امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1434
عيسي (ع) كنار قبر دعا كرد

مي‌دانيم كه يكي از معجزات حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ زنده كردن مردگان بود، روزي شخصي از امام صادق ـ عليه السّلام ـ پرسيد: آيا عيسي ـ عليه السّلام ـ كسي را زنده كرد كه او بعد از زنده شدن، مدتي عمر كند، و از خوراكي‌ها بخورد و داراي فرزند شود؟ امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود: «آري حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ برادر ديني و دوست مخلص و درست كرداري داشت، و هر وقت عيسي ـ عليه السّلام ـ از كنار منزل او عبورش مي‌افتاد، به خانه او وارد مي‌شد و از او احوال پرسي مي‌كرد. در ايامي،‌ عيسي ـ عليه السّلام ـ مدتي مسافرت كرد، و در بازگشت به ياد اين برادر ديني خود افتاد، به در خانه او رفت، تا با او ملاقات كند و بر او سلام نمايد.
مادر او از منزل بيرون آمد، عيسي ـ عليه السّلام ـ از او پرسيد: فلاني كجا است. مادر گفت: «اي فرستاده خدا، فرزندم از دنيا رفت».
عيسي ـ عليه السّلام ـ به مادر فرمود: «آيا دوست داري پسرت را «زنده» ببيني؟» مادر عرض كرد: «آري».
عيسي فرمود: فردا نزد تو مي‌آيم، و فرزندت را به اذن خدا زنده مي‌كنم».
فردا فرا رسيد، ‌عيسي ـ عليه السّلام ـ نزد مادر دوستش آمد، و به او فرمود: بيا تا با هم كنار قبر پسرت برويم، مادر همراه عيسي ـ عليه السّلام ـ كنار قبر رفتند عيسي ـ عليه السّلام ـ كنار قبر ايستاد و دعا كرد، و قبر شكافته شد، و پسر آن زن، زنده از قبر بيرون آمد، وقتي مادر او را ديد و او مادرش را ديد، با هم گريه كردند، عيسي ـ عليه السّلام ـ دلش به حال اين مادر و فرزند سوخت و به آن پسر فرمود: «آيا دوست داري با مادر در دنيا باقي بماني؟» او عرض كرد: يعني غذا بخورم و كسب روزي كنم و مدتي زنده بمانم؟!
عيسي ـ عليه السّلام ـ فرمود: آري، آيا مي‌خواهي تا بيست سال غذا بخوري و روزي كسب كني و ازدواج نمايي و داراي فرزند شوي».
او عرض كرد: «آري راضي هستم».
عيسي ـ عليه السّلام ـ او را به مادرش سپرد و او بيست سال زندگي كرد و داراي زن و فرزند شد.
بي‌پرده رخ نما كه شوم من فداي تو در چشم من در آ كه شوم من فداي تو
دور از تو چشم بد كه سراپا نكوئي نزديك‌تر بيا كه شوم من فداي تو
خوب آمدي بيا كه بپاي تو جان دهم دردم شود دوا كه شوم من فداي تو
با من هر آنچه مي‌كني از لطف و قهر و ناز هست آن همه بجا كه شوم من فداي تو
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :