امروز:
جمعه 2 تير 1396
بازدید :
949
اصلاح طلبان کارآمدي و واقعيت ها
يکي از مباحث مهمي که پيرامون نظام جمهوري اسلامي مطرح شده است، بحث کار آمدي نظام است که اين موضوع با توجه به جايگاه حکومت ديني و الگويي که نظام جمهوري اسلامي در صدد ارايه آن مي باشد، از اهميت و حساسيت ويژه اي برخوردار است در اين ميان برخي با دستاويز قرار دادن پاره اي مشکلات و بزرگ نمايي آنان، سعي در نا کار آمد جلوه دادن نظام و القاء و اين انديشه منفي دارند. در اين راستا مقاله اي با عنوان «اصلاح طلبان دين» از محمد رضا تاجيک در سايت امروز برخوردم که نويسنده با بررسي موضوع لزوم ترميم و تقويت رابطه اصلاح طلبان و دين در ضمن آن تلاش نموده که با ذکر دلايلي، ناکارآمدي نظام جمهوري اسلامي را نشان دهد. نوشتار حاضر به بررسي و نقد اين دلايل مي پردازد.
نويسنده در بخشي از مقاله بر اين باور است که «نخبگان نظام ديني واقعاً موجود، تاکنون نتوانسته اند حکومت ديني را تئوريزه نمايند. هنوز نتوانسته اند تعريفي شفاف از يک حکومت ديني به دست دهند، کما کان بسياري از آنان در فضايي آکنده، مملو از بازي ها گفتماني گوناگون و متخالف و متضاد سرگردان هستند...» اين درحالي است که بر خلاف ادعاي نويسنده، نخبگان نظام ديني ما نه تنها تعريف روشن و شفافي از حکومت ديني ارايه نموده اند که از جمله مي توان به اين تعريف ها اشاره نمود؟ «حکومت ديني حکومتي است که دين به صورت يک مبنا و محور، شالوده حکومت و مديريت جامعه را در همه عصرها زير پوشش خود قرار مي دهد.»[1] «حکومت ديني حکومتي است که نه تنها قوانين و مقررات اجرايي آن برگرفته از احکام ديني است، بلکه مجريان آن نيز مستقيماً از طرف خدا منصوبند يا به اذن خاص يا عام معصوم منصوب شده اند.»[2] بلکه ابعاد شاخصه هاي آن را به روشني تبيين و ترسيم نموده اند.[3] و حرکت منطقي و منسجم نظام جمهوري اسلامي گواهي روشن بر اين امر است و اگر چه اين عرصه هم چون ساير ساحت هاي علوم نظري با مباحث مختلف و گوناگوني همراه بوده است اما اين مسأله موجب سرگرداني و مانع از شفافيت آن نمي باشد.
در بخش ديگري از مقاله نويسنده ادعا مي کند «نظام ديني مستقرّ، کمتر در پاسخگويي هنگام و مناسب به نيازهاي نظري و معرفتي آحاد جامعه خود موفق بوده است، هر جا که دستگاه نظري نظام حاکم از تحليل و تدبير شرايط حال قاصر مانده، گذشته هاي دور و آينده هاي دست نيافتني را به کمک طلبيده است،گاه نيز طمع در ميوه هاي باغ معرفتي و نظري ديگران کرده و با وصله و پينه و مصادره به مطلوب کردن ساحت ها و افق هاي مختلف (و گاه نا هم خوان) نظري، سعي کرده از قافله تقرير کنندگان دستگاه هاي نظري جديد عقب نماند.» بر خلاف اظهارات نويسنده محترم ما معتقديم نظام ديني ما که بر مباني و اصول نظري و معرفتي اسلام ناب استوار شده است از چنان مباني معرفتي و نظري متقن و مترقي اي برخوردار مي باشد که نيازي به دست دراز کردن به مباني معرفتي و نظري ديگران که بر الگوي پوسيده ليبرال دموکراسي استوار شده و مبتني بر «اومانيسم» و متکي به «ليبراليسم و سکولاريسم» است، ندارد و با اين پشتوانه غني و محکم همواره توانسته است پاسخگوي نيازهاي نظري و معرفتي آحاد جامعه باشد و همان گونه که مرحوم امام فرمودند: «اسلام و حکومت اسلامي پديده الهي است که با به کار بستن آن، سعادت فرزندان خود را در دنيا و آخرت به بالاترين درجه تامين مي کند و قدرت آن را دارد که قلم سرخ بر ستمگري ها و چپاولگري ها و فسادها و تجاوزها بکشد و انسان ها را به کمال مطلوب خود برساند.[4] و اساساً آيا دستاورد تمدن غربي و به تعبير نويسنده ميوه هاي باغ معرفتي و نظري آنان چيزي جز انحطاط و سقوط انسان به حريم حيوانيت و به فراموشي سپردن ابعاد روحي و معنوي او در ازاي پيشرفت او، بوده است؟ در حقيقت آن چه در سايه تمدن غربي و مباني نظري حاکم بر آن بدست آمد نه انسان متمدن که ترسيم چهره حيوان متمدن از انسان است و آنان که شيفته چنين تمدني شده و سعي در اجراي اين نسخه براي پيشرفت و توسعه کشور هستند. يا با مباني و اصول ديني و ماهيت نظم اسلامي آشنايي ندارند يا چنان مجذوب ظاهر فريبنده تمدن غربي شده اند که معايب آن را ناديده انگاشته و نسخه کامل پيشرفت و توسعه مادي و معنوي را که اسلام بر پايه مباني نظري متقن خويش، ترسيم نموده به فراموشي سپرده اند و راه آنان از راه روشن نظام اسلامي و مردم آگاه و مسلمان جداست.
نويسنده در بخش ديگري از مقاله چنين مي نويسد «نظام ديني مستقرّ در عرصه پراتيک[5] اجتماعي و تدبير منزل نيز لنگ مي زند اين نظام نه چندان در تحصيل خيرها (به تعبير ارسطو) براي مردم خود موفق است و نه در احراز (فضيلت برتر) يعني فضيلت آزادي (به تعبير ماکياولي) افزون بر اين، نمي توان چنين نظامي را در عرصه قانونگذاري و صيانت از قانون و ايجاد نظم و سامان سياسي ـ اجتماعي موفق ارزيابي کرد چنان چه با لاک و هيوم همراه شديم و از منظري سود انگارانه به کارآمدي نگاه کنيم کما کان نمي توانيم اين نظام را کار آمد بناميم....» تأمل واقع بينانه و منصفانه و تحليل دقيق تحولات پس از انقلاب اسلامي و مقايسه وضعيت کشور با قبل از انقلاب، به وضوح نشان مي دهد که با توجه به شرايط، محدوديت ها و مشکلات فراوان و دشمني مخالفان نظام اسلامي، جمهوري اسلامي در مدت عمر پر برکت خويش توانسته است در عرصه عمل و اصلاح و بهبود وضعيت معيشتي و اجتماعي مردم توفيقات فراواني را به دست آورد هر چند وجود پاره اي مشکلات و نواقص در اين زمينه قابل انکار نيست اما در عين حال نبايد با بزرگ نمايي مشکلات موجود، دستاوردهاي مثبت نظام را ناديده انگاشت. در سايه تعاليم ديني و تلاش و همت مسئولان و همراهي مردم است که امروز جمهوري اسلامي ايران به عنوان کشوري نيرومند و مقتدر در جهان مطرح شده و همين امر موجب هراس دشمنان اسلام و انقلاب و تشديد دشمني آنان با نظام شده است براستي ناديده گرفتن دستاوردهاي مثبت نظام با وجود سيل دشمني ها و مخالفت ها و تحريم ها و ... خارج شدن از جاده انصاف نيست؟ با نگاهي منصفانه به ميزان امکانات کشور و محدوديت ها و مشکلات، هر ناظرواقع بيني تصديق خواهد کرد که جمهوري اسلامي در زمينه ايجاد خير و سعادت و تأمين آزادي و نظم و سامان سياسي و اجتماعي عملکرد مناسبي داشته است که نشان از کار آمدي نظام دارد هر چند اين امر به معناي ناديده گرفتن نواقص و نارسايي هايي در اين عرصه ها نيست اما نکته اي که بايد بدان توجه نمود اين است که کارآمدي کل در يک نظام سياسي برابر است با حاصل جمع کار آمدي اجزاء، بنابر اين اگر چه در يک سيستم پيچيده بروز عيب و نقص محتمل و طبيعي به نظر مي رسد لکن روند کلي و برآيند مجموعه عملکردها و تلاش هاي صورت گرفته تعيين کننده ميزان کار آمدي آن مي باشد بر اين اساس با نگاهي به روند کلي و بر آيند مجموع اقدامات و عملکردها در نظام جمهوري اسلامي مي توان به کار آمدي آن اذعان نمود.
نويسنده مقاله معتقد است «خوانش ارتدوکسي از دين، زمختي خود را بر سيماي نظام ديني موجود نقش کرده و آن را در چالش با دنياي مدرن، جامعه مدرن و انسان مدرن قرار داده است. به بکار بردن چنين تعبيري حاکي از محور قرار دادن دنياي مدرن و جامعه مدرن و متهور شدن در برابر آن و ناديده انگاشتن هر روندي است که بر خلاف آن شکل بگيرد. و روشن است که ارايه چنين تصويري از نظام ديني با توجه به پويايي و با لندگي آن و تبيين مسير رشد و توسعه کشور با واقعيات موجود سازگار نيست و نظام ديني نه در چالش با دنياي مدرن، که در چالش با مباني فکر و نظري حاکم بر مدرنيت غربي است و خود داعيه دار مدنيتي است که در سايه آن سعادت مادي و معنوي انسان ها تامين خواهد شد.

[1] . جوادي آملي، عبد الله، نسبت دين و دنيا، بررسي و نقد نظريه سکولاريسم، قم، مرکز نشر اسرا، 1381، ص 177.
[2] . مصباح يزدي، محمد تقي، پرسش ها و پاسخ ها، قم، موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ـ رحمه الله عليه ـ ، 1380، ج1، ص 45.
[3] . به منابع بالا مراجعه شود.
[4] . امام خميني ـ رحمه الله عليه ـ، وصيت نامه الهي ـ سياسي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، 1368، چاپ سوم، ص 8 ـ 7.
[5] . عمل و کنش.
علي مجتبي زاده
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :