امروز:
يکشنبه 6 فروردين 1396
بازدید :
1073
دعا تمام نشده بود كه باران رحمت آمد

در سال 6 از هجرت قحط و غلائي شد، كار مردم به سختي كشيد و فقر بر مردم هجوم آورد مردم نزد پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ آمدند و شكايت كردند.
حضرت فرمودند كه: مردم سه روز روزه بگيرند و صدقه دهند، روزها مردم از شهر بيرون بروند تا دعاي باران بخوانيم، روز موعود پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ به اتفاق اهل مدينه به صحرا رفتند و نماز استسقاء «نماز باران» خواندند، هنوز دعا و نيايش تمام نشده بود كه سحاب رحمت نامتناهي از درياي بي‌پايان كرم الهي برخواسته بر شهر و نواحي سايه بركت انداخته شروع به باريدن كرد، و هفت شبانه روز خاموش كردن آتش عطش آن كشور و تسكين غبار اضطراب مردم آن مرز و بوم پرتو انداخت تا اينكه از كثرت باران بنيان طاقت‌شان منهدم گشته از خرابي خانه‌ها متوهم شدند مردم نزد حضرت رفتند و مستدعي تخفيف باران گرديدند، آن حضرت از آن گفتار متبسم شد و دست به دعا برداشت و عرض كرد «اللهم حوالينا لا علينا» يعني خدايا به اطراف ما بباران و بر ما مباران، پس ابر شكافته شد از محاذات مدينه كنار رفت چنان كه در شهر اصلاً باران نبود، در خارج مدينه و نواحي هم چنان مي‌باريد.
شكر و سپاس ايزد كانشاء نمود ما را جا داد در سماء دار الوجود ما را
در صورت و شمايل بنهاد بس فضايل تكريم كرد و تفضيل از لطف وجود مارا
از عقل كرد محفوظ وز كفر و شرك محفوظ بخشيد اين كرامت و آنگه ستود ما را
پيغمبران فرستاد با معجزات و آيات سوي جناب اقدس راهي نمود ما را
ابراز كرد ما را در امت محمد (ص) اعطاي اين كرامت صد عزّ فزود ما را
مطالب مرتبط :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیک :
متن نظر :