سالاري شد که نمونه اي ديگر از فروپاشي عصر جاهليت و برده داري بود. پس با ديدن چند صحنه خلاف ارزش و يا چند جوان بيکار نمي توان فرياد زد که نظام اخلاقي فروپاشي شده است. مي گويند: مورچه اي فرياد مي زد که همه دنيا را آب برد در حالي که وقتي خوب نگاه مي کنيم آب فقط مورچه را مي برد ولي ديگران سر جاي خود سالم اند. و اما آيا تقابل برخي با ارزش هاي اصيل انساني ـ اسلامي، به دليل احکام شرعي فقهي است؟ اين رابطه را چه دليل و برهاني تأييد مي کند. اصولاً در هيچ جاي فقه، نمونه اي پيدا نمي کنيد که در آن اشاره بر ترويج ضد اخلاقي ـ و يا تشويق بر رفتارهاي خلاف شئونات انساني وجود داشته باشد. پس از کجا کشف شده است که رفتارهاي موجود در جامعه به خاطر احکام فقهي است؟ فقه ما عين قرآن است. قرآن کلام وحي است. در کلام وحي که قانون اساسي انسان است کدام نمونه را سراغ داريد که در نهايت منجر به ترويج فساد و ضد اخلاق در جامعه باشد؟ ما نمي توانيم نفهميدن خود را به حساب دين بگذاريم. دروغ گفتن مثلاً در شريعت به هر صورتي که باشد حرام است چه در ماه رمضان باشد و يا نباشد. اما دروغي که موجب ضرر و خطر براي يک نفر باشد با دروغي که عده زيادي را منحرف مي کند متفاوت است. از آنجا که با دروغ بستن به خدا و پيامبر موجب بدعت و انحراف در دين مي شود به خاطر شدت قبح و زشتي آن، خداوند حکم به باطل شدن روزه کرده تا از اين طريق به همگان اعلام کند که کسي حق ندارد فهم و سليقه و رأي خود را به حساب خدا بگذارد و دين را کم و زياد کند چون انحراف در دين موجب سقوط انسان ها از ارزش ها مي شوند به همين خاطر خداوند حکم کرده که اين گونه دروغ گفتن حرمت شديدتري دارد تا دروغ هاي ديگر. نه اينکه ما از اين حکم خدا سو استفاده کرده و بگوييم خداوند به ما اجازه داده تا نسبت به ديگران دروغ ببنديم. اين سوء استفاده هم مصداقي از افتراء به خداوند است. کسي حق ندارد دروغ بگويد در همه جا، چه ماه رمضان چه غير آن. ولي دروغي که ساحت خدا و رسول را لکه دار کند از اين جهت که بدعت گذاري حرام است، قانون را شديدتر اعلام کرده. مثل ساير قوانين عرفي که داراي شدت و ضعف است.[3]
ظاهراً گوينده اين مقدار از مسائل شرعي دور است که نمي داند هر گناهي روزه را باطل نمي کند و فکر مي کند که اگر کاري روزه را باطل نکرد حرام نيست بلکه فقط مکروه است.
بنابراين به نظر کارشناسان و هر ناظري تناقض و تضادي بين خواسته هاي قرآن و اخلاق وجود ندارد. وقتي نمونه هاي اخلاقي قرآن را به ساير پيروان اهل کتاب نشان دهيد، آيا موردي را مي توانند پيدا کنند که در آن مورد پذيرش ايشان نباشد؟ از سوي ديگر مردم نسل گذشته که به نظر حتي شما با تربيت تر بودند، همه آن ها تربيت يافته رساله هاي علميه بودند که در اين رساله ها احکام شرعي برگرفته از قرآن و سنت را خوانده و عمل مي کردند. پس اگر احکام شرعي علّت بروز رفتارهاي ضد اخلاقي است پس چرا نسل گذشته به مباني اخلاق پايبندتر بودند؟! بايد ديد که نظر مدعي به چيست؟ آيا مراد شرايط حاکم بر اخلاق اجتماعي است يا منظور اخلاق و رفتار فردي است؟ اين دو مقوله کاملاً از هم متمايز است. در مقوله اجتماع بايد سراغ دلايل خاص خود رفت و نيز در مورد افراد بايد به دلايل خاص خود توجه کرد. شرائط اجتماعي نسبت به چند دهه قبل کاملاً تفاوت کرده است. به جاي انحراف ذهن، لازم است که ادله قطعي تر را جستجو کرد. امروزه وجود ارتباطات سريع و آسان با دنياي اطراف ـ وجود سرگرمي هاي متنوع و فراوان، وجود راه هاي انحرافي و باندهاي مافيايي و... دست به دست همه داده تا نسل سوم را از داشته هاي خود منقطع کند. وقتي نسلي از پيشينه خود که سرشار از علم و ادب و عرفان و شعر و شعور و صنعت و حماسه است، فاصله گرفت به راحتي دچار ضعف اعتقاد و اخلاق مي شود. و به اصطلاح برخي، بي هويت مي شود. چرا به جاي نشان دادن نقاط ضعف، نسل سوم را با نسل قبل خود آشنا نکنيم؟ پس به جاي انحراف ذهني که «بي هويت شدن نسل سوم مديون وجود احکام شرعي است» بايد به دلايل تربيتي قضيه نگاه کنيم. به راستي اگر قوانين حاکم بر نظام اجتماعي به خوبي رعايت شود، ديگر شاهد حادثه اي خواهيم شد؟ رعايت قوانين عرفي، ضامن سلامتي نسبي در اجتماع است. پس اين نمونه مي گويد: «رعايت قوانين فقهي، ضامن تأمين و تقويت رفتارهاي انساني ـ اخلاقي است» با توجه به آن چه گذشت؛
علت اصلي انحطاط برخي افراد که نمي توان آن را انکار کرد، در پايبند نبودن به احکام است نه وجود آن. اگر نسل سوم، مثل نسل هاي گذشته، از ضوابط شريعت درس زندگي بياموزد، هيچ گونه آسيبي به او نمي رسد بنابر اين اگر در اطراف خود، هنجار شکني مي بينيم، از دو حال خارج نيست يا به خاطر القائات مسموم ديگران است و يا به خاطر بي توجهي به داده هاي وحي. اطلاعات رسيده از ناحيه خداوند، همگي در سعادت انسان تاثير دارد.[4] پس اين گونه نيست که وجود قانون، جرم ساز باشد بلکه عمل نکردن به قانون مجرم ساز و جرم پرور است. نسل سوم از دو ارگان تغذيه مي شود يکي خانواده و ديگر اجتماع، ارگان خانواده بعضاً به وظيفه اش عمل نمي کند و اجتماع هم غير از اهرم «امر به معروف و نهي از منکر» راه کاري سراغ ندارد. تربيت نسل سوم در سايه وحي مدت هاست که شروع شده است اما پارازيت هايي «ايميل، سايت هاي کذا، موبايل ها، بازي ها و رايانه و...» او را سردر گم کرده است.
لازم به ذکر است جناب طهماسبي، جمعي از جوانان را در شب احيا در حال دعا و مناجات ديده اند. جواناني که در صحنه هاي علمي و هنري و حماسي توانسته اند به خوبي نقش آفريني کنند. همين جوانان امروز تا بلنداي عرفان و علم به پيش خواهند رفت. جواناني که داراي انگيزه هاي بلند و والا، در راه خدمت به جامعه و توليد علم و ثروت در تلاش اند. جوانان امروز بر خلاف تصور برخي کج انديش، نه تنها بر نظام اصيل اخلاق ديني پايبندند که از ورود فرهنگ وارداتي سخت عصباني اند. کدام رژيم و فرهنگ است که ازدواج هم جنس را قانوني و ترويج مي کند؟! کدام حکومت است که از معتاد شدن جوانان ما خرسند است؟ کدام بنگاه اقتصادي و فرهنگي است که جديدترين برنامه هاي زشت و زننده را روي آنتن هاي ماهواره به خانه ها مي فرستاد؟ کدام قانون است که از ورود خانم هاي با حجاب به دانشگاه ها جلوگيري مي کند؟ پس اين جوانان ما نيست که بي هويت اند بلکه اين بدخواهانند که عليرغم تلاش ميليارد دلاري هنوز هم نتوانسته اند اندکي از آروز هاي خود را اعمال کنند و در واقع خود بي هويت شده اند. خواننده گرامي خود قضاوت کنيد که آيا توليد و تکثير و ارسال انواع قرص هاي روان گردان از سوي کشور هاي غربي و آمريکا و... به ساير نقاط جهان خواسته خانواده ها است يا کسان ديگر؟ و آيا دخالت در امور فرهنگي جوامع باانگيزه هاي سود جويانه مغاير با اصل آزادي عقايد و فرهنگ ها نيست؟ و آيا عامل اصلي در انحراف برخي جوانان وجود احکام قرآن و فقه است يا شرکت هاي صهيونيستي که با نقشه هاي فريبکارانه قصد در تخريب بنيان اصيل خانواده دارد؟ اگر جوانان مذهبي ما بي هويت اند و .... پس چرا روند گرايش به اسلام در جوامع اروپايي و آمريکايي روز به روز جدي تر شده و باعث ترس و دلهره حکومت هاي به اصطلاح آزاد شده است؟ اگر وجود احکام فقهي مانع بزرگي براي آرزوي جوانان است پس چرا جوانان غير مسلمان با همه امکاناتي که دارند، هويت خود را در لابلاي احکام قرآن جستجو مي کنند؟ چرا؟

[1] . سايت روز، سها سيفي 25/7/76.
[2] . پيام امام خميني به گورباچف.
[3] . قاعده عقلايي: اثبات شي نفي ما ع دا نمي کند. يعني اگر دروغ بستن به خدا حرام باشد دليلي بر مجاز بودن ساير دروغها نيست.
[4] . قرآن کريم: هر چه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ براي شما آورده عمل کنيد و هر چه نهي کرده است دوري کنيد.
محمد غفراني
مطالب مرتبط :
نام ونام خانوادگی:
جنسیت :
سن :
تحصیلات :
مذهب :
کشور :
استان :
شهر :
پست الکترونیک :
متن سوال :