امروز:
شنبه 3 تير 1396
بازدید :
1196
خداوند دعاي او را مستجاب كرد

از امير المؤمنين ـ عليه السّلام ـ نقل شده؛ هنگامي كه حضرت يونس ـ عليه السّلام ـ در شكم ماهي بزرگ قرار گرفت، ماهي در درون دريا حركت مي‌كرد، به درياي قُلْزَم رفت و پس از آنجا به درياي مصر رفت، سپس از آنجا به درياي طبرستان «درياي خزر» رفت سپس وارد دجله بصره شد، و بعد يونس را به اعماق زمين برد.
قارون كه در عصر موسي ـ عليه السّلام ـ مشمول غضب خدا شده بود «و خداوند به زمين فرمان داده بود تا او را در كام خود فرو برد» فرشته‌اي از سوي خدا مأمور شده بود كه قارون را هر روز به اندازه طول قامت يك انسان در زمين فرو برد، يونس در شكم ماهي، ذكر خدا مي‌گفت و استغفار مي‌كرد، قارون در تحت زمين، صداي زمزمه يونس ـ عليه السّلام ـ را شنيد، به فرشته مسلط برخود گفت: اندكي به من مهلت بده، من در اينجا صداي انساني را مي‌شنوم، خداوند به آن فرشته وحي كرد به قارون مهلت بده، او به قارون مهلت داد، قارون به صاحب صدا «يونس» نزديك شد و گفت: تو كيستي؟
يونس: انا المذنب الخاطيء يونس بن متّي.
«من گنهكار خطاكار يونس پسر متي هستم».
قارون احوال خويشان خود را از او پرسيد، نخست گفت: از موسي چه خبر داري؟
يونس: موسي ـ عليه السّلام ـ مدتي است كه از دنيا رفته.
قارون:‌ از هارون برادر موسي ـ عليه السّلام ـ چه خبر داري؟
يونس:‌ او نيز از دنيا رفت.
قارون: از كُلثم (خواهر موسي) كه نامزد من بود چه خبر؟
يونس: ‌او نيز مرد.
قارون گريه كرد و اظهار تأسف نمود «و در دلش براي خويشانش سوخت و براي آنها گريست».
فشكر الله له ذلك «همين دل سوزي او « كه يك مرحله‌اي از صله رحم است» موجب شد خداوند نسبت به او لطف نمود و به آن فرشته مأمور بر او خطاب كرد: كه عذاب دنيا را از قارون بردار «يعني همانجا توقف كند و ديگر روزي به اندازه يك قامت انسان در زمين فرو نرود كه عذاب سخت براي او بود» هنگامي كه يونس ـ عليه السّلام ـ از اين موضوع باخبر شد «و دريافت كه خداوند به بندگانش در صورتي كه كار نيك كنند مهربان است» در ميان تاريكي‌هاي «شب و دريا و شكم ماهي» فرياد مي‌زد:
«لا اله الا انت سبحانك اني كنت من الظالمين».
معبودي جز خداي يكتا نيست، اي خدا، تو پاك ومنزه هستي و من از ستمگران هستم.
خداوند دعاي او را به استجابت رسانيد و به ماهي فرمان داد تا او را به ساحل بيندازد، ماهي او را كنار ساحل آورد و به بيرون انداخت خداوند در همانجا درخت كدو رويانيد و يونس در سايه آن درخت آرميد و از مواهب الهي بهره‌مند شد و كم كم سلامتي خود را باز يافت.
به اين ترتيب ببينيم: عمل نيك مانند صله رحم، و هم چنين دعا وتوبه و اقرار به گناه، موجب نجات خواهد شد.
گذر كن اي صبا در كوي جانان ببر از من پيامي سوي جانان
دلم را تازه كن يعني بياور نسيمي جانفزا از كوي جانان
سر شوريده‌اي دارم چو مجنون دل آشفته‌اي چون موي جانان
دلم گرديد مالامال عشقش سرم پر شد ز هاي و هوي جانان
بهر سوئي، بهر كوئي، بمردم روم از بهر جستجوي جانان
وزد بادي مگر بر من زكويش كشم آبي مگر از جوي جانان
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :