امروز:
دوشنبه 29 آبان 1396
بازدید :
1965
نورهاي آسماني [1]

حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السّلام ـ در روز اوّل شعباني به جماعتي گذشت كه در مسجدي نشسته بودند و در امر قدر و امثال آن گفتگو مي كردند و بلند شده بود صداهاي ايشان و سخت شده بود لجاجت و جدال ايشان پس حضرت ايستاد و بر ايشان سلام كرد،آنها جواب سلام دادند و براي آن جناب برخاستند و خواهش كردند كه نزد ايشان بنشيند،آن حضرت به ايشان اعتنايي نكرد و فرمود:اي گروهي كه سخن مي گوئيد در چيزي كه به شما نفع نمي رساند، آيا ندانستيد كه خداي تعالي را بندگاني است كه ساكت كرده ايشان را خوف، بدون آنكه عاجز باشند از گفتن يا لال باشند بلكه ايشان هرگاه به خاطر آرند عظمت خداوند را شكسته مي شود زبانهايشان و كنده مي شود دلهايشان و مي رود عقلهايشان و مبهوت مي شوند به جهت اعزاز و اجلال و اعظام خداوند، پس هرگاه بخود آمدند از اين حالت رو مي آورند بسوي خدا به كردارهاي پاكيزه، مي شمرند نفسهاي خود را با ستمكاران و خطاكاران و حال آنكه ايشان منزّه اند از تقصير و تفريط، ايشان راضي نمي شوند براي خدا به كردار اندك و بسيار نمي شمرند براي او عمل زياد را و پيوسته مشغولند به اعمال، پس ايشان چنانند كه هر وقت نظركني به ايشان ايستادگانند به عبادت ترسان و هراسان در بيم و اضطرابند، پس كجائيد شما از ايشان اي گروه تازه كارها،آيا ندانستيد كه داناترين مردم، به قدر ساكت ترين ايشانند از آن،و اين كه جاهلترين مردم، به قدر سخنگوترين ايشانند در او، اي گروه تازه كارها،امروز روز اوّل ماه شعبان كريم است، ناميده است او را پروردگار شعبان به جهت پراكنده شدن خيرات، به تحقيق كه باز كرده پروردگار شما در او، درهاي حسنات خود را و جلوه داده به شما قصرها و خيرات او را به قيمت ارزاني و كارهاي آساني، پس بخريد آن را، و جلوه داده براي شما ابليس لعين شعبه هاي شرور و بلاهاي خود را پيوسته مي كوشيد در گمراهي و طغيان و متمسّك مي شويد به شعبه هاي ابليس و رو مي گردانيد از شعبه هاي خيرات كه باز شده براي شما درهاي او و اين روز اوّل ماه شعبان است و شعبه هاي خيرات او نماز است و روزه و زكات و امر به معروف و نهي از منكر و نيكي به والدين و خويشان و همسايگان و اصلاح ذات البين و صدقه به فقرا و مساكين، برخود سختي مي دهيد چيزي را كه برداشته شده از شما يعني امر قضا و قدر و چيزي كه نهي شده ايد از فرو رفتن در آن از كشف سرّهاي خدا كه هر كه تفتيش كند از آنها، از تباه شدگانست.آگاه باشيد بدرستيكه اگر شما واقف شويد بر آنچه مهيّا فرموده پروردگار عزّوجلّ براي مطيعين از بندگانش در امروز هر آينه باز خواهيد داشت خود را از آنچه در او هستيد و شروع خواهيد كرد در آنچه امر كردند شما را به آن. گفتند: يا اميرالمؤمنين! چيست آن چه خداوند مهيّا فرموده در اين روز براي مطيعين خود، پس حضرت نقل فرمود قصّه آن لشگري را كه رسول خدا ـ صلّي اللّه عليه و اله ـ به جهاد كفّاره فرستاده بود و دشمنان شب بر ايشان شبيخون زدند و آن شبي تاريك و سخت ظلماني بود و مسلمانان در خواب بودند و كسي از ايشان بيدار نبود جز زيدبن حارثه و عبداللّه بن رواحه و قتاده بن نعمان و قيس بن عاصم منقري كه هر كدام در يك جانب ايشان بيدار و مشغول نماز و قرآن خواندن بودند و دشمنان مسلمانان را تيرباران كردند و مسلمانان دشمنان را به واسطه تاريكي نمي ديدند تا از آنها دوري كنند، به همين جهت نزديك بود كه هلاك شوند كه ناگاه از دهان اين چند نفر نورهايي ساطع شد كه لشگرگاه مسلمانان را روشن كرده و سبب قوّت و دليري ايشان شد، پس شمشير كشيده و دشمنان را كشته و زخمي و اسير نمودند. چون مراجعت نمودند و براي حضرت رسول ـ صلّي اللّه عليه و اله ـ نقل كردند پيامبر ـ صلّي اللّه عليه و اله ـ فرمود: اين نورها به جهت اعمال اين برادران شما در روز اوّل ماه شعبان است. پس يك يك آن اعمال را حضرت نقل كردند تا آنكه فرمودند:... بدرستيكه خداوند عزّوجّل چون روز اوّل ماه شعبان مي شود امر مي كند به درهاي بهشت پس باز مي شود و امر مي كند درخت طوبي را پس نزديك مي كند شاخه هاي خود را براين دنيا آنگاه ندا مي كند منادي پروردگار عزّوجلّ اي بندگان خدا اين شاخه هاي درخت طوبي است پس در آويزيد به او كه بلند كند شما را بسوي بهشت و اين شاخه هاي درخت زقوم است پس بترسيد از او كه شما به سوي دوزخ هدايت نكند. رسول خدا ـ صلّي اللّه عليه و اله ـ فرمود: قسم به آنكه مرا به راستي به رسالت مبعوث نموده كه هر كه فرا گيرد درسي از خير و نيكي در اين روز پس به تحقيق كه در آويخته به شاخه اي از شاخه هاي درخت طوبي پس آن كشاننده است او را بسوي بهشت و هر كه فراگيرد دري از شرّ را در امروز پس به تحقيق كه در آويخته به شاخه اي از شاخه هاي درخت زقوم پس آن كشاننده است او را بسوي آتش،. ... آنگاه رسول خدا ـ صلّي اللّه عليه و اله ـ لحظاتي نظر خود را به جانب آسمان انداخت و خوشحال و مسرور بود، آنگاه نظر مبارك را به زير انداخت به سوي زمين، پس پيشاني مبارك را درهم كشيد و روي مباركش ترش شد. آنگاه رو كرد به اصحاب خود و فرمود: قسم به آن كه محمد ـ صلي اللّه عليه و آله ـ ‌را به راستي به پيغمبري فرستاده، ديدم به تحقيق درخت طوبي را كه بلند مي شد و بلند ميكرد آنان را كه به او آويخته بودند بسوي بهشت و ديدم بعضي از ايشان را كه در آويخته بود به يك شاخه از آن و بعضي درآويخته بودند به دو شاخه از آن يا به چند شاخه برحسب فراگرفتن ايشان طاعت را، و بدرستيكه هر آينه
مي بينم زيدبن حارثه را كه در آويخته به بيشتر شاخه هاي آن پس آن شاخه ها بلند مي كنند او را به اعلا عليين بهشت پس از اين جهت خنديدم و خوشحال شدم. پس نگاه كردم بسوي زمين پس قسم به آنكه مرا به راستي به پيغمبري فرستاد، ديدم درخت زقوم را كه پائين مي رفت شاخه هاي او و پائين مي برد درآويختگان به خود را به سوي دوزخ و ديدم پاره اي از ايشان را درآويخته به شاخه اي و ديدم بعضي از ايشان را كه
درآويخته اند به دو شاخه يا به چند شاخه برحسب انجام دادن گناهان و بدرستيكه هر آينه مي بينم بعضي از منافقين را كه درآويخته اند به بيشتر شاخه هاي او و شاخه هاي زقوم آنها را فرو مي برد به پايين ترين دركات پس از اين جهت روي خود را ترش كردم و پيشاني درهم كشيدم.
[1] . مفاتيح الجنان، باب دوم.
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
*پست الکترونیک :
* متن نظر :