امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
783
حرز امام رضا ـ عليه السّلام ـ[1]

ابوالحسن علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ در قصر حميدبن قحطبه لباس را از تن بيرون آورد و داد به او و حميد آن را به كنيز خود داد كه بشوئيد، پس از اندك زماني آن كنيز آمد و با او رقعه اي بود و به حميد گفت اين رقعه را در گريبان لباس ابوالحسن ـ عليه السّلام ـ يافتم. پس حميد به آن حضرت گفت: فداي تو گردم به درستي كه اين جاريه يافته است رقعه اي در گريبان پيراهن تو، آن رقعه چيست؟ فرمود: تعويذي است كه آن را از خود دور نمي كنم، حميد گفت ممكن است كه ما را به آن مشرّف كني، پس فرمود: اين تعويذي است كه هر كس نگاه دارد در گريبان خود دفع مي شود از او بلا و مي باشد براي او حرزي از شيطان رجيم، پس تعويذ را براي حميد خواند. (بسم اللّه الرّحمن الرّحيم.، بسم اللّه انّي اعوذ بالرّحمن منك... تا اللّهمّ اليك التجات) و براي اين حرز حكايت عجيبي است كه روايت كرده آن را ابوالصّلت هروي كه گفت: مولاي من علي بن موسي الرضا ـ عليه السّلام ـ روزي در منزل خود نشسته بود، ناگاه پيك مأمون بر او داخل شد و گفت كه امير تو را مي طلبد. پس امام برخاست و به من گفت مأمون مرا نمي طلبد در اين وقت مگر به جهت كاري سخت و به خدا كه نمي تواند كاري كند به جهت اين كلمات كه از جدّم رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ به من رسيده. ابوالصّلت گفت همراه امام نزد مأمون رفتم، چون نظر حضرت بر مأمون افتاد حرز را تا آخر خواند پس زماني كه حضرت مقابل مأمون ايستاد، مأمون نظر كرد بسوي او و گفت اي ابوالحسن امر كردم كه صد هزار درهم به تو بدهند و بنويس هر حاجتي كه داري، پس چون امام پشت گردانيد مأمون نظر در قفاي امام كرد و گفت اراده كرده ام من و اراده كرده است خدا و آنچه اراده كرده است خدا بهتر بوده است.




[1] . باقيات صالحات، باب پنجم.

مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :