امروز:
شنبه 1 مهر 1396
بازدید :
1538
بينائيش را به او برگردان
اعمش مي‌گويد: در مدينه كنيز سياه چهره نابينائي را ديدم كه آب به مردم مي‌داد و مي‌گفت:‌ به افتخار دوستي علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ بياشاميد، بعد از مدتي او را در مكه ديدم كه بينا بود و به مردم آب مي‌داد و مي‌گفت:
«به افتخار دوستي علي بن ابي طالب ـ عليه السّلام ـ آب بنوشيد، به افتخار آن كسي كه خداوند به واسطه او بينائيم را به من بازگردانيد!»
نزديك رفتم و به او گفتم قصة بينايي تو چگونه است؟
گفت: روزي مردي به من گفت:‌«اي كنيز تو آزاد شدة علي بن ابي طالب و از دوستان او هستي؟»
گفتم: آري.
گفت: «خدايا اگر اين زن راست مي‌گويد: «و در محبت خود به علي ـ عليه السّلام ـ صادق است، بينائيش را به او برگردان».
سوگند به خدا، بعد از اين دعا، بينا شدم و خداوند نعمت بينائي را به من بازگردانيد، به اين مرد گفتم: تو كيستي؟
گفت: انا الخضر و انا من شيعة علي بن ابي طالب.
من خضر هستم، و من شيعه علي ـ عليه السّلام ـ مي‌باشم.
ما عاشق آل مصطفائيم پيوسته گداي مرتضائيم
داريم وفا به آل حيدر تا ظن نبري كه بي وفائيم
حمدي علوي نسب فقيريم شكر رضوي نسب گدائيم
مطالب مرتبط :
* نام و نام خانوادگی :
* متن نظر :